از یادبردند.شهردارشان را از خراسان آوردند وبرای توجیه این انتخاب دلایل عجیب وغریبی به افکار عمومی، منتقدین و معترضین ارایه کردند.گاهی توصیه ونفوذ روحانیت را بر این انتخاب موثر اعلام وگاهی آنرا رد واین کشف و انتخاب را حاصل درایت ودانایی ترکیب شورا می دانستند.برای آرام کردن مخالفین هم مذهب بودن شهردار را دلیلی کافی برای تبدیل شهر به شهری شبیه مشهد وتهران خودمان می پنداشتند.انگار مدرک دکتری دانشگاه آزادی جناب شهردار را هیچ فردبومی از جنوب تا شمال استان دارا نبود.چنان از این انتخاب دفاع نمودند که گویا شهردار لندن سیٹی و نیویورک ٹون را به زاهدان آورده اند.برای دلجویی از برخی منتقدین می گفتند شهردار هم مذهب قسم و سوگند یادنموده است که هیچ نیرویی از ولایت خراسان به زاهدان نیاورد تا بیش از این موجب تحقیر قوم بلوچ نشود.اما ماه عسل شهردار و شورای تازه کار زاهدان پایان یافت و دم خروس از گریبان شهردار برون افتاد.باکمال بی حرمتی مهندس جمعه زاده(شهنوازی)معاونت فنی وعمرانی ناباورانه از سمتش برکنار و آزاد نامی از زادگاه جناب شهردار جایگزین ایشان شد.جالبتر آنکه این نیروی با سابقه و متخصص بلوچ در مرخصی بسر می برد.عرف در جایگزینی ها حفظ حرمت مدیر برکنار شده می باشد.معمولا هم مراسمی تحت عنوان تودیع و معارفه برگزار می کنند.دوستان زیادی از زاهدان در خصوص این جابجایی گله مند بودند.برای صحت وسقم موضوع یک هفته پیش با سخنگوی شورا تماس گرفتم .محمدزهی آن جوان رعنا رفت تا خبری از شورای فهیمه بگیرد هنوز ظاهرا اذن اطلاع رسانی از جانب شورا پیدا نکرده است.روز پنجشنبه هفته گذشته زاهدان بودم.برای بازدیدی شهروندانه دوساعت وقت به اتفاق دوستی که در انتخابات شورا بسیار فعال و منزلش پاتوق دوستان راه یافته به شورای چهارم بودصرف کردم تا در نوشتن این یاداشت از دایره انصاف خارج نشوم. تقریبا تمام خیابان ها و محلات راسرزدیم.هیچ تحول و تغییری نه تنها مشاهده نکردیم بلکه در بسیاری موارد وضعیت وخیم تر از گذشته بود.فضای سبز اندک شهر در حال خشکیدن بود وضعیت حمل زباله شبیه یکی از شهرداری ها کوچک درجه چندم جنوب بلوچستان بود.به دوستم گفتم که منصفانه قضاوت کنیم،این شهرداری که دوستان برای انتخابش هزینه ها به این قوم وشهروندان نجیب زاهدانی تحمیل کردند کارنامه اش همین است که می بینیم؟!ایشان بلافاصله این ضرب المثل فارسی را در پاسخم گفت:"ما از طلا گشتن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده مارا مس کنید"بنده هم ضرب المثل بلوچی "خیر چه کورین حیدرءَ لوٹ ے"د ر پاسخ به دوستم گفتم.در ابتدای انتخاب شهردار تنها کسی که پا را فراتر از انتقادات دوستانه و محفلی گذاشت نگارنده این سطور بود،طی یاداشتی -که در آرشیو صفحه ام موجود است-مضرات شهردار غیر بومی را به حضرات گوشزد نمودم.بویژه مورد، آوردن اتوبوسی نیروهای وابسته به شهردار از ولایتش را نیز یادآور شده بودم.گویا شورای شهر زاهدان به تعبیر ما بلوچها "رندانی تحت"شده است.مبادا شورایی های عزیز این تخت مورد اختلاف بر سرتصاحب ونشستن بر سر آنرا بشکنند.قطعات شکسته این تخت غرورو اعتماد به نفس یک قوم است که آسیب می بیند.کاش جناب شهردار حرمت روحانیونی که در انتخابش تاثیری بی شایبه داشتند نگه می داشت وبا این عزل ونصب های جنجال برانگیزنمی گذاشت زخم های کهنه مجددا سرباز کنند.فعتبروا یا اوالابصار.
Welcome to the BC's blog. Here you will find the latest news and other information about Baloch people and Balochistan. You can also listen to Balochi music and watch films on our video bar section. Balochestan, the land of balochs, is occupied by Iran, Pakistan and Afghanistan and Baloch people are a victim of state terrorism carried out by the Islamic states of Pakistan and Iran. Thanks for visiting us. Pls contact us if you have any quation. E-mail: baloch.community.se@gmail.com
No comments:
Post a Comment