کتاب "بلوچ پس از انقلاب اسلامی ایران: مطالعه ای سیاسی" توسط بنده به زبان انگلیسی در ماه آوریل سال 2010 به چاپ رسید. این کتاب از شش بخش تشکیل شده است.
فصل اول نگاهی کلی دارد به فرهنگ سیاسی بلوچ از دوران قاجار تا دوران جمهوری اسلامی ایران. با توجه به اسناد و تحلیل های من در این فصل به این نتیجه رسیده ام که تا دوران قبل از جمهوری اسلامی (قاجار و پهلوی) فرهنگ سیاسی ما (قوم بلوچ) فرهنگی پاسیو بوده است. به تدریج فرهنگ ما سابچکتیو شده و فقط در دوران جمهوری اسلامی است که فرهنگ سیاسی ما مشارکتی میشود، یعنی دخالت بیشتر بلوچ در سیاست جامعه. توجه شود که منظور بنده از مشارکت، مشارکت نسبی می باشد، مثال های روشنی نیز برای توجیه این نظریه به کار رفته شده است.
در فصل دوم به پروفایل اجتماعی و اقتصادی قوم بلوچ پرداخته ام. وضعیت دانش و سواد را با دوره پهلوی مقایسه کرده و نتیجه آن بوده که در دوره جمهوری اسلامی تعداد بلوچ های تحصیل کرده به مراتب بیشتر از دوره های قبل بوده است. به طور مقایسه ای (با رژیم پهلوی) از لحاظ شغلی نیز بلوچ ها در سازمانهای (آموزش و پرورش، دانشگاه ها و ...) بیشتری مشغول به کار بصورت استخدامی بوده اند.
در فصل سوم به حقوق بلوچها اشاره شده است. اول، ساختار سیاسی جمهوری اسلامی معرفی شده که در این بخش نگاهی داشته ام به وظایف و اختیارات مقاماتی چون رهبری، ریاست جمهوری، سه قوه مجریه، مقننه و قضایی، تشخیص مصلحت نظام، ارتش، سپاه و... . در قانون اساسی جمهوری اسلامی بصورت تئوری بلوچها بعنوان اقلیت در نظر گرفته نمیشوند بلکه ایرانی هستند و مانند دیگران در مراسم سنتی و مذهبی خود آزاد هستند. البته با توجه به ساختار خاص جمهوری اسلامی برخی محدودیت ها نسبت به دیگر ایرانی ها (غیر شیعه و غیر روحانی) دیده میشود (مثلا جایگاه رهبری و ریاست جمهوری شرایط خاص خود را باید داشته باشد) که بنده آن را از لحاظ فلسفی سیاسی با توجه به ساختار سیاسی کشور توجیه میدانم، بالاخره هر سیستمی قانون خاص خود را دارد.
در فصل چهارم به سیاست های توسعه ای سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی پرداخته شده است. بر اساس آمار رسمی دولت و تحقیق های انجام شده سازمانهای دولتی در استان سیستان و بلوچستان این منطقه محرومترین منطقه میباشد اما در مقایسه با رژیم پهلوی از توسعه نسبی برخوردار بوده است ولی نیاز به کار بیشتر دارد.
در فصل پنجم به طبیعت سیاست در بلوچستان پرداخته شده است که نوع آن در زمان حاضر تقریبا گرایشی مشارکتی داشته است.
فصل ششم به آینده میپردازد. چه بر سر آینده قوم بلوچ و چه بر سر آینده جمهوری اسلامی ایران خواهد آمد. در این فصل دو تئوری و چندین راه حل برای کشور و چندین راه حل برای قوم بلوچ ارائه شده است.
بر خلاف دیگر کتب نوشته شده درباره بلوچ و بلوچستان، بنده با توجه به فرضیه "اول خود را بایستی ساخت یا اول انتقاد را از خود باید کرد" نگاهی انتقادی به چهار گروه اصلی داشته ام. یک، مولوی های سنی مذهب ما که در توسعه فکری جوانان بسیار ضعیف عمل کرده اند با توجه به اینکه این گروه از آزادی های بهتری از طرف دولت یا حکومت نسبت به رژیم های قبلی برخوردار بوده اند. این انتقاد همراه است با مثالهای زنده و کاملا روشن. دو، گروه تحصیل کرده بلوچ علی رغم تحصیلات خوب و عالی در توسعه فکری جوانان و جامعه هیچ عمل نکرده اند. سه، سرداران بلوچ که دیگر امروزه آن جایگاه خود را از دست داده اند در تاریخ ما هم درست عمل نکرده اند. چهار، مدیرانی که در استان هستند شناخت کافی از روان شناسی اجتماعی مردم بلوچ نداشته و آن اصلی را که رهبری فرموده اند یعنی "اتحاد ملی و انسجام اسلامی" این عزیزان رعایت نکرده اند. بهتر میشد که از طرف ریاست جمهوری و یا دفتر رهبری بازرسانی مخفی به استان اعزام میشدند تا وقایع را از نزدیک بررسی نمایند.
