Long live free and united Balochistan

Long live free and united Balochistan

Search This Blog

Translate

نگاهی به وضعیت قومیت‌ها در ایران در سال ۱۳۹۰

عبدالمالک ریگی رهبر جندالله درسال ۱۳۹۰ اعدام شد


در سال ۱۳۹۰ ترور و بمب‌گذاری در سیستان وبلوچستان کاهش یافت اما اعتراضات عرب‌های ساکن ایران فزونی گرفت. فضای سیاسی در کردستان هم‌چنان بسته بود و قومیت‌ها از نظر مشارکت سیاسی کماکان در حاشیه ماندند.

اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی ایران تدریس به زبان قومیت‌ها در مدارس و انتشار رسانه‌ها به زبان‌ آنها را مجاز می‌شمارد اما این اصول در سال ۱۳۹۰ نیز هم‌چنان بدون توجه و بدون اجرا ماندند.این درحالی است که نمایندگان قومیت‌های مختلف ساکن ایران در گفتگو با دویچه وله بر کثیرالمله بودن این کشور و تفاوت‌های زبانی در آن تاکید می‌کنند.

در سالی که گذشت، مردم استان‌های آذری نشین ایران نسبت مسائل زیست محیطی چون خشک شدن دریاچه ارومیه توجه زیادی نشان دادند. از میان ترکمن‌ها در انتخابات نهم مجلس برخلاف دوره‌های پیشین پیش فقط یک نفر نماینده به مجلس نهم راه یافت. وضعیت در استان‌های سیستان و بلوچستان، کردستان و در منطقه‌ی عرب نشین کشور در سال ۱۳۹۰ بیشتر دستخوش تحولات بود.

کنارنهادن سیاست اعدام بلوچ‌ها در ملاءعام

دکتر عبدالستار دوشوکی، تحلیل‌گر مسائل قومی و فعال سیاسی بلوچ، بر این باور است که خشونت‌ در میان بلوچ‌ها در سال گذشته کاهش پیدا کرد. او می‌گوید: « بعد از کشتار انتحاری روز تاسوعا در چابهار توسط دو عامل انتحاری وابسته به جندالله و اعدام انتقام‌جویانه یازده زندانی بلوچ در زاهدان در اواخر آذر سال ۸۹، انتظار می‌رفت که دایره تسلسل‌وار خشونت و انتقام‌جویی همچنان ادامه یابد. ولی این‌گونه به‌نظر می‌رسد که وزارت اطلاعات و سردار جاهد فرمانده جدید سپاه پاسداران در استان با بازنگری جدی در سیاست بازتولید خشونت از طریق اعمال مشت آهنین و اعدام در ملاء عام، روش جدیدی را در مقابله با جندالله و تعامل با بخشی از مردم از طریق بسیج عشایری را پیشه کرده باشند.»

عبدالستار دوشوکی انتقال سیاست‌گذاری در قبال بلوچ‌ها از زاهدان به تهران را تاثیرگذار می‌داند و می‌گوید: «مسئولیت سیاست‌گذاری و اجرای استراتژیک پروژه‌های امنیتی از زاهدان به تهران منتقل شد. بعضی از سیستانی‌های شیعه افراطی که برتری طلبی خود را در نفی بلوچ‌های سنی مذهب در عرصه معنی می‌کردند، عملا قدرت مطلق خود را از دست دادند. اگرچه افراطیون شناخته شده متعصب، ضد بلوچ و سنی‌ستیز نظیر حسینعلی شهریاری و مهدی جهان‌تیغی هنوز بر مسند قدرت هستند و در راستای آتش افروزی قومی و مذهبی تلاش می‌کنند.»

اما به رغم کاهش خشونت‌ها، درگیری‌های پراکنده و مقطعی در سیستان و بلوچستان در سال ۱۳۹۰ همچنان ادامه داشت. به گفته منابع بلوچ، جندالله در هفته‌های اخیر نیز به ترور دو پاسدار بسیجی در بمپور و مولوی جنگی زهی، امام جمعه شهر سرباز دست زده است.

به عقیده عبدالستار دوشوکی، اگرچه میزان خشونت‌ها در سال ۱۳۹۰ نسبت به سال‌های قبل سیر نزولی داشته اما از نظر معیشتی وضعیت مردم در بلوچستان به مراتب بدتر شده است.

تشدید خشونت در مناطق عرب‌‌نشین ایران

در آستانه‌ی انتخابات مجلس نهم در شهرهای عرب نشین کشور اعتراض‌هایی آغاز شد. به گفته‌ی نهادهای بین‌المللی حقوق بشر بسیاری در این تظاهرات دستگیر و دوتن نیز زیر شکنجه کشته شده‌اند.

یوسف عزیزی بنی‌طرف، دبیر"کانون مبارزه با نژادپرستی در ایران" می‌گوید که "بهار عربی" برمردم ایران تاثیر آ‌نچنانی نداشت اما این تحولات بر مردم عرب در ایران تاثیر مستقیمی داشته است.

وی در استدلال این نظر می‌گوید:« نسیم عربی از جنوب غربی کشور از اقلیم عربستان ایران که رسما خوزستان نامیده می‌شود وارد ایران شد. رسانه‌های گروهی عربی اعم از رادیو و تلویزیون از جمله العربیه، الجزیره و نیل مصر که برنامه‌های ۲۴ ساعته پخش می‌کنند، به دلیل تشابه زبانی، تاثیر مستقیمی بر افکار عمومی داشتند.»

آقای بنی‌طرف بر این باور است که خشونت در سال ۱۳۹۰ در شهرهای عرب‌نشین ایران از سوی مردم نبوده است. وی در توضیح می‌گوید: «مردم در تحریم انتخابات در شوش و حمیدیه فقط شعارنویسی کردند و در تظاهرات هم شعارهایی را برای دفاع از حقوق مردم عرب سر دادند. اما حاکمان با این اقدامات مسالمت آمیز با خشونت برخورد کردند.»

بنی طرف درباره‌ی فعالیت مدنی عرب‌های ایران هم به دویچه وله می‌گوید: «در سال ۱۳۹۰ گرچه شرایط دشواری حاکم بود اما ما شب شعر در اهواز، آبادان و نمایشگاه‌های مختلف میراث فرهنگی، مراسم موسیقی عربی و حتی سخنرانی‌های فرهنگی و اجتماعی در مسجد تقوای اهواز برگزار کردیم. ما این ویژگی را در شهرهای دیگر ایران مشاهده نمی‌کنیم.»

نارضایتی کردها از انشعاب احزاب سیاسی کرد

کاوه‌ آهنگری کنشگر سیاسی و عضو کمیته‌ی مرکزی حزب دمکرات کردستان در باره شرایط این اقلیم در سال ۹۰ می‌گوید: «وضعیت در کردستان به لحاظ حقوق بشری در سال ۱۳۹۰ بدتر شد. این مسئله در گزارش دوم احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل نیز انعکاس یافته و او قتل عام کول‌بران را ذکر می‌کند.

بیکاری، اعتیاد و خودکشی به ویژه در میان زنان کرد در سال ۱۳۹۰ همچنان ادامه داشت. به لحاظ سیاسی نیز در کردستان فضای جامعه بسته بود و هیچگونه شرایطی برای مشارکت سیاسی افراد، احزاب، سندیکاها و یا سازمان‌های غیردولتی وجود نداشت.»

