Long live free and united Balochistan

Long live free and united Balochistan

Search This Blog

Translate

افزايش كم‌سابقه بودجه و فعاليت‌ها‌ي بسيج

دولت محمود احمدي‌نژاد در ماه‌هاي گذشته توجه ويژه‌اي به نيروهاي نظامي داشته و بودجه آنها را تا ۵۰ درصد افزايش داده. اكنون فرمانده‌ بسيج از گسترش كم‌سابقه فعاليت و ۲ تا ۷ برابر شدن بودجه‌ي نيروهاي تحت فرمانش خبر مي‌دهد.

مجموع بودجه نهادهاي نظامي از ١١٢۵٠ ميليارد تومان در سال ٨٨ به ١۴٧۵٣ ميليارد تومان در سال ٨٩ افزايش يافته است. بنابر آماري كه از جزييات لايحه‌ي بودجه سال جاري منتشر شده سهم وزارت دفاع از اين افزايش بيش از ۵۰ درصد بوده است. بودجه سپاه از ۴٨۵٠ ميليارد تومان به ۵٨٢۵ ميليارد تومان رسيده است. اكثريت اصولگراي مجلس هشتم نيز توجه ويژه‌اي به نيروهاي بسيج دارند و هم‌صدا با دولت خواستار گسترش امكانات اين نهاد شده‌اند.

افزايش "وصف‌ناشدني" فعاليت بسيج

سردار محمد‌رضا نقدي، در ديدار با فرماندهان بسيج از افزايش شمار پايگاه‌هاي اين نيرو خبر داد و گفت «اعتبارات احداث پايگاه‌ها با همكاري نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در قانون پيش‌بيني شده است.» ظاهرا گسترش اين پايگاه‌ها چنان وسيع است كه فرمانده بسيج نيز آن را "وصف‌ناشدني" عنوان مي‌كند.


خبرگزاري فارس روز گذشته، پنج‌شنبه هفتم مرداد، از قول نقدي نوشت «امسال يك حركت وصف‌ناشدني در افزايش پايگاه‌هاي مقاومت بسيج درسطح كشور ايجاد شده كه در طول سال‌هاي گذشته بي‌نظير است.» تعداد پايگاه‌هاي جديد در سال ۸۹ به هفت هزار مي‌رسد.


زنان بسيجي

پايگاه‌هايي براي "مسائل ديگر"

محمدرضا نقدي با اشاره به اينكه اعتبار پايگاه‌هاي بسيج دو تا هفت برابر افزايش خواهد يافت گفت «با احداث پايگاه‌ها، فعاليت بسيجيان بيش از گذشته ارتقا مي‌يابد.» او مدعي است «خدمت‌رساني به مردم يكي از وظايف اصلي پايگاه‌هاي مقاومت بسيج است.» فرمانده بسيج مي‌گويد «پايگاه‌ها نقش مهمي در كاهش شكاف اجتماعي و مسائل ديگر دارند.»


در حالي كه سردار نقدي در مورد آنچه "مسائل ديگر" خوانده توضيحي نداده است منابع نزديك به اطلاح طلبان افزايش چشمگير اعتبارات نيروهاي بسيج را با نقش آنها در مقابله با جنبش اعتراضي شهروندان مرتبط مي‌دانند. سايت اينترنتي جرس مي‌نويسد «پايگاه‌هاي بسيج و اعضاي آن، يكي از مراكز اصلي سركوب اعتراضات مردمي در حوادث پس از انتخابات به شمار مي‌آيد.»

اكتفا نكردن به بودجه دولتي

سران جمهوري اسلامي بارها نقش بسيج در مقابله با ناآرامي‌هاي پس از انتخابات را، كه در ادبيات رسمي حكومت "فتنه" و "اغتشاش" خوانده مي‌شود تحسين كرده‌اند. سردار نقدي پانزدهم ارديبهشت در مراسم دهمين سالگرد تاسيس بسيج سازندگي گفت «ظرفيت به‌وجود آمده در بسيج در خدمات رساني به مردم بايد در كوتاه‌ترين زمان به افزايش صد برابري برسد.»


گفته مي‌شود نيروهاي شبه‌نظامي بسيج به جز منابعي كه مطابق برنامه بودجه‌ي ساليانه در اختيارشان قرار دارد از منابع ديگري نيز حمايت مي‌شوند. فرمانده بسيج در مراسم ياد شده مي‌گويد «نبايد فراموش كرد كه بودجه‌هاي دولتي محدوديت دارند و نبايد صرفا به اين بودجه‌ها اكتفا كرد.»


فرماندهي نيروهاي بسيج پيش از انتخابات سال گذشته بر عهده‌ي حسين طائب، يكي از چهره‌هاي امنيتي و از معتمدان آيت‌الله علي خامنه‌اي قرار داشت. از آن پس سردار نقدي به اين سمت منصوب شده. مهدي كروبي و ميرحسين موسوي، دو نامزد معترض به نتايج اعلام شده‌ي انتخابات بارها نيروهاي بسيج و سپاه را به دست داشتن در آنچه "كودتاي انتخاباتي" عنوان مي‌شود متهم كرده‌اند.

رژیم آخوندی 40 میلیون یورو پول بی زبان مردم ایران را به زیمبابو هدیه می کند

رژیم آخوندی 40 میلیون یورو پول بی زبان مردم ایران را به زیمبابو هدیه می کند
 
کیتی کیتی گفت: این مبلغ همچنین برای بازسازی نیروگاه اصلی زیمبابوه بمنظور افزایش تولید برق و کاهش سهمیه بندی و جیره بندی برق مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
سفیر زیمبابوه در تهران از کمک 40 میلیون یورویی جمهوری اسلامی به کشورش برای هزینه در بخش انرژی خبر داد.
به گزارش مهر به نقل از خبرگزاری پان افریکن، "نیکولاس کیتی کیتی" سفیر زیمبابوه در تهران گفته است که جمهوری اسلامی این مبلغ را برای بخش انرژی، بانکداری و پروژه های صنعتی در کشورش هزینه خواهد کرد.
کیتی کیتی گفت: این مبلغ همچنین برای بازسازی نیروگاه اصلی زیمبابوه بمنظور افزایش تولید برق و کاهش سهمیه بندی و جیره بندی برق مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
سفیر زیمبابوه با اشاره به کمک های مالی جمهوری اسلامی به کشورش افزود: این تاسیسات منتظر ما هستند تا آنها را نجات دهیم. من اطمینان دارم که این به توسعه برنامه های اقتصادی ما کمک خواهد کرد.
وی همچنین از آغاز گفتگوهای کشورش با جمهوری اسلامی برای دریافت خطوط اعتباری بیشتر، بمنظور احیای بخش های کشاورزی، بهداشت و فناوری زیمبابوه خبر داد.
http://parsdailynews.com/68758.htm

هک شدن سایت استانداری اشغالگران در بلوچستان


هک شدن سایت استانداری اشغالگران در بلوچستان
به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از خبرنگار حکومتی سیب پرس : هکرهای ناشناس موفق به ورود به سایت استانداری سیستان و بلوچستان شده اند و عکس حجه الشیطان سلیمانی امام جمعه جنایتکار شیعیان تندروی زاهدان را که در متن یکی از اخبار سایت مذکور درج شده بود را تغییر داده و عکس دوم همین مطلب را به جای عکس ایشان قرار داده اند.
این در حالی است که با گذشت چند روز از پیدا شدن این مشکل در سایت استانداری استان همچنان مسئولین این سایت مشکل را حل نکرده اند و این عکس همچنان در سایت استانداری تغییر داده نشده است. لینک مطلب
سایت خبری سیب پرس به هیچ عنوان هک کردن سایت ها و ایجاد اخلال در امر خبر رسانی
را عملی صحیح نمی داند
.

سودهایی که حاکمان ایران از تحریم‌ها می‌برند

امید پارسانژاد

بی‌بی‌سی

کشورهای قدرتمند جهان، ایران را تحریم کرده اند تا از پیشرفت برنامه اتمی این کشور جلوگیری کنند، اما بعضی از مقامات ایران، این تحریم ها را بی نتیجه و گاه حتی به نفع حکومت خود می‌دانند.

بعضی از مخالفان دولت ایران هم می گویند که گروهی از اعضای جناح حاکم، از اعمال تحریم های بین المللی علیه این کشور استقبال می کنند.

مهدی کروبی، یکی از رهبران مخالفان دولت در ایران است که اخیرا گفت: "بخشی از حاکمیت و سپاه به دنبال تحریم هستند".

تقریبا هیچ کارشناسی تردید ندارد که تحریم های اقتصادی در نهایت زیان ها و مخاطرات فراوانی را متوجه حکومت ایران می کند؛ اما روی دیگر سکه تحریم ها چیست؟ این ادعا به چه معنا است که تحریم ها -دست کم در کوتاه مدت- به نفع بخشی از جناح حاکم بر ایران تمام می شود؟ منافع تحریم ها چی است؟ چه کسانی از آن بهره مند می شوند؟ و این امر چگونه اتفاق می افتد؟

کلیک منافع تجارت غیر قانونی

کلیک ورود سپاه به پروژه های بزرگ نفتی

کلیک کسانی که از بحران تغذیه می کنند

کلیک کمکی که تحریم ها به مبارزه حکومت با "تهاجم فرهنگی" می کند

کلیک آیا تحریم ها در نهایت به سود حکومت ایران است؟

از جنبه اقتصادی، به طور خلاصه می توان گفت که محدودیت های اقتصادی و بانکی علیه ایران، بازرگانی عادی و فعالیت های اقتصادی قانونی و آشکار را در این کشور دشوار می کند و فضای رقابتی را از میان می برد؛ در نتیجه تجارت غیر قانونی یا قاچاق کالا رواج می یابد و بازار سیاه در زمینه های مختلف رونق پیدا می کند.

تجربه ایران در دوران جنگ با عراق نشان داده است که چنین فضایی پدید آورنده انحصارهای پرسود برای افراد و نهادهای نزدیک به قدرت و مورد اعتماد حکومت بوده است.

مقامات رسمی ایران ارزش واردات غیر قانونی به ایران را در سال های اخیر حدود ۱۰ میلیارد دلار در سال تخمین می زنند، اما بعضی منابع مستقل این رقم را بیش از ۱۵ میلیارد دلار می دانند.

تحریم ها این تجارت پر سود را بیش از پیش رونق خواهد داد، اما این سود عمدتا به جیب چه کسانی می رود؟

منافع تجارت غیر رسمی

نمایندگان دوره ششم مجلس شورای اسلامی که اکثر آنها از جناح اصلاح طلب بودند، در مورد واردات و قاچاق چای به ایران که صنعت چای داخلی را در معرض نابودی قرار داده بود، تحقیق و تفحصی انجام دادند که نتیجه آن روز ۵ خردادماه سال ۱۳۸۳ در یکی از آخرین جلسات مجلس ششم اعلام شد.

