Long live free and united Balochistan

Long live free and united Balochistan

Search This Blog

Translate

India non- involvement in Balochistan: Hillary Clinton


United States says it does not have any evidence of India’s involvement in Balochistan amid Pakistan’s allegation that New Delhi was fomenting trouble in the province. This was disclosed by US Secretary of State Hillary Clinton, during her interaction with Pakistani editors in Lahore. Her comments assume significance in the wake of Pakistan alleging that India was fomenting trouble in Balochistan and that it had evidence to prove its claim. Ms. Clinton hit out at the Pakistan Government for failing to find Al Qaeda leaders hiding within its borders. She said, it is hard to believe that nobody in the Pakistani Government knew where they were.

Further speaking during an interaction with a gathering of Pakistani women, including students, social workers, intellectuals and business leaders in Islamabad Ms.Clinton said there is a trust deficit between the US and Pakistan. But, she said, the two countries need to work together in the war against terror despite this gap as they are facing a common enemy.

Read more: http://www.thaindian.com/newsportal/u ... 268044.html#ixzz0VXbjrFWm

پوسترهاي فراخوان تظاهرات جنبش سبز براي روز 13 آبان

More pic. ---->

تحرک شدید از خطر سرطان سینه می کاهد


تحقیقات در آمریکا نشان می دهد که ورزش های نفسگیر ظاهرا می تواند در دوره پس از یاسگی مانع از ابتلا به سرطان سینه در زنان با وزن نرمال شود.

این مطالعه دریافت که فعالیت های عادی مانند دویدن یا حتی کار سنگین خانگی با کاهش 30 درصدی خطر ابتلا به سرطان در این گروه از زنان مرتبط است.

فعالیت های جسمی طاقت فرسا تنها در زنانی موثر بود که اضافه وزن نداشتند و همچنین معلوم شد که ورزش های سبک در کاستن از این خطر موثر نیست.

نتیجه این مطالعه 11 ساله به روی 32 هزار زن در نشریه "تحقیقات سرطان سینه" چاپ شده است.

از شرکت کنندگان در این مطالعه درخواست شد پرسشنامه ای با سوالات دقیق درباره نوع و حجم فعالیت های جسمی شان را پر کنند.

ورزش های نفسگیر علاوه بر ورزش هایی مانند دویدن، تنیس رقابتی، دوچرخه سواری در سربالایی، همچنین می تواند شامل کار سنگین خانگی و باغداری مانند شخم زدن و شستن شیشه ها یا خرد کردن هیزم باشد.

ارتباط ورزش های نفسگیر با کاهش خطر ابتلا به سرطان سینه تنها در زنانی که وزن آنها نرمال بود به شدت خودنمایی کرد.

فعالیت های سبک از جمله تمیز کردن خانه با جاروبرقی، شستن رخت، نقاشی، و ورزش هایی مانند راه رفتن یا بولینگ تاثیری در کاهش خطر سرطان نداشت.

محققان گفتند که هنوز دقیقا معلوم نیست چرا ورزش می تواند از خطر سرطان سینه بکاهد.

مایکل لیتزمن سرپرست این تحقیق گفت: "در این دسته از زنان که وارد دوره یائسگی شده اند، به نظر می رسید که کاهش خطر سرطان سینه تنها به فعالیت های نفسگیر محدود باشد. این وضع در زنان دارای وزن عادی قابل مشاهده بود اما نه در زنان دارای اضافه وزن
BBC

محمد خاتمى با تاكيد بروجود بحران درجامعه برمواضع خود پاى فشرد


حوادث دهه 60 استثناهايى به خاطر جنگ و شرايط ويژه بودند

تهران، دبى–رسانه ها، العربيه.نت

محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران روز شنبه 31-10-2009 در ديدار با اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران با اشاره به حوادث پس از انتخابات رياست جمهورى در ايران گفت: "نکته مهم پذیرش این نکته است که در جامعه بحران به وجود آمده و از آن پس است که می‌توان راه چاره‌ای اندیشید. اگر امروز و درشرایط فعلی دچار خطای در تحلیل شویم، در آینده دچار مشکلات جدی خواهیم شد."

به گزارش روابط عمومی دفتر خاتمی، وى در اين ديدار گفت: "نباید بگذاریم کار به جایی برسد که تقاضاها از درون کشور به بیرون نظام برود."

محمد خاتمی با اشاره به حوادث اخير گفت: "ما به هیچ عنوان طرفدار خشونت نیستیم، در مقابل عده‌ای جز به خشونت نمی‌اندیشند و عمل نمی‌کنند". وى افزود: " بزرگترین رسالت ما این است که نظامی را به وجود بیاوریم که بشر در آن آزادی و پیشرفت و عدالت ببیند و ما اعتقاد داریم که با همین قانون اساسی می توان در همین مسیر ادامه داد.

رییس جمهور پیشین ايران گفت : وقتی برای انجمن اسلامی دانشجویان که برآمده از متن دانشگاه است، سوالات جدی پیرامون مسائل اخیر پیش می آید، پیداست که جامعه ما با بحران مواجه شده است.

رئیس دولت اصلاحات گفت: "هیچ کس حتی از دستگاههای امنیتی، حق تجسس در امور شخصی افراد را ندارد و حتی با بهانه های امنیتی نیز نمی توان به امور خصوصی شهروندان وارد شد و در آن تجسس کرد."

خاتمى در مورد وقایع دهه شصت و سرکوب مخالفان در زمان خمينى گفت "آنها استثنائاتی بودند که به خاطر جنگ و شرائط ویژه پیش آمدند و بنا داریم که همه به قانون برگردیم "

وى افزود: "امام (خمينى) همواره بر حضور و فعالیت گرایش ها و سلایق مختلف اصرار داشتند؛ به طور مثال خود تاکید داشتند که مجمع روحانیون مبارز در کنار جامعه روحانیت مبارز فعالیت داشته باشد"

خاتمی با اشاره به ايجاد انحراف در حاكميت ايران گفت: متاسفانه گاهی برخی این انحرافات را عین نظام قلمداد می کنند. ما همچنان در مقام نقد قدرت موجود باقی می مانیم، البته در چارچوب جنبشی که اسلام و نظام و انقلاب را قبول دارد.

موسوى: دولتمردان حتى در تسليم شدن و كرنش افراط گرند


رهبر جنبش سبز در آستانه 13 آبان (4 نوامبر) پيام داد

تهران، دبى- رسانه ها، (العربيه. نت)

مهندس میرحسین موسوی بيانيه ديگرى را امروز شنبه 31/10/2009 در ارتباط با 13 آبان (4 نوامبر) منتشر ساخت. موسوى این روز را سبزترین روز سال خواند وگفت كه "قابل تصور نيست كه مردم از همراهى با چنين روزى باز بمانند. زيرا در اين صورت دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده اند و در غير اين صورت این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست كه ما به اتکای آن سبز شده‌ایم."

موسوى با اشاره به حوادث پس از انتخابات رياست جمهورى اظهار داشت: "این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ ...همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند."

موسوى در باره ى بحث انرژى هسته اى ايران گفت: "شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز فعاليت هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح ‌المبین نامیده شود؟"

وى بدون ذكر نام با اشاره به اظهارات مكرر احمدى نژاد در مورد قصد مشاركت در"حل مشكلات جهان در حال تحول" افزود: "دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردید ناپذیر ملت خود تاکید نمودند، بلکه با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌ گرند.. رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است."

موسوى در ادامه متذكر شد: "راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند."

وى سیزدهم آبان را یادآور سه حادثه دانست. اول تبعيد خمينى از ايران، دوم زمانى كه دانش‌آموزان ودانشجويان در جريان انقلاب در محوطه دانشگاه تهران برای تظاهرات گرد آمده بودند و تعدادى از آنها كشته شدند و سوم تسخير سفارت امريكا که به گفته ى وى "در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد و آنان را رهبر دانست". موسوى افزود"مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت."

موسوى در ادامه تاكيد كرد: "بسیار زود مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند...باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم."

وى با اشاره به بازداشت اصلاح طلبان و مخالفان دولت احمدى نژاد پس از انتخابات رياست جمهورى در ايران گفت: "دستگاه ظاهری می ‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند."

او افزود: "ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی ‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم


Six Iranian Kurds held from Sherani

ZHOB (APP) - Security forces have arrested six Iranian Kurds, who were traveling to Lahore via D I Khan without legal documents, at a checkpoint in district Sherani, Friday.

According to the local administration, the Iranian nationals, who were identified as Abdul Basit, Abdullah, Muhammad Hanif, Abdul Rehman, Abdul Aziz and Saeed were arrested during routine checking of the local buses at Manni Khwa checkpoint.

They did not possess legal traveling documents and were subsequently arrested and handed over to the concerned department for further interrogation.

An official familiar with interrogation process said that the arrested people were apparently on their way to Lahore to participate in the annual Tableeghi Ijtimaa at Raiwind near to Lahore.
Our Staff Reporter adds: A child was injured in a hand grenade attack in Khuzdar district on Thursday.

The sources said that unidentified people hurled a hand grenade on truck carrying minerals to Karachi from Khuzdar. A child sustained injuries when hand grenade exploded with a huge explosion.

The attackers managed to escape from the scene.
Meanwhile, the first consignment of relief goods of worth Rs 10 million, on behalf of Headquarters Southern Command, for Internally Displaced Persons (IDPs) of Waziristan was dispatched here on Thursday.

According to details, first consignment of relief goods was dispatched through a PAF C-130 aircraft while more relief goods would also be sent within two days.

Pak Army would distribute relief goods among IDPs of Waziristan under its own supervision.
The relief goods included blankets, food, tents and other basic necessities.

It is worth mentioning that the officers and Jawans of Pak Army Balochistan had also dispatched relief consignments for the earthquake affectees of Muzaffarabad, Balakot and Swat.

Source: http://www.nation.com.pk/pakistan-news-newspaper-daily-english-online/Politics/31-Oct-2009/Six-Iranian-Kurds-held-from-Sherani

سخنگوی جبهه متحد بلوچستان:عمليات انتحاری جندالله جنبش مردم را به انحراف می کشاند.

آبان
راديو ندا: به دنبال عمليات انتحاری در 26 مهرماه در منطقه “پيشين” شهر سرباز در استان بلوچستان, که طی آن تعدادی از فرماندهان سپاه پاسداران به هلاکت رسيدند, جمشيد اميری, سخنگوی جبهه متحد بلوچستان/ جمهوريخواهان عمليات انتحاری جندالله را عامل انحراف جنبش ملی مردم بلوچستان دانست و گفت:” ما خواستار آن هستيم که جندالله به کار سياسی رو کرده و در کنار سازمان های سياسی مبارزه با رژيم جمهوری اسلامی را پيش ببرد.”

اميری در مورد اهداف رژيم از برگزاری همايش با شرکت سران طوايف و عشاير بلوچستان و فرماندهان بلندپايه پاسداران به راديو ندا گفت: قصدشان اين بود که الماس را با الماس ببرند و گروههايی از عشاير بلوچ را عليه بلوچ ها بسيج کنند.
وی در بيان مخالفت با عمليات انتحاری جندالله ضمن اشاره به عدم پايبندی اين گروه به موازين سکولار گفت:”در دراز مدت چنين جرکت هايی به نفع جنبش ملی و مردم بلوچ نيست.”

وی در عين حال به شرايط دشوار بلوچستان و شدت سرکوب مردم منطقه تاکيد کرد و گفت:” جنداالله با سپاه پاسداران در حال جنگ است. پاسداران به اعدام های دسته جمعی دست می زنند و افراد را به خاطر بلوچ بودن اعدام می کنند. وقتی چنين شرايطی بر بلوچستان حاکم است, يکی از نتايجش هم همين عملياتی می شود که جندالله کرده است.”
به گفته جمشيد اميری عمليات انتحاری جنبش مردم را به انحراف می کشاند.

وی گفت:” ما خواستار آن هستيم که جندالله به کار سياسی رو کرده و در کنار سازمان های سياسی مبارزه را به پيش ببرد.”
سخنگوی جبهه متحد بلوچستان در باره پيامدهای بين المللی عمليات تروريستی جندالله با اشاره به محکوميت اين اقدام در سطح جهانی گفت: “جمهوری اسلامی از بدو پيدايش اش از صادر کنندگان تروريسم و خشونت در دنيا بوده است و اين رژيم را بع عنوان رژيم صادر کننده خشونت و ترور می شناسند. جندالله با عمليات انتحاری اش زمينه مطلوم نمايی برای اين رژيم در سطح جهانی داده که بگويد که مورد تهاجم قرار گرفته است.”

اميری به راديو ندا گفت: “الان دوره خشونت و بمب گذاری در عرصه بين المللی امری محکوم شده است. ما نمی توانيم بمب گذاری انتحاری در فلسطين, سومالی و آمريکا را محکوم کنيم, اما بگوئيم همين عمليات در بلوچستان خوب است. هر چند هم که دليل و منطق خود را داشته باشيم که برحق هستيم.”

اميری بر لزوم واکنش نسبت به عمليات انتحاری جندالله تاکيد کرد و گفت:”وظيفه نيروهای سياسی بلوچ است که مسايل را روشن کنند. لازم است با جندالله برخورد قاطع داشته باشيم که مسايل را حداقل در حدی که هست جنبش ملی را به انحراف نکشانيم. و تبديل نشويم به آدم هايی بمب گذار که خشونت و آدم کشی راه می اندازيم.” مشروح گفتگو با جمشيد اميری را می توانيد با کليک به لينک های زير بشنويد:
http://www.artin.rivido.de/balo.amr

http://www.artin.rivido.de/Balo-a.mp3

Source: http://aleborzma.wordpress.com


گزارشی از مراسم تقدیر از دانشجویان جدیدالورود بلوچ دانشگاه سیستان و بلوچستان


امیت ساهگ و یک تلاش ارزنده

گزارشی از مراسم تقدیر از دانشجویان جدیدالورود بلوچ دانشگاه سیستان و بلوچستان

صندوق امیت ساهگ ( سایه امید ) یک تشکل دانشجویی دانشجویان بلوچ دانشگاه سیستان و بلوچستان است که با هدف رفع نیازهای اجتماعی و فرهنگی اعضا و به خصوص کمک به دانشجویان آسیب پذیر از نظر اقتصادی راه اندازی شده است.این تشکل ضمن ارائه وامهای دانشجویی به دانشجویان نیازمند ٬ برخی فعالیتهای فرهنگی دانشجویی نظیر برگزاری جشنهای فارغ التحصیلی ٬برگزاری کلاس های سوزن دوزی و کلاس زبان بلوچی برای اعضا و تشکیل کانون صنایع دستی را پی گیری و اجرا کرده است.