آهنگری درباره‌ی وضعیت احزاب سیاسی عمده‌ی کرد و همچنین تاثیر آن‌ها می‌گوید: «جامعه کردستان از انشعابات پیش آمده میان احزاب کرد دلخور است، زیرا تعدد احزاب سبب انشعابات نشده و مشکل احزاب کردستان عدم حضور میدانی آنها است.»

کاوه آهنگری نتیجه می‌گیرد که به رغم این مشکلات احزاب سیاسی عمده کرد میان مردم نفوذ خود را حفظ کرده‌اند.

تداوم محرومیت در سیستان و بلوچستان

اما سیاست‌های دولت ایران در قبال اقلیت‌های قومی کشور در سال گذاشته چگونه بود؟ کارشناسان مسائل قومیت‌ها در این رابطه به "نگاه امنیتی دولت به مشکلات اقوام اشاره می‌کنند.

دولت برای حل مشکلات مناطق قومی کشور تلاش کرد برخی پروژه‌های اقتصادی را اجرا کند و در این رابطه رئیس جمهور به همراه هیات دولت سفرهای استانی را به مناطق اقلیت‌های قومی کشور آغاز کرد.

گرچه نخستین سفر استانی احمدی‌نژاد در سال ۱۳۹۰ با استان سیستان و بلوچستان آغاز شد و رئیس جمهور وعده داد که «سيستان و بلوچستان را به سرعت آباد و این استان را به زیباترین و امن‌ترین استان» تبدیل کند، اما عباسعلی نورا، نماینده‌ی مردم زابل و زهک که نایب رئیس کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات در مجلس هشتم است در گفت‌وگو با خبرنگار خانه‌ی ملت گفته است که «پروژه‌های افتتاح شده‌ی امروز رئیس جمهور در سیستان و بلوچستان کمتر از انگشتان یک دست بوده است و فقط یک پروژه تاکنون افتتاح شده است.»

در حاشیه بودن قومیت‌ها

سفر به کردستان در فروردین سال ۱۳۹۰، نودمین سفر استانی محمود احمدی‌نژاد عنوان گرفت و وی در کردستان نیز وعده‌های همیشگی خود را تکرار کرد. احمدی‌نژاد در سفر به ترکمن‌صحرا بیش از ۲۵۰ هزار نامه و شکایت مردمی دریافت کرد.

مردم استان‌های مناطق قومی از سیاست دولت گله می‌کنند که اکثریت مسئولین اداری محلی را از افراد غیربومی انتخاب می‌کند و به آنها فرصت مشارکت در سیاست‌های کلان کشور را نمی‌دهد. منتقدین می‌گویند درمدیریت کلان مملکتی حتی یک وزیر، معاون و یا سفیر از میان قومیت‌ها انتخاب نشده است.

اما به‌خلاف داخل کشور، جامعه جهانی به مسائل قومیت‌های ایران توجه بیشتری نشان داده است.
کارشناسانی که با دویچه وله صحبت کردند، بر این نظرند که در سال ۱۳۹۰ گروه‌های سیاسی وابسته به اقلیت‌های قومی کشور در بیان مشکلات خود بیش از پیش به شیوه‌های مدنی و مسالمت‌آمیزگرایش پیدا کردند. آنها عقیده دارند که این رویکرد از سوی حاکمیت جمهوری اسلامی با واکنش مثبتی روبرو نشده و سیاست "مشت آهنین" و "یکسان سازی" در ایران در سال ۱۳۹۰ نیز هم‌چنان از سوی دولت دنبال شده است.

طاهر شیرمحمدی
تحریریه: مهیندخت مصباح

http://www.dw.de/dw/article/0,,15814026,00.html?maca=per-rss-per-all-1491-rdf

سال ۱۳۹۰ و نقض پردامنه‌تر حقوق بشر در ایران

زنان، روزنامه‌نگاران، وکلا و بهاییان آماج حمله دستگاه امنیتی ایران در سال ۹۰ بودند. گوگل را ابزار جاسوسی خواندند و چند فیلمساز را متهم به ارتباط با بیگانگان کردند. دستاورد بزرگ اما انتخاب احمد شهید بود.

تبلیغ علیه نظام یا توهین به مقامات، عمومی‌ترین اتهامی است که ماموران امنیتی/انتظامی و دستگاه قضایی جمهوری اسلامی متوجه منتقدان، مخالفان و فعالان سیاسی مدنی در ایران می‌کنند. این اتهام در سال ۱۳۹۰ وزن بیشتری نسبت به گذشته یافت و حتی دامان خانواده‌های متهمان و محکومان را نیز گرفت. برخی ‌خانواده‌ها افزون بر تحمل بدرفتاری ماموران با خود در ملاقات‌ها، با تذکرات و تهدیدهای قضایی روبرو شدند.

در سال ۱۳۹۰ اطلاع ‌رسانی خویشاوندان زندانیان سیاسی در مورد شرایط حبس‌ نزدیکان‌شان در چند مورد به تشکیل پرونده و محاکمه خود آنها منجر شد. کسانی چون پروین مخترع یا فخرالسادات محتشمی‌پور به اتهام "تبلیغ از طریق مصاحبه یا نوشته" بازجویی و زندانی شدند. پروین مخترع، مادر کوهیار گودرزی، فعال دانشجویی و حقوق بشری، به دلیل گفتگو با رسانه‌ها به ۲۳ ماه زندان تعلیقی محکوم شد.

فخرالسادات محتشمی‌پور، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی و مسئول شاخه زنان این حزب، نیز به اتهام « سازماندهی خانواده زندانیان، حضور درجلسات زنان اصلا‌ح‌طلب و خانواده‌های زندانیان» به چهار سال زندان تعلیقی محکوم شد. وی همسر مصطفی‌تاج‌زاده است که از خرداد سال ۸۸ در زندان به سر می‌برد.

صدور حکم تبعید برای متهمان از سوی دادگاه‌های انقلاب در این سال شتاب بیشتری یافت. در آخرین نمونه‌ها، مهدی خزعلی، چشم‌پزشک و مدیر انتشارات حیان، به چهارده سال زندان و ۱۰ سال تبعید و عبدالفتاح سلطانی، حقوقدان و عضو کانون مدافعان حقوق بشر، به ۱۸ سال حبس و تبعید محکوم شدند. محل تبعید هردو برازجان تعیین شده است، شهری در استان بوشهر که فاصله چندانی از خارک، تبعیدگاه زندانیان سیاسی در دوران پهلوی ندارد.

وجه صدور پاره‌ای احکام در سال ۱۳۹۰ کم سابقه یا بی‌سابقه بوده است: نسرین ستوده به دلیل نداشتن حجاب در یک پیام ویدئویی، عبدالفتاح سلطانی به دلیل دریافت جایزه‌ای حقوق بشری و نرگس محمدی به دلیل نوشتن نامه به دادستان و آنچه «مظلوم نمایی» نامیده شده است، مستوجب کیفر دانسته شده‌اند.

« کشوری خطرناک برای دگراندیشان»

سازمان عفو بین‌الملل در گزارشی ۷۱ صفحه‌ای در مورد جمهوری اسلامی نوشته که در ایران دگراندیشی خطرناک است و مخالفت کردن به طور کلی می‌تواند منجر به زندانی شدن افراد شود.

عفو بین‌الملل تاکید کرده که موج دستگیری‌ها از وکیلان، دانشجویان، روزنامه‌نگاران، فعالان سیاسی و خانواده‌هایشان، اقلیت‌های قومی و مذهبی به سینماگران و هر کس که با رسانه‌های خارجی ارتباط دارد کشیده شده است.