تحریم ها به رونق گرفتن بازرگانی غیر قانونی و بازار سیاه کالاها منجر می شود و به سود افراد و گروه هایی است که به قدرت نزدیک هستند و می توانند این فعالیت ها را تحت کنترل بگیرند.در بخشی از گزارش تحقیق و تفحص مجلس، فهرست اسکله هایی که فعالیت تجاری غیرمجاز در آنها صورت می گرفت ارائه شده بود که در آن به صراحت از سه اسکله متعلق به سپاه در چابهار، خور زنگی و هرمزگان در کنار چندین اسکله متعلق به نیروی انتظامی، نیروی دریایی ارتش، استانداری و چند نهاد دولتی دیگر نام برده شده بود.

اما نکته مهم تر این بود که در این گزارش از بنادر بزرگ نظامی متعلق به سپاه در چابهار، بندرعباس، قشم، بوشهر، ماهشهر، جزیره ابوموسی و چند جزیره دیگر، در کنار بندرهای متعلق به نیروی دریایی ارتش و پلیس، به عنوان بنادری یاد شده بود که "شایعات و گفته هایی" در مورد تجارت غیرقانونی از طریق آنها وجود دارد.

هیأت تحقیق و تفحص در گزارش خود نوشته بود که مسئولان نظامی حاضر نیستند جواب "نفی یا اثبات" در مورد این شایعات به مجلس ارائه کنند.

مخالفان حکومت ایران، گروه هایی در سپاه پاسداران را متهم می کنند که در دوران حکومت صدام حسین بر عراق و در شرایطی که عراق تحت تحریم فروش نفت قرار داشت، بخشی از نفت عراق را از طریق همین بنادر به صورت غیرقانونی روانه بازارهای بین المللی می کردند و از این طریق سود قابل توجهی به دست می آوردند.

تاجران ساکن بندر دوبی در امارات متحده عربی (بزرگترین شریک تجاری سال های اخیر ایران) معتقدند که دخالت سپاه پاسداران در تجارت غیر رسمی ایران، به موارد ویژه ای همچون قاچاق نفت عراق محدود نمی شود و بخش اعظم این تجارت بزرگ (به ارزش ۱۰ تا ۱۵ میلیارد دلار در سال) تحت کنترل این نهاد نظامی است.

یکی از آنها اخیرا به مجله نیوزویک گفته است که صدها شرکت تجاری متعلق به ایرانیان در دوبی در سه سال اخیر و به دلیل ناتوانی در رقابت با تاجران غیر رسمی وابسته به سپاه پاسداران تعطیل شده اند.

بنابراین به عقیده ناظران اقتصادی، رونق گرفتن تجارت غیر رسمی (که ضرورت آن برای تأمین نیازهای ایران با توجه به تحریم ها روز به روز بیشتر می شود) می تواند از راه خارج کردن رقبای مستقل باقی مانده در صحنه تجارت، مستقیما به نفع سپاه پاسداران و گروه های وابسته به آن تمام شود.

سپاه و پروژه های نفتی

اما این تنها سودی نیست که تحریم ها به فعالیت های اقتصادی سپاه می رساند؛ این تحریم ها با دور کردن شرکت های نفتی بین المللی از صنعت نفت و گاز ایران، میدان را برای یکه تازی شرکت های وابسته به نظامیان، مانند قرارگاه خاتم الانبیا کاملا باز کرده است.

تجربه نشان داده است که بخش های نظامی اموری را به عهده می گیرند که در عمل توان انجام آن را ندارند و پروژه ها را نیمه کاره و با صرف چند برابر هزینه پیش بینی شده اولیه رها می کنند و یا با گرفتن حق دلالی به دیگران واگذار می کنند. به نظر می رسد که انجام پروژه های بزرگ نفت و گاز پارس جنوبی که اهمیت بسیاری در آینده اقتصادی کشور دارد، در توان سپاه نیست.

مهدی کروبی در گفت و گو با سایت انگلیسی بی‌بی‌سی
واگذاری یک قرارداد ۲۱ میلیارد دلاری برای توسعه میدان گازی پارس جنوبی که اخیرا بدون برگزاری تشریفات مناقصه به این قرارگاه و چند شرکت دولتی دیگر واگذار شد، نمونه ای از اثرات تحریم های بین المللی است.

شرکت های نفتی شل، رپسول و توتال سال ها در مورد سرمایه گذاری در پارس جنوبی و به عهده گرفتن اجرای پروژه های بهره برداری از این میدان گازی با مقامات ایران مذاکره کرده بودند، اما تحریم ها باعث شد که از این پروژه کنار بکشند و راه را برای سپاه باز کنند.

این در حالی است که قرارگاه خاتم الانبیا چند روز بعد از در اختیار گرفتن قرارداد جدید، اعلام کرد که از انجام قرارداد قبلی خود در همین پروژه، یعنی اجرای فازهای ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی "کناره گیری" می کند.

مخالفان دولت ایران می گویند که سپاه عملا توان اجرای چنین پروژه هایی را ندارد و آنها را یا پس از صرف هزینه های هنگفت نیمه تمام رها می کند و یا با گرفتن حق دلالی به شرکت های دیگر می سپارد.

بنابراین تحریم هایی که یکی از اهداف اصلی آن، اعمال فشار به سپاه پاسداران و محدود کردن فعالیت آن بود، دست کم در کوتاه مدت عملا منافع فراوانی به این نهاد می رساند.

'تندروها' و تغذیه از بحران

از جنبه سیاسی هم گفته می شود که این تحریم ها برای گروهی از سیاستمداران جناح حاکم بر ایران منافعی در بر دارد.

مخالفان جمهوری اسلامی می گویند که "تندروی" سیاسی در ایران یک پدیده"بحران زی" است، به این معنا که بی ثباتی و وضعیت بحرانی به تسلط آن بر کشور تداوم می دهد.

آنها می گویند که تندروها با استفاده از بحران می توانند فضای سیاسی را محدودتر و منتقدان را سرکوب کنند و رقیبان سیاسی خود را حتی از جناح اصولگرا به حاشیه برانند.

فضای بحرانی ناشی از تحریم های بین المللی به طور طبیعی بر قدرت و وسعت عمل نهادهای نظامی و امنیتی در ایران می افزاید و به آنها اجازه می دهد که از پاسخگویی اجتناب و رفتارهای سیاسی خود را توجیه کنند.

بعضی از مخالفان جمهوری اسلامی می گویند که این حکومت با استفاده از بحران ناشی از تحریم ها می تواند فضای سیاسی را ببندد، منتقدان را سرکوب کند و بر قدرت نهادهای نظامی و امنیتی خود بیفزاید.حاکمان ایران همچنین می توانند با استفاده از فضای تبلیغاتی ناشی از این تحریم ها به بیگانه هراسی گروهی از مردم در ایران دامن زنند و مشکلات ناشی از سیاست های اقتصادی خود را به تحریم ها نسبت دهند.

اما شاید عمیق ترین تأثیر تحریم های بین المللی علیه ایران، اثری باشد که بر طبقه متوسط جامعه، و از طریق آن بر روند توسعه سیاسی و اقتصادی در این کشور می گذارد.

توقف توسعه به معنای 'غربی'

محسن رنانی، اقتصاد دان و عضو هیأت علمی دانشگاه اصفهان اخیرا در مورد اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها در شرایطی که تحریم های بین المللی علیه ایران اعمال می شود به شدت اظهار نگرانی کرده و هشدار داده است.

او در مصاحبه با یکی از مجلات موسسه همشهری گفته است: "در پایان اجرای طرح هدفمندسازی، طبقه متوسطی وجود نخواهد داشت... با اجرای این طرح، باقی مانده طبقه متوسط هم به طبقه فقرا خواهند پیوست و این برای آینده توسعه ایران بسیار خطرناک است، چون طبقه متوسط موتور توسعه کشور است و وقتی این طبقه محو شود، فرایند توسعه برای یکی دو نسل متوقف خواهد شد."

اما نکته اینجا است که طبقه متوسط جامعه، موتور نوعی از توسعه است که جناح حاکم بر ایران آن را "غیر اسلامی" و منطبق بر "ارزش های غربی" می داند.

قدرت گرفتن این طبقه در اواسط دهه ۱۳۷۰ به روی کار آمدن اصلاح طلبان، رونق گرفتن روزنامه های منتقد حکومت و مطرح شدن علنی انتقادها در مورد میزان اختیارات رهبر ایران انجامید. در این دوره همچنین ادبیات، موسیقی و سینمایی رونق گرفت که به شدت مورد انتقاد نهادهای سنتی مذهبی بود.

اما به عقیده صاحبان قدرت در ایران امروز، جامعه آرمانی جامعه ای است که در آن احکام شرع جاری باشد، اختلاط زن و مرد صورت نگیرد، شهروندان در آن از رهبری سیاسی و مذهبی پیروی کنند، "شبهات" جوانان تنها در "کرسی های آزاد اندیشی" دانشگاه ها مطرح شود و از رسانه ها و افرادی که "ارزش های غربی" مانند دموکراسی را ترویج می کنند یا مثلا اجرای احکام جزائی اسلام را مغایر "حقوق بشر" می دانند نشانی پیدا نشود.

معتقدم در پایان اجرای طرح هدفمندسازی، طبقه متوسطی وجود نخواهد داشت. یعنی کشور به دو بخش جمعیتی تقسیم خواهد شد، یک اقلیت غنی و یک اکثریت فقیر. به دیگر سخن، با اجرای این طرح، باقی مانده طبقه متوسط هم به طبقه فقرا خواهند پیوست و این برای آینده توسعه ایران بسیار خطرناک است، چون طبقه متوسط موتور توسعه کشور است و وقتی این طبقه محو شود، فرایند توسعه برای یکی دو نسل متوقف خواهد شد.

محسن رنانی، اقتصاددان و استاد دانشگاه اصفهان

توسعه در چنین جامعه ای به معنای ترویج اخلاق اسلامی و ارزش های سنتی جامعه ایرانی است که در کنار آن پیشرفت های علمی هم مورد توجه قرار بگیرد، پیشرفت هایی که نمونه های آن را در تکنولوژی نانو، پژوهش های مربوط به شبیه سازی و سلول های پایه، برنامه هسته ای و موشکی و صنایع فضایی می توان سراغ کرد.

آنچه مخالفان دولت ایران از آن به عنوان "حمله سازمان یافته حکومت علیه علوم انسانی" یاد می کنند را می توان تا حدود زیادی ناشی از همین نگاه دانست.

صاحبان قدرت در ایران سال ها است که در حال مبارزه با "تهاجم فرهنگی غرب"، "ناتوی فرهنگی" و اخیرا "جنگ نرم" هستند.