پس از آغاز ترم جدید تحصیلی این صندوق به مناسبت تجلیل از دانشجویان جدیدالورود بلوچ مراسم جشنی را در مجتمع تفریحی براسان زاهدان برگزار کرد.در این مراسم که با استقبال دانشجویان تازه وارد و حضور جمعی از اساتید بلوچ دانشگاههای زاهدان همراه بود از دانشجویانی که با موفقیت سد کنکور را پشت سر گذرانده بودند با اهدای لوح تقدیر و یک جلد کتاب تقدیر شد.

دکتر باقر کرد از اساتید دانشگاه و نماینده پیشین مردم زاهدان در مجلس شورای اسلامی در این مراسم طی سخنانی دانشجویان را به حفظ هویت فرهنگی و قومی خود فرا خواند.وی به سنتهای پسندیده قوم بلوچ در طی قرون وادوار گذشته اشاره و گفت : برخی از این سنتها مانند دین باوری قوم بلوچ حتی پیش از اسلام در بین ساکنین سرزمین بلوچستان وجود داشته است بطوریکه هیچ گاه پدیده بت پرستی در میان این قوم رواج نداشته است و مردمان این خطه به ادیان الهی پایبند بوده اند.

مدیر مسئول هفته نامه بین المللی مرز پرگهر همچنین به تنوع غذایی و مولفه های قوی ورزشی در میان قوم بلوچ پرداخت و گفت : حدود ۱۰ ورزش در منطقه بلوچستان رواج داشته است که هم اکنون قابلیت بین المللی شدن را دارند.وی مردانگی و جوانمردی را دیگر ویژگی مردم این سرزمین خواند و در ادامه دانشجویان بلوچ را به تعامل فرهنگی با دیگر دانشجویان دانشگاه دعوت کرد و از آنان خواست نه مغلوب فرهنگهای دیگر شده و نه سعی در غلبه فرهنگی داشته باشند.وی دانشجویان را به حفظ زبان بلوچی به صورت مکتوب در قالب شعر و داستان فرا خواند.

دکتر کرد در پایان دانشجویان را به حفظ ایمان مذهبی و حجب و حیا در طول دوران تحصیل فرا خواند و گفت: دانشجوی بلوچ باید نمونه کاملی از اخلاق و علم آموزی در بین دانشجویان باشد.

پروفسور آدم ترکمن زهی از دیگر اساتید بلوچ دانشگاه نیز دانشجویان ره به پیمودن راه علم وتحصیل تا بالاترین مدارج علمی فراخواند.وی علم آموزی و پیشرفت تحصیلی و فرهنگی را تنها راه گذار جامعه از عقب ماندگی به توسعه خواند.

معاون طرح و توسعه دانشگاه سیستان و بلوچستان از صبوری و همراهی همسرش در طول دوران تحصیلی و کاری اش تقدیر کرد که با تشویق پیاپی دانشجویان به ویژه دانشجویان دختر همراه بود.

در ادامه امان الله تمنده رو از فارغ التحصیلان دوره های گذشته دانشگاه سیستان و بلوچستان طی سخنانی دانشجویان را به استفاده بهینه از عمر و فرصت جوانی فرا خواند و از آنان خواست از بی تفاوتی و گذران بیهوده وقت در دوران تحصیل خوداری کنند.وی دوران دانشجویی را از مهمترین دوران زندگی دانشجویان در کسب آگاهی های سیاسی و اجتماعی دانست و آنان را به شرکت در فعالیتهای فرهنگی و عضویت در تشکل های صنفی دانشجویی فراخواند.

عضو شورای سردبیری هفته نامه مرز پرگهر دانشگاه را محلی برای تمرین دموکراسی ٬ خویشتن داری و تلاش موثر برای رسیدن به اهداف علمی و فرهنگی دانست.

تمنده رو همچنین با دعوت از دانشجویان به افزودن آگاهی های اجتماعی و مطالعات جانبی در کنار پرداختن به فعالیتهای درسی ٬ از آنان خواست از پرداختن به مسائل حاشیه ای و انحرافی در دوران تحصیل پرهیز کنند.وی همچنین از دانشجویان بلوچ خواست حس قوی خدمت به هم استانی ها و احساس مسئولیت نسبت به جامعه را در خود تقویت کنند و پیش نیاز آن خو د را به انواع مهارتهای علمی ٬ حرفه ای و دینی مجهز و روحیه میهن پرستی را ترویج دهند.

در ادامه پیام مدیر مسئول نشریه دانشجویی سول نیز با قرائت متنی به زبان بلوچی دانشجویان را به حفظ هویت قومی و زبانی خود دعوت کرد.

صادق ستوده مدیر صندوق دانشجویی امیت ساهگ و خانم ریگی از اعضای این صندوق ضمن ارائه گزارشی از فعالیتهای این تشکل در زمینه های فرهنگی و بخش خواهران صندوق ٬ دانشجویان را به همکاری و همراهی با هیات مدیره صندوق امیت ساهگ دعوت کردند.

از نکات جالب این مراسم نیز می توان به اجرای احساسی همراه با قرائت اشعار بلوچی و فارسی نظیر برهانزهی مجری برنامه از هنرمندان استان و فارغ التحصیلان دانشگاه اشاره کرد.

نکته دیگر نیز نمود قابل توجه و پرشمار پذیرفته شده گان سراوانی دانشگاه بود به طوری که می توان گفت اکثریت قابل توجه دانشجویان متعلق به سه شهر سراوان ٬ سیب و سوران و زابلی بود .

افت قابل توجه و تاسف برانگیز آمار پذیرفته شده گان شهرستان ایرانشهر که داعیه مرکزیت فرهنگی بلوچستان را دارد نیز از نکات دیگر این مراسم بود که می طلبد مسئولان آموزشی و مردم این شهر قدری به خود آمده و از اعتبار فرهنگی شهر خود دفاع کنند.

این نکته یعنی قبولی بیشتر دانش اموزان سراوانی در کنکور و افت تحصیلی در دیگر شهرها بحثی است که باید کارشناسان آموزشی باید به آن توجه کنند .شاید اهمیت دادن بیشتر خانواده های سراوانی به تحصیل و محیط آرام خانوادگی و کمتر بودن مسائل حاشیه ای قومی و قبیلگی در بین آنان دلیلی بر موفقیت آنان در تحصیل و کسب مدارج علمی باشد چرا که روان شناسان محیط مناسب اجتماعی و فردی را عاملی برای موفقیت افراد می دانند.

گفتنی است در پایان مراسم ضمن پذیرایی از دانشجویان در سالن زیبا و سنتی مجتمع براسان از آنان خواسته شد ضمن تقویت مسائل معنوی ارتباط خود را با مساجد و بخش دانشجویی حوزه علمیه حفظ کنند و از راهنمایی های اساتید حوزه بهره مند گردند.

بلوچ ارتباط

Source: Pahra

سند تاريخی خیانت کاران و وطن فروشان،برای بزرگ دیدن بر روی آن کلیک کنید.




وبلاگ شاهین شهر

دستگيري خشونت بار يك برهم زننده مسابقه فوتبال و واكنش سريع بازيكنان و تماشاچيان به دفاع از فرد كتك خورده

Video--->

دیپلمات‌ها: پاسخ اولیه تهران به پیش‌نویس وین قابل پذیرش نیست

مذاکرات ایران، روسیه، فرانسه و آمریکا در مقر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در وین


دیپلمات‌های غربی می‌گویند ایران، از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی خوستار آن شده که سوخت مورد نیاز برای رآکتور تهران را پیش از انتقال ذخیره اورانیوم خود به روسیه دریافت کند.

دو دیپلمات غربی که به شرط عدم افشای نام خود، با خبرگزاری رویترز گفت‌وگو کرده‌اند، در مورد آنچه پاسخ ابتدایی ایران به پیش‌نویس توافقنامه وین خوانده شده، می‌گویند که از نظر قدرت‌های غربی، خواسته ایران برای دسترسی فوری به سوخت اتمی جدید غیرقابل قبول است.

در پیش‌نویس وین، آژانس از ایران خواسته است که نزدیک به سه چهارم ذخیره اورانیوم ۳.۵ درصد خود را با هدف غنی‌سازی بیشتر تا پایان سال جاری میلادی به روسیه منتقل کند. بر اساس این پیش‌نویس قرار است این محموله پس از غنی‌سازی در روسیه، در فرانسه به میله‌های سوخت مورد نیاز رآکتور تحقیقاتی تهران تبدیل شود و در اختیار ایران قرار گیرد.

تهران روز پنج‌شنبه سرانجام با یک هفته تأخیر به پیش‌نویس توافقنامه وین درباره تبدیل اورانیوم با غلظت پایین به سوخت اتمی مورد نیاز رآکتور تهران در روسیه پاسخ گفت، گرچه پیش از ارائه این پاسخ تأکید کرد که چاچوب کلی این طرح را می‌پذیرد اما خواهان تغییرات زیادی در آن است.

اکنون آن طور که دیپلمات‌های غربی به رویترز گفته‌اند، مقامات ایرانی خواستار آن هستند که پیش از ارسال ذخیره اورانیوم غنی‌شده خود به خارج از کشور، سوخت رآکتور اتمی تهران را دریافت کنند.

دیپلمات‌های غربی با غیرقابل پذیرش خواندن این خواسته، می‌گویند هنوز روشن نیست این جدی‌ترین پیشنهاد ایران [در مورد پیش‌نویس توافق وین] است یا اینکه ایران صرفاً تلاش می‌کند تا روند مذاکرات را طولانی‌تر کند.

رویترز در گزارش خود اشاره کرده است که هنوز نتوانسته نظر دفتر نمایندگی ایرانی در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را در این مورد جویا شود و محمد البرادعی نیز که هم اکنون در نیویورک به سر می‌برد از هر گونه اظهار نظر در مورد پاسخ ایران [به پیش‌نویس وین] امتناع کرده است.

در این میان خبرگزاری دولتی ایران، ایرنا، به نقل از يک مقام آگاه با بیان اینکه «پيام تهران اساساً حاوی پاسخ به پيش‌نويس توافقنامه نبوده» گزارش داد، جمهوری اسلامی تنها نگاه مثبت خود به مذاکرات را اعلام کرده و «پاسخ خود را در مذاکره اعلام خواهد کرد».

این تحولات در حالی است که وزیر خارجه آمریکا روز گذشته اعلام کرد که کشورش پیش از آنکه در پی در نظر گرفتن تحریم‌های تازه علیه ایران باشد، در انتظار نتیجه گفت‌وگوها بر سر برنامه هسته‌ای تهران خواهد بود.

همزمان در بروکسل، سران کشورهای عضو اتحادیه اروپا در بیانیه‌ای با ابراز نگرانی شدید از تحولات مربوط به پرونده هسته‌ای ایران، از جمهوری اسلامی خواسته‌اند، به توافق اخیر بر سر برنامه اتمی‌اش پایبند باشد.

رهبران کشورهای عضو اتحادیه اروپا در بیانیه خود همچنین موافقت ایران را با این پیشنهاد در ایجاد اعتماد میان دو طرف مؤثر دانسته‌اند.

پیش از این نیز در اواسط هفته گذشته بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، از ایران خواست تا با پیشنهاد آژانس موافقت کند و تأکید کرد که این امرمی‌تواند به یک اعتمادسازی مهم منجر شود.

کشورهای غربی و ایالات متحده که ایران را به تلاش برای تولید جنگ افزارهای اتمی متهم می‌کنند، از این بابت نگران هستند که جمهوری اسلامی از اورانیوم غنی شده خود برای تولید اینگونه جنگ‌افزارها استفاده کند.

اما تهران همواره با رد این اتهامات اهداف برنامه اتمی خود را صلح‌آمیز و در چارچوب تولید انرژی برق توصیف می‌کند.

Radiofarda

«عقب نشینی جدید رهبر در عرصه موسیقی»


یک گروه موسیقی در جشنواره فجر(سال ۲۰۰۷)


فرج سرکوهی (منتقد و روزنامه نگار)

دستور آقای خامنه ای در باره تشکیل «كارگروه‌های ويژه» ‌برای «بررسی مسائل مربوط به موسيقی» و «تعیین مصاديق و موارد مختلف به صورت جزئی»، در میان گزارش های داغ سیاسی گم شد اما این خبر با انگشت نهادن بر یکی از مشکلات مهم فقه شیعه و یکی از تناقض های جدی در برنامه ریزی فرهنگی در ایران بر مساله ای انگشت نهاد که به گفته رهبر ایران تا کنون پاسخ و راه حلی برای آن یافته نشده است.
آقای محمد حسينی، وزير جدید فرهنگ و ارشاد اسلامی، اعلام کرد که رهبر ایران «مدتی است كه مسائل مربوط به موسيقی را در درس خارج خود مورد توجه قرار داده» و « كارگروه‌های ويژه ‌ای هم تشكيل شده تا مصاديق و موارد مختلف به صورت جزیی بررسی کنند. او افزود:«اميدواريم اين ديدگاه ها را به زودی به صورت مكتوب در اختيار داشته باشيم تا چراغ راه ما در مباحث و موازين شرعی باشد.»

