اگر پاکستان خواهان حل مسئله بلوچستان است ، باید قبل از هرچیز ارتش پنجاب را از بلوچستان بیرون ببرد . دستگیریها را در بلوچستان متوقف نموده و کلیه اسیران و زندانیان سیاسی بلوچ را رها سازد ، کلیه عملیات نظامی را در بلوچستان متوقف سازد ، ساختن هرگونه قرارگاه نظامی و پست های بازرسی را متوقف نموده و امکان بازگشت مهاجرین وآوارگان بلوچ را به خانه هایشان فراهم سازد و ...
براهمدگ بگٹی ، رهبر حزب جمهوری خواهان بلوچستان ، نواده نواب اکبرخان بگٹی است که بعد از شهادت پدرکلانش ، رهبری این حزب را از سال 2006 میلادی بر عهده دارد .
بعد از شهادت پدرکلانش که توسط یک عملیات نظامی به شهادت رسید ، وی زندگی مخفی را انتخاب نموده و به مبارزه مسلحانه برعلیه دولت پاکستان و برای آزادی بلوچستان روی آورده است .
این مصاحبه توسط روزنانه نگار معروف پاکستانی ملک سراج اکبر در نهانگاههای پارتیزانهای بلوچ به زبان اردو بعمل آمده است و برای اولین بار در « هفته نامه همشهری » ( چهارم تا دهم سپتامبر 2009 ) و سایت شخصی نامبرده Source: Malik Akbar Siraj Blog درج شده است . ترجمه زیر از روی متن انتشار یافته در هفته نامه فوق انجام شده و حاوی مطالب جالبی پیرامون جنبش ملی بلوچستان در پاکستان و خواسته و شیوه های مبارزاتی آنهاست که برای خوانندگان محترم سایت « پهره » ترجمه و تقدیم میگردد :
سئوال :
دولت پاکستان شما را متهم میسازد که شما در افغانستان اسکان گزیده و توسط کمکهای هندوستان برای تجزیه بلوچستان از پاکستان مسلحانه میجنگید . آیا شما واهمه ای ندارید که روزی حکومت افغانستان ، تحت فشار پاکستان ، شما را از خاک خود خواهد راند ؟
براهمدگ بـُـگـٹـی :
من بارها درگذشته به وضوح بیان داشته ام که نه در افغانستان و نه در کدام کشور دیگری نیستم . من هم اکنون هم در بلوچستان و در بین مردم خویش حضور داشته و مخفی هستم .
ساده لوحی است که علنا" اعلام بکنم که در کجا مخفی هستم تا که با من همان رفتاری بشود که با پدر کلانم « ارتش پنجاب » نمود . نواب اکبرخان برای مذاکره نیز راضی بود . بکرات توسط سید مشاهد حسین و چودری شجاعت حسین مذاکره نمود ، اما پاداش مذاکراتش همان بود که در یک عملیات نظامی توسط ارتش پنجاب به شهات رسید و حتی جسد مرحوم نیز به ورثه اش تحویل نشد .
پاکستان شایعه استقرار من در افغانستان و یا مکان دیگری را براه انداخته است تا اذهان عمومی دیگران را از مسئله مبارزه آزادیخواهانه مردم بلوچ ، منحرف نماید . ما برای آزادی خویش از پاکستان مبارزه مینمائیم . رفتن به افغانستان و یا مملکت دیگری ، هیچ عمل زشت و ناشایستی نیست . البته من بصرتحت میگویم که اکنون سیاست بین المللی کلا" تغییر کرده است . غیر از آنهم امکان اینکه دولت پاکستان بتواند مرا از وطنم تبعید نموده و وادار به مهاجرت نماید ، تقریبا" محال است . من اگر به افغانستان یا یکی از کشورهای اروپایی پناه ببرم ، از آنجا که آنها به مسائل بلوچستان و بلوچ ها در پاکستان آشنا هستند ، هیچ کدامشان مرا به دولت پاکستان تحویل نخواهد داد . چرا که امروزه همه دنیا مطلع است که بلوچها برای آزادی و حقوق حقه خویش که پاکستان غصب نموده است مبارزه میکنند .