به نظر می رسد گفتمانی که با این عناوین از آن یاد می شود، همان گفتمانی است که در دهه ۱۳۷۰ و با قدرت گرفتن طبقه متوسط جامعه ایران در دوران بازسازی پس از جنگ با عراق قوت گرفت و اکنون تحریم ها با تضعیف این طبقه، به مبارزه حاکمان ایران با این گفتمان کمک می کند.

'بریدن بن بر سر شاخ'؟

در زبان انگلیسی اصطلاحی است به این مضمون که "مواظب باش چه آرزویی می کنی!" چون آنچه آرزو می کنی لزوما به سود تو تمام نمی شود.

بسیاری از صاحبنظران، چه در میان معتقدان به نظام جمهوری اسلامی و چه در میان مخالفان آن، عقیده دارند که تقریبا تمامی منافع کوتاه مدتی که تحریم ها برای جناح حاکم بر ایران یا افراد و گروه های نزدیک به آن دارد، نهایتا به مخاطرات عظیم خواهد انجامید.

آنها می گویند که رواج تجارت غیر رسمی به گسترش غیر قابل مهار فساد منجر می شود و نهادهایی را که بر اساس آموزه های ایدئولوژیک تأسیس و هدفگذاری شده است، از معنا تهی خواهد کرد.

همچنین کند شدن یا توقف توسعه میدان های نفت و گاز ایران و سپرده شدن آنها به دست کسانی که توانایی محدودی در این زمینه دارند، حکومت را در نهایت از مهم ترین منبع درآمد خود که فروش نفت و گاز است محروم می کند.

از سوی دیگر با قدرت گرفتن نهادهای نظامی و امنیتی در کشور، حتی منتقدان وفادار به نظام سیاسی و سیاستمداران معتدل به حاشیه رانده می شوند و با تضعیف طبقه متوسط جامعه، آسیب های جبران ناپذیری به ساخت قدرت و ساز و کار نظارت بر آن وارد می آید.

به گفته صاحبنظران، پیامدهای نهایی این وضعیت، بغرنج تر از آن است که حاکمان ایران بتوانند به منافع کوتاه مدت آن دل خوش کنند.

تحریم‌های بانکی و فشاری که به مردم وارد می‌کند

دشواری مبادله با بانک‌های ایرانی از جمله دلایل کاهش تجارت با ایران است


نیکی محجوب

بی بی سی


نخستین دور تحریم ها علیه ایران در سال ۲۰۰۶ اعمال شد و به گفته کارشناسان از زمانی که این
 تحریم ها به بانک های ایرانی گسترش یافت و ریسک مراودات مالی با ایران بالا رفت، نرخ پوشش بیمه صادرات کالا به ایران هم افزایش یافت.

اما مشکل فقط این نبود، فروشندگان بین المللی نیز به سیستم بانکی داخل ایران کم اعتماد شدند.

این مشکل با دور جدید تحریم ها و سخت تر شدن شرایط سرمایه گذاری، همه و به خصوص افراد عادی که به نوعی زندگی‌شان با این مسئله درگیر است را بیش از پیش نگران کرده است.

بخش مهمی از موفقیت اجرای برنامه های اقتصادی در هر کشوری به میزان توانمندی نظام بانکی آن وابسته است؛ اما با اعمال تحریم ها از سه سال پیش و دور جدید تحریم ها علیه ایران، توانمندی نظام بانکی این کشور روز به روز کمرنگ تر می شود.

مرتضی معصوم زاده، قائم مقام شورای بازرگانی ایران در دوبی با تاکید بر اینکه سرمایه گذاران ایرانی از سه سال پیش و آغاز تحریم ها با مشکلات مختلفی مواجه بوده اند، می گوید: "در این مدت شاهد بوده ایم که حجم فعالیت های اقتصادی در برخی موارد بیش از ۵۰ درصد کاهش داشته است".

او معتقد است که تحریم های جدید مبادلات تاجران ایرانی با خارجیان را سخت تر می کند.

آقای معصوم زاده ادامه می دهد که در سه دهه گذشته تسهیلات بانکی شامل حال سرمایه گذراران بوده، اما در سه سال اخیر امکان استفاده از این تسهیلات به تدریج از آنها سلب شده است؛ به عبارت دیگر طرف های کاری در اروپا یا خاور دور اعتبارات اسنادی را که از بانک های ایرانی امارات صادر می شوند نمی پذیرند و تجار ایرانی در دوبی در سه سال اخیر نتوانسته اند از این تسهیلات استفاده کنند.

صاحبنظران معتقدند که اعمال تحریم ها علیه بانک های ایرانی سبب می شود که شرکت های ایرانی ناگزیر شوند در فقدان پشتوانه بانکی، از طریق واسطه ها کارشان را پیش ببرند.

بیژن بیداباد، کارشناس اقتصادی در این مورد می گوید: "بسیاری از فعالیت های واردات و صادرات درگیر با دریافت و پرداخت بانکی خواهد شد و این مسئله بر اقتصاد ایران فشار وارد می کند".

آقای بیداباد با اشاره به اینکه با اعمال هر دور از تحریم، راه های فرعی بیشتری باز می شود افزود: "این راه های فرعی یک سری هزینه ها را به طرفین معامله تحمیل می کند، در ضمن واسطه هایی در این رابطه پیدا می شوند که این واسطه ها به صورت غیر رسمی فعالیتشان را آغاز می کنند، بنابراین هزینه معامله افزایش می یابد و منافع ویژه ای نصیب واسطه ها می شود".

یکی دیگر از راهکارهایی که برخی از کارشناسان از آن به عنون راهی برای دور زدن تحریم ها مطرح می کنند، ارتقای نقش بانک های خصوصی در اقتصاد ایران است. در گزارشی که اخیرا توسط بانک مرکزی ایران با نام "عملکرد نظام بانکی در سال ۸۷" منتشر شده نیز آمده است که تحریم نظام بانکی ایران باعث افزایش یک باره عملکرد ارزی بانک های خصوصی و کاهش فعالیت ارزی دولتی ها شده است. در همین حال بانک ملی بیشترین آسیب را از این تحریم ها متحمل می شود.

عملیات نقل وانتقال در بانک ها خصوصی ودولتی تفاوتی نخواهد داشت. بخش هایی از آن سمت صندوق های قرض الحسنه می رود و علیرغم اینکه اسم این صندوق ها کوچک است عملکرد زیادی در اقتصاد ایران دارند و بسیاری از معاملات از این طرق صورت خواهد گرفت. در ضمن "صندوق های قرض الحسنه پیشتر خود را برای انجام عملیات غیر رسمی تجهیز کرده بودند

بیژن بیداباد

اما آقای معصوم زاده جایگزین شدن بانک های خصوصی را چندان قابل اجرا نمی داند و می گوید: "به اعتقاد ما بانک های خصوصی منابع محدود دارند و نمی توانند این کاهش در تجارت و مراودات را پوشش دهند."

آقای بیداباد نیز چنین راهکاری را عملی نمی داند، اما می گوید: "بانک ها در ایران تنها به خصوصی و دولتی ختم نمی شود، بلکه بسیاری از نقل و انتقال ها توسط صندوق های قرض الحسنه صورت می گیرد."

آقای بیداباد ادامه می دهد که عملیات نقل و انتقال در بانک های خصوصی و دولتی تفاوتی نخواهد داشت. بخش هایی از آن به سمت صندوق های قرض الحسنه می رود و علیرغم اینکه اسم این صندوق ها کوچک است عملکرد زیادی در اقتصاد ایران دارند و بسیاری از معاملات از این طرق صورت خواهد گرفت. در ضمن "صندوق های قرض الحسنه پیشتر خود را برای انجام عملیات غیر رسمی تجهیز کرده بودند."

گروهی از کارشناسان می گویند که دولت با کاهش نرخ کارمزد و پیش پرداخت می تواند با آثار و عواقب تحریم بانک ها مقابله و به سرمایه گذاران ایرانی کمک کند.

مرتضی معصوم زاده این مسئله را راهگشا نمی داند و می گوید: "وقتی تحریم ها بر دو بانک ایرانی امارات اعمال شد سعی کردیم به بانک های محلی اینجا مراجعه کنیم، اما متاسفانه آنها با توجه به وضعیت بانک های ایرانی، تجارت با ایران را پر خطر به حساب آوردند و ارتباط بانکی با تجارت ایران را از صفحه کار حذف کردند."

به گفته او تنها راهی باقی مانده، تحمل کردن و انتظار کشیدن برای آینده است.

بیژن بیداباد می گوید: "بسیاری از اعمال غیر قانونی و غیر رسمی بدون اظهار نامه و فاکتور انجام می شود که این خود می تواند باعث جلب منافع زیادی برای عده خاصی شود که در معادلات دولتی فعال هستند."

به گفته او، سیستم های بانکی به هر حال به طور کلی دچار آسیب داخلی نمی شود و فقط از بعد خارجی بر هزینه مالی افزوده می شود.

تأثیر بر دانشجویان

در عین حال که گروهی از کارشناسان و صاحبنظران به سخت تر شدن شرایط مبادلات و سرمایه گذاری ها در دور جدید تحریم ها اشاره می کنند، دانشجویانی هم که خارج از ایران مشغول تحصیل هستند تحت تاثیر همین تحریم ها قرار گرفته اند.

امیر یکی از این دانشجویان است و از تجربه شخصی اش می گوید که در دور اول تحریم هر بار پولی برای او واریز می شده بانک با او تماس می گرفت و از او توضیح می خواست، اما دور جدید تحریم ها مشکلات دیگری برای او ایجاد کرده است.

امیر ادامه می دهد: "خانواده برایم پول ارسال کرد اما وقتی به حسابم مراجعه کردم، خالی بود، با تعطیلات آخر هفته مواجه شدم و مشکل مالی ام دو چندان شد. بانک پس از تعطیلات توضیح خواست و دلیل آن را تحریم عنوان کرد و اعلام کردند که از این به بعد اگر قرار است پولی واریز شود، چهار روز قبل از واریز پول به بانک اطلاع داده شود تا ما حساب را پر کنیم. هر سال این شرایط سخت تر می شود و نمی دانم در آینده چگونه قرار است برای دانشجویان خارج از ایران پول ارسال شود."

در همین حال که مسئله تحریم بانک های ایرانی و مسائل پیرامونی آن مطرح است، محمود احمدی نژاد، رئیس دولت دهم قانون رفع محدویت های اجرایی برای حضور بانک های خارجی در ایران را ابلاغ کرده است. اما به اعتقاد صاحبنظران مطرح کردن آن در شرایطی که بانک های ایرانی تحریم هستند و سرمایه گذاری در ایران به عنوان عملیات پرخطر محسوب می شود، نمی تواند گرهی از مشکل ایران بگشاید.