دستور جدید رهبر ایران از بستر ابهام و سردرگمی نظری در آموزش، تولید، پخش و معیارهای سانسور موسیقی و از برخورد ناهمگن نهادهای دولتی با موسیقی برخاسته و تناقضات، نارسائی و ناهمزمانی فقه شیعه را در برخورد با پدیده های غیرسنتی نشان می دهد.

در حالی که حتا بر اساس آمارهای دولتی «بیش از ۷۰ درصد جوانان علاقمند به موسیقی» به موسيقی های «غير سنتی ايرانی» و «غير کلاسيک غربی» چون «موسيقی تلفيقی، رپ ،پاپ، متال» گرايش و اغلب شنونده موسیقی های ممنوع و معروف به «زیرزمینی» هستند، در حالی که اکثر مردم به موسیقی های ایرانی سبک تولید شده در خارج از ایران گوش می کنند، در موقعیتی که مراجع تقلید با نفوذ درباره حرمت موسیقی فتواهای متناقضی صادر کرده و برخی هنوز بر ممنوعیت هر نوع موسیقی یا آموزش آن پای می فشارند، موفقیت تلاش رهبر ایران برای جبران نارسایی مبانی فقهی در عرصه موسیقی و تدوین سیاستی همگن برای نهادهای دولتی ناظر بر موسیقی اما چندان نیست که امیدواری وزیر تازه نفس ارشاد را برآورده و معیارهائی روشن را برای سانسور به دست دهد.


رهبر و موسیقی

فتواهای آیت الله خمینی و آقای خامنه ای، به دلیل جایگاه آنان به عنوان رهبر جمهوری اسلامی و به رغم تشکیک های جدی در مرجعیت آقای خامنه ای، به مبانی سیاست گذاری نهادهای دولتی و به مبانی قانون گذاری بدل می شوند اما در فتواهای رهبر پیشین و کنونی ایران در عرصه موسیقی ابهام، تناقض و کلی گویی تا آن جا بر روشنی و صراحت غلبه دارد که تدوین معیارهای روشن را ناممکن می کند.

آقای خامنه ای، که به گفته خود در عرصه موسیقی از نظریات آیت الله خمینی و آیت الله منتظری پیروی می کند، پیش از این «ساختن، خرید و فروش ساز و آموزش موسیقی» را به شرط آن که «هدف اجرای سرودهای ملی و انقلابی یا هر امر حلال و مفید دیگری باشد»، مجاز دانسته اما به رغم نظر اعلام شده خود با گسترش مراکز آموزش موسیقی مخالفت و تاکید کرده است : «آموزش موسیقی و ترویج آن برای نوجوانان، با اهداف نظام جمهوری اسلامی سازگار نیست»

اغلب مراجع تقلید شیعه «غنا» و «لهو» را «خوانندگی های مخصوص و متناسب با مجالس عیش و لهو و خوش گذرانی» تعریف ، حرام و ممنوع کرده اند و آقای خامنه ای نیز بر همین مبنا «موسیقی یا خوانندگی لهوی» را «هر نوع خوانندگی و نوازندگی که انسان را از خداوند متعال و معنویات و فضایل اخلاقی دور و به سمت بی بندوباری ، بیهودگی و گناه و شهوت رانی سوق دهد» تعریف و ممنوع کرده است.

اما نه فقط آقای خامنه ای که همه مراجع بزرگ تقلید در تاریخ شیعه، از ارایه معیاری روشن، دقیق و عینی برای تفکیک موسیقی حلال از حرام، غنا و لهو از موسیقی مجاز، ناتوان و تشخیص این دو نوع را به «عرف عام» و «نظر شنونده» موکول کرده اند و آقای خامنه ای نیز به پیروی از همین سنت می گوید «تشخیص موضوع هم موکول به نظر عرفی مکلف است».

در فقه شیعه و از جمله در فتواهای آیت الله خمینی و آقای خامنه ای، سازها نیز، بازهم بدون ارائه معیار طبقه بندی، به دو نوع «آلات مختص حرام » و «آلات مشترک» تقسیم و آلات مشترک مجاز شناخته می شوند.

اما تفکیک «آلات مختص حرام» که به گفته آقای خامنه ای «نوعا» در لهو و لعب به کار می روند از «آلات مشترک» که باز هم به گفته او «هم برای منافع مشروع و حلال به کار می روند و هم برای منافع نامشروع و حرام» ناممکن است چرا که آهنگساز و نوازندگان، و نه سازها، محتوا و شکل یک اثر موسیقیائی را تعیین می کنند .

برخورد آیت الله خمینی با بتهون و موتزارت

تا پیش انقلاب اسلامی اغلب مراجع تقلید شیعه موسیقی را با «غنا» و «لهو» یکی دانسته و حرام کرده اند و حرمت مذهبی هزار ساله موسیقی و ممنوعیت آموزش ساز و آواز از دلایل عقب ماندگی موسیقی و سازهای ایرانی بود.

اجرای مخفی موسیقی تا پیش از مشروطه به دربارها و محافل صوفیان محدود بود هرچند موسیقی فولکلوریک در برخی نواحی در میان مردم محبوبیت داشت.

از مشروطه به بعد برخی مراجع تقلید از جمله آیت الله بروجردی و آیت الله خمینی حرمت مطلق و کلی موسیقی را نفی و آن را به «غنا و لهو» محدود و سازها را نیز، بدون تعیین معیار تقسیم بندی، به «آلات حرام» و «آلات مشترک»، که مجاز مشروط بودند، تقسیم کردند.

در این برداشت تشخیص موسیقی حرام و ممنوع از موسیقی مجاز، تشخیص موسیقی از غنا و لهو با «عرف عام» و «تشخیص شنونده مکلف» بود که خود معیاری مبهم ، تفسیر پذیر و فردی است.

با استقرار جمهوری اسلامی روحانیت شیعه از اپوزیسیون به دولت بدل و مدیریت جامعه را بر عهده گرفت و کوشید تا فقه شیعه را، که مبنای قوانین اعلام شده بود، با ضرورت ها و نیازهای زمانه همگام کند.

حذف موسیقی از جامعه ایرانی اواخر قرن بیستم ممکن نبود اما در نخستین سال ها مراکز آموزش موسیقی تعطیل و گام هایی برای حذف موسیقی برداشته شد.

آیت الله خمینی، به رغم فتواهای خود در باره مجاز بودن انواعی از موسیقی، در سخنرانی خطاب به کارکنان رادیو و تلویزیون، موسیقی را «از جمله چیزهایی» دانست که «مغز جوان های ما را تخدیر» و «سبب می شود که مغز انسان، وقتی چند وقت به موسیقی گوش کرد، تبدیل به یک مغز غیر فعال و غیر جدی شود» .

وی با تاکید بر آن که «موسیقی با تریاک فرق ندارد» و «یک جور بیحالی و بی حسی می آورد» افزود «اگر شما می خواهید مملکت شما مستقل باشد ،از این به بعد رادیو تلویزیون را تبدیل کنید به یک رادیو و تلویزیون آموزنده- موسیقی را حذف کنید .از این که به شما بگویند کهنه پرست شدید ، نترسید. باشد ، ما کهنه پرستیم».

آیت الله خمینی در پاسخ به اوریانا فالاچی،خبرنگار ایتالیایی، که در باره حرمت «آثار موسيقی كسانی چون باخ و موتسارت و بتهون و وردی» پرسیده بود گفت: «من اين هايی را كه اسم برديد نميشناسم ولی اگر مارش جنگی ساخته باشند كارشان خوب است. در غير اين صورت كارشان قابل قبول نيست»

تجربه سی سال و موقعیت کنونی

در همان نخستین سال های پیروزی انقلاب واقعیت ها، نیازها و ضرورت های مدیریت جامعه روحانیت شیعه را به عقب نشنینی در عرصه موسیقی مجبور کرد.

هنرستان موسیقی با نام «مرکز آموزش آهنگ ها و سرودهای انقلابی» بازگشایی و پخش موسیقی از رادیو و تلویزیون، با محدویت های بسیار از جمله حذف صدای زنان، آزاد شد . آیت الله خمینی تا آن جا پیش رفت که «کرخوانی زنان» را فقط در مواردی که «فساد داشته باشد» ممنوع و در دیگر موارد مجاز دانست.

سیاست گذاری فرهنگی جمهوری اسلامی بر مبنای حمایت از سنت در برابر تجدد شکل گرفته بود و وزارت ارشاد کوشید تا کسب مجوز رسمی برای توليد و توزيع نوار و سی دی و برگزاری کنسرت های زنده را به اهرمی برای حمايت از موسيقی سنتی و رديف، که عرفانی تلقی می شد، و به سدی در برابر «موسيقی غربی و بیگانه» بدل کند.

اما سانسور در برابر نیازهای واقعی جامعه شکست خورد. توده های مردم برای شنیدن موسیقی دلخواه خود به نوعی موسیقی ایرانی بازاری پناه بردند که در خارج از مرزها تولید می شد. اکثريت جوانان نیز به انواعی از موسيقی غربی روی آوردند که رسانه های بزرگ بین المللی در روند توليد انبوه هنرکالا عرضه می کنند.

در دهه اخیر نسل جدیدی پا به عرصه گذاشت که از موهبت انقلاب ارتباطات برخوردار است. انقلاب ارتباطات، کامپيوترهای خانگی و برنامه های پيشرفته کامپيوتری، ضبط، توليد و تکثير نوار و سی دی های موسيقی را از زندان استوديوهای بزرگ حرفه ای، سرمايه گذاری کلان و مجوز وزارت ارشاد رها کرد و شمار گروه های موسيقی غيرمجاز را در ايران افزايش داد.

موسيقی زير زمينی در دموکراسی های غربی با گريز از کليشه های توليد انبوه و پسند مسلط جامعه و هنجارهای غالب بر بازار مشخص و به ژانر موسيقی مستقل و آلترناتيو تعلق دارد اما در ایران این اصطلاح به انواع موسیقی غیر مجاز اطلاق شد.

تاریخچه سی ساله جمهوری اسلامی در عرصه موسیقی از شکست برنامه ریزی های دولتی ، گرایش مردم به موسیقی های ممنوع و بیش از همه از عقب نشینی اجباری و تدریجی فقه و حکومت مذهبی در برابر خواست مردم حکایت می کند و دستور آقای خامنه ای برای تشکیل گروه های ویژه برای بررسی موسیقی نیز می تواند گامی دیگر در این عقب نشینی اجباری تلقی شود

Radiofarda

عبدالله 'انتخابات را تحریم می کند'


برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که عبدالله عبدلله، رقیب حامد کرزی در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، قصد دارد صحنه دور دوم انتخابات را ترک کند.

احمد ولی مسعود، یک مشاور ارشد آقای عبدالله به بی‌بی‌سی گفته است نگرانی از اینکه بار دیگر به اندازه دور اول در رای گیری تقلب رخ دهد او را مجبور به کناره گیری می کند.

هنوز این مسئله به طور قطعی از سوی آقای عبدالله اعلام نشده است.

آقای عبدالله خواستار برکناری رئیس کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان شده است، اما آقای کرزی این خواسته را رد کرده است.

اقدام کمیسیون شکایت های انتخاباتی که تحت حمایت سازمان ملل متحد قرار دارد باعث شد آراء آقای کرزی در دور اول انتخابات به کمتر از مرز پیروزی (50 درصد به علاوه یک) کاهش پیدا کند و انتخاب رئیس جمهور جدید افغانستان به دور دوم انتخابات موکول شود.

اندرو نورث، گزارشگر بی‌بی‌سی در کابل می گوید در کابل شایعه درباره احتمال کناره گیری رقیب حامد کرزی در انتخابات هفتم نوامبر پخش شده است.

هر چند این شایعه تایید نشده اما آقای عبدالله روز شنبه 31 اکتبر (9 آبان) را به عنوان ضرب الاجل برای پذیرش "شروط حداقلی" خود جهت برگزاری انتخاباتی عادلانه و آزاد اعلام کرده بود.

او از جمله خواستار تعطیلی برخی از شعبه های رای گیری، و برکناری عزیزالله لودین، رئیس کمیسیون مستقل انتخابات شده بود.

آقای عبدالله که در گذشته سمت وزیر خارجه افغانستان را نیز به عهده داشته است آقای لودین را "بی اعتبار" خواند، اما آقای لودین اتهام ها درباره اینکه او از حامد کرزی حمایت می کند را رد کرده است.

احمد ولی مسعود گفت آقای عبدالله از اینکه هیچ اقدامی برای برطرف شدن مشکلات نظام انتخاباتی صورت نگرفته ناخشنود است.

او به بی بی سی گفت: "حقیقت این است که زیرساخت و زمینه تقلب هنوز وجود دارد. تقریبا 1.5 میلیون رای دستکاری شد. اما چیزی تغییر نکرده است."

او افزود: "در نتیجه اگر دور دوم انتخابات هم برگزار شود دوباره همان اتفاقات رخ خواهد داد. از این رو فکر نمی کنم ما مایل به شرکت در انتخابات باشیم."

برخی از شخصیت های نزدیک به آقای عبدالله به خبرگزاری اسوشیتدپرس گفته اند احتمالا بیانیه ای در این زمینه در روز شنبه، یا به احتمال بیشتر در روز یکشنبه صادر خواهد شد.

پیشتر کمیسیون مستقل انتخابات اعلام کرده بود که قصد دارد در دور دوم انتخابات از 6322 شعبه رای گیری استفاده کند که این تعداد از شمار شعب مورد استفاده در دور اول فراتر می رود.

این در حالی است که کمیسیون شکایت های انتخاباتی توصیه کرده بود شمار شعبه های رای گیری از 6000 به 5800 شعبه کاهش یابد تا اطمینان حاصل شود که ناظران کافی برای محدود ساختن تقلب و سربازان کافی برای تضمین امنیت انتخابات وجود داشته باشد

BBC

محکوم شدن هشت مسلمان شیعه به اعدام در یمن


دادگاهی در یمن هشت شورشی شیعه را به مجازات مرگ محکوم کرده است.

