تبلیغات منفی، هدفمند و گسترده حکومتی در بیش از سه دهه اخیر مبنی
بر وجود آمیزه ای ناهمگون از جوهره جرم خیزی در بلوچستان و سرشت واپسگرای سنتی
نهادینه شده در فرهنگ جامعه بلوچ، مروج نگاهی غیر واقعی اما ابزاری و استثماری است
که دو هدف مشخص را دنبال می کند: تخریب حس خودباوری و اعتماد به نفس بلوچها، و باور
ذهنی بقیه هموطنان برای اجتناب ناپذیر بودن مولفه تبعیض آن هم بر پایه ادعای نادرست
عدم توسعه فرهنگی و کمبود سرمایه انسانی در بلوچستان.
شناخت بسیاری از مردم ایران از بلوچستان سطحی، مقطعی و آن هم بصورت گذرا فقط از
طریق لوله تفنگ گروه های تکفیری ـ جهادی نظیر جندالله و جیش العدل میسر بوده است و
بس.
حال آنکه سیمای واقعی بلوچستان حاکی از جامعه ای پویا و خشونت گریز است که
علیرغم بی آبی، بی نانی، بی گازی، بیکاری و مدارس کپری، محرومیت و تبعیضات عدیده،
در تلاشی پایدار بین تحجر و تجدد بسوی مدرنیته پیش می رود و در این میان زنان آن بر
طبق آمار رسمی در اشتغال و بازدهی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از زنان اکثر استان های
ایران برتر هستند.
انتخاب مهندس کلیک سامیه بلوچ زهی سنی و
بلوچ به عنوان شهردار شهر کلات به اصطلاح "سنتی و توسعه نیافته" حاکی از پویایی
جامعه ای است که نباید به بهانه سنتی بودن ساختار آن، تعمدا محکوم به عقب ماندگی
شود تا توجیه و سرپوشی باشد برای تبعیض و نگاه استثماری و استعماری به معنای "کلیک نامحرم و غیرخودی".
میزان تحصیلات و اشتغال زایی زنان و بخصوص نقش فعال آنان در حیطه های مختلف
زندگی یکی از مولفه های بارز هویت و پیشرفت فرهنگی و توسعه یک جامعه است.
برخلاف تصور بسیاری از هموطنان، بلوچستان دارای هزاران فارغ التحصیل در مقاطع
مختلف دانشگاهی است که بخش قابل توجهی از آنها به دلیل تبعیضات رسمی و غیر رسمی
دولتی بیکار هستند و همین امر باعث شده که نسل جوان دلیلی برای ادامه تحصیل نداشته
باشند. این "قتل عمد انگیزه" مشخصا خواست حکومت مرکزی است.
اما علیرغم این موانع بازدارنده تعداد بیشماری از دختران و پسران بلوچ در
دانشگاه ها مشغول تحصیل هستند، اگر چه در استانی که تعداد بلوچها بالای ۷۰ درصد
جمعیت را شامل می شود، درصد دانشجویان بلوچ در استان حدود ۱۵ درصد است.
از سوی دیگر نیز برخی از آیت الله ها همسو با تعدادی انگشت شماری از ملاهای
سـُنی در داخل و خارج که از طریق ماهواره سلفی گری و تحجر را تبلیغ می کنند، سخت در
تلاش بوده و هستند تا زنان بلوچ را در ظلمتخانه مردسالارانه و متحجرشان اسیر نگاه
داشته و محدود کنند.
امروزه لیست زنان شناخته شده بلوچ ایرانی که در زمینه های مختلف فعال هستند
بسیار طولانی است و در حوصله این نوشتار کوتاه نمی گنجد.
از شاعره بلوچ گرفته تا زن نقاش بلوچ که کتاب و نقاشی های آنها به همه جای جهان
می رود. هنر دست زنان بلوچ از جمله سوزن دوزی در بسیاری از پوشاک تولیدی ایرانی
نظیر مانتو یا روسری نه تنها در ایران بلکه در کشورهایی نظیر کویت، پاکستان، چین و
فرانسه تولید می شوند و خریدار دارند.
برخی از همسران رهبران مذهبی بلوچ، نظیر آسیه شه بخش همسر مولوی ضیاءالرحمن در
همایش های دفتر امور فرهنگی زنان بلوچ نقشی فعالی دارند.
زنان بلوچ در نهادهای مستقل غیر دولتی نیز فعال هستند. نمونه آن "گروه زنان
خوداشتغال شیرآباد" زاهدان که منطقه ای فقیر نشین در مرکز استان است.
حداقل دهها زن به عنوان کارفرما و مدیر در بخش خصوصی در استان فعالیت دارند. این
در حالی است که به گفته پروانه ریگی، از زنان و شخصیت های برجسته بلوچ و دبیر خانه
کشاورزی شهرستان ایرانشهر و کشاورز نمونه سال ۱۳۷۹ ایران حوزه فعالیتی و افق فکری
زنان بلوچ می تواند گسترده تر از اینها باشد اما به دلیل محدودیت ها و محرومیت ها
با موانع متعددی برای پیشرفت روبرو هستند.
ورزشکاران زن استان نظیر لاله کشاورز در تیم ملی کوهنوردی و همچنین تیم زنان
"کبدی" استان که همواره در مسابقات کشوری قهرمان و یا نایب قهرمان می شوند، نمونه
های دیگر از حضور زنان استان در عرصه های مختلف است.
استان سیستان و بلوچستان شاید جزو معدود استانهای کشور است که نماینده زن در
مجلس شورای اسلامی دارد. علاوه بر تکیه زدن بر مسند شهرداری و بخشداری، زنان بلوچ و
سیستانی در عرصه های مختلف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز حضور دارند.