سپاه پاسداران و تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران

.تحریم ایران
سپاه پاسداران و تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران
محمد امینی

بی بی سی


جمعی از فرماندهان سپاه پاسداران در حسینیه امام خمینی در مرکز تهران به سخنان رهبر ایران گوش می‌دهند
تحریم های بین المللی علیه ایران بر سر برنامه هسته ای این کشور، چه تحریم های سازمان ملل و چه تحریم های اضافی آمریکا و اتحادیه اروپا، تاکید ویژه ای بر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارند.

مقامات جمهوری اسلامی از رهبری گرفته تا فرماندهان سپاه که سخنانشان در رسانه ها مطرح می شود، این تحریم ها را بی فایده خوانده و وضع آنها را مایه تقویت پایه های قدرت و توانایی در داخل ایران معرفی می کنند.

مقامات آمریکایی، از جمله هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه، در اظهارات متعددی خاطر نشان کرده اند که یکی از اهداف اصلی تحریم ها ضربه زدن به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حوزه های مختلف نظامی و مالی است.

استوارت لوی از مقامات ارشد وزارت خزانه داری ایالات متحده که یکی از مراجع پیگیری تحریم های ایران است، می گوید که "سپاه پاسداران تا حدود پنجاه درصد اقتصاد ایران را در دست دارد"، از همین رو آمریکا و متحدان این کشور امیدوارند که با فشار جدی روی سپاه بتوانند دولتمردان جمهوری اسلامی را به تغییر رفتار و نگاه بر سر برنامه هسته ای ایران وا دارند.

جایگاه سپاه پاسداران در تحریم های وضع شده حالتی چند گانه دارد. از یک طرف توان نظامی سپاه و کل حکومت مد نظر قرار گرفته و از سوی دیگر تلاش شده تا نقش آفرینی سپاه پاسداران در حوزه های مختلف داخلی و خارجی هدف قرار گیرد.

هوشنگ حسن یاری، استاد کالج نظامی سلطنتی کانادا معتقد است که یکی از نقاط کانونی قطعنامه های شورای امنیت و تحریم های اضافی آمریکا و اتحادیه اروپا آن است که از تجهیز بیشتر سپاه پاسداران و دستیابی این مجموعه به تکنولوژی های پیشرفته جلوگیری شود.

با این وجود، هرچه تحریم ها افزایش می یابد، اتکای بخش دولتی و کل حکومت جمهوری اسلامی روی سپاه پاسداران بیشتر و بیشتر می شود.

گروهی از ناظران می گویند که سپاه پاسداران در شرایط بحرانی پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته در ایران، بطور تمام عیار در نقش یک نیروی پلیسی ظاهر شد و حضور در چندین جبهه بطور همزمان می تواند اثرات کاهنده و منفی بر توان سپاه پاسداران برجای بگذارد.بسیاری از پروژه های داخلی، از جاده سازی و سد سازی گرفته تا پروژه های گازی و نفتی به سپاه پاسداران و بازوی مهندسی این نیرو واگذار شده است تا جایی که نگرانی برخی نهادهای داخلی، مانند شورای رقابت را برانگیخته است که از اثرات این انحصار و کنارگذاشتن بخش خصوصی در واگذاری پروژه ها ابراز نگرانی می کنند.

اما به نظر می رسد که دست برتر سپاه در این حوزه از حمایت قاطع حاکمیت جمهوری اسلامی برخوردار است.

پروژه های مختلفی طی سالیان اخیر و به ویژه در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در حوزه های مختلف به سپاه پاسداران واگذار شده اند. این شاید از یک طرف خالی بودن جای سرمایه گذاران و متخصصان خارجی و داخلی در پروژه های مختلف، بویژه حوزه انرژی، را نشان دهد، اما از نگاه صاحبنظران، می تواند رفته رفته روی توان سپاه برای مقابله با تهدید های امنیتی و نظامی متنوع موجود، فشار مضاعفی تحمیل کند.

اخیرا خروج قرارگاه خاتم الانبیا، مرکز اصلی مهندسی و فنی سپاه پاسداران از فازهای ۱۵ و ۱۶ پروژه پارس جنوبی از نظر برخی ناظران بخاطر لمس فشار تحریم ها از سوی حکومت جمهوری اسلامی بوده است.

طیف دیگری از ناظران هم می گویند سپاه پاسداران بویژه در شرایط بحرانی پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته در ایران، بطور تمام عیار در نقش یک نیروی پلیسی ظاهر شد و حضور در چندین جبهه بطور همزمان می تواند اثرات کاهنده و منفی بر توان سپاه پاسداران برجای بگذارد.

در خصوص بحث تحریم ها، برخی فرماندهان سپاه در اظهاراتشان سعی کرده اند اثر تحریم ها را بی ارزش و این سیاست را حربه قدیمی سی ساله علیه جمهوری اسلامی معرفی کنند و در این راستا به تحریم های دوران جنگ علیه ایران اشاره می کنند.

ناظران در مقابل به دشواری های جمهوری اسلامی در همان سال های پایانی جنگ عراق علیه ایران اشاره می کنند که یکی از دلایل اصلی پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد بود. محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه پاسداران بارها در سخنان و خاطرات خود کاستی ها دوران جنگ و اثرات منفی آنها را مورد تاکید قرار داده است.

با این وجود، برخی معتقدند که احتمال دارد بخشی یا افرادی از سپاه پاسداران که گفته می شود دست بازی در واردات بی رویه کالا به ایران دارند، از تحریم ها برای افزایش منافع خود استفاده کند. مهدی کروبی رییس پیشین مجلس ایران و از نامزدهای منتقد به انتخابات ریاست جمهوری بارها از شرکت سپاه در فعالیت های مشکوک تجاری و اقتصادی انتقاد کرده و سپاه پاسداران یا حداقل طیف هایی در این نیرو را به داشتن قدرت بلامنازع در واردات کالا از طریق بارانداز های غیرقانونی متهم کرده است.

طیف عاقل و خردمند جمهوری اسلامی و سپاه با روند حرکت به سمت برخورد نظامی آمریکا و جامعه بین المللی با ایران مخالف و بدنبال پرهیز از تشدید تحریم ها هستند.

نیما راشدان، مدیر مرکز مطالعات جامعه مدنی در ژنو
اما دیدگاه دیگری هم هست که معتقد است سپاه پاسداران با توجه به ناآرامی های پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، از ناحیه اثرات منفی اقتصادی تحریم ها بر مردم و رشد نارضایتی گسترده مردمی نگرانی های جدی دارد. نیما راشدان، مدیر مرکز مطالعات جامعه مدنی در ژنو از طرفداران این دیدگاه است. آقای راشدان با این دیدگاه که سپاه پاسداران طرفدار تحریم ایران و حتی حرکت به سمت برخورد نظامی آمریکا و جامعه بین المللی با جمهوری اسلامی است مخالف است و می گوید "طیف عاقل و خردمند جمهوری اسلامی و سپاه با این روند مخالف و بدنبال پرهیز از تشدید تحریم ها هستند".

در خصوص تاریخچه تحریم ها و میزان موفقیت آمیز بودن آنها، اردوگاه های فکری مختلفی وجود دارد. برخی، تحریم ها را سیاستی موفق می دانند که مثلا در مورد رژیم نژاد پرست آفریقای جنوبی یا در قضیه لیبی جواب مثبت داد. برخی دیگر، تحریم ها را با استناد به نمونه عراق و کره شمالی اهرمی ناموفق می دانند و برخی دیگر به دنبال نوسازی سیاست های تحریمی هستند که در آن شرکت های خصوصی و بین المللی انگیزه بیشتری برای همراهی با تحریم ها داشته باشند.

تا آنجا که به توان رزمی سپاه مربوط می شود، انتظار آمریکایی ها و متحدان غربی واشنگتن آن است که تحریم ها از گسترش توانایی سپاه جلوگیری کنند.

آقای حسن یاری معتقد است که صنایع نظامی ایران در طول سی سال گذشته توانسته به نوعی خودکفایی در تولید جنگ افزار و مهمات دست یابد و تحریم ها از این جهت نمی توانند بر کارآمدی سپاه و سایر نیروها در جمهوری اسلامی اثر منفی جدی داشته باشند. این استاد کالج نظامی سلطنتی کانادا البته بر این نکته تاکید می کند که کالاها و تجهیزاتی مانند برخی قایق های تندرو و اقلام دارای کاربرد دوگانه به ایران داده نخواهند شد و این امر می تواند کارآیی برخی بخش های سپاه پاسداران را تحت تاثیر قرار دهد.

از دید برخی ناظران، موفقیت آمریکا و غرب در ایجاد هماهنگی گسترده علیه سپاه پاسداران که نیروی اصلی حفاظت و پیشرفت برنامه هسته ای جمهوری اسلامی محسوب می شود، بالقوه می تواند فشارهای مختلفی بر جمهوری اسلامی وارد کند.

تنها زمان و وقوع تحولات ثابت خواهد کرد که آیا مخالفان برنامه اتمی ایران خواهند توانست از تحریم ها علیه سپاه پاسداران و کل حکومت جمهوری اسلامی یک سیاست موفق بسازند یا تحریم ها در عمل، مردم ایران را در مقابله با بحران بیرونی همانند دوران جنگ با عراق بسیج خواهد کرد.

Police constable gunned down and settlers attacked in Quetta

Occupied Baluchistan: A police constable was shot dead near Barech Market at the Sirki Road in Quetta on Friday.

According to police officials, Head Constable Syed Zulfiqar Ali was going home when unidentified armed motorcyclists fired at him

As a result, the victim died on the spot while the assailants managed to flee. Police reached the spot and shifted the body to the Government Sandman Hospital, Quetta for an autopsy.

Law enforcement agencies cordoned off the area and started a search operation to arrest the culprits. Afterwards, Zulfiqar’s body was sent to his hometown Bahawalnagar for burial. According to police, the incident was a case of target killing.

Police registered a case and has started investigation. Incidents of target killing have increased to an alarming extent in insurgency-hit Balochistan.

Meanwhile Jihand Baloch, a spokesperson of Baluch Liberation Army, informed News agencies that fighters from his Organisation have attacked the houses of settlers in Barewery Road and Railway Housing Society in Quetta. He reiterated that such attack will continue until the Independence of Baluchistan.