محکومین از جمله دویست شورشی حوثی هستند که به اتهام دست داشتن در درگیری ها در نزدیکی صنعا، پایتخت یمن محاکمه می شوند.

در این درگیری ها که در سال 2008 اتفاق افتاد صدها نفر کشته شدند.

شورشیان حوثی که شیعه زیدی هستند، در سال 2004، نبرد مسلحانه خود علیه علی عبدالله صالح، رئیس جمهوری یمن را شروع کردند.

شورشیان از آنچه که آنرا محرومیت های اقتصادی و دینی توسط دولت یمن می خواندند، شکایت داشتند.

این شورش ها در ماه اوت گذشته که ارتش، عملیات علیه شورشیان در شمال کشور را آغاز کرد، تشدید یافت.

از سال 2004 که شورشیان عملیات خود علیه رئیس جمهور یمن را شروع کردند تا کنون بیش از 150 هزار یمنی از خانه های خود فرار کرده و آواره شده اند.

نگرانی صلیب سرخ

کمیته بین المللی صلیب سرخ می گوید در جریان درگیری بین ارتش و شورشیان در اردوگاهی که توسط صلیب سرخ اداره می شود، شماری از آوارگان یمنی کشته شده اند.

این اردوگاه موسوم به السام، در ایالت سعده در شمال یمن قرار دارد.

به گفته صلیب سرخ تعدادی زن و کودک نیز در میان قربانیان دیده می شوند.

دولت یمن شورشیان حوثی را که اکثریت جمعیت را در شمال کشور تشکیل می دهند متهم می کند که می خواهند یک حکومت مذهبی شیعی تاسیس کنند.

بیماری سرماخوردگی یا آنفولانزا و مشکلاتش


این روزها اگر گذرتان به بیمارستانها یا داروخانه ها بیافتد فورا متوجه می شوید که جمعیت زیادی که تقریبا کم سابقه است در آنجا ازدحام نموده و سرگردان هستند بزرگ و کوچک همه مریض هستند دکترها بسیار خوشحال و بازارشان گرم است برخی از دکترها علاوه بر ویزیت ده هزار تومانی مبلغ بیشتری برای وصل سرم و آمپول دریافت می نمایند.

از دوستان دکتر نتوانستم بپرسم نوع این بیماری چیست ؟ آیا آنفولانزا است یا یک نوع سرما خوردگی .

چند نفر را دیدم از وضع جمعیت فراوان بیمار و مشکلات بیمارستانها و داروخانه ها می گفتند و در آخر پیشنهاد جالبی مطرح کردند که بنظر من هم اگر چه غیرممکن است ولی بد نیست. می گفتند حال که این مریضی به طور عمومی همه را گرفتار نموده کاش در تلوزیون پزشکان راه علاج این بیماری را توضیح می دادند تا مردم خود به داروخانه می رفتند و دارو تهیه می کردند و زحمت بیمارستان رفتن و تحمل هزینه فراوان کمتر می شد

http://majd21.blogfa.com/

نشنل پارٹیءِ سروک داکٹر مالک و ھلری کلنٹنءِ گِدار


نشنل پارٹی و دگہ سیاسی گلانءِ سروکاں ماں إسلام آباد گوں ھِلری کلنٹن گدار کت۔ ھر یک لیڈرا پاکستان و کش گوَری جاورانءِ سرا وتی لیکہ ھلری کلنٹنءِ دیما بیان کت أنت۔ آدگہ پاکستانی لیڈرانءِ چپ داکٹر مالک بلوچءَ دمگا أمریکائی پالیسیانءِ پلانگری زُرت۔

روچتاک توارءِ ردا پھکیں گلاں أمریکاءِ ڈرون بیڑ إیر جتگ أنت۔ ألبت نشنل پارٹیءِ سروکا تچکا تچک گشتگ کہ إے حملوانءِ برکتا کٹریں ٹرورسٹ شہ راھا دیر کنگ بوت کن أنت۔ إیشیءِ کشا 'کیری لوگر بل'ءِ پلانگری ھم داکٹر مالکءَ زرتگ۔

کیری لوگر بل پاکستانءَ کمک دیگءِ یک قانونے إنت کہ أمریکاءَ منـّتگ۔ إے قانونءِ ردا آیوکیں پنچ سالاں ھفت و نیم بلین ڈالر (هر سالا یک و نیم) پہ غیر فوجی کارانءِ گيشنگا پاکستانءَ رسیت۔ داتگیں زر أمریکاءِ گچین کتگيں جاگھاں خرچ کنگ إبیت۔ پاکستانی فوج و دگہ واکدار إے قانونءِ خلافا أنت۔ پرچاکہ فوج وتی تبءِ ھمردیا إے إمدادی زرّا وارت نہ کنت۔

أمریکاءِ پالیسیانءِ پلانگریا زیرگ داکٹر مالکءِ دیر چاریءِ نشانی إنت۔ پرچاکہ بلوچستانءَ شہ فوج، طالب و ألقائدہ دروشمیں کٹران سک باز خطر ھست إنت۔ کیری لوگر بل و ڈرون بیڑ إیشانءِ دیما دارگ و یا نزور کنگءِ إیوکیں راہ أنت۔
Source: www.balochinews.com

هنگامیکه مـُردگان سیاسی از تاریخ هیچ چیزی نمی آموزند !


هنگامیکه مـُردگان سیاسی از تاریخ هیچ چیزی نمی آموزند !

( خزعبلاتها و تحلیل های توده ای )

همه ما در فردای حاکمیت جمهوری اسلامی ایران ، شاهد جنایات بی حد و حصر پاسداران مزدور و تحمیق شده روستایی رژیم بودیم ،
اما در کنار جنایتهای فوق جنایت جنایتکاران حرفه ای و سازماندهندگان این رژیم ، یعنی توده ای های خائن ، مایه رَشک خود پاسداران و رهبران رژیم بود ،

تا جاییکه رهبران این جریان جنایت پیشه ملقب به لقب « آیت اللهی » شدند ، گروه گروه جوانان ناراضی را همراه و همپای دیگر جانیان رژیم به پای جوخه های مرگ کشانده و به رگبار بستند و بر اجساد شهدای مردم به رقص و پایکوبی پرداختند و در خیالات باطل خویش غوطه میخوردند که شاید خمینی آنها را به پاداش این خوشرقصی هایشان به نخست وزیری منصوب نماید ،
تا اینکه سگ هار بر پاچه خودشان رحم نکرد و آنچه را که خود بیشتر و پیشتر در حق دیگر مخالفان خویش روا داشته بودند ، از آیت الله های دیگر دریافت کردند ،
متاسفانه این باند چاپلوس و خائن تا هم اکنون از تاریخ و تحلیل آن درس نگرفته است ، بر مرگ شهدای مردم خوشرقصی نموده و بر مرگ همپیمانان و همپالکی های دیروزه ( و چه بسا همپالکی های نهان امروزه خویش ) اشک ماتم میریزد .
آقایان نا محترم : تاریخ به شما گفته و باز هم میگوید که سرنا را از سر گشاده میزنید ، اگر لایق و سرشته سرشک و اشک است ، در درجه اول در حق مقتول این وظیفه را بجا آورید ، تا قاتل را تشجیع و تشویق ننمایید .
خشونت اگر محکوم است در درجه اول خشونت سازمانیافته و دولتی محکوم است که انسانها و ملتها را از زندگی عادی و مسالمت آمیز بازداشته است ، همان خشونتی که شما در دوره همدستی خویش با رژیم ، در حق مخالفین خویش روا میداشتید و هم اکنون روادار هستید

در پایان تحلیل این دریوزگان از حوادث بلوچستان را میخوانیم .

بلوچ
*****************************************
اوج گیری درگیری های خطرناک نظامی در پاکستان و یورش گسترده ارتش این کشور به منطقه وزیرستان و پناهگاه های طالبان، در کنار تشدید درگیری های نظامی در افغانستان، نمی تواند با آنچه در مناطق شرقی کشور ما می گذرد بی ارتباط باشد.

ترور اخیر شماری از فرماندهان سپاه پاسداران در بلوچستان، که به ادعای برخی از رسانه های گروهی توسط گروه مشکوک ”جندالله“ صورت گرفت به نظر می رسد که خارج از مرزهای ایران طراحی و به مرحله اجرا گذاشته شده است. این عملیات به شدت تحریک آمیز و جنایتکارانه هنگامی رخ داد که معاون فرماندهی نیروی زمینی سپاه به همراه تنی چند از دیگر فرماندهان این نهاد نظامی-امنیتی، پنجمین نشست تامین امنیت منطقه با حضور عشایر را تدارک دیده بودند. نشست مذکور که درشهرستان پیشین از توابع سرباز استان سیستان و بلوچستان قرار بود برگزار شود با انفجاری مهیب به خاک وخون کشیده شد.

عملیات تروریستی توسط نیروهای مرتجع و وابسته به القاعده ، نمی تواند اقدامی کور و صرفا نظامی تلقی گردد. درمجاورت استان سیستان و بلوچستان یعنی در کشور پاکستان درگیری سختی میان ارتش این کشور با باندهای ارتجاعی طالبان و القاعده جریان دارد، ناامنی دراین مناطق با حساب و برنامه ای دقیق به مرزهای میهن ما سرایت داده می شود.

دراین میان سیاست های ضد ملی دولت کودتا و اصولا سیاست مبتنی برستم ملی رژیم ولایت فقیه نیز بستر مناسبی را برای فعالیت باندهای تروریستی درخدمت بیگانه مانند جندالله فراهم آورده است. تبعیض، فقر، تحقیر هم میهنان اهل تسنن و رواج تعصبات کور به شدت خطرناک مذهبی درمنطقه در کنار سرکوب واعمال فشار ارگان های نظامی و امنیتی به مردم بی پناه وگرسنه، درمجموع اوضاعی بحرانی و انفجاری پدید آورده است.
بدیهی است که عملیاتی از این دست در شرایط بحرانی کنونی کشور به ابزاری به دست نیروهای سرکوب برای تشدید جو ارعاب بدل شود.

اکنون نیز به دنبال عملیات تروریستی اخیر کودتاچیان سعی می کنند از آن دستاویزی ساخته و حملات خود به فعالان جنبش مردمی و از جمله میرحسین موسوی و مهدی کروبی را افزایش دهند. به عنوان مثال پایگاه خبری رجانیوز وابسته به کودتاچیان یکشنبه 26 مهر ماه درمطلبی تحریک آمیز نوشت: ”سکوت خاتمی، کروبی وموسوی دربرابر فاجعه ترور فرماندهان سپاه... طی ماه های اخیرخاتمی، کروبی و موسوی بارها سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را مورد هجوم قرار داده و با ادعاهای دروغین، نظام جمهوری اسلامی را به سرکوب و شکنجه متهم ساختند.“

همچنین همین تارنگاشت در گزارش دیگری عملیات تروریستی را به مخالفت های رو به گسترش با سپاه درداخل کشور نسبت داد واعلام داشت: ”امنیت منطقه شرق کشور از چندی قبل به سپاه پاسداران واگذار شده بود و این درحالی است که درماه های پس از انتخابات، حمله به سپاه پاسداران به یکی از سوژه های اصلی برخی جریانات داخلی تبدیل شده است ...“

نکته قابل تأمل دیگر در این زمینه انتشار اخباری درباره ملاقات های مخفی سران سپاه با نیروهای نظامی آمریکا و فرماندهان پاکستانی برای کنترل منطقه در شرایط تشدید درگیری های نظامی کنونی است که می تواند یکی از دلایل حملات نیروهای وابسته به القاعده و طالبان در بلوچستان ایران باشد. سیاست های امپریالیسم و ارتجاع در سال های اخیر ، کل منطقه خاورمیانه و خصوصا کشورهای همسایگی شرقی ایران را با بی ثباتی و خطرات جدی رو به رو کرده است.

ماضمن محکوم ساختن عملیات تروریستی و به قتل رسیدن افراد ، نسبت به رواج خشونت و درگیری های قومی و مذهبی درمناطق مرزی شرق و غرب کشور هشدار می دهیم!

نامه مردم
Source: http://pahra.blogsky.com/1388/08/08/post-13184/

آزاديخواهان (احزاب مردمى) يا حكومت ! بزركترين تروريست كيست؟

‌مبارزين بلوچى كه از ميان مردم خويش برخاسته و بخاطر دفاع از دين، ننگ، ناموس، خاك، سرزمين خويش مي رزمند به نامهاي اشرار، ، ‌اخوان الشياطين، فساد پيشه، ‌باغى، واجب القتل و مباح الدم معرفي شده به جوخه اعدام رفته و يا به انواع مختلف به شهادت ميرسند ولى اين ظلم پيشگان ولايت فقيه بايد بدانند بنا به آياتى كه ايمان ما به آنها كامل و كامل تر ميشود هيچ رعب و وحشتى از مرگ نداشته و جهاد را فرض عين ميدانند تا به وطن و ملت خود خدمتى كرده باشند:

اگر به اوراق تاريخ نگاه كنيم در مي‌يابيم كه بشريت از آغاز دوره‌هاى زندگى خويش دچار كشمكش‌هايى بوده كه جهت هاى اطراف كشمكش را ظالم و مظلوم، استعمارگر و مستعمره، زورگوي و كم‌زور، ‌مستكبر و مستضعف، ‌حق و باطل، مسلمان و كافر وغيره تشكيل داده است كه تا امروز ادامه داشته و تا قيام قيامت ادامه خواهد داشت، ‌در جريان اين كشمكش ها حرف اول را ستمگران، ظالمان، ‌استعمارگران، مستكبرين، طواغيت و لشكريان شيطان مي زنند و با ارتكاب انواع جرايم، ظلم، ستم، بي عدالتي، تجاوز، خود را حق به جانب معرفي داشته طرف مقابل خويش را شرير، مرتد، خائن، مفسد، جنايت پيشه، ارهابي، تروريست، اشرار معرفي مي نمايند.