حالا افکار عمومی در سطح بین المللی به نفع ماست و هیچکسی دروغهای دولت پاکستان را باور نمیکند که ما تروریست هستیم .
چندی پیش ما شاهد بودیم که دولت پاکستان چنین اتهاماتی را علیه فرزندان نواب خیربخش مری که از رهبران ملی مورد احترام بلوچستان است ، وارد نمود و از دولتهای بریتانیا و امارات متحده عربی خواهان دستگیری و استرداد نوابزاده حیربیار مری و نوابزاده گزین مری به پاکستان شد . افراد فوق در دادگاههای با صلاحیت در دبئی و لندن از خود دفاع و تبرئه شدند و ادعاهای کذب دولت پاکستان ثابت نشد .
این ارتش پاکستان است که با قساوت و بیرحمی خود ما را از خانه و کاشانه ما میراند و مجبور میسازد تا مسلح شده و به کوهها پناه ببریم . دهها آبادی و قریه ما را بمباران نموده و با خاک و خون یکسان نموده است صدها هزار نفر از مردم بی پناه ما را مجبور به ترک خانه و کاشانه خود رانده و آواره و مهاجر ساخته است .
سئوال :
حکومت مرکزی برای حل مسئله بلوچستان یک هیات پارلمانی به ریاست سناتور رضا ربانی تعیین نموده بوده بود تا برنامه پیشنهادی جامعی تهیه نموده و به حکومت ارائه نماید . آنها بر همین اساس یک برنامه 15 ماده ای تهیه و به نخست وزیر پاکستان محترم سید یوسف رضا گیلانی ارائه داده اند و نخست وزیر از قراری آنرا پذیرفته است .
آیا شما از این برنامه استقبال نمیکنید و یا کدام برنامه ویژه ای دارید ؟
براهمدگ بـُـگـٹـی :
من اینرا درک میکنم که ظلم و جنایتی که هم اکنون در بلوچستان جریان دارد ، حتی در دوره زمامداری پرویز مشرف نیز سابقه نداشته است . حکومت حزب مردم پاکستان ، همان سیاست کشتار و سرکوب حکومت سابق را با شدت بیشتری تداوم بخشیده است . تا هم اکنون عملیات نظامی و قشون کشی در بلوچستان ادامه دارد ، تا هم اکنون بطور روزمره فعالین سیاسی و جوانان بلوچ ، بدون کدام جرمی و بدون حکم کدام محکمه ای دستگیر و کشتار میشوند ، تا هم اکنون پست های بازررسی نظامیان و ساختن قرارگاههای جدید نظامی در سرتاسر بلوچستان ادامه دارد ،
اگر در چنین موقعیتی شما از ما انتظار مذاکره با دولت پاکستان را داشته باشید ، بی انصافی محض خواهد بود .
اصل کلام ما این است که ما برای آزادی خویش مبارزه مینماییم نه برای خودمختاری ایالتی . مذاکره هنگامی انجام میشود و پیش خواهد رفت که طرفین آماده باشند تا به مطالبات طرف مقابل با حسن نیت بنگرند یعنی برای دادن و برآوردن خواسته ای آماده باشند . چیزی برای دادن داشته باشند و خواسته ای از جانب متقابل نیز . ما از پاکستان نه چیزی میخواهیم و نه برای دادن چیزی آماده هستیم .
موضع ما این است که اسلام آباد ( پاکستان ) به خانه ما تجاوز نموده و سرزمین مارا به زور سرنیزه ارتش خویش تسخیر و قبضه نموده و بخود ملحق نموده است . حالا ما از پاکستان میخواهیم که از خاک ما برآید و آزادی ما را به رسمیت بشناسد . غیر از این ما با پاکستان هیچگونه عداوت و دشمنی نداریم . بعد از آن خود ما بررسی خواهیم کرد که چگونه رابطه ای با پاکستان داشته باشیم .