در سال گذشته حتی موتور جستجوگر "گوگل" از سوی یکی از مقامات ارشد نیروی انتظامی، ابزار جاسوسی خوانده شد. فشار بر کاربران اینترنت افزایش یافت و پلیس سایبری در زمستان به همه صاحبان کافی‌نت‌ها دستور داد که در محل کار خود دوربین نصب کنند تا هویت افراد مشخص شود. اتهام جاسوسی در سال ۹۰ گریبان چند مستندساز و روزنامه‌نگار را گرفت، اما ثابت نشد.

افزایش اعدام‌ها در ملاءعام

به گفته سازمان عفو بین‌الملل، در سال ۱۳۹۰ تعداد اعدام‌های انجام شده در ملاءعام در ایران به نسبت سال قبل از آن چهار برابر شده است.

فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های دفاع از حقوق بشر نیز در گزارشی مستند اعلام کرد که از آذر سال ۸۹ تا آذر سال ۹۰ بیش از ۶۰۰ نفر در ایران اعدام شده‌اند.

هم‌چنین در پاییز سال ۱۳۹۰ از سوی کمپین بین‌الملل حقوق بشر در ایران مواردی از اعدام‌های دسته‌جمعی در زندان‌وکیل آباد مشهد فاش شد. علاوه بر مشهد، در بابل، کرمانشاه و شهرهای کردستان نیز اعدام‌های دسته‌جمعی صورت گرفتند.

اکثر محکومان به اعدام در سال ۱۳۹۰ قاچاقچیان مواد مخدر بوده‌اند اما در میان آنها کسانی نیز چون علیرضا ملاسلطانی، قاتل روح‌الله داداشی، و کوشا پارسا که دختر دانشجویی را در یک انتقامجویی عاشقانه کشته بود، دیده می‌شدند. اعدام دو نفر اخیر با تبلیغات گسترده ‌دولتی و دعوت از مردم برای تماشای صحنه مجازات همراه بود.

تشدید فشار بر نوکیشان مسیحی

هجوم ماموران امنیتی به کلیساهای خانگی و محافل شهروندان مسیحی شده درسال ۱۳۹۰ ادامه داشت. در دیماه سال ۹۰ و در آستانه کریسمس ماموران امنیتی به کلیسای جماعت ربانی در اهواز حمله کرده و همه حاضران از جمله کودکان را دستگیر کردند. سایت حقوق بشری "هرانا" نوشت که اکثر شرکت‌کنندگان در مراسم دعا پس از تهدید و ارعاب آزاد شدند اما فرهاد سبک‌روح، شبان کلیسا، و همسرش به همراه دو تن دیگر از اعضا همچنان در بازداشت به سر می‌برند. حمله به کلیساهای خانگی در شهرهای کرمانشاه، شیراز و اصفهان نیز شدت گرفت. کشیش حکمت سلیمی نیز در اصفهان دستگیر شد.

یوسف ندرخانی، کشیش ۳۴ ساله گیلانی، در سال ۱۳۹۰ در آستانه اعدام قرار گرفت. دیوان‌عالی کشور حکم اعدام او را به اتهام ارتداد تایید کرده و شرط تجدیدنظر در این حکم را "توبه" وی دانسته است. اتحادیه اروپا، آمریکا و مقامات دولتی آلمان نسبت به مجازات این شهروند ایرانی اعتراض کرده و از ایران خواسته‌اند حق آزادی مذهب و عقیده را مراعات کند.

تشدید پیگرد بهاییان

در سال ۱۳۹۰موج جدیدی از پیگرد و آزار بهاییان به ویژه جوانان بهایی به راه افتاد. در شهرهای اصفهان، شیراز، سنندج، رشت، ساری، قائم‌شهر، گرگان، گنبد و کرمان به خانه‌ها یا مغازه‌های بهاییان حمله شد. ماموران امنیتی و انتظامی در تجسس خانه‌ها و محل کار بهاییان، کتاب‌ها، سی‌دی‌ها و کامپیوترهای آنها را ضبط کردند.

فرهاد ثابتیان، سخنگوی جامعه جهانی بهاییان، به رسانه‌ها گفته که در حال حاضر ۱۱۰ بهایی در زندان‌های ایران به سر می‌برند. این رقم به نسبت جامعه ۳۰۰ هزار نفری بهاییان این کشور آمار بالایی است. بسیاری از بهاییان با اتهام جاسوسی برای اسرائیل روبرو هستند. علی اکبر ولایتی، مشاور آیت‌الله خامنه‌ای، در آستانه انتخابات مجلس نهم بهاییان را "از ارکان فتنه سال ۸۸" خواند.

فعالان حقوق زن

در سال ۱۳۹۰ دستکم ۸۰ زن فعال اجتماعی و حقوق بشری بازداشت و بیش از ۴۲ روزنامه‌نگار یا روانه زندان شده یا احکام تازه‌ای دریافت کردند. بسیاری فعالان حقوق زنان یا در زندان به سر می‌برند یا با وثیقه‌های سنگین به صورت موقت آزاد هستند. برخی از فرط فشار کشور را ترک کرده‌اند. پاره‌ای نیز از کار یا تحصیل محروم شده‌اند.

نرگس محمدی، فعال حقوق بشر که به تازگی حکم شش سال حبس قطعی دریافت کرده و پیش‌تر نیز شغل خود را از دست داده می‌گوید:
« می‌خواهند با این فشارها ما را خانه‌ نشین کنند اما ما از هدف و اراده خود دور نمی‌شویم.»

۴۸ زندانی سیاسی زن طبق آماری که خانه حقوق بشر ایران منتشر کرده با حکم‌های سنگین در زندان‌های ایران به سر می‌برند. حکم ۳۴ نفر از این عده صادر شده که در مجموع بالغ بر ۲۰۸ سال و ۸ ماه می‌شود.

سنگین‌ترین احکام صادر شده برای زینب جلالیان با حبس ابد، مهوش ثابت و فریبا کمال آبادی از رهبران جامعه بهاییان ایران با ۲۰ سال زندان برای هریک و فرح واضحان با ۱۷ سال زندان است. با مرور این سه نمونه می‌توان تمرکز دستگاه امنیتی روی دگراندیشان قومی، مذهبی و سیاسی را دریافت.

تعیین گزارشگر ویژه برای ایران

در تابستان سال ۱۳۹۰ شورای حقوق بشر سازمان ملل پس از هشت سال وقفه، احمد شهید را به‌عنوان گزارشگر ویژه برای بررسی و پیگیری مسائل ایران تعیین کرد. این تصمیم با استقبال فراوان محافل حقوق بشری مواجه شد که تمرکز جامعه جهانی روی موضوع هسته‌ای ایران را عاملی برای در سایه قرارگرفتن هنجارهای حقوق بشری در ایران می‌دانند.

قطعنامه کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل نیز در زمستان سال ۱۳۹۰جمهوری اسلامی ایران را به دلیل سرکوب و نقض مستمر حقوق مردم ایران به شدت محکوم کرد. این قطعنامه از افزایش بی‌رویه اعدام‌ها در سال گذشته، اعمال خشونت علیه زنان و آزار اقلیت‌های مذهبی و قومی نیز شدیدا انتقاد کرد.