Source: Dailytawar and Dailytimes

Why Balochistan Has Been Lit On Fire? Kinza Chaudhry

Baloch territories spark intense competition among states which see the region as treasure trove terrain in the heart of Asia as Baloch lands span South Asia, Central Asia and South Asia

While the world is consolidating stability in Afghanistan, multiple crises erupting in a neighboring region of Balochistan heralds a brand new game mooted for strategic dominance of US in this prolific terrain of Asia. US has a lust for greater corridor through Balochistan. Now the US influence is going to be threatened by the coup d'etat in Kyrgyzstan, backed by Russia which ended the crony government of US in CARS. It is also accompanied with Russian influence on Georgia thus shunting the US control over Southern Caucasus. It is a blow to the US which coerced it to monopolize this region. Strategic gains in Balochistan are great temptation for foreign powers so they inculcate separatism among Balochs, by exaggerating the bitterness of their non development, impoverishment and exploitation of their resources. Thus separatist movement, extremist groups, secessionist movements, grueling poverty and oppression are all conniving to instability in the Balochistan region, a vast desert area spanning western Pakistan, southwestern Afghanistan and southeastern Iran along the Arabian Sea shoreline. Islamabad and Tehran face active insurgencies in their parts of Balochistan. Spurred insurgencies in the region dreadfully influence the relations between Pakistan, India, Iran and Afghanistan, delaying plans for economic and energy cooperation for development. Conferring the circumstances in Pakistan's southwestern Balochistan province, as a nationalist insurgency has sizzled there; the region has become sensitive to be influenced by the inauspicious events in Afghanistan. It has a very long border with Afghanistan. Insurgents and separatists are supported by the Americans, Indians and the Iranians. And the RAW and the Afghan Taliban embedded in Balochistan are the root cause. Pakistan's largest but least-populated province has been lit on fire after the assassination of senior nationalist leader Habib Jalib Baloch on July 14. Thousands of civilians, soldiers and rebels have died in the ongoing Balochi nationalist insurrection against Islamabad, which they misunderstood as exploitation of their hydrocarbon and mineral resources while keeping them impoverished. This is the fifth rebellion by armed Baloch dissidents in Pakistan's 63-year history. Earlier insurgencies in 1948, 1958, 1962 and 1973-77 were all suppressed militarily. Recent events in Balochistan, such as the killings of Balochi nationalist leaders and the large-scale arrests of nationalist cadres, will hasten the nationalist struggle. Now the nationalists will step up their imprudent war against Pakistan with the help of neighbouring states. Balochistan is going to become a much contested area, just as much as Afghanistan is going to become a contested area as the world enter into this whole idea of American withdrawal from Afghanistan. The nearly million-square-kilometre Baloch territories spark intense competition among states which see the region as treasure trove terrain in the heart of Asia as Baloch lands span South Asia, Central Asia and South Asia. Thus, its presence in these regions makes it important for regional states and whoever controls it also dominates these regions. Indian terrorist activities in Pakistan are entirely cognized by US. But they remain quiescent over that since India is abetting Afghan Taliban with lots of dollars, weapons and other things. Just to do as much as terror they can make into different parts of Pakistan. But whole world and their media keep quite over it. US got only one 9/11, but Pakistan is suffering such catastrophe almost every day. Nobody cares for it. In other words, US is building India as a strong power against Pakistan & China; "Police man of the Region". India showed its macabre "concern" with the heavy military action in Balochistan and inserted that Pakistan should "exercise restraint". Pakistan fumigated the Indian intention and refluxing that "India is supporting the miscreants" in Balochistan. Both the Army Chief and former ISI chief accused both India and the United States with fomenting trouble in Balochistan. As they said that, "The terrorists who are fighting in Balochistan are friends of India and foes of Pakistan. That is the only reason the Indian government expressed concern against military operations in the province". But still new liberal Pak media is so immature and that instead of unleashing the hideous façade of India to world it keeps on picking holes in Pak army and establishment. Though, stringently spilling Balochistan crises must be addressed on an urgent basis to streamline the 62-year bungling of Baloch demands resulting in grievances and injustices, which have brought Pakistan to the edge of another civil war. But still we can't underestimate the role of army as the most laudable step taken by COAS General Kayani is the recruitment of 30,000 Balochs in Pak army. It will certainly assist to ease the tension.

Source: http://www.thefrontierpost.com/News.aspx?ncat=ar&nid=1353

مولوی عبدالحمید: از سفرم به عربستان جلوگیری کردند

مولوی عبدالحمید انتقادهایش را علت ضبط گذرنامه اش می داند - عکس: سنی آنلاین

مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی، امام جمعه اهل سنت زاهدان، می گوید که در پی توقیف گذرنامه اش توسط مقام های ایرانی نتوانسته است که در یک کنفرانس اسلامی در شهر مکه عربستان سعودی شرکت کند.

ظاهرا گذرنامه مولوی عبدالحمید اخیرا پس از بازگشت از ترکیه، در فرودگاه امام خمینی تهران توسط ماموران وزارت اطلاعات توقیف شده است.

مولوی عبدالحمید در مورد انگیزه احتمالی این اقدام به بی بی سی فارسی گفت: "دلیل خاصی دیگر به نظر بنده نمی رسد. آنچه که هست، تنگ نظری است و بعضی تحمل ندارند که افراد شاخص یا علمای اهل سنت بتوانند جاهای دیگر سفر کنند."

مقام های ایرانی به این اتهام واکنشی نشان نداده اند.

مولوی عبدالحمید احتمال داد که انتقادهای "سازنده" و "دلسوزانه" اش که برای "خیر جمهوری اسلامی" بوده موجب ناراحتی بعضی از مقام های ایرانی شده باشد.

این روحانی سنی در بهمن گذشته از نحوه برخورد دولت ایران با اعتراض ها و انتقادها، افزایش اعدام ها، و "اعتراف گرفتن با اعمال فشار و شکنجه" انتقاد کرده بود.

او در خطبه های نماز جمعه زاهدان گفته بود: "جمهوری اسلامی که به جای نظام پادشاهی در ایران مستقر شد با رای و انتخاب مردم استقرار یافت و نه با قدرت سلاح و خشونت. هیچ سیستم حکومتی در دنیا با قدرت اسلحه حفظ نشده است... انقلاب اسلامی نیز با زور اسلحه پیروز نشده است بلکه حضور مردم در صحنه و خواست آنان بوده که انقلاب را پیروز کرده است. امروز نیز خواست مردم و رضایتمندی آنان موجب بقای نظام است."

مولوی عبدالحمید در عین حال به بی بی سی گفت که ضبط گذرنامه اش ارتباطی با بمبگذاری های اخیر در زاهدان ندارد.

دو انفجار انتحاری که پنجشنبه شب (۲۴ تیر) در برابر مسجد جامع شهر زاهدان (متعلق به شیعیان) انجام شد، ده ها کشته و بیش از ۱۵۰ زخمی بر جا گذاشت.

"جنبش مقاومت مردمی ایران" موسوم به جندالله مسئولیت این انفجار را به عهده گرفت و اعلام کرد که دو تن از اعضای طایفه ریگی، به نام های عبدالباسط و محمد عامل انفجارها بودند.

مولوی عبدالحمید که رئیس شورای هماهنگی حوزه های علمیه اهل سنت ایران نیز هست با صدور بیانیه ای آن انفجارها را محکوم کرده و گفته بود: "از مردم شریف زاهدان و استان اعم از شیعه و سنی می خواهم با بیداری و هوشیاری، آرامش خود را حفظ نموده و خصوصا از برادران اهل سنت می خواهم با برادران و خواهران دینی خود احساس همدردی نمایند".

.bbc

طرح گروه حجتیه برای بلوچستان

پاسپورت مولوی عبدالحمید امام جمعه زاهدان در بازگشت از سفر ترکیه توقیف شد. گرچه به نظر می‏رسد این امر به این خاطر صورت گرفته که او نتواند در کنفرانس اسلامی عربستان شرکت کند اما مسئله مهمتر از این است

گروه حجتیه که باند سیاه قدرت را در استان سیستان و بلوچستان حمایت و تغذیه می‏کند از مدتها قبل عزم جزم کرده که مسجد مکی و مدارس دینی بلوچستان را به اشغال خود در آورد. این گروه که در استان ما مهره می‏نشاند و بر می‏دارد. با ظهور نیروهای خود جوش مقاومت دچار سر درگمی شده است. قبلاً که این گروه در نظام و نظام در این گروه نفس و شاخ و شانه می‏کشید سیاست، سیاست مشت آهنین بود و مهر زدن و اعدام کردن. حالا که گروه حجتیه قصد ظهور کرده است، اصرار دارد شمشیر را از رو ببندد

مدتها است که شعبه‏ی کیهان شریعتمداری در استان ما قسمت‏های یک طرح شوم را قلمی می‏کند. در این طرح گروه حجتیه که حالا تلاش دارد کودتای سرتاسری خود را به نتیجه برساند قصد دارد خودش بلوچ تعیین کند. چهره ها را خراب کند و خودش چهره بسازد. بلوچ را در مقابل بلوچ علم کند. بلوچ خودی و غیر خودی بسازد. پستها و مقام ها را از باندسیاه سیستانی‏ که مهره‏هایی سوخته شده‏اند بستاند و به بلوچهای مهره شده بدهد. اما مشکل آنجاست که یا نمی‏یابند بلوچ خودفروشی و یا اگر پیدا می‏کنند قبل از آنکه طرف جیره‏اش را بخورد گروهی رشته‏ی عمرش را می‏برند. این آبی که نیروهای ریز درشت مکتبی در هاون هم، در استان ما می‏کوبند مثل تمام طرحهای بیهوده‏ی در سطح ایرانشان، راه به جایی نمی‏برد

طرح ترور مولوی عبدالحمید و اساتید مدارس علمیه استان همیشه روی میز بوده است. اما علیرغم دیوانگی سردمداران نظام آنها می‏دانند که اگر کوچکترین اشتباهی در طرح نابودی رهبر تسنن استان بکنند آتشی در استان روشن خواهد شد که تا از کشته پشته درست نشود به کنترل در نخواهد آمد 

ترس من از این است که نظام این را می‏داند و عمداً در روشن کردن چنین آتشی اصرار دارد

http://balouch.blogspot.com/

توقیف گذرنامه شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید و ممنوع الخروج شدن ایشان

در پی سفر اخیر شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان به ترکیه و شرکت در کنفرانس بین المللی اتحادیه جهانی علمای مسلمین، پس از بازگشت، در فرودگاه بین المللی امام خمینی تهران گذرنامه ایشان توقیف شد.
افرادی که گذرنامه ایشان را توقیف کرده اند ظاهرا از مامورین وزارت اطلاعات بوده اند اما رسیدی که پس از توقیف گذرنامه به ایشان تحویل داده شده، اشاره به حکم صادره از دادگاه ویژه روحانیت داشته است.
لازم به ذکر است که شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید یکی از اندیشمندان جهان اسلام می باشد که در داخل و خارج از کشور شخصیتی شناخته شده است و در کنفرانسهای اسلامی داخل و خارج از ایشان دعوت بعمل می آید که در برخی از کنفرانسها ایشان شرکت داشته اند.
اخیرا رابطة العالم الإسلامی (اتحادیه جهان اسلام) که یکی از بزرگترین سازمانهای اسلامی بشمار می رود و مقر آن در شهر مکه مکرمه در عربستان سعودی می باشد تصمیم به برگزاری یکی از مهمترین کنفرانسها به مناسبت پنجاهمین سالگرد تاسیس و فعالیت خود گرفته است و این کنفرانس در تاریخ 19 شعبان (9 مرداد) با شرکت اندیشمندان و علمای سرشناس جهان اسلام در جوار کعبه مشرفه برگزار خواهد شد و از علمای شیعه ایران آیت الله تسخیری رئیس مجمع التقریب بین المذاهب نیز شرکت خواهد کرد. از شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید نیز رسما برای شرکت در این کنفرانس دعوت بعمل آمده بود و ایشان برای شرکت در کنفرانس مذکور اهمیت زیادی قائل بود، زیرا فرصت زیارت خانه خدا و حرم نبوی و دیدار با علما و اندشمندان جهان اسلام برای ایشان در این سفر میسر می شد، اما با توقیف گذرنامه، عملا از شرکت ایشان در این کنفرانس جلوگیری بعمل آمد.
خبرنگار سنی آنلاین از حضرت شیخ الاسلام علت توقیف گذرنامه را جویا شد که ایشان در پاسخ گفت: « به نظر بنده، غیر از تنگ نظری و عدم تحمل ارتباط اهل سنت ایران با جهان اسلام، چیز دیگری نمی تواند علت این امر باشد ».