سئوال :
موضع شما اینست که کلیه درها را به روی مذاکره بسته اید ؟ آیا امکان آن وجود ندارد که شما چند خواسته اساسی و ابتدائی و پیش شرط خویش را مطرح نمایید تا دولت با عملی نمودن آنها آمادگی و صداقت خویش را برای مذاکرات سالم با شما به اثبات برساند ؟ و بدینوسیله درها را برای مذاکرات موفق آمیز به روی شما بگشاید ؟
براهمدگ بـُـگـٹـی :
حکومت جنگ را به ما تحمیل نموده است و ما در زیر سرنیزه هیچگونه مذاکره ای انجام نخواهیم داد !
من چندی پیش به « هرالد » تصویرِی مختصر از دیره بگٹی ارائه کردم که نشانی از دولت پاکستان در آنجا وجود ندارد و به یک « منطقه آزاد » تبدیل شده است . حکومت اگر میخواهد نشان دهد و ثابت نماید که در حل مسئله بلوچستان صادق است ، اگر حزب مردم پاکستان صادقانه در پی حل مسئله بلوچستان است ، وی اختیار و صلاحیت لازم را ندارد .آنها بیشتر به وزارت خانه های خویش چسبیده اند . ارتش و بوروکراسی پاکستان علاقه ای به حل مسئله بلوچستان ندارند .
اگر پاکستان خواهان حل مسئله بلوچستان است ، باید قبل از هرچیز ارتش پنجاب را از بلوچستان بیرون ببرد . دستگیریها را در بلوچستان متوقف نموده و کلیه اسیران و زندانیان سیاسی بلوچ را رها سازد ، کلیه عملیات نظامی را در بلوچستان متوقف سازد ، ساختن هرگونه قرارگاه نظامی و پست های بازرسی را متوقف نموده و امکان بازگشت مهاجرین و آوارگان بلوچ را به خانه هایشان فراهم سازد و ...
اگر این خواسته ها عملی شوند ، آنگاه ما بررسی خواهیم کرد که آیا با دولت مذاکره نماییم یا خیر ؟ آیا ما در چهارچوب پاکستان خواهیم ماند یا خیر ؟ پاسخ این سئوالات وقتی روشن خواهد شد که حداقل به خواسته های بالای ما توجه شود . خارج از آنها هیچگونه امکان مذاکره ای وجود ندارد .
ادامه دارد ( قسمت دوم )
Source: http://www.pahra.blogsky.com/1388/06/16/post-12637/
براهمدگ بگٹی ، رهبر حزب جمهوری خواهان بلوچستان ، نواده نواب اکبرخان بگٹی است که بعد از شهادت پدرکلانش ، رهبری این حزب را از سال 2006 میلادی بر عهده دارد .
بعد از شهادت پدرکلانش که توسط یک عملیات نظامی به شهادت رسید ، وی زندگی مخفی را انتخاب نموده و به مبارزه مسلحانه برعلیه دولت پاکستان و برای آزادی بلوچستان روی آورده است .
این مصاحبه توسط روزنانه نگار معروف پاکستانی ملک سراج اکبر در نهانگاههای پارتیزانهای بلوچ به زبان اردو بعمل آمده است و برای اولین بار در « هفته نامه همشهری » ( چهارم تا دهم سپتامبر 2009 ) و سایت شخصی نامبرده Source: Malik Akbar Siraj Blog درج شده است . ترجمه زیر از روی متن انتشار یافته در هفته نامه فوق انجام شده و حاوی مطالب جالبی پیرامون جنبش ملی بلوچستان در پاکستان و خواسته و شیوه های مبارزاتی آنهاست که برای خوانندگان محترم سایت « پهره » ترجمه و تقدیم میگردد :
سئوال :
دولت پاکستان شما را متهم میسازد که شما در افغانستان اسکان گزیده و توسط کمکهای هندوستان برای تجزیه بلوچستان از پاکستان مسلحانه میجنگید . آیا شما واهمه ای ندارید که روزی حکومت افغانستان ، تحت فشار پاکستان ، شما را از خاک خود خواهد راند ؟
براهمدگ بـُـگـٹـی :
من بارها درگذشته به وضوح بیان داشته ام که نه در افغانستان و نه در کدام کشور دیگری نیستم . من هم اکنون هم در بلوچستان و در بین مردم خویش حضور داشته و مخفی هستم .