مقامات ایرانی به احمد شهید اجازه مسافرت به ایران و بررسی مستقیم اوضاع حقوق بشر را نداده‌اند. اما وی در تماس با شاهدان عینی آزارها، بستگان زندانیان سیاسی و فعالان مدنی توانسته دو گزارش مفصل از موارد نقض حقوق بشر در ایران ارائه کند. عبدالکریم لاهیجی، نایب رییس جامعه های بین‌المللی حقوق بشر، می‌گوید که همین راه ندادن احمد شهید به ایران، مهم‌ترین دلیل نقض حقوق بشر در این کشور است.

شیرین عبادی، حقوقدان و برنده جایزه نوبل صلح، انتخاب احمد شهید و فعالیت وی را تحولی نویدبخش در برخورد جهان با موضوع حقوق بشردر ایران می‌داند و می‌گوید: «اینک حقوق بشر به موازات موضوع اتمی مورد توجه جهان است. موضوع امیدوارکننده دیگر تحریم افرادی است که مردم را سرکوب کرده‌اند. مردم ایران از این تحریم‌ها استقبال می‌کنند زیرا هوشمند هستند و زیانی به خود مردم نمی‌رسانند.»

عبادی که وضعیت موسوی و کروبی و سایر زندانیان سیاسی ایران را از طریق ناوی پیلای و شورای حقوق بشر پیگیری می‌کند، می‌افزاید: «جامعه مدنی ایران باید بداند که صدای مظلومیت‌اش را مردم دنیا شنیده‌اند و تحریم‌ها علیه مسئولان کشتار و سرکوب ملت و تعیین گزارشگر این را ثابت می‌کند.»

مهیندخت مصباح
تحریریه: کیواندخت قهاری

http://www.dw.de/dw/article/0,,15814015,00.html?maca=per-rss-per-all-1491-rdf

«مافیا به‌دنبال عرضه گسترده هروئین در ایران»

خبرگزاری مهر در گزارشی به نقل از کارشناسان نوشته که «تغییر مصرف مواد مخدر زیر چتر مافیا صورت می‌گیرد و مافیا به دلیل شکست در برابر فروش شیشه و کراک تصمیم به تغییر عرضه مخدرها گرفته است.»

آن‌طور که در این گزارش آمده است مصرف شیشه و کراک در ایران به دنبال «مقابله نهادهای مسئول، هشدار رسانه‌ها و وحشت معتادان از مصرف مخدرهای صنعتی» کاهش یافته است. با این حال کارشناسان از اقدامات مافیا برای جایگزین کردن هروئین و عرضه گسترده آن در کشور خبر می‌دهند.

محمدرضا قدیرزاده کارشناس سازمان پزشکی قانونی کشور گفته است: «هر چند که هنوز بازار مصرف مخدر شیشه در میان معتادان کشور تا چند سال آینده جا دارد، ولی تقلبی شدن مخدرهایی مانند کراک موجب شده تا معتادان سنتی به سوی مصرف هروئین روی آورند.»

بر اساس گزارش نیروی انتظامی در ۹ ماه نخست سال ۱۳۹۰، ۳۳۰ هزار کیلوگرم مواد مخدر کشف شده است.

بررسی آخرین آمار اعلام شده از سوی پلیس در همین مدت حاکی است که هر دو دقیقه نزدیک به یک کیلوگرم مواد مخدر در ایران کشف شده که این میزان نسبت به سال گذشته ۱۰ درصد افزایش داشته است.

نیروی انتظامی همچنین از متلاشی کردن ۱۶۰۰ باند توزیع مواد مخدر و دستگیری ۲۰۰ هزار فروشنده مواد مخدر طی این مدت در ایران خبر داده است.

این آمار در حالی اعلام می‌شود که سازمان پزشکی قانونی کشور اعلام کرده روزانه ۱۰ معتاد در کشور به دلیل سوء مصرف مواد مخدر جان می‌بازند.

در ایران علاوه بر شمار قابل توجه قربانبان سو؛مصرف مواد مخدر، سالیانه تعداد زیادی نیز به دلیل قاچاق مواد مخدر اعدام می‌شوند. برخوردهای نیروهای انتظامی با قاچاقچیان و نیز مصرف‌کنندگان تاکنون باعث کاهش میزان مصرف مواد مخدر در ایران نشده است.

ایران در حال حاضر یکی از بزرگترین صادرکنندگان مواد مخدر صنعتی به مالزی و کشورهای جنوب شرقی آسیا محسوب می‌شود و صدها ایرانی به جرم حمل و توزیع این مواد در زندان‌های این کشورها به سر می‌برند.

BS/MDM

http://www.dw.de/dw/article/0,,15813299,00.html?maca=per-rss-per-all-1491-rdf

آمریکا آماده حمله به ایران می‌شود؟

ایران
آمریکا آماده حمله به ایران می‌شود؟ نیروی دریایی آمریکا تدارکات مهمی را برای رویارویی با ایران آغاز کرده است. پنتاگون برای مقابله با قایق‌های تندروی ایران چندین ناو را تجهیز کرده و شمار کشتی‌های مین‌یاب در خلیج فارس را به دو برابر رسانده است.

آمریکا حضور نظامی خود در خلیج فارس را به صورتی آشکار تقویت کرده است. دریاسالار جاناتان گرینرت، فرمانده نیروی دریایی آمریکا با شرکت در سنای این کشور، آماری از تجهیزات و تدارکات ایالات متحده درخلیج فارس ارائه کرده است. دقت در جزییات این آمار نشان می‌دهد که آمریکا جمهوری اسلامی و تهدیدهای آن را بسیار جدی می‌گیرد.

در گزارش درباسالار گرینرت آمده که شمار قایق‌های مین‌روب آمریکایی در خلیج فارس از ۴ به ۸ فروند افزایش یافته است. قرار است این قایق‌ها در صورت بسته‌ شدن تنگه هرمز نقشی کلیدی ایفا کنند. ۴ فروند هلیکوپتر از نوع "ام اچ ۵۳" نیز که در پایگاه آمریکا در بحرین مستقر هستند، باید در صورت لزوم برای مواجهه با مین‌ها به کمک آمریکاییان بشتابند.

چند قایق کوچکتر هم که تعداد و نوع آنها قید نشده، عملیات مین‌روبی در خلیج فارس را پشتیبانی خواهند کرد. از طرف دیگر تمامی قایق‌های آمریکایی در منطقه مجهز به اژدرافکن‌های جدید خواهند شد.

در عین حال رزمناوها، ناوشکن‌ها و سایر کشتی‌هایی که ناوهواپیمابر آمریکا در خلیج فارس را همراهی می‌کنند، به ابزارها و سنسورهای جدیدی مجهز خواهند شد تا به هر حمله احتمالی سریع‌تر و دقیق‌تر پاسخ دهند.

دریاسالار گرینرت در گفتگو با روزنامه‌نگاران در واشنگتن، قدرت پدافند نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس را به سلاحی تشبیه کرده که کالیبری بس بالا دارد. وی افزوده که با این همه، آمریکا شاید در محدوده خلیج فارس بیشتر به سلاح ساچمه‌ای نیاز داشته باشد.

به رغم این گفته به نظر نمی‌رسد که آمریکا نیروی دریایی ایران را دست کم بگیرد. شاهد این مدعا افزوده شدن سه ناوچه، دو رزمناو و سه زیردریایی به زرادخانه ضد موشکی و پدافند زمین به دریای آمریکاست که می‌توانند از خاک یکی از متحدان آمریکا در منطقه به سوی اهدافی در خلیج فارس شلیک شوند.