توجه: سنی آنلاین در نظر دارد در فرصتی مناسب، دراین باره با شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید مصاحبه ای انجام دهد. انشاءالله

Over 60,000 affected by flood in Balochistan

People use a boat to rescue people stranded.—AP

QUETTA: Four people were killed on Thursday as torrential rainfall was reported from different districts of Balochistan.

Over 60,000 people have been affected. About 80 people have died in rain-related incidents in one week.

Hasan Baloch of Provincial Disaster Management Authority told Dawn that the authority had received reports about four deaths from the flood-hit areas of Zhob, Kohlu, Sobatput and Bhag.

Heavy rains which continued for several hours washed away dozens of houses in Haji Shaher, Bhag, Kohlu, Sibi and Nasirabad.

Heavy rains were also reported from Dera Bugti and Kohlu districts. The seasonal Lehri river has swollen to a dangerous level.

Sources said that the flood water cut off Lehri town from other areas in the province and a large number of houses and roads were washed away. Hundreds of people have been rendered homeless in the three towns.

According to reports, vast areas of Nasirabad district, including Tamboo tehsil, were hit by torrents from Dera Bugti, Kohlu and Lehri. Balochistan’s Minister for Communications and Works Sadiq Umrani said hundreds of houses had been washed away in Tamboo tehsil.

He said that road communication had been badly affected. Around 3,000 families in Nasirabad district are facing serious hardship.

Jhal Magsi and Gandawah were also badly affected by the swelling Bolan and Nari rivers in Kachhi district.

Mr Baloch said that army and Frontier Corps personnel had launched a relief operation in the affected areas.

“The people who lost their houses and livestock are being shifted to the safe places by the army and Frontier Corps personnel,” he said.

UNHCR dispatched a consignment of relief goods for people in the flood-affected districts.

The first convoy of 17 trucks carried 585 tents, 2,700 plastic sheets, 1,760 kitchen sets and 4,000 plastic mats for the two most affected villages of Talli and Sultan Kot in Sibi district.

http://www.dawn.com

Death toll in Balochistan flood reaches 60

A large number of people were rendered homeless after their homes were washed away by the torrential rains which hit most parts of Balochistan, including Sibi, Dera Bugti, Kohlu and Barkhan. — File photo


QUETTA: The death toll in flash floods unleashed by torrential rains in Balochistan rose to 60 on Saturday, DawnNews reported.  



Ten more people died in the province’s Lehri and Tulli areas.


Thousands of people were rendered homeless in Barkhan, Kohlu and Sibi and aid and rescue work was affected because of long distances and damaged roads.



Train services from Balochistan to other parts of the country remained suspended as the flood damaged the railway track on five points in Sibi district’s Bakhtiarabad area.

Over five dozen villages were also submerged in Nasirabad district and Bakhtiarabad.



A large number of people were rendered homeless after their homes were washed away by the torrential rains which hit most parts of Balochistan, including Sibi, Dera Bugti, Kohlu and Barkhan.


Video about the latest flood pictures in Balochistan

http://www.dawn.com/wps/wcm/connect/dawn-content-library/dawn/news/pakistan/provinces/04-balochistan-death-toll-flooding-qs-08

سفير هند از بندر چابهار بازديد كرد، حراج منابع بلوچستان به هندیها

به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از خبر گزاری حکومتی فارس سفير كشور هند با هئيت همراه امروز از بندر چابهار و ظرفيت‌هاي آن بازديد كرد. به گزارش خبرگزاري فارس از چابهار، بهارت بوشان بابو گفت : با توجه به مذاكرات صورت گرفته و بازديد ميداني از بندر چابهار و ظرفيت‌هاي فراوان آن، انجام فعاليت‌هاي بندري و پروژه طرح توسعه بندر شهيد بهشتي را در نظر داريم كه سرمايه‌گذاران به زودي در اين پروژه شركت مي‌كنند. سفير كشور هند با بيان اينكه اين پروژه بايد در سطح وزرا و سازماني دنبال شود، افزود: مذاكرات صورت گرفته نتيجه مطلوبي به دنبال دارد. مدير‌كل بنادر و دريانوردي سيستان و بلوچستان نيز اظهار داشت: در پنجمين كميته مشترك همكاري‌هاي بندري دريايي دو كشور هند و ايران كه در تيرماه جاري در دهلي برگزار شد، در زمينه موضوعات بندري و دريايي اين دو كشور بحث و تبادل نظر شد.
سياوش رضواني افزود: در اين كميته در زمينه موضوعات مشاركت طرف هندي در توسعه بندر چابهار، استفاده هرچه بيشتر از كريدور شمال و جنوب با مشاركت فرواردرهاي بين‌المللي در زمينه مقابله با آلودگي ناشي از كشتي‌ها و انجام مانور مشترك در درياي عمان، تبادل اطلاعات در زمينه بازيافت كشتي‌ها و تاكيد بر اجرايي كردن مفاد يادداشت تفاهم خواهرخواندگي بندر شهيد رجايي و جواهر لعل نهرو هند مذاكراتي انجام كه در نهايت ميان سازمان بنادر و دريانوردي و دبير وزارت كشتي‌راني هند توافقنامه‌اي به امضا رسيد.
تفتان : در این میان ملت بلوچ هیچ حقی ندارند و سیاوشهای مجوسی و هندوها منابع ما را غارت می کنند و معاهده می کنند و به تفاهم می رسند و کودکان ما محلی برای درس خواندن ندارند و 70 در صد مردمان بلوچستان زیر خطر فقر زندگی می کنند. جالب است که ایران ادعا می کند که مدافع حقوق مسلمانان است و در همین راستا با اسرائیل دشمن است اما با هندوها که به مراتب جنایات بیشتری در حق مسلمانان کشمیر مرتکب شده اند چنان ارتباط دوستانه ای دارد؟! این نیست مگر نفاق و دو روئی
http://taftana.blogspot.com/2010/07/blog-post_2159.html

Pakistanis see India as a threat bigger than Taliban --- Most Pakistanis view US as an enemy: Poll

Pakistanis chant slogans during an anti-US rally in Peshawar
WASHINGTON (Agencies)

Despite billions in aid from Washington and a shared threat from extremists, Pakistanis have an overwhelmingly negative view of the United States, according to results of a Pew Research Center poll released on Friday.

The survey also found that Pakistanis have grown less fearful of extremists seizing control of their country, perhaps reflecting gains that government troops have made against militants since early 2009.


Most Pakistanis want improved relations with the United States, according to the poll. But most view the U.S. with suspicion, support for American involvement in the fight against extremists has declined, and nearly two-thirds want U.S. troops out of neighboring Afghanistan.

The United States' image in Pakistan was the lowest among the 22 nations included in the 2010 Pew Global Attitudes Survey of 2,000 Pakistanis taken between April 13-28.

Fifty-nine percent of the respondents described the United States an enemy, with 17 percent having a favorable view and only 11 percent considering it a partner, the poll said.

Only eight percent trusted US President Barack Obama to do the right thing in world affairs, the lowest rating of the 22-nation survey, and only 20 percent had a favorable view of Pakistani President Asif Ali Zardari, down from 64 percent two years ago.

Most Pakistanis also oppose US involvement in neighboring Afghanistan, with 65 percent saying US and NATO troops should be withdrawn as soon as possible, and relatively few believe the Taliban and al-Qaeda pose a serious threat to their country.

Only 25 percent thought it would be bad for Pakistan if the Taliban were to again take over Afghanistan, while 18 percent thought it would be a good thing and 57 percent said it did not matter or had no opinion.

The respondents were less concerned about either group getting the upper hand in Pakistan: the Taliban was rated as a serious threat by 54 percent, against 73 percent last year, and al-Qaeda's threat perception fell to 38 percent, from 61 percent.


India viewed biggest threat

Nevertheless, Pew noted, both groups still had an overall negative image in Pakistan with the Taliban getting a 65 percent unfavorable rating and al-Qaeda 53 percent.

When asked which was the bigger threat, Taliban, al-Qaeda or India, 53 percent chose neighboring India over 23 percent for the Taliban and only three percent for al-Qaeda.

Despite Washington's poor rating, most Pakistanis (64 percent) believe it is important to improve relations with their powerful ally, up from 53 percent last year, Pew Research said.

And about their own country, 84 percent of the Pakistanis surveyed by Pew were dissatisfied with the state of their nation; only 14 percent were satisfied.

http://www.alarabiya.net/articles/2010/07/30/115219.html

اسرائیل حامی کودتا برای تغییر حاکمیت راس‌الخیمه؛ هدف ایران

ايران / سياسی
«اسرائیل حامی کودتا برای تغییر حاکمیت راس‌الخیمه؛ هدف ایران»

شيخ خالد بن صقر القاسمی، وليعهد تبعيدی راس‌الخيمه
۱۳۸۹/۰۵/۰۷
روزنامه انگليسی گاردين چهارشنبه، بيست و هشتم ژوئيه، در گزارشی از «دخالت های اسرائيل» برای تعيين سرنوشت سياسی شيخ‌نشين راس الخيمه، در کمتر از يکصد کيلومتری خاک ايران، خبر داده و مدعی همکاری اسرائيل جهت تغيير حکومت در اين شيخ نشين شده است.

گاردين اين احتمال را بررسی کرده است که آيا ملاقات رون پروس-اور، سفيراسرائيل در بريتانيا با شيخ خالد بن صقر القاسمی، وليعهد تبعيدی راس‌الخيمه، برای تغيير دادن قريب‌الوقوع حکومت در راس‌الخيمه با ياری اسرائيل است؟

بنوشته گاردين، وليعهد تبعيدی راس الخيمه دراين ملاقات که ماه مارس و درلندن صورت گرفته، خواهان ياری اسرائيل برای بازگشت خود به قدرت و جلوگيری از حاکم شدن برادرناتنی‌اش، که وليعهد کنونی است، شده است.