فرعون قوم بنى اسرائيل را به بندگى خود كشانيده فرزندان شان به قتل رسانيده و دختران شان را بخاطر استفاده هاى نا مشروع خويش زنده نگه مى داشت و انواع ظلم وستم را بر آنها روا مي داشت تا آنكه خداوند موسي و هارون (عليهما السلام) را فرستاد تا بنى اسرائيل را از بندگى فرعون نجات داده به بندگى خداوند در آورند و دين برحق الهي را برايشان ابلاغ نمايند.

فرعون حضرت موسى وهارون را ساحر وجادوگر خوانده عليه آنها به تبليغات مي پردازد و رو به سوى مردم نموده مى گويد: موسى و هارون آمده‌اند تا شما را از دين تان بگردانند و فساد را در ميان شما رايج سازند .
فرعون به عنوان دفاع از دين و مقابله با فساد , مردم را عليه موسي وهارون تحريك مي نمود.
در هر عصري سردمداران نظامهاى طاغوتى و فرعونى يك سان بوده ويك نوع سياست را عنوان كرده و مي كنند چنانچه در عصر حضرت محمد مصطفى(ص) كه مردم در جاهليت قرار داشتند و دختران شان را زنده بگور مي كردند و خدايان ساخته دست خويش را از چوب، سنگ، خرما وغيره مورد پرستش وعبادت قرار داده از آنها كمك و استعانت مي خواستند، وقتي حضرت محمد(ص) كه افضلترين پيغمبران الهى است بخاطر نجات دختران شان از زنده بگور شدن و رهايى مردم از ظلمت، ‌شرك و كفر به پيغمبرى مبعوث مي شود ومردم را به عبادت خداى واحد ويگانه فرا خوانده براى غلام ها و برده ها حق انسانيت را و زندگى را اعلام ميدارد فرعون زمان ابوجهل در برابر دعوت پيغمبر به پا شده مردم را عليه رسول خدا تحريك نموده او را به ديوانگى، جادوگرى و ساحرى وارتداد از دين آبايى اش متهم نموده و خود را در مقابله اش با پيغمبر خدا برحق تلقي مي نمايد به حدى كه دست ها را به طرف آسمان بلند نموده دعا مي كنند كه: اى خدا يا اگر محمد واقعاً پيغمبر برحق توست و ما وى را نمي پذيريم پس از آسمان بر ما سنگ بباران و ياما را به عذاب درد ناكى مجازات كن .

از تاريخ گذشته اگر صرف نظر كنيم به تاريخ معاصر خود وكشور خويش نگاهي باندازيم مي بينيم كه شاه خائن چه ظلمها و مصائبى به ملت محروم و مظلوم بلوچ كه نياورده است ولى با وجود همه اين ظلمها رژيم ظالمترى آمد و حكومت شاهنشاهى را از بين برد ولى منتظر ماند كه خداوند تبارك و تعالى چه حكومتى و چه قدرتى را بر اين ظالمان مسلط كرده و ملتهاى محرومى چون ملت بلوچ , كرد را از چنك اين ظالمان نجات خواهد داد چون وعده خداوند است كه مظلومان را از دست ظالمان نجات دادن و ايمان ما بر اين است كه خدوند تبارك و تعالى خلاف وعده خودش عمل نميكند (ِانُ الله لا يخلف الميعاد).

‌مبارزين بلوچى كه از ميان مردم خويش برخاسته و بخاطر دفاع از دين، ننگ، ناموس، خاك، سرزمين خويش مي رزمند به نامهاي اشرار، ، ‌اخوان الشياطين، فساد پيشه، ‌باغى، واجب القتل و مباح الدم معرفي شده به جوخه اعدام رفته و يا به انواع مختلف به شهادت ميرسند ولى اين ظلم پيشگان ولايت فقيه بايد بدانند بنا به آياتى كه ايمان ما به آنها كامل و كامل تر ميشود هيچ رعب و وحشتى از مرگ نداشته و جهاد را فرض عين ميدانند تا به وطن و ملت خود خدمتى كرده باشند:

قَاَلوُا وَمَاَ لََنَا أَلا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا... [بقره: 246]

(گفتند ما را چه شده که در راه الله نجنگیم در حالی که از سرزمین و [از میان] فرزندان خود بیرون رانده شده‏ایم...)

خداوند بندگان مومنش را فرمان مي دهد كه شما نيرو وقوت و وسايل جهاد ومبارزه‌تان را خلاف كفار و متجاوزين آماده نمائيد تا دشمنان خدا و دشمنان خود را با آن بترسانيد (ترهبون به عدوالله وعدوكم) در اين جزء آيه قرآن كريم ازكلمه ارهاب مورد استفاده قرار گرفته كه به معناي ترساندن دشمنان خدا ومسلمانان است، كلمه ارهاب واژه مقدس واسلامى است كه هر مسلمان مسئوليت دارد تا دشمن خود وخداى خويش بتر ساند تا از هجوم و تجاوزشان دين، مال و جان خويش را حفاظت نمايند .

ولايت رافضه ايران كشته شدن در راه حق را ارهاب معنى كرده و عزم خود را بر نابود كردن و اعدام كردن جوانان بلوچ جزم كرده تا با انداختن رعب و وحشت ميان آنان به اهداف پليد خويش برسد ولى بى خبر از اينكه عزم حوانان بلوچ راسخ تر ميشود زيرا كه جوانان بلوچ به آيه شريفه : " واعتصمو بحبل الله جميعا ولا تفرقوا " عمل كرده و عمل خواهند كرد.

سؤال اين جاست و قضاوت بر خوانندكان كه آيا ميتوان اين حكومت را ارهابى و يا به لحن مدرن تر تروريست معرفى كرد يا نه زيرا ترور كردن و ارهابيت را به معنى كلى در برخواهد داشت و ترور شخص نيست ترور يك ملت, يك قوم, يك مذهب ميباشد بس در قضاوت عجله و اشتباه نكنيد.
Source: BPP

Larijani: Us Behind Terrorist Attack In Iran


Parliament Speaker Ali Larijani has accused the United States of helping terrorist carry out acts of violence in Iran.

In the wake of a terrorist attack in southeastern Iran, Parliament Speaker Ali Larijani has accused the United States of helping terrorist carry out acts of violence in Iran.

"Reliable evidence shows the US played a role in the recent move," Larijani said referring to the recent bomb blast in Sistan-Baluchistan Province.

At least 41 people, including seven senior commanders of the Islamic Revolution Guards Corps (IRGC), were killed in the bombing on October 18 during a unity gathering of Shia and Sunni tribal leaders in the town of Pishin on the Iran-Pakistan border. The Jundallah terrorist group claimed responsibility for the deadly attack.

Larijani criticized Washington's policies on Iran and said the US acts against Iranian interests despite making offers to hold talks with the country.

"The Iranian nation should correctly recognize the US for what it is. The United States and Israel are the main culprits of these events and known enemies of the Iranian nation," added Larijani, who represents the city of Qom in Majlis.

Spearheaded by Abdulmalek Rigi, Jundallah terrorists have staged a tidal wave of bombings and terrorist attacks in Iran, one of which left at least 25 Iranians dead in early June.

Abdulhamid Rigi, the apprehended brother of the Jundallah point man, told Press TV in a recent interview that Abdulmalek had held several "confidential" meetings with FBI and CIA agents in Karachi and Islamabad.

He added that during one of the meetings, two female US agents had offered weapons, safe bases in Afghanistan and professional trainers and had attempted to recruit volunteers.

Source: http://www.presstv.ir/detail.aspx?id=110030&sectionid=351020101

Tough Choices


After the Baluchistan attacks, Iran faces two options -- heightened confrontation or accommodation, argues Mohamed Said Idris

Tehran's angry reaction to the suicide bombing attack by the Sunni Jund Ansar Allah (Soldiers of God) insurgent group at the municipal building in Sistan-Baluchistan on 18 October is symptomatic of the new political psychology that governs the actions of the Iranian leadership. Times have definitely changed in Iran since the wave of protests that rocked the country following the announcement of Mahmoud Ahmadinejad's victory in the 10th presidential elections in June.

Those demonstrations showed there is a powerful opposition capable of challenging the regime and, indeed, willing to defy the supreme guide, the most important symbol of the Islamic Republic's essential principle of rule by the clergy, in the pursuit of greater democratic freedoms. Clearly taken by surprise by this challenge, leaders in Tehran have since been determined not to show any signs of weakness in the face of what they regard as threats to their status and pressures to make concessions.

Those developments also deepened these leaders' beliefs that the Iranian regime is the target of a foreign conspiracy that has succeeded in infiltrating deep into Iranian society. Their response was to portray the opposition uprising as the work of agents working for Western powers bent on engineering a "velvet revolution" akin to those variously coloured revolutions that swept Eastern European countries following the collapse of the Soviet Union. Such suspicions were aggravated by disturbances in Iranian Kurdistan and in Sistan- Baluchistan before the elections in June. The most serious incident that took place at the time was the bombing of a mosque in Zahdan, the capital of the Sistan-Baluchistan province, in May 2009. The incident, for which Jund Ansar Allah again claimed responsibility, targeted a pro-Ahmadinejad campaign rally and claimed 25 dead and a large number of wounded.

Sadly, statements by congressional and other political leaders in the US seemed to corroborate Iranian suspicions. As the Iranian regime clamped down on pro-reform demonstrators, many of these politicians urged Washington to show more active support for the opposition in Iran, with neoconservatives in particular clamouring for a budgetary allocation to support covert activities inside Iran. Iran also interprets Western opposition to its nuclear energy programme as a sign of the West's determined hostility to the regime, prompting Supreme Guide Ali Khamenei personally to warn officials in Tehran against showing any weakness in their handling of the domestic disturbances and, specifically, opposition leaders with outside contacts, or in responding to outside pressures aiming to deprive Iran of its legitimate right to nuclear energy for peaceful purposes. Any sign of weakness will aggravate the threat to Iran, he said.

This political-psychological state has come to govern its reaction to any threat; in particular, the recent suicide bombing in Sistan-Baluchistan which claimed several Revolutionary Guard leaders, among whom was the deputy commander of Land Forces, General Nur-Ali Shushtari and the commander of Land Forces in Sistan-Baluchistan, General Mohamed Zadeh. The attack also led to the death of several local tribal leaders who were attending a meeting intended to strengthen relations between the Sunnis and Shias.

Supreme Guide Khamenei vowed to bring the perpetrators to justice for the incident for which President Ahmadinejad blamed "Pakistani security elements" demanding that the Pakistani government apprehend those responsible. At the same time, Revolutionary Guard Commander Mohamed Ali Jaafari claimed that Iranian security authorities possessed documents that proved beyond a doubt "direct links" between Jund Ansar Allah and British, US and Pakistani intelligence agencies, and stated that he planned to go to Pakistan to deliver these documents to Pakistani authorities and to share with them the information that Tehran has about the agencies that support "terrorists" in Pakistan. He too vowed to find those responsible for the crime, pointing the finger at US and British intelligence agencies. The natural outrage in Iran in response to the suicide bombing was also expressed by Speaker of Parliament Ali Larijani who, alluding to Obama's hand extended to Iran, said the US had "burned its hand" in this terrorist attack.

While it is difficult to conceive of Iran masterminding retaliatory operations directly targeting US, British or Pakistani interests, Iranian responses are being made on three fronts. The first is in the negotiations with the US, France, Russia and the International Atomic Energy Agency (IAEA) in Vienna, in which Tehran is attempting to delay any agreement. It already retracted its approval of the IAEA's proposal to transfer the enrichment of 1,200kg of Iranian uranium to Russia. The Iranian refusal, coming after the US, Russia and France had approved the idea, reflects the extent to which Tehran mistrusts Western intentions.

Iranian suspicions were voiced by Larijani who denounced the West's attempt to "dupe" Iran through the ploy to have Iranian uranium enriched in Russia. "The West wants to bend us towards its will by deceiving us and imposing its conditions on us," he said, adding that according to IAEA rules Western nations should supply Iran with the fuel for its reactors for research purposes free of charge. Larijani further accused Western nations of engaging in a bid to seize Iran's enriched uranium.

Alaaeddin Boroujerdi, chairman of Iran's Parliamentary Committee for National Security and Foreign Policy, sounded an equally adamant note. He said that Iran should buy uranium enriched up to 20 per cent from abroad while continuing its enrichment processes up to 3.5 per cent purity in Iran. Otherwise put, Iran should cling to its right to enrich uranium in its own reactors up to the level permitted by the IAEA, that the West, rather than Tehran, should make concessions. Though reasonable, if Iran presses this position it would no doubt precipitate another stand- off between itself and the West and, perhaps, endanger the dialogue.

The domestic opposition is also under pressure, endangering any move towards national reconciliation. Tangible evidence of this trend can be seen in the arrest on 22 October of 60 wives, children or other close relatives of prominent reform activists accused of fomenting the disturbances that followed the announcement of Ahmadinejad's victory in the presidential elections. On the heels of these detentions, security agencies and Basij forces assaulted Sheikh Mehdi Karrubi, a reform candidate in those presidential elections, and harassed and abused him and his aides. Then, the other presidential candidate and major challenger to Ahmadinejad, Mir Hussein Mousavi, was prevented from entering a book fair where he was to join protesters demonstrating in support of him and Karrubi.

However, the most important thrust of the regime's anger is being directed against the sectarian and ethnic opposition, especially that contingent which has taken arms against the regime as epitomised by the Jund Ansar Allah insurgent group.

The force brought to bear against the opposition, especially in the absence of political, economic and cultural solutions, may prove counterproductive and actually work to aggravate the threat to security and stability. This applies in particular to areas with large sectarian and ethnic minorities such as Sistan- Baluchistan in which the Baluchi tribal connections extend into Afghanistan and Pakistan. This region, as well as Iranian Kurdistan in the northwest and the Arab-dominated Ahvaz region in the southwest, complain of political, social and economic discrimination. The more these peoples feel oppressed, the greater the chances that they will attempt to rebel and to look abroad for help.