شتاب نیروی دریایی آمریکا

به نظر می‌رسد که آمریکا برای تشدید حضور نظامی خود در خلیج فارس عجله دارد. این شتابزدگی میتواند بر این مبنا توجیه شود که از سوی ایران کوچک‌ترین نشانی از تسلیم در طرح‌های اتمی‌ به چشم نمی‌خورد.

علاءالدین بروجردی، رییس کمیسیون سیاست خارجی ایران در مجلس روز یکشنبه ۲۸ اسفند ماه اعلام کرده که نمایندگان مجلس اجازه یک قدم عقب‌نشینی به دولت را در این زمینه نخواهند داد.

طبق اعلام رسمی ارتش آمریکا، قرار است چهارمین قایق یدکی مین‌روب از نوع "آونجر" در میانه ماه آوریل وارد آب‌های خلیج فارس شود. این قایق ۱۳۰۰ تنی به دلیل وزن سنگین خود سرعت محدودی معادل ۱۴ گره دریایی دارد و به همین دلیل قرار است توسط یک کشتی باری به منطقه حمل شود.

هراس از قطعی شدن حمله نظامی اسراییل به ایران تنها مربوط به کارشناسان دفاعی نیست. اعضای کمیسیون "نیروهای مسلح" سنای آمریکا نیز که به سخنان دریاسالار گرینرت گوش می‌دادند، از چنین احتمالی ابراز بیم کرده‌اند. کارل لوین رییس این کمیسیون از حزب دمکرات نیز با ابراز نگرانی از چنین حمله‌ای گفته است احتمال تهاجم نظامی اسراییل به تاسیسات اتمی ایران بسیار زیاد است.

ایران
آمریکا آماده حمله به ایران می‌شود؟ نیروی دریایی آمریکا تدارکات مهمی را برای رویارویی با ایران آغاز کرده است. پنتاگون برای مقابله با قایق‌های تندروی ایران چندین ناو را تجهیز کرده و شمار کشتی‌های مین‌یاب در خلیج فارس را به دو برابر رسانده است.

آمریکا حضور نظامی خود در خلیج فارس را به صورتی آشکار تقویت کرده است. دریاسالار جاناتان گرینرت، فرمانده نیروی دریایی آمریکا با شرکت در سنای این کشور، آماری از تجهیزات و تدارکات ایالات متحده درخلیج فارس ارائه کرده است. دقت در جزییات این آمار نشان می‌دهد که آمریکا جمهوری اسلامی و تهدیدهای آن را بسیار جدی می‌گیرد.

در گزارش درباسالار گرینرت آمده که شمار قایق‌های مین‌روب آمریکایی در خلیج فارس از ۴ به ۸ فروند افزایش یافته است. قرار است این قایق‌ها در صورت بسته‌ شدن تنگه هرمز نقشی کلیدی ایفا کنند. ۴ فروند هلیکوپتر از نوع "ام اچ ۵۳" نیز که در پایگاه آمریکا در بحرین مستقر هستند، باید در صورت لزوم برای مواجهه با مین‌ها به کمک آمریکاییان بشتابند.

چند قایق کوچکتر هم که تعداد و نوع آنها قید نشده، عملیات مین‌روبی در خلیج فارس را پشتیبانی خواهند کرد. از طرف دیگر تمامی قایق‌های آمریکایی در منطقه مجهز به اژدرافکن‌های جدید خواهند شد.

در عین حال رزمناوها، ناوشکن‌ها و سایر کشتی‌هایی که ناوهواپیمابر آمریکا در خلیج فارس را همراهی می‌کنند، به ابزارها و سنسورهای جدیدی مجهز خواهند شد تا به هر حمله احتمالی سریع‌تر و دقیق‌تر پاسخ دهند.

دریاسالار گرینرت در گفتگو با روزنامه‌نگاران در واشنگتن، قدرت پدافند نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس را به سلاحی تشبیه کرده که کالیبری بس بالا دارد. وی افزوده که با این همه، آمریکا شاید در محدوده خلیج فارس بیشتر به سلاح ساچمه‌ای نیاز داشته باشد.


DW.DE
پانه‌تا: حمله احتمالی آمریکا به ایران ویرانگرتر خواهد بود
وزیر دفاع آمریکا تاکید کرد که حمله احتمالی آمریکا به ایران پیامدهای تخریبی بیشتری نسبت به حمله اسراییل در پی خواهد داشت. همزمان یک ژنرال آمریکایی از طراحی تاکتیکی جدید علیه سامانه دفاعی ایران خبر داد.

http://www.dw.de/dw/article/0,,15817946,00.html?maca=per-rss-per-all-1491-rdf

ایران در سال ۹۰: نافرمانی از رهبری و اختلاس تاریخی

سال ۱۳۹۰در جمهوری اسلامی نام جهاد اقتصادی بر خود داشت، اما ایران در این سال شاهد کشمکش‌های سیاسی کم سابقه، اختلاس کلان بانکی و جهش بهای طلا و ارز بود.

گزارشی که می‌خوانید در دو بخش تهیه شده و سعی دارد برخی حوادث مهم سیاسی-اجتماعی ایران در سال ۱۳۹۰را مرور کند. گرچه باید اذعان کرد که ذکر همه رویدادهای مهم این سال ممکن نیست.

فروردین ؛ سال جهاد اقتصادی

آیت الله خامنه‌ای سال جدید شمسی را به عنوان سال "جهاد اقتصادی" نام گذاری کرد. سالی که در آن بزرگ‌ترین اختلاس تاریخ ایران رقم خورد و بحران اقتصادی بر روی قیمت سکه و طلا اثر گذاشت.

باراک اوباما، رییس جمهور ایالات متحده آمریکا در پیام نوروزی خود خطاب به ایرانیان از زندانی شدن نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر ابراز تاسف و نگرانی کرد.

تصویب قطعنامه‌ی شورای حقوق بشر سازمان ملل و تعیین گزارشگر ویژه برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران در پنجم فروردین ماه از دیگر اتفاقات مهم این ماه بود.

انتشار خبر استعفای حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات در ۲۸ فروردین شروع یک دوره تنش در روابط محمود احمدی‌نژاد و آیت الله خامنه‌ای بود که تا پایان سال بر روابط اصولگرایان حامی و منتقد دولت سایه انداخت.

اردیبهشت ؛ تقابل رهبری و رییس دولت

رهبر جمهوری اسلامی در سوم اردیبهشت ماه به ماجرای استعفای حیدر مصلحی (استعفایی که با فشار محمود احمدی‌نژاد صورت گرفت) واکنش نشان داد و آن را به صلاح ندانست. با این حال محمود احمدی‌نژاد با بازگشت وی به کابینه موافقت نکرد.

با این وجود مصلحی به کابینه بازگشت و رهبر جمهوری اسلامی از وزارت اطلاعات بازدید کرد تا حمایت خود را از وی نشان دهد. در پی این اتفاقات محمود احمدی‌نژاد به نشانه‌ی اعتراض از شرکت در جلسات هیات دولت خودداری کرد. خانه نشینی اعتراضی رییس دولت دهم، ۱۱ روز به طول انجامید.

مجلس شورای اسلامی برای بررسی این موضوع دو جلسه‌ی اضطراری غیرعلنی برگزار کرد. هواداران آیت الله خامنه‌ای در سپاه، مجلس و برخی نهادهای دیگر به محمود احمدی‌نژاد هشدار دادند که ادامه تقابل با رهبر موجب خواهد شد که سرنوشت ابوالحسن بنی‌صدر در انتظار وی باشد.