حمیرا ریگی، کارنامه ای درخشان از خود به عنوان بخشدار مرکزی چابهار بر جای
گذاشته است. حضور زنان در شوراهای محلی شهر و روستا در زمان حال و گذشته در شهرستان
های مختلف بلوچستان حضوری پر رنگ بوده، و بسیاری از آنها در شوراهای شهر و روستا
عضویت دارند.
تعداد زیادی از زنان بلوچ در حوزه دانشگاه، تولید اندیشه، پژوهش و روزنامه نگاری
نیز فعال هستند. بسیاری از آنها در رسانه های مختلف اینترنتی و حتی در روزنامه های
اصلاح طلب مقالاتی منتشر می کنند.
اما متاسفانه حکومت با متمرکز کردن تعمدی لنزهای تبلیغاتی خود بر روی "اقلیت
سنتی و واپسگرای بلوچ" که شدیدا تحت حمایت نهادهای حکومتی هستند، تلاش در برجسته
کردن و ایجاد تصویری نادرست از کل استان دارند.
علیرغم تبعیضات آشکار و نرخ بالای بیسوادی و عدم امکانات آموزشی لازم و محرومیت
های مختلف، بر اساس محاسبات مرکز آمار ایران(کلیک
به نقل از روزنامه دنیای اقتصاد) در سال
۱۳۸۸ بیش از ۱۶ درصد مشاغل در استان سیستان و بلوچستان در اختیار زنان است.
این در حالی است که در کل کشور زنان فقط ۱۳درصد کل فرصت های شغلی را در اختیار
دارند.
بر طبق کلیک
آمار رسمی در تهران زنان شاغل کمتر از دو
درصد کل جمعیت تهران را تشکیل می دهند. این رقم در استان سیستان و بلوچستان بیش از
سه درصد است.
همچنین علیرغم تعداد کم جمعیت استان سیستان و بلوچستان به نسبت سایر استانها، بر
طبق آمار رسمی سال۱۳۸۸ تعداد زنان شاغل در این استان بیشتر از تعداد زنان شاغل در
بسیاری از استانها از جمله استان های مرکزی، ايلام، بوشهر، چهارمحال و بختياری،
خراسان جنوبی، خراسان شمالی، زنجان، سمنان، قزوين، قم، کردستان، کرمان، کهکيلويه و
بويراحمد، لرستان، هرمزگان و يزد است. آماری که احتمالا برای بسیاری حیرت انگیز
است.
متاسفانه به دلیل سیاست های عامدانه دولت مرکزی، بلوچستان از منظر بسیاری از
شاخص ها شاید محرومترین استان کشور باشد. محرومیتی که عمدی است و نه زاییده جغرافیا
و فرهنگ سنتی منطقه.
چطور می شود که در کشورهای همجوار نظیر افغانستان، پاکستان و کشورهای عربی زنان
بلوچ به مقام وزارت (پاکستان، بحرین)، معاون وزارت و مدیریت های کلان می رسند، اما
زن بلوچ ایرانی این توانایی را ندارد؟
در ایالت های آنسوی مرز بلوچها مسئولیت استانداری و اداره ایالت خود را بر عهده
دارند. اما در بلوچستان ایران بر خلاف وعده های رئیس جمهور و کلیک ادعای وزیر کشور مبنی
بر تاکید بر گزینه بومی در انتخاب استاندارهای کشور، بلوچستان باز هم میزبان کلیک کلیک استاندار و مدیران ارشد غیر بومی و
وارداتی شد.
راهپیمایی اخیر ۷۵۰ کیلومتری زنان بلوچ در پاکستان نمونه دیگری از مقاومت،
خودباوری و درایت ذاتی زن بلوچ است. بسیاری از زنان بلوچ از جمله خلبان هواپیما
(شهلا دهواری) و وزیر زن در بحرین (فاطمه بلوچی) در بلوچستان ایران متولد شده اند،
اما در این کشورها اجازه رشد یافته اند.
سیستان و بلوچستان حداقل در مورد این شاخص مشخص توسعه انسانی و نماد آرزوهای یک
جامعه، برخلاف جداول رایج آمار محرومیت ها و نمودارهای عدم توسعه، بالاتر از بسیاری
از استانها قرار دارد؛ و به نسبت درصد زنان شاغل در ایران نمونه است.
به قول سهراب سپهری چشمها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد.
برخلاف تصور بسیاری از هموطنان، بلوچستان دارای هزاران فارغ التحصیل در مقاطع مختلف دانشگاهی است که بخش قابل توجهی از آنها به دلیل تبعیضات رسمی و غیر رسمی دولتی بیکار هستند و همین امر باعث شده که نسل جوان دلیلی برای ادامه تحصیل نداشته باشند. این "قتل عمد انگیزه" مشخصا خواست حکومت مرکزی است."
علیرغم تبعیضات آشکار و نرخ بالای بیسوادی و عدم وجود امکانات آموزشی لازم و
محرومیت های مختلف، بر اساس محاسبات مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۸ بیش از ۱۶ درصد
مشاغل در استان سیستان و بلوچستان در اختیار زنان است. این در حالی است که در کل
کشور زنان توانسته اند فقط ۱۳درصد کل فرصت های شغلی را به خود اختصاص دهند."
در ایالت های آنسوی مرز بلوچها مسئولیت استانداری و اداره ایالت خود را بر عهده دارند. اما در بلوچستان ایران بر خلاف وعده های رئیس جمهور و ادعای وزیر کشور مبنی بر تاکید بر گزینه بومی در انتخاب استاندارهای کشور، بلوچستان باز هم میزبان استاندار و مدیران ارشد غیر بومی و وارداتی شد."
http://www.bbc.co.uk/persian/blogs/2013/12/131209_l44_nazeran_balouchestan.shtml
No comments:
Post a Comment