Thus, demographic circumstances could combine with short-sighted policies to give impetus to foreign infiltration at a time when international and regional forces are converging against Iran in order to halt its nuclear programme, curtail its expanding regional influence and clip its wings. In short, Iran is headed for a new phase of domestic upheaval and tensions in its relations abroad, unless the regime summons the courage to disengage domestic from foreign threats and devise innovative solutions to its diverse problems.

In order to break free of the vicious cycle of crisis, most commentators conclude the regime must make concessions to the broad yearning for greater democratic liberties and show more flexibility in its international and regional relations in order to neutralise external threats of economic sanctions and even war.

C a p t i o n : International Atomic Energy Agency inspectors arrive at Imam Khomeini airport in Tehran to check Iran's controversial second uranium enrichment plant


© Copyright Al-Ahram Weekly. All rights reserved

Al-Ahram Weekly Online : Located at: http://weekly.ahram.org.eg/2009/970/re5.htm

Source: http://weekly.ahram.org.eg/2009/970/re5.htm

عجبا این عبدالمالک چه انسانی است که با این همه کشورهای جهان رابط


عجبا این عبدالمالک چه انسانی است که با این همه کشورهای جهان رابطه مستقیم دارد

سایت تابناک رژیم که تحت نظر سپاه پاسداران میباشد که از کشته شدن همکلاسی های جنایتکارش در بلوچستان به وحشت درآمده است ، به نوشتن مطلبی تحت عنوان داستان عبدالمالک ریگی به زبان ساده می پردازد در این مقاله به دروغ افکنی های بی جا می پردازد عبدالمالک را هم از القاعده و طالبان و امریکایی وبریتانیایی و جدیدا با نیروهای امنیتی عربستان و امارات و عمان در رابطه است میداند
عجبا این عبدالمالک چه انسانی است که با این همه کشورهای جهان رابطه مستقیم دارد
از القاعده تا امریکا تا کشورهای خلیج همه با گروه ریگی رابطه مستقیم دارند و کمک مالی بهاین گروه میکنند &
جای سوال است که اگر این همه کشورهای به گروه ریگی کمک مالی و اسلحه میکردندگروه ریگی دارای هواپیما و جت جنگی بود یا حداقل
یک تانکی داشت و یا دارای اسلحه پیشرفه بود
متاسفانه در گروه ریگی اسلحه پیشرفته دیده نشده است و اگر دیده شده از خود رژیم به گروگان و غنیمت گرفته اند
رژیم در چند روز پیش از نام بلوچستان به وحشت آمده است در مصاحبه هایی
که از طرف فرماندهان در سایت های خبری نشر میشود این جنایتکاران نام بلوچستان را به زبان نمی آورند و تنها به لفظ سیستان کفایت میکنند
شاید از گفتن نام بلوچستان شلوارهای این مزدوران کثیف میشود.
دوما در این مقاله عملیاتهای گروه جندالله را موفقیت آمیز میدانند و خودشان اعتراف میکنند که مبارزه مسلحانه به رژیم را سرنگون میکند و از بین می برد و به وحشت می اندازد.
اگر تمام جنبش های ضد حکومت آخوندی از موسوی تا کربی گرفته تا سایر نهادهایی
که در خارج هستند دست به عملیات مسلحانه بزنند یقینا به زودی رژیم شکست خواهد خورد ولی متاسفانه به رفتن در خیابان ها و راه پیمایی ها کفایت میکنند که چیزی نمی تواند در پی برد اهداف پیروزی علیه رژیم باشد.
به امید پیروزی ملت بلوچ
دلپل بلوچ
http://www.pahra.blogsky.com/

كاريكاتورهاي سياسي




اعتیاد به اینترنت، نوجوان چینی را راهی بیمارستان کرد


رسانه های دولتی در چین گزارش کرده اند که یک پسر چهارده ساله که برای ترک اعتیادش به بازی های اینترنتی توسط والدین خود به اردوگاهی انضباطی فرستاده شده بود، در این مرکز به شدت کتک خورده و مجروح شده و اکنون در بیمارستان بستری است.

جراحات این نوجوان جدی و از ناحیه ریه و کلیه بوده است.

موسس این اردوگاه، که به سبک نظامی اداره می شود، به بی بی سی گفت مسئولان این مرکز از کتک زدن به عنوان ابزاری برای انضباط بچه ها استفاده می کنند.

این موسسه که در استان سیچوان، در جنوب غربی چین واقع است، در حال حاضر تعطیل است.

اوایل ماه اوت یک پسر نوجوان دیگر که در اردوگاهی مشابه به شدت کتک خورده بود، در اثر جراحتی که بر او وارد شد، درگذشت. این حادثه باعث خشم عمومی مردم در چین شد.

در حالی که دولت چین هشدار داده است که اعتیاد به اینترنت در میان کودکان این کشور رو به گسترش بوده است، برخی از والدین چینی برای ترک اعتیاد فرزندانشان و بازپروری آنها، به این دست از اردوگاه ها متوسل شده اند.

اما گزارشگران می گویند که این اردوگاه ها ثبت نشده اند و نظارت بر آنها ضعیف است.

تخمین زده می شود که 10 میلیون کودک چینی به بازی با بازی های اینترنتی معتاد هستند.

جراحت جدی به خاطر بازی کامپیوتری
مادر نوجوانی که اخیرا به خاطر بازی اعتیاد وار با بازی های اینترنتی مجروح و راهی بیمارستان شده، می گوید که پسرش بارها توسط مدیر اردوگاه و همچنین دیگر دانش آموزان این مرکز کتک خورده است.

موسس این اردوگاه به بی بی سی گفت تا زمانی که کتک زدن به عنوان تنبیه خارج از اندازه نباشد، روشی خوب برای کنترل کردن بچه های ناآرام است.

اما به گفته مایکل بریستو، گزارشگر بی بی سی در پکن، ظاهرا این بار تنبیه خارج از اندازه بوده است و مدیر اردوگاه دستگیر شده است.

نوجوان دیگری که به تازگی در اثر جراحات در اردوگاهی دیگر کشته شد، پانزده سال سن داشت.

توجه عمومی در چین به سرنوشت دو نوجوانی که توسط والدینشان برای ترک اعتیاد به بازی های اینترنتی به اردوگاه فرستاده شده بودند، گسترده بوده است.

چین بیشترین شمار کاربران اینترنت در جهان را دارد. شمار کاربران اینترنت در این کشور بالغ بر سیصد میلیون نفر است.
BBC

جشن 40 سالگی اینترنت


همیشه گفته شده سفر چند هزار مایلی با یک قدم شروع می شود. اما برای اینترنت گام اول بیشتر شبیه یک لغزش بود.

در ساعت 9 شب 29 اکتبر 1969 مهندسین دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس و موسسه تحقیقاتی استنفورد که 400 مایل با یکدیگر فاصله داشتند آماده مبادله اطلاعات بین نودهایی (node) که آرپانت نام داشت شدند.

آرپانت مخفف یک پروژه تحقیقاتی بود که کارفرمای آن "آرپا"، آژانس پروژه های تحقیقات پیشرفته وزارت دفاع آمریکا، بود.

یک کارشناس کامپیوتر بنام چارلی کلاین تلاش می کرد از راه دور وارد "سیستم داده های علمی" واقع در موسسه تحقیقاتی استنفورد شود تا این شبکه نوپا را آزمایش کند.

کلاین حرف ال را تایپ کرد و سپس تلفنی از همکارش بیل دووال که در استنفورد بود پرسید آیا حرف ال وارد سیستم شده است.

پاسخ مثبت بود.

کلاین سپس حرف او را تایپ کرد. پاسخ دووال باز هم مثبت بود.

کلاین حرف جی را تایپ کرد. دووال تنها توانست بگوید سیستم قفل کرده است.

آنها ساعت ده و نیم شب بار دیگر آن را به راه انداختند و همه چیز خوب پیش رفت. پس از این نخستین گام اشتباهی، این شبکه تقریبا دیگر هرگز گامی اشتباه برنداشت و بعدها هم تاریخ ساز شد.

تغییرات بزرگ
دکتر لری رابرتز دانشمند دانشگاه ام آی تی چهل سال پیش از واشنگتن ناظر این پروژه بود. مهندسینی که آرپانت را راه انداختند، در واقع طرح او را عملیاتی کردند.

اما او به بی بی سی نیوز می گوید واکنش اولیه به آرپانت به هیچ وجه مثبت نبود.

"آنها فکر می کردند که این ایده بسیار بدی است."

باب تیلور رئیس بخش "تکنیک های پردازش اطلاعات" آرپا امیدوار بود با ساخت آرپانت وضعیتی سرسام آور که در آن هر موسسه ای که او با آنها کار می کرد خواستار قدرت کامپیوتری بیشتر بودند پایان یابد.

او می گوید: "در آن زمان کامپیوترها اصلا با هم قابل تطبیق نبوده و انتقال اطلاعات دردسر زیادی داشت."

این موسسات نخست با آرپانت مخالف بودند زیرا نمی خواستند کنترل منابع کامپیوتری خود را از دست بدهند.

اما به گفته دکتر رابرتز آنها زود فهمیدند آرپانت توانایی کامپیوترهای آنها را به میزان قابل توجهی تقویت می کند.

دکتر رابرتز می گوید "آنها سریع متوجه شدند که این سیستم نفع زیادی دارد."

این سیستم هدف باب تایلور برای کاهش هزینه های مصرفی کامپیوترها را نیز محقق می کرد.

در آن روزها خیلی پیش از آنکه مزایای شبکه اینترنت روشن شود، دکتر رابرتز و همکارانش احساس می کردند شبکه اینترنت آبستن اتفاقات خارق العاده ای است.

او می گوید: "ما می دانستیم که اگر بتوانیم همه اطلاعاتی که جمع آوری می کردیم را به هم متصل کنیم تحقیق و توسعه و تجارت شکل و ماهیت دیگری پیدا خواهد کرد."


تقسیم اطلاعات

آرپانت در دهه 70 به اینترنت تبدیل شد اما تغییرات بیشتر ظاهری بود. تحول اساسی تکنولوژیک که اینترنت را به راه انداخت عصر یکی از روزهای اکتبر رخ داد.

آرپانت هزینه زیادی داشت و بسیاری از آن استفاده نمی کردند.

دکتر رابرتز می گوید: "چون ما شیوه بکارگیری بهینه از آن را نمی دانستیم هزینه زیادی برایمان داشت."

"ما می دانستیم باید به جای ایجاد یک کانال ارتباطی جدید، از سیستم های موجود استفاده کنیم."

تحلیلهای دکتر رابرتز نشان داد که تنها یک پانزدهم از ظرفیت خط تلفن استفاده می شد.

او نتیجه گرفت که بهتر است راهی برای استفاده از خطوط تلفن برای انتقال اطلاعات کامپیوتری پیدا شود.

البته دکتر رابرتز تنها کسی نبود که این شبکه را براه انداخت. دانلد دیویس دانشمند بریتانیایی نیز در لابراتوار ملی ان پی ال از این تکنیک استفاده کرده بود.

راجر اسکتنلبری یکی از همکاران دکتر دیویس می گوید: "ما متوجه شدیم اگر اطلاعات بطور تدریجی و در حجم های کوچک وارد شوند، سریع می توان آنها را طبقه بندی کرد. اما اگر پیام بزرگی در راه باشد، قبل از هر چیز باید صبر کرد تا به انتها برسد."

دکتر دیویس و همکارانش به جای تئوری پردازی وارد عمل شدند.

"ما می خواستیم نشان دهیم که این سیستم قابل اجرا است. اما دانلد به سرعت متوجه شد برای آنکه تاثیر گذار باشد باید سیستم عملیاتی مناسبی داشته باشد. به این ترتیب ما شبکه ای ساختیم که در ابتدای 1970 وارد عمل شد."

او به بی بی سی نیوز گفت: "اول که شبکه را در لابراتوار درست کردیم خود را به خطوط تلفن محدود نکردیم. ما خطوطی قوی درست کردیم و هر کدام یک و نیم مگابایت ظرفیت داشتیم که در آن موقع همه فکر می کردند دیوانه کننده است."

آرپانت از آن دو نود به سرعت گسترش پیدا کرد و تا دسامبر 1969 به 4 نود رسید. در سال 1972 شد 37 نود و به تدریج شبکه ها به یکدیگر وصل شدند و اینترنت یعنی شبکه ای از شبکه ها خلق شد.

اما دکتر رابرتز هنوز ماموریتش تمام نشده است.

او اکنون مشغول طراحی پروژه ای برای چهل سال بعدی اینترنت است.

این پروژه شامل امنیت، عدالت و سرعت بیشتر اینترنت و توانایی بکارگیری در امور حساسی همچون جراحی از راه دور است.
BBC

بکارگیری آدرس‌های غیرلاتین در اینترنت تصویب شد


موسسه آیکن که امر قانونگذاری در حوزه اینترنت را بعهده دارد طرح استفاده از حروف غیرلاتین در آدرس های اینترنتی را تصویب کرد.

این موسسه در جلسه سالانه خود که در سئول برگزار شد اجازه داد که در تعریف نام دامنه (domain) سایت ها از حروف و الفبای عربی، چینی و دیگر زبان ها استفاده شود.

به گفته راد بکستروم، مدیرعامل موسسه آیکن (Icann) یکی از دلایل اصلی این اقدام برآورد هایی بوده که نشان می دهد بیش از نیمی از 1.6 میلیارد کاربر اینترنت در جهان برای خواندن و نوشتن از زبانی استفاده می کنند که حروف غیر لاتین دارد.

آیکن همچنین نقش این تصمیم بر حفظ هویت فرهنگی کاربران (به واسطه تاکید بر استفاده از زبان خودشان) را برجسته ساخته اما برخی کاربران معتقدند این تصمیم باعث می شود "اینترنت که ابزاری فراکشوری برای برقراری گفتگو است، به نحو غیرقابل بازگشتی چند پارچه شود."