خرداد ؛ ماه پر حادثه

دوم خرداد ماه سالگرد انتخاب محمد خاتمی در سال ۱۳۷۶ به ریاست جمهوری آغاز دوره‌ای جدید در تاریخ سیاسی ایران این بار با درگذشت اسطوره دروازبانی ایران، ناصر حجازی عجین شد.

برخی سایت‌های مخالف حکومت ایران از شعارهای اعتراضی شرکت کنندگان در مراسم خاکسپاری دروازبان سابق تیم ملی ایران و فوتبال استقلال تهران خبر دادند.

یک روز پس از این و در سوم خرداد ماه، حادثه انفجار در پالایشگاه آبادان خبرساز شد. این انفجار همزمان با حضور محمود احمدی‌نژاد برای افتتاح طرح نوسازی فاز سوم این پالایشگاه روی داد که بر اثر ان دستکم یک نفر کشته و تعدادی نیز زخمی شدند.

دلیل این حادثه نشت گاز و نقص فنی عنوان شد. در همین حال محمود احمدی‌نژاد در مراسم افتتاح این طرح گفت که ایران آماده است صنعت نفت همه کشورهای تولید کننده را نوسازی کند.

اما شاید بتوان مهم‌ترین حادثه خرداد ماه ۱۳۹۰ را درگذشت سه چهره برجسته نیروهای ملی مذهبی، از گروه‌های مخالف حکومت ایران دانست. عزت الله سحابی در روز ۱۰ خرداد ماه در خانه‌اش درگذشت.

در مراسم خاکسپاری آقای سحابی، دختر وی هاله سحابی که از زندان برای شرکت در این مراسم مرخص شده بود با برخورد نیروهای امنیتی دچار حمله قلبی شد و پس از انتقال به بیمارستان درگذشت.

هدی صابر دیگر فعال ملی مذهبی در اعتراض به این حادثه در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زد. آقای صابر بر اثر این اعتصاب در روز ۲۱ خرداد ماه درگذشت. مقام‌های جمهوری اسلامی علت مرگ وی را سکته قلبی اعلام کردند.

بیست و دوم خرداد همزمان با سالگرد برگزاری انتخابات جنجالی ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ در تهران، مخالفان حکومت تجمع‌های پراکنده‌ای را در سکوت برگزار کردند. سایت‌های مخالفان از دستگیری برخی از معترضان خبر دادند. تصاویر ویدیویی منتشر شده از شرایط تهران در این روز نیز از حضور گسترده نیروهای امنیتی و نظامی خبر می‌داد.

در ۲۵ خرداد محمود احمدی‌نژاد ۸ وزارتخانه را ادغام کرد و ۴ وزارتخانه جدید تشکیل داد. اتفاقی که اختلاف میان دولت و مجلس را گسترش داد. آقای احمدی‌نژاد همچنین پس از مقاومت در برابر مجلس، طرح تاسیس وزارت ورزش و جوانان را پذیرفت.

تیر ؛ از احمد شهید تا قتل داداشی

احمد شهید به عنوان گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران انتخاب شد. ماجرای درگذشت هاله سحابی و هدی صابر موجب شد در این ماه عده‌ای از زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذا بزنند.

کشمکش میان دولت و مجلس ادامه یافت. دولت به حمید سجادی، وزیر پیشنهادی محمود احمدی‌نژاد برای وزارت ورزش رای نداد. دلیل این امر ارتباط حمید سجادی با "جریان انحرافی" عنوان شد. نمایندگان همچنین دولت را متهم کردند که آمار اقتصادی را دستکاری می‌کند و در مورد میزان تورم و اشتغال دروغ می‌گوید.

ایالات متحده آمریکا در ادامه افزایش فشار‌ها بر ایران شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی (هما) را به اتهام ارتباط با سپاه پاسداران و کمک به انتقال تسلیحات به حزب الله لبنان تحریم کرد.

قتل روح الله داداشی در ۲۶ تیرماه یکی از خبرساز‌ترین وقایع این ماه بود. علیرضا ملا سلطانی یک جوان ۱۷ ساله با ضربات چاقو این قهرمان دو دوره از مسابقات قوی‌ترین مردان ایران و یک دوره قوی‌ترین مردان جهان را در غرب کرج کشت.

مرداد ؛ ترور و ادغام

در اولین روز مرداد ماه داریوش رضایی‌نژاد، دانشجوی کار‌شناسی ارشد رشته برق در مقابل خانه‌اش ترور شد. اخبار ضد و نقیضی در مورد علل ترور و ارتباط احتمالی وی با فعالیت‌های هسته‌ای ایران منتشر شد.

بعد‌ها اعلام شد که آقای رضایی‌نژاد با وزارت دفاع ایران همکاری داشته است. رهبر جمهوری اسلامی ایران نیز پس از این حادثه به دیدار خانواده وی رفت.

در رخدادی دیگر آیت الله خامنه‌ای نهادی با عنوان "هیات عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قوا" را تاسیس کرد. هاشمی شاهرودی، رییس پیشین قوه قضاییه ایران به عنوان رییس این نهاد تازه تاسیس منصوب شد.

محمود احمدی‌نژاد در روز ۱۲ مرداد چهار وزیر پیشنهادی خود برای وزارتخانه‌های ادغام شده را معرفی کرد. مجلس به هر چهار وزیر رای اعتماد داد. انتخاب سرتیپ پاسدار رستم قاسمی از فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا سپاه پاسداران به وزارت نفت جالب توجه بود.

شهریور؛ از اختلاس بزرگ تا گزارش یک آدم ربایی

روزنامه‌های تهران در آخرین ماه تابستان خبر از بازار داغ طلا و ارز در ایران می‌دادند. تیتر "رکود تاره سکه و ارز" هر روز در سایت خبری نقش می‌بست اما شاید کمتر کسی فکر می‌کرد که قیمت سکه طلا و دلار در ماه پایانی سال نسبت به فروردین ماه دو برابر شود.

کشمکش میان حامیان سابق دولت در جبهه اصولگرایان و محمود احمدی‌نژاد و یاران نزدیکش همچنان ادامه یافت. اسفندیار رحیم مشایی در کانون این حملات بود. یکی از مداحان معروف تهران در این ماه گفت هر کس رحیم مشایی را بکشد وی دیه آن را پرداخت خواهد کرد.

شکایت ایران از روسیه به علت عدم تعهد به قرار داد فروش موشک‌های اس۳۰۰ از دیگر اخبار مهم این ماه بود. در این ماه همچنین شون باوئر و جاشوا فتال دو کوهنورد آمریکایی که به اتهام "جاسوسی" به مدت دو سال در بازداشت به سر ‌بردند، با قرار وثیقه آزاد شدند. در شهریور سال ۱۳۸۹ سارا شورد برای درمان و به قید وثیقه آزاد و به آمریکا بازگشته بود.

در ماه شهریور، کتاب "گزارش یک آدم‌ربایی" نوشته گابریل گارسیا مارکز در بازار کتاب تهران نایاب شد. دلیل این بود که میرحسین موسوی برای درک شرایط خود به دخترانش توصیه کرده بود این کتاب را بخوانند.

اما مهم‌ترین خبر این ماه، افشای بزرگ‌ترین اختلاس تاریخ ایران بود. رقم این اختلاس سه هزار میلیارد تومانی همگان را شگفت زده کرد.