گاردين می‌نويسد که وليعهد تبعيدی خواهان تغيير مسالمت‌آميز قدرت در راس الخيمه است و منافع مشترک او و اسرائيل عليه ايران زمينه‌ساز اين تماس‌ها بوده است.

دکتر کريستوفر ديويدسون، کارشناس سياست امارات متحده عربی در دانشگاه دورهام بريتانيا، به گاردين گفته است که «دخالت اسرائيل برای تغيير حکومت در چنين نقطه حساسی در منطقه، امری کاملا ناخوشايند است».

به گزارش شبکه بلومبرگ، دکتر ديويدسون معتقد است که بی‌ثباتی در راس الخيمه بر ثبات امارات نيز اثرات منفی می‌گذارد و امکان دخالت خارجی را بيشتر خواهد کرد.

درهرحال، اين کارشناس درمصاحبه‌اش با گاردين ارزيابی کرده که سرنوشت اين کشاکش سياسی در راس‌الخيمه درهمين تابستان روشن شود.

بنوشته گاردين، شيخ خالد بن صقر القاسمی که سال ۲۰۰۳ تبعيد شد، مدعی است که پدر و برادرناتنی‌اش که حاکمان کنونی راس الخيمه هستند، امکان داده‌اند که اين شيخ نشين به کانونی برای تهيه قطعات مورد نياز برنامه هسته‌ای ايران تبديل شود.

(گفتنی است که وليعهد معزول بارها درسال‌های تبعيد خود از «نفوذ فزاينده ايران» در راس‌الخيمه اظهار نگرانی کرده و اخيرا نيز تاکيد می‌کند که پدر و برادرناتنی‌اش، «حامی ايران» هستند و هيچ بعيد نيست که به تحريم‌های بين‌المللی عليه ايران وقعی نگذارند).

گاردين می‌نويسد که معلوم نيست که سفير اسرائيل در بريتانيا در پاسخ به درخواست‌های وليعهد تبعيدی چه گفته است اما مذاکرات آنها از طريق تلفن ادامه يافته است.

خانم اودليا انگلندر، سخنگوی سفارت اسرائيل درلندن در مراجعه اين روزنامه، حاضر به بيان واکنشی نشده است اما گاردين ایميلی را از يکی از نزديکان وليعهد تبعيدی خطاب به سفارت اسرائيل منتشرکرده که در آن نوشته شده است که «والاحضرت از ديدار با عاليجناب سفير بسيار محظوظ شدند».

گاردين می‌افزاید که اين تماس‌ها به شيخ خالد کمک کرده تا با عوامل آمريکایی برای تقويت جايگاه خود در ميان مهره‌های مهم آمريکا مرتبط شود.

پيتر ريگون، سخنگوی وليعهد تبعيدی، درپاسخ به پرسش گاردين ازپرداختن به اصل تماس شيخ خالد با اسرائيل خودداری کرده اما تاييد کرده است که طرفين منفعت مشترک دارند که مانع از رساندن تجهيزاتی شوند که برای برنامه‌های هسته‌ای ايران ارسال می‌شود.

پيتر ريگون به گاردين گفته است که مقامات سياست خارجی و شورای امنيت ملی آمريکا نيز از اين وضعيت که از راس‌الخيمه برای کمک به برنامه اتمی ايران و تجهيزات نظامی و تکنولوژی برای ايران استفاده شود، نگران هستند، و تاييد کرده است که نمايندگانی از سوی وليعهد تبعيدی همين هفته نيز با مقامات واشينگتن در حال مذاکره هستند.

دکتر ديويدسون، کارشناس امارات، به گاردين گفته است که وليعهد تبعيدی راس الخيمه اين پيام را به واشينگتن و نيز ابوظبی (مرکز سياسی امارات متحده عربی) داده است که اگر او در راس الخيمه به قدرت برسد، حامی اتخاذ سياست سختگيرانه‌تری عليه جمهوری اسلامی ايران خواهد بود.

به گزارش گاردين، شيخ خالد می‌کوشد که آمريکا و نيز ايپاک، کميته روابط عمومی آمريکا- اسرائيل را متقاعد کند که بازگشت او به قدرت در راس‌الخيمه بهتر می‌تواند منافع آمريکا و اسرائيل را تامين کند.

اين روزنامه می‌نويسد که وليعهد تبعيدی با مهره‌های کليدی آمريکایی بويژه در کاليفرنيا و واشينگتن در ارتباط است و تماس‌هايش برای «همپيمانی با اسرائيل»، تازه‌ترين ريسمانی است که او درچارچوب کمپين بازگشت به قدرت به آن متوسل شده است.

به گزارش گاردين، وليعهد تبعيدی با استخدام مشاوران و کارشناسان نظامی می‌کوشد که مواردی از عملکردهای نادرست حاکميت کنونی راس‌الخيمه را بيابند و آنها را مطرح کنند.

بنوشته گاردين، شيخ خالد چهارصد ميليون پاوند برای کمپين بين‌المللی بازگشتش به قدرت اختصاص داده است. (او پيشتر نيز شرکت انگليسی ايکنهام را به استخدام درآورده است که به دعاوی مالی او رسيدگی می‌کنند و نقش مشاوران حقوقی و مالی وی را دارند. اما وليعهد معزول افراد ديگری را نيز درغرب به استخدام خود درآورده است).

گفتنی است که گزارش گاردين ابتکاری نيست و درواقع باز توليد گزارش مشروحی است که به تازگی روزنامه اسرائيلی يديعوت آحرونوت درمجله هفتگی سياسی خود منتشر کرده بود و به همين جزئيات و مسائل ديگری نيز بطور مشروح پرداخته بود.

راس الخيمه يکی از مهم‌ترين امارت های زيرمجموعه امارات متحده عربی، بدليل نزديکی زياد به آبراه راهبردی هرمز و ايران، می‌تواند برای اسرائيل اهميت استراتژيک داشته باشد. اين منطقه تا ايران تنها ۹۷ کيلومتر فاصله دارد.

ارزيابی می‌شود که سرنوشت يک پنجم نقل و انتقالات نفت برای جهان، با عبور از اين منطقه، به ثبات سياسی راس‌الخيمه ارتباط دارد.

حکومت فدرالی امارات متحده عربی که درسال ۱۹۷۱ تشکيل شد، ابتدا شامل شش امارت بود و راس‌الخيمه يک سال بعد به عنوان امارت هفتم به اين نظام فدرالی پيوست.

راس‌الخيمه باداشتن ۱۶۴۸ کيلومترمربع مساحت، تنها ۲۵۰ هزارنفر ازجمعيت حدودا چهار و نيم ميليون نفری امارات را تشکيل می‌دهد.

امير کنونی راس الخيمه، شيخ صقربن محمد القاسمی، پسربزرگ خود را که وليعهد بود (واکنون ۶۲ ساله شده) از قدرت خلع کرد و اين مقام را به شيخ سعود ۵۴ ساله، پسر ديگرش که برادر ناتنی وليعهد تبعيدی است، داد.

شيخ صقر پدر، ۹۲ ساله، هم اکنون بيمار است و در بيمارستانی در ابوظبی بستری است و در برخی از گزارش‌ها ادعا شده است که حالش رو به احتضار است و وليعهد کنونی، شيخ سعود درآئينی می‌خواهد که قدرت خود را رسميت بخشد و از همين روست که برادرتبعيدی‌اش فعاليت‌های خود را برای بازگشت به قدرت شدت بخشيده تا اين فرصت مهم از کف او نرود.

وليعهد معزول که تحصيل کرده بريتانيا، آمريکا و دانشگاه آمريکايی قاهره است، همواره حامی اصلاحات در اميرنشين‌ها و کشورهای عربی بوده، و می‌گويد که مخالفت قاطعش با «نفوذ ايران» در راس‌الخيمه ازسوی پدرش خطرناک تشخيص داده و کنارگذاشته شد.

شيخ خالد که پدر و برادر ناتنی‌اش را به قاچاق مواد مخدر و الماس نيز متهم می‌کند، همچنين می‌گويد که حمايت‌هايش از حقوق زنان به مذاق حاکمان سنتی منطقه خوش نيآمده است.

BBC

..کشته شدن بیش از ۲۵۰ نفر در اثر سیل در پاکستان

سیل موجب بیخانمان شدن صدها هزار نفر شده است


جاری شدن سیل در اثر باران های موسمی در پاکستان، موجب کشته شدن دست کم دویست و پنجاه نفر و بیخانمان شدن صدها هزار نفر شده است.

این سیل که شدت آن در هشتاد سال اخیر در پاکستان بی سابقه بوده بسیاری از خانه ها و جاده ها را ویران کرده است.

در اثر سیل آب بسیاری از رودخانه ها طغیان کرد و بسیاری از مردم در زیر گل و لای مدفون شدند.

شماری از روستاها در اثر سیل به کلی ناپدید شده اند.

سیل دست کم یک سد را در هم شکسته و بسیاری از احشام را با خود برده است.

سیم های برق و تلفن بخش های زیادی از پاکستان قطع شده است و هزاران هکتار از زمین های کشاورزی از بین رفته است.

منطقه شمال غرب پاکستان بیش از سایر نقاط این کشور از سیل صدمه دیده است.

ولی ایالت بلوچستان در جنوب غرب پاکستان نیز از سیل لطمه خورده و محصولات کشاورزی ایالت پنجاب نیز از بین رفته است.

علیم مقبول، خبرنگار بی بی سی در اسلام آباد می گوید هزاران نفر از پرسنل ارتش پاکستان در عملیات نجات و کمک رسانی شرکت دارند.

خبرنگار بی بی سی می افزاید طبق پیش بینی اداره هواشناسی پاکستان، ریزش باران های موسمی در روزهای آینده ادامه خواهد داشت و این نگرانی وجود دارد که ممکن است در طول ساعات آینده تلفات و خسارات ناشی از سیل افزایش یابد.

میزان باران چند روز گذشته در راولپندی و اسلام آباد نزدیک به 190 میلیمتر بوده است.

BBC

Baluch National struggle is not dependent on individuals or foreign help: Hyrbyair Marri

London: “Baluch Nation is a live Nation and they are capable of supporting the Baluch National Struggle, to defend themselves Baluch do not depend on foreign help”.

Baluch leader Hyrbyair Marri has expressed these views while speaking to friends of Anjuman-e-Itehad-e-Marri from London. He further said that the main objective of his struggle was Baloch National Liberation. On International level we struggling in accordance with the UN and Geneva conventions and Baluch youth have given us this mandate which is an honour [National responsibility] for me. The Baluch enemy are against my ideology (working for freedom of Baluchistan) and they are making so many failed attempts to suppress the Baluch voice on International level.