تحلیلگران این تصمیم را بزرگترین تغییر در نحوه عملکرد اینترنت در طی چهل سالی که از عمر آن می گذرد قلمداد کرده اند.

از آدرس های جدید با عبارت نام دامنه بین المللی شده (IDN) یاد می شود که طرح های استفاده از آنها اولین بار در جلسه ای در ماه ژوئن سال 2008 به تصویب رسید و از آن زمان آزمایش های فنی برای بررسی آن در جریان بوده است.

بر اساس اعلام آیکن پذیرش درخواست برای آدرس های بین المللی شده از روز 16 نوامبر آغاز می شود و بکارگیری از آن در عمل به "میانه سال 2010" موکول شده است.

این تصمیم باعث می شود "سیستم نام دامنه" (DNS) به گونه ای تغییر کند که بتواند حروف غیرلاتین را نیز تشخصی داده و به آدرس ترجمه کند.

سیستم DNS همانند یک دفترچه تلفن عمل می کند که آدرس های قابل فهم را به رشته ای از اعداد قابل خواندن توسط کامپیوتر تبدیل می کند که هر یک از این رشته این اعداد بر اساس پروتکلی موسوم به پروتوکل اینترنت (IP) معرف یک سایت یا کامپیوتر در اینترنت هستند.

بر اساس مصوبه آیکان سایت های اینترنتی می توانند به زودی از آدرس های غیرلاتین استفاده کنند
آیکن (مخفف "شرکت نام ها و اعداد منتسب شده در اینترنت") اعلام کرد اجرای تصمیم جدید معادل "بزرگترین تغییر" در کد هایی است که از چهل سال پیش و زمان اختراع اینترنت متضمن عملکرد آن بوده اند.

انتظار می رود اکثریت آدرس های غیرلاتین تایید شده به زبان های چینی، عربی و پس از آنها روسی باشند.

برخی کشورها همچون چین و تایلند در حال حاضر از سیستم هایی استفاده می کنند که به آنها امکان می دهد سیستم جهانی DNS را دور بزنند و و از آدرس هایی به زبان خود استفاده کنند.

اما این سیستم ها از دیدی سازمان های بین المللی از جمله آیکن تایید نشده اند و بر روی همه کامپیوترها هم نمی توان از آن استفاده کرد.

موسسه آیکن در سال 1998 توسط دولت آمریکا تاسیس شد تا بر توسعه اینترنت نظارت کند.

اما یک ماه قبل و پس از سال ها انتقاد از نحوه اداره این موسسه، دولت آمریکا از نفوذ خود بر این سازمان غیرانتفاعی کاست.

آمریکا معاهده ای را امضاء کرد که از روز اول اکتبر سال جاری به اجرا در آمد و بر اساس آن امور این سازمان تحت نظر "جامعه اینترنت" قرار خواهد داشت.
BBC

عفو بین الملل: خامنه ای سخنان خود را پس بگیرد


سازمان عفو بین الملل از سخنان آیت الله خامنه ای درباره انتخابات انتقاد کرده و از او خواسته "فورا" سخنان خود را "پس بگیرد".

آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران روز چهارشنبه 6 آبان ماه در دیدار گروهی از "نخبگان علمی - فرهنگی" انتقاد به نتایج انتخابات ریاست جمهوری را "بزرگترین جرم" خوانده بود.

مالکولم اسمارت مدیر بخش خاور میانه و شمال آفریقای "عفو بین الملل" روز پنجشنبه در بیانیه ای نوشت: "آیت الله خامنه ای در اظهارات خود می کوشد مخالفت مشروع و مسالمت آمیز و اعلام نارضایتی از فرآیند سیاسی را جرم تلقی کند."

او افزود: "مقام های ایرانی در رویکرد خود به وقایع پس از انتخابات، مکررا و مکررا حقوق اساسی افراد را نقض می کنند. آنها سعی دارند دهان مردم خود را ببندند و با ایجاد ترس آنها را وادار به سکوت کنند."

آقای خامنه ای در سخنان خود گفته بود "این همه زحمت کشیده بشود، مردم بیایند، یک شرکت به این عظمت، یک نصاب شکنی، یک رکورد شکنی در دنیا در مردمسالاری، در دمکراسی ای که اینقدر ادعایش را می کنند، انجام بگیرد، بعد یک عده مفت و مسلم بیایند بدون استدلال، بدون دلیل، همان فردای انتخابات بگویند: انتخابات دروغ است، این کار کوچکی است؟ این جرم کمی است؟"

سازمان عفو بین الملل همچنین از وضعیت برخی زندانیان حوادث بعد از انتخابات ایران مانند کیان تاجبخش، جامعه شناس ایرانی آمریکایی، فریبا پژوه، روزنامه نگاری که 4 روز است در اعتصاب غذا به سر می برد، احمد زید آبادی، دبیرکل سازمان دانش آموختگان و حسین رسام کارمند سفارت بریتانیا در ایران انتقاد کد.

حسین رسام در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران به همراه 8 کارمند دیگر سفارت بریتانیا بازداشت شد.

او که به توطئه و دخالت در ناآرامی های ایران متهم شده بود، در یکی از دادگاه های دسته جمعی حاضر شد و علیه خود اعتراف کرد.

اخیرا حکم دادگاه بدوی که از جمله تحمل چهار سال زندان را هم شامل می شود به آقای رسام ابلاغ شده است.

BBC

ماجرای اعتراض یک دانشجو در دیدار با آیت‌الله خامنه‌ای

انتقاد یک دانشجو از آیت الله خامنه ای بازتابهایی در سایتهای اینترنتی داشته و برخی او را قهرمان خوانده اند. روز چهارشنبه در دیدار رهبر ایران با گروهی از 'نخبگان علمی و فرهنگی'، یکی از حاضران اعتراضهایی به عملکرد آیت الله خامنه ای و دستگاه های تحت امرش کرد. رهبر ایران هم گفت از انتقاد استقبال می کند. بسیاری این انتقاد حضوری صریح از رهبر ایران را بی سابقه خوانده اند.
مجید خیام دار گزارش می دهد.

West says Iranian demands “unacceptable

Iran's heavy water plant at Arak has provoked international criticism


UNITED NATIONS (Agencies)


Iran has told the U.N. nuclear watchdog that it wants fresh nuclear fuel for a reactor in Tehran before it would agree to ship most of its enriched uranium stocks to Russia and France, diplomats said on Friday.

Western diplomats said on condition of anonymity that major Western powers found the Iranian demand for immediate access to fresh atomic fuel unacceptable.

The International Atomic Energy Agency (IAEA), said on Thursday it has received an "initial response" from Iran to the deal, but IRNA said it was not Tehran's "answer" to the plan brokered by the agency.

Amid growing French impatience and U.S. calls for clarification, IRNA indicated Tehran's message to the IAEA was "not an answer to the draft agreement," adding Iran would state its full position after more negotiations.


Fuel plan

World powers have been waiting for a response from Tehran for the IAEA-drafted deal which proposes to ship out Iran's low-enriched uranium (LEU) abroad for converting into fuel for a Tehran reactor.

But IRNA reported that Iran was expected to insist it will give its LEU at the same time when it receives the fuel for the Tehran reactor. The report did not offer details.

Western powers are backing the plan for the reactor, which is an internationally-supervised facility.

Another plus for them is that the deal takes out Tehran's LEU which they feel Iran could enrich to high levels and use to make atomic weapons, a charge which the Islamic republic denies.

Iran was initially to give its response to the deal by October 23.

U.S. Secretary of State Hillary Clinton said Friday the United States was still trying to determine the extent of Iran's initial response delivered to the IAEA.

" We call on Iran to give its formal response without delay. The oral Iranian response to the IAEA proposes changes to the agreement "
French foreign ministry spokesman Bernard Valero "We are working to determine exactly what they are willing to do, whether this was an initial response that is an end response or whether it's the beginning of getting to where we expect them to end up," Clinton told CNN television.

Clinton said the United States was "seeking clarification" on Iran's response, while France demanded that Iran make a formal written response to the UN-drafted deal.

"We call on Iran to give its formal response without delay. The oral Iranian response to the IAEA proposes changes to the agreement," French foreign ministry spokesman Bernard Valero told reporters.

Iranian media say that Tehran is still seeking some changes to the fuel supply proposals.

The plan calls for Iran to export to Russia more than 2,640 pounds (1,200 kilograms) of its 3.5 percent low-enriched uranium for refining up to 20 percent to fuel a Tehran reactor that makes medical isotopes.

سوئد رئيس اتحايه اروپا پاسخ ايران را ترفند مكرر ايران خواند


پاسخ اوليه ايران به پيشنهاد البرادعى و ادامه انتظار امريكا و اروپا

وين، تهران، دبي- رسانه ها، (العربيه.نت)

دكتر محمد البرادعى مديركل مصرى آژانس بين المللي انرژى اتمى اعلام كرد كه "پاسخ مقدماتي ايران در مورد نحوه تامين سوخت راکتور تحقيقاتى تهران را دريافت کرده است". وى در بيانيه ى خود به "ادامه ى مشورتها با طرفهاى مذاكره" اشاره كرد.
از سوى ديگر ايان كلى سخنگوى وزارت امور خارجه آمريكا گفت: "واشنگتن همچنان منتظر پاسخ رسمى ايران به پيش نويس توافق وين است" اين سخنگو تاكيد كرد كه "اتحاد كاملى ميان چهار طرف مذاكره كننده با ايران (آژانس، امريكا، فرانسه و روسيه) در مقابل تهران وجود دارد". وى افزود: "مى خواهيم بدانيم كه ايران در صدد روشن كردن چه ابهاماتى است".

‌آژانس بين المللي انرژى اتمى بعد از ظهر روز پنجشنبه 30-10-2009 با انتشار بيانيه اى به امضاى مدير كل خود اعلام كرد: "اين آژانس پاسخ مقدماتى مسئولان ايرانى به پيشنهاد البرادعى در خصوص استفاده از اورانيوم كمتر غنى شده ايران براى توليد سوخت هسته اى جهت عمليات راکتور تحقيقاتى تهران در توليد راديوايزوتوپ‌ها با اهداف پزشكى را دريافت كرده است".
گزارشهاى ديگرى حاكى است على اصغر سلطانيه، نماينده ايران در آژانس بين المللى انرژى اتمى، روز پنجشنبه در ديدار با محمد البرادعى، پاسخ اوليه تهران به طرح تبديل اورانيوم با غلظت پايين به سوخت اتمى در روسيه را ارائه كرد.

جزئيات پاسخ ايران فاش نشده است. ليكن گزارشها حاكى است كه تهران "چارچوب پيشنهاد را مى پذيرد ولى خواهان تغييرات زيادى در آن است".

در واكنش به پاسخ غير نهايى ايران كه پس از يك هفته مهلت اضافى اعلام شده است، كارل بيادت وزير خارجه سوئد كه كشورش رياست دوره اى اتحاديه اروپا را بر عهده دارد، اين پاسخ را "از نوع كلك هاى قديمى اين كشور" دانست. اين مقام سوئدى سياست ايران را در مذاكرات "زيگزاگ رفتن براى گفتگوهاى بيشتر" توصيف كرد.
آندره نستيرينكو سخنگوى وزارت امور خارجه روسيه نيز اعلام كرد: "مسكو با دريافت رونوشت اين پاسخ، آن را به دقت مطالعه خواهد كرد."

اين در حالى است كه البرادعى قبلاً اعلام كرده بود كه ايران بر سر نحوه ى تهيه ى سوخت هسته اى راکتور تحقيقاتى تهران با امريكا، روسيه و فرانسه به نوعى توافق رسيده است كه مبناى آن را پيشنهاد آژانس تشكيل مى دهد".
بنا بر پيشنهاد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی كه در روز چهارشنبه21-10-2009 در پى سه روز مذاكره اين آژانس با كشورهاى فرانسه، آمريکا ، روسيه و ايران به صورت يك پيش نويس اعلام گرديد، قرار بر اين شده بود كه اورانيوم سه و نيم درصدی ايران براى غنى تر شدن به روسيه ارسال و سپس برای تبديل شدن به سوخت اتمی راهى فرانسه گردد.

در پیش‌نویس توافق‌نامه، كاهش ذخيره اورانيوم ايران پيش بينى شده است. در متن پيشنهادى آمده است که ايران ماده ى اولیه به مقدار 1200 كيلوگرم اورانیوم از مجموع 1500 كيلوگرمى موجودى خويش با غنای پایین را، به روسيه بفرستد تا در آنجا به طور تکمیلی تا 20% غنی شود و سپس در فرانسه ميله ها يا کپسول‌های سوختی آن براى تهران آماده گردد تا در اواخر سال 2010 تحويل ايران شود.
ايران طى مهلت اضافى يك هفته اى اعلام كرد كه خواهان تغييراتى در پيشنهاد است. على ‌اصغر سلطانيه نماينده‌ى تهران در آژانس بين‌المللى انرژى اتمى روز پنجشنبه در تماس با ايسنا اعلام كرد: "جمهوري اسلامي ايران اولين دور از مذاكرات در 19اكتبر در وين را با نگاهي مثبت دنبال خواهد كرد." وى افزود: "در مذاكرات وين كه صرفا يك گفتگوى فني ميان ايران و آژانس است بايد ملاحظات اقتصادى و فنى ايران در چگونگي تامين سوخت رآكتور تهران لحاظ شود."
گفته مى شود نمايندگان پارلمان ايران خواستار ارسال مرحله به مرحله اورانيوم ۳.۵ درصدى ايران به روسيه شده اند و گفته اند كه ايران نبايد خود را از ذخاير اورانيومى كه توليد كرده است محروم كند
.

وظيفه شورای امنيت سازمان ملل متحد چيست؟

وظيفه شورای امنيت سازمان ملل متحد چيست؟ کريم بلوچ

پس ازانقلاب ايران واشغال سفارت آمريکا درتهران، روابط جمهوری اسلامی ايران با غرب دچاراختلال شد. رژيم تهران آمريکا را شيطان بزرگ وسازمان ملل متحد را ارگانی دنباله روازسياستهای استکباری ناميد وهرچه ازدستشان برميآمد، برعليهشان دريغ نميکردند.