ساده لوحی است که علنا" اعلام بکنم که در کجا مخفی هستم تا که با من همان رفتاری بشود که با پدر کلانم « ارتش پنجاب » نمود . نواب اکبرخان برای مذاکره نیز راضی بود . بکرات توسط سید مشاهد حسین و چودری شجاعت حسین مذاکره نمود ، اما پاداش مذاکراتش همان بود که در یک عملیات نظامی توسط ارتش پنجاب به شهات رسید و حتی جسد مرحوم نیز به ورثه اش تحویل نشد .
پاکستان شایعه استقرار من در افغانستان و یا مکان دیگری را براه انداخته است تا اذهان عمومی دیگران را از مسئله مبارزه آزادیخواهانه مردم بلوچ ، منحرف نماید . ما برای آزادی خویش از پاکستان مبارزه مینمائیم . رفتن به افغانستان و یا مملکت دیگری ، هیچ عمل زشت و ناشایستی نیست . البته من بصرتحت میگویم که اکنون سیاست بین المللی کلا" تغییر کرده است . غیر از آنهم امکان اینکه دولت پاکستان بتواند مرا از وطنم تبعید نموده و وادار به مهاجرت نماید ، تقریبا" محال است . من اگر به افغانستان یا یکی از کشورهای اروپایی پناه ببرم ، از آنجا که آنها به مسائل بلوچستان و بلوچ ها در پاکستان آشنا هستند ، هیچ کدامشان مرا به دولت پاکستان تحویل نخواهد داد . چرا که امروزه همه دنیا مطلع است که بلوچها برای آزادی و حقوق حقه خویش که پاکستان غصب نموده است مبارزه میکنند .
حالا افکار عمومی در سطح بین المللی به نفع ماست و هیچکسی دروغهای دولت پاکستان را باور نمیکند که ما تروریست هستیم .
چندی پیش ما شاهد بودیم که دولت پاکستان چنین اتهاماتی را علیه فرزندان نواب خیربخش مری که از رهبران ملی مورد احترام بلوچستان است ، وارد نمود و از دولتهای بریتانیا و امارات متحده عربی خواهان دستگیری و استرداد نوابزاده حیربیار مری و نوابزاده گزین مری به پاکستان شد . افراد فوق در دادگاههای با صلاحیت در دبئی و لندن از خود دفاع و تبرئه شدند و ادعاهای کذب دولت پاکستان ثابت نشد .
این ارتش پاکستان است که با قساوت و بیرحمی خود ما را از خانه و کاشانه ما میراند و مجبور میسازد تا مسلح شده و به کوهها پناه ببریم . دهها آبادی و قریه ما را بمباران نموده و با خاک و خون یکسان نموده است صدها هزار نفر از مردم بی پناه ما را مجبور به ترک خانه و کاشانه خود رانده و آواره و مهاجر ساخته است .
سئوال :
حکومت مرکزی برای حل مسئله بلوچستان یک هیات پارلمانی به ریاست سناتور رضا ربانی تعیین نموده بوده بود تا برنامه پیشنهادی جامعی تهیه نموده و به حکومت ارائه نماید . آنها بر همین اساس یک برنامه 15 ماده ای تهیه و به نخست وزیر پاکستان محترم سید یوسف رضا گیلانی ارائه داده اند و نخست وزیر از قراری آنرا پذیرفته است .
آیا شما از این برنامه استقبال نمیکنید و یا کدام برنامه ویژه ای دارید ؟
براهمدگ بـُـگـٹـی :
من اینرا درک میکنم که ظلم و جنایتی که هم اکنون در بلوچستان جریان دارد ، حتی در دوره زمامداری پرویز مشرف نیز سابقه نداشته است . حکومت حزب مردم پاکستان ، همان سیاست کشتار و سرکوب حکومت سابق را با شدت بیشتری تداوم بخشیده است . تا هم اکنون عملیات نظامی و قشون کشی در بلوچستان ادامه دارد ، تا هم اکنون بطور روزمره فعالین سیاسی و جوانان بلوچ ، بدون کدام جرمی و بدون حکم کدام محکمه ای دستگیر و کشتار میشوند ، تا هم اکنون پست های بازررسی نظامیان و ساختن قرارگاههای جدید نظامی در سرتاسر بلوچستان ادامه دارد ،
اگر در چنین موقعیتی شما از ما انتظار مذاکره با دولت پاکستان را داشته باشید ، بی انصافی محض خواهد بود .