He said that in late 2007 he was arrested in London because of his work for Baluch National freedom and there were several allegations against him, despite of checking all my personal bank accounts, contact numbers, and even spending a huge amount to build a case against me both the Pakistani and British government have failed to bring a single shred of proof against me; All the accusation against me had died their on death (were proven wrong) during the trail.

As for the question of Baluch struggle's financial support, thanks GOD Baluch are a live Nation and they are capable of supporting the Baluch national liberation struggle to defend themselves. They (Baloch) do not depend on individuals or foreign help. “I don't have enough personal wealth, if I had any I would have spent that on Baloch Nation's betterment; I am ready to give any sort of sacrifice for Baloch Nation because I want to see Baloch Nation as free and prosperous”, said Hyrbyair Marri. The allegations of enemy state (Pakistan) are of no importance to me and I don't feel the need to answer their allegations.


http://www.balochwarna.com/modules/news/article.php?storyid=2773

شورشیان اهل تسنن ایران

شورشیان اهل تسنن ایران

پاتکین آذرمهر / مترجم:فائقه اشکوری (از انگلیسی) / وال استریت جورنال

این ماه دو بمب گذاری انتحاری در جنوب شرقی ایران مسجدی را ویران کردند و ۲۷ کشته و نزدیک به ۳۰۰ زخمی بر جای گذاشتند. بمب گذاری کار جنداله بود- سربازان الله- یک گروه سنی شورشی که به رویارویی با حکومت شیعیان در تهران برخاسته است.
جمهوری اسلامی همیشه ایالات متحده را به تامین جندالله و خط دادن به این گروه متهم کرده است. امام نماز جمعهء کنترل شدهء تهران حتا ایالات متحده را به طراحی حمله ها متهم کرد: «از آن جایی که امریکا وجهه خود را در قضیه شهرام امیری از دست داده و شهرت و اعتبار ماموران اطلاعات اش نیز زیر سوال رفته است، این کشور تلاش می کند که اذهان عمومی را از شکست و رسوایی خود به جنایت اخیر جلب کند.» گفتنی است شهرام امیری دانشمند هسته ای ایرانی است که گویا برای ایالات متحده علیه ایران جاسوسی می کرده است.

این بمب پیام قدرتمندی با خود به همراه داشت؛ این که گروه جندالله پس از عقب نشینی به دلیل دستگیری رهبر این گروه، هنوز پابرجاست. عبدالمالک ریگی، رهبر گروه جند الله چندی پیش دستگیر و در بیستم ژوئن (۳۰ خرداد) به دار آویخته شد.

هنگامی که حکومت ایران ریگی را دستگیر کرد، رسانه های امریکا راه را باز گذاشتند و اجازه دادند که عملیات دستگیری، بی کم و کاست به نمایش گذاشته شود. پخش صحنه هایی از تلویزیون دولتی - سراسری ایران که تیم امنیتی، ریگیِ کتک خورده را محاصره کرد و ماموران مخفی با صورت های پوشیده و هیبت عضلانیِ به هم تنیده که منتظران و سربازان امام زمان- مِهدی- قلمداد شدند صحنه هایی بود که اقتدار کشور را در رویارویی با گروه شورشی به نمایش گذاشت.

ولی انفجارهای دوگانه، تصویری متضادِ این پیروزی ارائه می دهند. حمله جندالله در روزی بسیار نمادین رخ داد: روز حمله زاد روز نوه (حضرت) محمد، پیغمبر مسلمانان که در نزد شیعیان به عنوان سمبل شهادت شناخته می شود رخ داد. این روز همچنین در تقویم دولتی به عنوان روز پاسدار نام گرفته است. جندالله ادعا می کند که بیشتر قربانیان از اعضای ارشد سپاه پاسداران بودند که این روز تعطیل را به جشن در مسجد (حسینیه) می گذرانده اند.

مسجد در مرکز زاهدان واقع شده بود که بیشترین تدابیر امنیتی در آن اعمال شده بود. اکنون نوبت جندالله است که رجز بخواند.

آنچه که در رسانه های غرب بازتاب نیافت این نکته بود که جندالله ادعا می کند علاوه بر این دو بمب، یکی از ماموران ارشد اطلاعات رژیم را نیز در عملیات جداگانه ای به هلاکت رسانده است. همدستان و همکاران دولت ایران و همچنین ماموران اطلاعات از این ماجرا پیام هشداری را دریافت می کنند: به همکاری با دولت ایران باید پایان داد و یا به سرنوشت مشابهی دچار می شویم.

در همین حال در پی بمب گذاری ها، سه نفر از نمایندگان مجلس از بخش جنوب شرقی ایران استعفا دادند. توجیه رسمی آنها این بود که دولت مرکزی قادر به تامین امنیت در این منطقه نیست. بیشتر احتمال آن می رود که آنان تلاش می کنند از مبارزات خونین جندالله و انتقام این گروه در امان بمانند.

درست یک روز پیش از حمله جندالله، مصطفی نجار، وزیر کشور و عضو ارشد سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی اعلام کرده بود که با اعدام عبدالمالک ریگی اکنون شرق کشور در امنیت کامل به سر می برد.

* از: پاتکین آذرمهر / در: وال استریت جورنال اروپا

آذرمهر نویسنده ای ایرانی ساکن لندن است.

به یاد شهید عبدالمالک رحمه الله

چهارشنبه ۲۸ ژوئیهٔ  ۲۰۱۰

به یاد شهید عبدالمالک رحمه الله
یک ماه از شهادت امیرعبدالمالک گذشت. جندالله بنابر قول خود که همان گرفتن انتقام خون شهید عبدالمالک بود را گرفت و جهان منتظر است تا عکس‌العمل تلافی‌جویانه بعدی جند‌الله را نظاره گر باشد. یک ماه است که از شهادت امیر عبدالمالک رهبر نظامی جند‌الله می‌گذرد. یک ماهی است که در آن شهید عبدالمالک بیشتر از همه ما‌های سال حضورش حس شد. یک ماه گذشت و اسم عبدالمالک پررنگ ‌ترین حضور را در بین منابع جند‌الله و رژیم ایران تجربه کرد. رژیم ایران ماه سختی را با بزرگ‌ترین وحشت علیه رژیم یعنی شهید عبدالمالک سپری کرد و الآن شهادت شیرمرد خطه بلوچستان برای رژیم ایران به این راحتی‌ها به پایان نمی رسد. یاران شهید عبدالمالک کماکان در تعقیب این رژیم هستند و ایران را مجبور به آماده‌ باش کامل در بالاترین حد ممکن قرار داده اند .
اما برای جند‌الله؛ شهید عبدالمالک بیشترین حضور را در تمام این عرصه ها در این سازمان در سالهایی که گذشت داشت و کسی که همه کارها و عملیات‌هایش در آشکارا در زمان حیاتش بود، بعد از شهادتش همچون نوری قدرتمند نمایان شد. از عملیات به هلاکت رسانیدن مخبرین (که در تمام جریانها آن همه مردم بی دفاع بلوچ را به دام رژیم انداختند وبشهادت رساندند) گرفته تا عملیات شهید اعظم1.
یک ماه برای جند‌الله بدون شهید عبدالمالک سپری شد اما آن ها نشان دادند که برای شهید عبدالمالک نجگیده اند تا با شهادتش جنگ را بپایان برسانند. بلکه آن ها برای ملتی می جنگند که برای دفاع از حقوقشان فرزندان نازنین را رهسپار کوهستان ها کرده اند.
سه شنبه 4 اسفند 88 یک روز معمولی برای جندالله نبود! دقیقا در همین روز بود که رهبر نظامی جندالله‌ دستگیرشد. رهبری که همیشه آشکارا وبدون هیچ گونه باکی سخن می گفت و تا آخر هم همین گونه بود و بالاخره در زیرشکنجه های زابلی های منحوس شهید شد.
آن صبح یعنی دستگیری این رهبرفرزانه با اضطراب خاصی برای جندالله طلوع کرد. شوک وارده از این حادثه بسیار تلخ و غیر قابل پیش‌بینی بود، بدلیل اینکه باور کردن دستگیری شهید عبدالمالک، با توجه به مراعات و دقت بیش از حد و بالای او راجع به مسائل امنیتی برای جندالله بسیار سخت بود.
قولها و وعده های رهبران جندالله با گرفتن انتقام خون شهید عبدالمالک از همان لحظات اولیه داده شد و گفته شد که این انتقام در وقت مناسب و زمانی که شرایط برای آن مهیا و فراهم شود گرفته خواهد شد.
اما کو گوش شنوا گویا رهبران رژیم وایادیان زابلی اش فکر کردند با شهادت این عزیز جندالله هم به پایان خود رسید غافل از اینکه جوانان بلوچ را چاره ای جز مبارزه نیست.
با این اوصاف در میان تمامی اعضای جند الله از مقامات علمی گرفته تا سیاسی،نظامی واستشهادیون همگان تاکید بر آن داشتند که رژیم آخوندی وایادیان زابلی اش نباید نفس راحتی را در این زمینه بکشند و احساس اطمینان درباره حجم وسیع وگسترده عملیات های انتقام جویانه جند‌الله و چگونگی آن باید مخفی مانده و پیگیری شود، تا جائی که از واکنش و پاسخ نیز به ادعاهای رژیم درباره خنثی‌سازی عملیات‌های سربازان جندالله نیز سر باز زده و هیچگونه توضیح و تفسیری در این زمینه ارائه نشود تا عطش رژیم رفع نشده و در حسرت واکنش و پاسخ استشهادیون جندالله بسوزد. در طی روزهایی که از شهادت شهید عبدالمالک می‌گذرد رعب و وحشت انتقام از این ترور همواره تمام جلسات رهبران رژیم وایادی زابلی اش بوده و آزار و حضور شهید عبدالمالک در زمان بعد از شهادتش بیشتر گریبان رژیم وایادیانش را گرفته است تا آن جائی که بسیاری از آنها حاضر به این شده‌اند که جند‌الله هرچه زودتر این انتقام تلافی جویانه را گرفته تا آنها نفس راحتی بکشند.
ترس و هراس رژیم بعد از عملیات شهید اعظم 1 تا حدی افزایش یافته که تهدیداتش دیگر منحصر به جند‌الله نیست و دست به تهدید گسترده حکومت پاکستان زده و آنها را نیز مسئول و شریک در هر گونه عملیات استشهادی جند‌الله خوانده با این بهانه که دیگر جند‌الله جزئی از دولت پاکستان است.
آماده‌باش کامل رژیم در مرز با پاکستان که حدود چند سال است ادامه دارد، واین چیز عجیبی برای کشور پاکستان نیست، حداقل این چیزیست که خود دولت پاکستان می‌داند که ایران دست به چه کار بزرگ و در عین حال احمقانه‌ای زده است و از هر کسی بیشتر حساب و کتاب آن را می‌کند.
دوستدار مجاهدین مولوی عبدالمتین

http://taftana.blogspot.com/