اين تنش همچان ادامه دارد وبخصوص با بحران هسته ای ايران افزايش يافته است. واما موردی که اخيراً جلب توجه ميکند، اينکه پس ازهراتفاقی که برعليه رژيم ايران دربلوچستان صورت ميگيرد، شورای امنيت سازمان ملل متحد فوراً تشکيل جلسه ميدهد وبه محکوم ساختن آنها ميپردازد وبه سران حاکميت جهل واستبداد تهران تسليت ميگويد.

هيچ بلوچی خواهان خشونت ودست زدن به عمليات انتحاری نيست. بلوچها مردمانی صلحجوهستند وهمواره توسط دولت مرکزی مورد تهاجم وچپاول قرارگرفته وناچاربه دفاع ازخود گشته اند. تا کنون ۳ عمليات انتحاری دربلوچستان توسط جندالله صورت گرفته است که هريک ازآنها دارای چنين ماهيتی بوده اند.اگربلوچها به جرم بلوچ بودن دسته دسته دستگيرواعدام نميشدند واجازه مبارزه مدنی ميداشتند، هرگزدست به اسلحه نميبردند وبا دست زدن به عمليات انتحاری، جان شيرين خويش را فدای آرمانهای مردم خويش نميکردند.

تقريباً همه روزه درافغانستان، پاکستان وعراق افرادی دست به عمليات انتحاری ميزنند ومشخصاً مردم عادی قربانيان اين حملات هستند. بطورمثال ديروزصبح درعملياتی انتحاری دريکی ازبازارهای پشاورپاکستان، بيش از۱۰۰ نفرزن وکودک به قتل رسيدند. چند روزپيش نيزدرعملياتی مشابه دربغداد، بيش از۱۵۰ نفرکشته شدند. درکابل نيز.... سازمانها ودولتهای مشخصی اين اقدامات را تقبيح کردند ولی
ازنشست اضطراری شورای امنيت سازمان ملل متحد وصدوربيانيه درمحکوم کردن آنان خبری نبود و با بستگان اين قربانيان نيزاظهارهمدردی نشد.

آنچه مايه تاسف ميباشد اينکه شورای امنيت سازمان ملل متحد تاکنون نسبت به تمام جناياتی که توسط حکومت آخوندها، برعليه مردم بلوچ دربلوچستان صورت گرفته وميگيرد، مهرسکوت برلب زده وبلافاصله پس ازهلاکت چند پاسدارجنايتکار، تشکيل جلسه داده وبه ياری استبداد تهران ميشتابند وآنها را دلگرمی ميدهند تا بازهم دربلوچستان جنايت کنند وبه حيات رژيم تبهکارخويش ادامه دهند. چرا؟

شورای امنيت سازمان ملل متحد، بهتراست به جای پرداختن به اين مسائل وحمايت ازرژيم جهل تهران، وقت خويش را صرف حل بحرانهای حادتری که صلح جهانی را به مخاطره می اندازند، و يا تهديدهائی همگانی هستند، بپردازد. برای بحران هسته ای ايران چاره جوئی کند. گرسنگی جهانی را مد نظرقراردهد. به محيط زيست بپردازد. برای مداوای بيماری ايدزو... چاره ای بينديشد. ويا مهم ترازهمه، وظيفه شورای امنيت سازمان ملل متحد چيست؟

۳۰ اکتبر۲۰۰۹

بلوچستان ایران بین سالهای 1900 1930 2009,10,30


پس از محاصره طولانی نیروی نظامی مشترک بریتانیا و ایران که موفق به شکست بهرام خان نشدند و مذاکرات هم بیهوده واقع شد و سرانجام باعث شد تا آنان از منطقه خارج شوند، این امر باعث تشویق و دلگرمی بهرام خان گردید،

در این دوران، بلوچستان شرقی درگیر شورش بر علیه انگلیسی ها بود که سرانجام پیشروی سربازان انگلیسی موجب عقب نشینی و فرار برخی از سرداران سرکش بلوچ به بلوچستان غربی در سال 1901 میشود که از بهرام خان تقاضای پناهندگی مینمایند. این حرکت برای انگلیسی ها بعنوان یک زنگ خطر بشمار میرفت، چرا که در صورت اتحاد احتمالی سرداران بلوچستان شرقی و بلوچستان غربی، میتوانست تهدیدی باشد علیه منافع انگلیسی ها در منطقه. بنابراین، انگلیسی ها طرح دیگری را برنامه ریزی کردند. طرحی که نیروی نظامی مشترک بریتانیا و ایران توانست بهرام خان را در قرارگاه خود دزک تحت محاصره نظامی در آورد. با این وجود، نیروی مشترک بریتانیا و ایران موفق به شکست بهرام خان نشد و پس از محاصره طولانی و مذاکرات بی نتیجه با حاکمان بلوچ از منطقه خارج گشتند

پس از محاصره طولانی نیروی نظامی مشترک بریتانیا و ایران که موفق به شکست بهرام خان نشدند و مذاکرات هم بیهوده واقع شد و سرانجام باعث شد تا آنان از منطقه خارج شوند، این امر باعث تشویق و دلگرمی بهرام خان گردید، لذا او قلمروی خود را در بلوچستان بیش از پیش توسعه داد. در سال 1907 بهرام خان با همیاری سعید خان آخرین قلعه قاجار در بمپور را تحت سلطه خود در آورد. در سال 1910 وقتیکه حکومت قاجار نیروی های خود را برای تسخیر دوباره بمپور علیه بهرام خان اعزام کرد دوباره با شکست مواجه شد. در واقع، چنین نبردی شهرت و قدرت بهرام خان را افزایش داد تا حدی که لقب حاکم بلوچستان به او داده میشد. بهرام خان همچنین توانست هم برخی از طوایف سرکش منطقه سرحد بلوچستان و هم مناطقی از مکران را که قبلا تحت سلطه سردار سعید خان بودند، را نیز تحت سلطه خود در آورد. پس از بهرام خان امیر دوست محمد خان که برادرزاده بهرام خان و فرزند ارشد علی محمد خان بارکزهی بود و از طرف مادر به طایفه بلیده ای از طوایف متنفذ بلوچستان منسوب بود ( مادر امیر دوست محمد خان دختر میر امین بلیده ای بود)جانشین بهرام خان گردید. حسن ارفع مینویسد "هنگامی که رضا خان به قدرت رسید، چندین طایفه بلوچ از کنترل دولت مرکزی خارج بودند." بزرگترین مخالف رضا خان در بلوچستان دوست محمد خان بزرگ طایفه بارانزهی بود که بخش هایی مهم از بلوچستان جنوبی (مکران) را تحت کنترل داشت و طوایف قدرتمند دیگر یار احمد زهی، گمشادزهی، و اسماعیل زهی، منطقه سرحد در شمال بلوچستان را در اختیار داشتند.

دوست محمد خان همچنان سیاستهای عموی خود را ادامه داد. او اکثر مناطقی که در بلوچستان غربی توسط حاکمهای دیگر اداره میشد تحت سلطه خود در آورد البته این تسلط کاملا" مسالمت جویانه بود و به دندرت لشکر کشی های سردار دوست محمد خان به حوادث خونین ختم میشد که بایست در این مورد خاص به واقعه بزرگزاده ها اشار ه کرد. مرحله تحکیم قدرت دوست محمد خان در بلوچستان غربی همزمان بود با به قدرت رسیدن رضا خان در ایران در سال 1921. رضا خان توسط انگلیسیها و با حمایت آنان به قدرت رسید. از لحاظ سیاسی، میتوان چنین استنباط نمود که رضا خان در پی این بود تا سیستم به اصطلاح فدرال سنتی ایران را تبدیل به سیستم متمرکز مدرن نماید.

حرکت رضا شاه در بلوچستان غربی، از همان ابتدا همراه با سیاست سرکوب بوده است ،. قبل از جنگ، حکومت مرکزی به دوست محمد خان پیشنهاد میدهد که در صورت عدم مقابله با حکومت مرکزی و تسلیم بدون شرط و شروط وی، حکومت مرکزی نه تنها عادلانه با وی رفتار خواهد کرد بلکه مورد توجه دولت نیز قرار خواهد گرفت اما وی در پاسخ میگوید که "ما با دولت مرکزی هیچ خصومتی نداریم و به خدا پناه میبریم."

در نبرد با دوست محمد خان، نیروی نظامی حکومت مرکزی رضاه شاه از سه گردان اصلی تشکیل میشد، یا به عبارت دیگر شامل نیروهایی بود که از کرمان، خراسان و سیستان به بلوچستان اعزام میشدند. بعلاوه، این سه گردان هم توسط نیروی هوایی ایران و هم توسط پانصد نفر از قوای شبه نظامی بلوچهای منطقه سرحد حمایت میشدند. بر اساس تخمین ژنرال جهانبانی که خود فرماندهی نیروی حکومت مرکزی را عهده دار بوده، تعداد بلوچ های جنگجو که از دوست محمد خان حمایت میکردند به 14000 نفر میرسید. از این تعداد 5000 نفر تحت نظارت دوست محمد خان بوده و حدود 7500 نفر دیگر قرار بوده توسط حاکمهای دیگر نواحی بنابر درخواست دوست محمد خان در اختیار وی قرار گیرد. دوست محمد خان نیروهای تحت نظارت خویش را در شهرهایی چون دزک (واقع در سراوان)، پهره (ایرانشهر امروزی)، و بمپور قرار داده بود در حالیکه پایگاه های ساحلی مکران تحت نظر حاکمان محلی قرار داشت.

ژنرال جهانبانی برخلاف تصوردوست محمد خان که گمان میکرد حکومت مرکزی طبق معمول از طریق کرمان به بمپور حمله خواهد کرد. اما ژنرال جهانبانی حمله خود را از دزک آغاز کرد. در این مورد به دو علت میتوان اشاره نمود. اول اینکه، دلیل حمله به دزک که هم مرز بود با بلوچستان انگلیس (بلوچستان پاکستان امروزی) به این علت بود که انتظار میرفت دوست محمد خان به احتمال قوی از بلوچهای پاکستان تقاضای کمک نظامی نماید، ولی حضور نیروهای مرکزی میتوانست با این پدیده مقابله کند تا اجازه ندهند که نیرویی از بلوچستان شرقی وارد دزک شود. دوم اینکه، در صورت شکست احتمالی دوست محمد خان، وی نتواند عقب نشینی کند و یا به بلوچستان شرقی پناهنده شود، بلکه در تله حکومت مرکزی بیافتد تا بعدها نتواند دردسری برای حکومت مرکزی ایجاد کند. ژنرال جهانبانی میگوید "قبل از حمله نظامی به بلوچستان غربی با دولت بریتانیا هماهنگی های لازم شده بوده تا دولت بریتانیا در آن زمان خاص به کسی یا گروهی از بلوچستان شرقی که تحت کنترل بریتانیا بوده اجازه ندهد که جهت کمک به دوست محمد خان وارد بلوچستان غربی شود" و از این بابت به حکومت ایران ضمانتهای لازم داده شده بود. در ادامه، جهانبانی می افزاید "علاوه بر آن، دزک یکی از مهمترین پایگاه های سردار دوست محمد خان بارانزهی بود. در نتیجه پس از محاصره دزک، نقاط تحت سلطه دیگر بدون پافشاری شدید آسانتر بدست دولت مرکزی تسخیر میشد." اما، با وجود همکاری سیاسی و نظامی بریتانیا با حکومت رضا شاه جهت شکست دوست محمد خان، دولت مرکزی با مشکلات خاصی مواجه شد. مثلا در این مورد جهانبانی صحنه مقابله با نیروی سردار دوست محمد خان بارانزهی را بطور خلاصه چنین توصیف میکند:

"بسیار متعجب شده بودم که چطور چنین گروه کوچکی از بلوچ ها در مقابل سپاهی عظیم از دولت با شجاعت درگیر شده بودند. به نظر میرسید که برای آنها محاصره و مرگ هیچ اهمیتی ندارد. براستی چه چیزی باعث شده بود که آنها خود را اینگونه قربانی کنند...! آیا چنین دلیری ناشی از بی اطلاعی آنها از جنگ و عواقب آن بود، و یا براستی شجاعت آنها را نشان میداد؟... نیروی نظامی حکومتی با مقاومت شدیدی از طرف بلوچ ها مواجه شده بود... از آنجائیکه هیچ یک از بلوچهای جنگجو خود را تسلیم نمیکردند تا جایی میجنگیدند تا کشته شوند... حمله های هوایی بهتر موثر واقع میشد تا حمله های زمینی... این جنگ حدود هفت ماه طول کشید، اما در نهایت دوست محمد خان مجبور به تسلیم شد و به او ضمانت داده شد تا امنیت وی در خطر نباشد"...

در هر حال، عاقبت حکومت محلی دوست محمد خان مانند حکومتهای محلی دیگر در سال 1928 از هم پاشیده شد

. اکثر سرداران و حاکمان بلوچ که در مقابل نیروی رضا شاه مقاومت نکردند مورد توجه دولت مرکزی قرار گرفتند. بعنوان مثال، برخی از این افراد صاحب امتیاز و یا پست و مقام هایی چون نمایندگی مجلس شورای ملی میشدند و یا مستمری ماهانه ای از دولت دریافت میکردند. چنین شیوه ای در دوران محمد رضا شاه نیز ادامه داشت. یا به تعبیری دیگر، اکثر افرادی که به رژیم رضا شاه وفادار بودند، وفاداری خود را نسبت به پسر وی محمد رضا شاه نیز اعلام نمودند. و ایندسته از سرداران نو ظهور و مزد همکاری و تبانی با سردمداران پهلوی را در یافت نمودند.

نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 7:45 PM توسط یوسف محتشمی

Source: http://baluch.blogfa.com/post-59.aspx