اصل کلام ما این است که ما برای آزادی خویش مبارزه مینماییم نه برای خودمختاری ایالتی . مذاکره هنگامی انجام میشود و پیش خواهد رفت که طرفین آماده باشند تا به مطالبات طرف مقابل با حسن نیت بنگرند یعنی برای دادن و برآوردن خواسته ای آماده باشند . چیزی برای دادن داشته باشند و خواسته ای از جانب متقابل نیز . ما از پاکستان نه چیزی میخواهیم و نه برای دادن چیزی آماده هستیم .
موضع ما این است که اسلام آباد ( پاکستان ) به خانه ما تجاوز نموده و سرزمین مارا به زور سرنیزه ارتش خویش تسخیر و قبضه نموده و بخود ملحق نموده است . حالا ما از پاکستان میخواهیم که از خاک ما برآید و آزادی ما را به رسمیت بشناسد . غیر از این ما با پاکستان هیچگونه عداوت و دشمنی نداریم . بعد از آن خود ما بررسی خواهیم کرد که چگونه رابطه ای با پاکستان داشته باشیم .
سئوال :
موضع شما اینست که کلیه درها را به روی مذاکره بسته اید ؟ آیا امکان آن وجود ندارد که شما چند خواسته اساسی و ابتدائی و پیش شرط خویش را مطرح نمایید تا دولت با عملی نمودن آنها آمادگی و صداقت خویش را برای مذاکرات سالم با شما به اثبات برساند ؟ و بدینوسیله درها را برای مذاکرات موفق آمیز به روی شما بگشاید ؟
براهمدگ بـُـگـٹـی :
حکومت جنگ را به ما تحمیل نموده است و ما در زیر سرنیزه هیچگونه مذاکره ای انجام نخواهیم داد !
من چندی پیش به « هرالد » تصویرِی مختصر از دیره بگٹی ارائه کردم که نشانی از دولت پاکستان در آنجا وجود ندارد و به یک « منطقه آزاد » تبدیل شده است . حکومت اگر میخواهد نشان دهد و ثابت نماید که در حل مسئله بلوچستان صادق است ، اگر حزب مردم پاکستان صادقانه در پی حل مسئله بلوچستان است ، وی اختیار و صلاحیت لازم را ندارد .آنها بیشتر به وزارت خانه های خویش چسبیده اند . ارتش و بوروکراسی پاکستان علاقه ای به حل مسئله بلوچستان ندارند .
اگر پاکستان خواهان حل مسئله بلوچستان است ، باید قبل از هرچیز ارتش پنجاب را از بلوچستان بیرون ببرد . دستگیریها را در بلوچستان متوقف نموده و کلیه اسیران و زندانیان سیاسی بلوچ را رها سازد ، کلیه عملیات نظامی را در بلوچستان متوقف سازد ، ساختن هرگونه قرارگاه نظامی و پست های بازرسی را متوقف نموده و امکان بازگشت مهاجرین و آوارگان بلوچ را به خانه هایشان فراهم سازد و ...
اگر این خواسته ها عملی شوند ، آنگاه ما بررسی خواهیم کرد که آیا با دولت مذاکره نماییم یا خیر ؟ آیا ما در چهارچوب پاکستان خواهیم ماند یا خیر ؟ پاسخ این سئوالات وقتی روشن خواهد شد که حداقل به خواسته های بالای ما توجه شود . خارج از آنها هیچگونه امکان مذاکره ای وجود ندارد .
ادامه دارد ( قسمت دوم )
Source: http://www.pahra.blogsky.com/1388/06/16/post-12637/
No comments:
Post a Comment