این کتاب توسط برخی از صاحب نظران غربی، ایرانی، هندی، و پاکستانی مطالعه و بنده را مورد انتقاد قرار داده اند، اما برخی دیگر این کتاب را مورد تشویق قرار داده اند. در هر صورت، با بحث و گفتگو بنده از کار خود با سند و مدرک دفاع کرده ام. در این کتاب من به مسائل از دیدگاه رئالیستی پرداخته ام و بعنوان یک پژوهشگر بی طرف احساسات بلوچی را در نظر نگرفته ام. کتاب حاضر با ادبیاتی بسیار ساده نوشته شده به طوریکه قابل فهم برای کسانی که مسلط بر انگلیسی نیستند، است.
منابع استفاده شده در این کتاب عبارتند از مصاحبه های بنده با بعضی از نخبگان دانشگاهی بلوچ، روحانیون شیعه، روحانیون سنی، کارشناسان مسائل بلوچستان، و مقامات کشوری. استفاده از منابع اینترنتی رسمی و غیر رسمی، کتابخانه های (مقالات علمی و معمولی) برخی از دانشگاه ها در ایران و هندوستان، پروژه های انجام شده توسط برخی از مدیران استانی و ملی، و کتابها یا رساله های نوشته شده درباره بلوچستان. تقریبا 60% این کتاب از منابع دست اول و 40% آن از منابع دست دوم است.
رازگو بلوچ: جناب طاهری با سلام به نوبه خود از شنیدن خبر چاپ کتاب تان خوشحال که چه عرض کنم ذوق زده شدم. البته خبرش را از وبلاگی دیگر خواندم که در کمال حیرتم دیدم به دو اظهار نظر منفی هم مزین شده است! (طرف ناشتا نخورده آمده بود که سمش را بریزد!)
البته این همه اش بد نیست. مدتی است این بحث در جامعه ما باز شده که آیا باید صرفا به نوشته های فوق العاده عمیق توجه کرده و بقیه را با چوب عدم اعتنا راند یا اینکه اجازه داد تولید نوشتجات حداقل از لحاظ کمیتی بالا رود. جالب است بدانید چند وقت پیش نقدی کوتاه بیشتر به نیت ترویج و تبلیغ در باره چند تن از نو قلمان بلوچ نوشتم عزیزانی فرهیخته بر من عتاب کردند که چرا چنین کارهایی را آنقدر جدی گرفته و شایسته نقد و بررسی دانسته ام!
این ویژگی جامعه مان را تا به آن هنگام نشناخته بودم. که در حقیقت امری مثبت و امیدوار کننده است اما باید با تبصره و تعدیل آنرا پذیرفت.
شک ندارم شما به هر نیتی و با هر روشی (بگفته همان منتقدان) که کارتان را پیش برده باشید جامعه را یک گام به فرهنگ مکتوب نزدیک کرده اید. خسته نباشید ما را بپذیرید و امیدوارم نسخه ای از آن فراهم شود تا بتوانیم با دیدگاههای سیاسی اجتماعی تان بیشتر آشنا شویم.
احمد رضا طاهری: رازگوی عزیز، بسیار ممنون از لطف شما. من اتفاقا خیلی سعی کردم که در قسمت نظرات وبلاگ شما این نظر را بفرستم اما ثبت نظر در وبلاگ شما مشکل فنی دارد. بهر حال امیدوارم همیشه سالم و تندرست باشید.
ناروئی: باسلام و عرض خسته نباشيد خدمت نخبه ي عزيز بلوچستان جناب آقاي دكتر طاهري
واقعا از شنيدن اين خبر مسرت بخش بينهايت خوشحال شدم .زماني بود كه به ندرت مي توانستيم نويسنده ي بلوچي بيابيم ولي خوشبختانه درحال حاضر فرزندان اين مرزوبوم هويت قوميت خويش را دريافته و به دنبال تدوين ويژگيهاي آن هستند.
اميد است روز به روز بر تعداد اين دوستان نخبه افزوده شود. براي رسيدن به بلوچستاني آزاد و آباد بايد دست به انقلاب علمي زد. باسپاس- ناروئي
دکتر بابایی: با سلام خدمت دوست و همكار گرامي جناب دكتر طاهري. زماني كه كار كتاب شما در هندوستان به مرحله چاپ و نشر رسيد بسيار خوشحال و مشعوف شدم. با مطالعه اي مجمل از آن دريافتم كه تحقيقي درخور و شايسته بوده است. موفقيت شما را در تمام مراحل زندگي و مراحل علمي خواهانم.
http://ahmadrezataheri.blogfa.com/post-260.aspx
No comments:
Post a Comment