این اختلاس قوای سه گانه در جمهوری اسلامی را وارد نزاعی تازه کرد. مجلس و قوه قضائیه، دولت و جریان انحرافی را در پس این ماجرا خواندند و محمود احمدی‌نژاد گفت دولت این تخلف را کشف کرده و شاکی متهمان است.

بانک ملی، بانک سامان، بانک سپه، بانک صنعت و معدن و بانک پارسیان از جمله بانک‌های درگیر در اختلاس بوده‌اند. مجلس در ۲۷ شهریور جلسه‌ای غیر علنی برای بررسی موضوع اختلاس تشکیل داد.

در بامداد ۳۰ شهریور علیرضا ملاسلطانی، قاتل روح الله داداشی در حضور ۱۵ هزار نفر در کرج به دار آویخته شد. اعدام این او که در زمان ارتکاب قتل زیر ۱۸ سال سن داشت، اعتراض مجامع بین‌المللی و سازمان‌های مدافع حقوق بشر را به همراه آورد.

مهدی محسنی
تحریریه: مهیندخت مصباح

http://www.dw.de/dw/article/0,,15814084,00.html?maca=per-rss-per-all-1491-rdf

ایران در سال ۹۰: از اشغال سفارت تا "امام مقوایی" (بخش دوم)

سال ۱۳۹۰ در جمهوری اسلامی "جهاد اقتصادی" نام گرفت، اما ایران در این سال شاهد کشمکش‌های سیاسی کم‌سابقه، اختلاس بزرگ بانکی و جهش بهای طلا و ارز بود. این گزارش بخش دوم از مرور اتفاقات مهم سال است.

نیمه دوم سال ۱۳۹۰ همچون نیمه‌ی اول آن پرحادثه بود. سایه‌ی سنگین تحریم‌ها و ترس از وقوع جنگ در کنار تحریم انتخابات مجلس توسط مخالفان حکومت از شاخصه‌های شش ماه دوم بود. گرچه ماجرای حمله به سفارت بریتانیا و سقوط هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین آمریکایی در ایران و نمایش ورود ماکت مقوایی آیت‌الله خمینی در سالگرد ۱۲ بهمن ۵۷، توجه زیادی به خود جلب کردند.


مهرماه: درخواست "کش ندادن" به ماجرای اختلاس تاریخی

رسانه‌های جمعی ایران در مهرماه ۱۳۹۰ پر بود از خبرهای مختلف در مورد اختلاس سه هزار میلیارد تومانی که روزهای پایانی شهریور برملا شده بود. در همین ماه بود که محمود رضا خاوری از ریاست بانک ملی استعفا داد و به کانادا رفت و در خانه‌ی سه میلیون دلاری‌اش اقامت کرد. درخواست و تهدید مسئولان قضایی نیز نتوانست وی را راضی به بازگشت به ایران کند.


خبر استعفا یا برکناری مدیران بانک‌های مختلف نشان از تلاش برای کاهش تبعات انتشار تخلفات مالی صورت گرفته بود. وزیر اقتصاد عنوان "اختلاس" را برای این تخلفات مناسب ندانست اما نمایندگان که از عملکرد سید شمس‌الدین حسینی راضی به نظر نمی‌رسیدند، طرح استیضاح وی را به هیئت رئیسه مجلس دادند.

اما واکنش آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی به این ماجرا به سرعت مورد توجه قرار گرفت. وی دهم مهر از مسئولان خواست که از ادامه هیاهو و جنجال در این مورد پرهیز کنند و ماجرا را "کش" ندهند. اما ابعاد این تخلف چنان گسترده بود که تا آخرین روزهای سال یکی از مهم‌ترین خبرهای رسانه‌های فارسی محسوب می‌شد.

حاشیه‌های سفر محمود احمدی‌نژاد به نیویورک نیز در رسانه‌های جمعی بازتاب داشت. این بار رسانه‌های اصولگرای منتقد دولت به سختی سخنان، رفتار و جمعیت بزرگی از بستگان اعضای دولت که در قالب "هیئت همراه" در این مسافرت حضور داشتند را مورد نکوهش قرار دادند.

در همین ماه، مقامات آمریکایی خبر دادند که ایران را به اتهام تلاش برای برنامه‌ریزی یک رشته عملیات تروریستی از جمله قتل سفیر عربستان در این کشور دستگیر کرده‌اند که با سپاه پاسداران ایران در تماس است. این ماجرا برای چندین هفته در صدر خبرهای رسانه‌های فارسی‌زبان و بین‌المللی قرار داشت.

با نزدیک شدن به انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفندماه ۱۳۹۰ خبر‌ها و اظهارنظر‌ها در این مورد نیز افزایش یافت. بحث شرکت و یا عدم مشارکت اصلاح‌طلبان نیز مورد توجه قرار گرفت. سخنان رهبر جمهوری اسلامی در مورد امکان تغییر نظام ریاستی ایران به پارلمانی از دیگر خبرهای مهم این ماه بود.

آبان؛ قتل "پدر برنامۀ موشکی" ایران

بحث اختلاس بزرگ، تغییر نظام سیاسی ریاستی ایران و طرح سوال از محمود احمدی‌نژاد در مجلس در ماه آبان نیز مورد توجه قرار گرفت. جنگ لفظی میان ایران و عربستان بر سر ماجرای دستگیری یک ایرانی در آمریکا به جرم برنامه‌ریزی برای ترور سفیر ریاض در واشنگتن بالا گرفت.

رسانه‌های ایران در هفته اول آبان تیتر زدند: بی‌ارزش‌ترین ریال تاریخ! در این روز‌ها برابری نرخ دلار و ریال به قیمت ۱۳۰۰ تومان رسیده بود. در آن زمان شاید کمتر کسی فکر می‌کرد که در آخرین روز سال ۱۳۹۰ دلار بالاتر از ۲۰۰۰ تومان معامله شود.

شمس‌الدین حسینی، وزیر اقتصاد دولت محمود احمدی‌نژاد که به علت وقوع تخلف سه هزار میلیارد تومانی استیضاح شده بود، توانست رای اعتماد مجدد از نمایندگان مجلس بگیرد. در این جلسه علی لاریجانی رییس مجلس نیز در مقام مخالف استیضاح سخن گفت. با این حال دستگیری قائم مقام "بانک مرکزی ایران" انتقاد محمود احمدی‌نژاد را در پی داشت. وی در سخنانی مدعی شد که از قائم مقام بانک مرکزی خواسته‌اند که اعتراف کند تحت نظر اسفندیار رحیم مشایی کار می‌کرده تا آزاد شود.

در نیمه آبان ماه، "آژانس بین‌المللی انرژی اتمی" تازه‌ترین گزارش خود را درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران منتشر کرد. این گزارش که به برخی فعالیت‌های "مشکوک" ایران و عدم همکاری این کشور اشاره شده بود، مورد استقبال تهران قرار نگرفت. پس از انتشار این گزارش بار دیگر امکان حمله نظامی اسراییل به ایران در رسانه‌ها به شکل پررنگ‌تری مطرح شد.

حادثه انفجار در یکی از پادگان‌های سپاه پاسداران در شهرستان لامرد استان تهران موجب کشته شدن سردار سرلشکر حسن تهرانی مقدم شد که از وی به عنوان پدر صنعت موشکی ایران یاد می‌کنند. آمار کشته‌شدگان این حادثه به درستی مشخص نیست. رسانه‌های ایران از ۱۶ تا ۴۰ نفر کشته در این حادثه خبر می‌دهند. برخی رسانه‌های بین‌المللی و روزنامه‌های اسرائیلی اعلام کردند که اسرائیل مسوول این عملیات خرابکارانه است. با این حال مقامات ایران این گزارش‌ها را تکذیب کردند.

سخنان علی اکبر جوافکر مدیر خبرگزاری دولتی ایرنا و روزنامه ایران در گفت‌و‌گو با روزنامه "اعتماد" در نقد اصولگرایان مخالف دولت جنجال‌ساز شد. در رخدادی عجیب روزنامه اعتماد به دلیل سخنان این مقام دولتی توقیف موقت شد. آقای جوانفکر که به علت انتشار ویژه‌نامه روزنامه ایران با عنوان "خاتون" به یک سال زندان محکوم شده در آخرین روز آبان نیز مصاحبه‌ای مطبوعاتی در دفتر روزنامه ایران برگزار کرد که با حمله نیروهای امنیتی وابسته به قوه قضائیه ایران به جنجال کشیده شد. این نیرو‌ها تلاش کردند جوانفکر را دستگیر کنند که با مقاومت برخی از کارکنان روزنامه روبرو شدند. عده‌ای دستگیر و جوانفکر مصدوم شد.

آذر؛ نوستالژی دردسرساز اشغال یک سفارت

ماجرای اختلاس انگار پایانی ندارد. همچنان میان حامیان دولت و مخالفان آن‌ها در جریان اصولگرایی کشمکش جدی وجود دارد. قیمت دلار و سکه طلا هر روز بالا‌تر می‌رود و سیاست‌های دولتی نیز جوابگو نیست. در این میان برخی نیز انگشت اتهام را به سوی دولت نشانه رفته‌اند. تحریم‌های تازه توسط کشورهای غربی علیه ایران به تصویب رسید و فشار‌ها افزایش یافت از جمله مجلس سنای آمریکا طرح تحریم نفت ایران را تصویب کرد. موضوع انتخابات مجلس و کشمش اصولگرایان در درون خود و انتقاد اصلاح‌طلبان از حکومت ادامه دارد. بحث عدم مشارکت در انتخابات توسط اصلاح‌طلبان با جدیت بیشتری دنبال می‌شود.

اما شاید مهترین اتفاق آذرماه ماجرای تحریم بانک مرکزی ایران توسط بریتانیا و تصمیم مجلس ایران به کاهش روابط دیپلماتیک با این کشور بود. در پی این اتفاقات روز سه‌شنبه (۸ آذر) عده‌ای نیروهای بسیج به سفارت بریتانیا و همینطور محل اقامت سفیر این کشور در باغ قلهک تهران حمله کردند و برای ساعاتی عده‌ای را به گروگان گرفتند. در جریان این حمله که با حضور منفعلانه‌ی نیروهای انتظامی همراه شد بخشی از لوازم درون سفارت تخریب و به ساختمان نیز آسیب‌هایی وارد شد.

در پی این اقدام انگلستان واکنش تندی نشان داد و سفارتخانه‌اش را در تهران تعطیل و کارکنانش را فراخواند. از سوی دیگر به کارکنان سفارتخانه ایران در لندن دستور داد که این کشور را ترک کنند. تبعات جهانی این اتفاق موجب شد که حتی برخی حامیان حکومت ایران نیز از این موضوع ابراز نارضایتی کنند و آن را ضربه به منافع نظام بدانند. روزنامه ابتکار در تهران در یادداشتی نوشت «۸آذر تکرار ۱۳ آبان نبود.»

اما خبر سقوط یک هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین آمریکایی در ایران را دومین خبر با اهمیت این ماه می‌توان دانست. ایران مدعی شد که توانسته است طی جنگ الکترونیکی اختیار این هواپیما را به دست بگیرد و آن را سالم فرود بیاورد. چند روز پس از انتشار این خبر تلویزیون دولتی این هواپیما را به نمایش گذاشت. ایالات متحده امریکا از ایران خواست این هواپیما را بازگرداند. درخواستی که ایران آن را "مضحک" خواند.

دی؛ تب دلار، بحران "تنگه" و تروری دیگر

صف خریداران سکه در مقابل صرافی‌ها طولانی‌تر از قبل است. دلار نیز همچنان بالا می‌رود. سیاست‌های دولت نیز بی‌نتیجه است. رسانه‌ها از بی‌رونقی بورس تهران خبر می‌دهند. به نظر می‌رسد فشار‌های بین المللی شرایط اقتصادی ایران را بحرانی‌تر از پیش کرده است.

همزمان با شروع ثبت نام کاندیدا‌ها، بحث مشارکت در انتخابات مجلس به موضوع داغ رسانه‌های هوادار حکومت تبدیل شد اما مخالفان به آن رقبتی نشان ندادند. در این شرایط بود که وزارت کشور برخی از منتقدان دولت را رد صلاحیت کرد. شورای نگهبان اما صلاحیت برخی را تایید کرد. آیت‌الله خامنه‌ای پیش‌بینی کرد که انتخابات آینده "دشمن‌شکن" خواهد بود.

در هفته اول دی ماه هر دلار آمریکا ۱۶۰۰ تومان معامله شد. نهادهای امنیتی و انتظامی وارد عمل شده‌اند و قوه قضائیه از برخورد با دلالان ارز خبر می‌دهد. تب ارزهای خارجی بی‌اعتنا به این تهدیدها همچنان بالا و بالا‌تر رفت. هفته دوم دی تمام نشده، دلار به قیمت ۱۸۰۰ تومان رسید. گرچه بر خلاف شرایط بازار، روزنامه‌های هوادار حکومت از جمله کیهان هر روز از ترکیدن حباب قیمت دلار خبر می‌دادند. بانک مرکزی سیاستی جدید در پیش گرفت و این سیاست موجب بروز اختلاف میان رئیس این بانک با محمود احمدی‌نژاد شد. احمدی‌نژاد در نهایت با سیاست بانک مرکزی موافقت کرد اما نتیجه‌ای در پی نداشت.

ایران برای بستن "تنگه هرمز" رزمایش نظامی برگزار می‌کند. انتشار این خبر به سرعت در رسانه‌های جهانی بازتاب دارد و قیمت نفت را کمی افزایش می‌دهد. آمریکا و بریتانیا به ایران هشدار می‌دهند که این اقدام می‌تواند پاسخ سختی در پی داشته باشد. جنگ لفظی میان دو طرف تا چند هفته ادامه پیدا می‌کند و به یکی از موضوعات مهم خبری تبدیل می‌شود. ایران می‌گوید تحریم نفت این کشور موجب خواهد شد که از هر ابزاری برای ضربه زدن به منافع تحریم کنندگان بهره ببرد حتی با بستن تنگه‌ی هرمز. در پی این اتفاقات باراک اوباما به رهبر جمهوری اسلامی نامه نوشت و نسبت به تبعات این اقدام هشدار داد.

طرح هدفمندی یارانه‌ها و تخلفات دولت در جریان اجرای آن، تاخیر دولت در ارائه بودجه سال ۱۳۹۱، درگیری فیزیکی میان یکی از اعضای دولت و یک نماینده مجلس و آلودگی هوای تهران و چند شهر دیگر از موضوعاتی است که در رسانه‌های مختلف در دی ماه مورد توجه واقع شد.

مقاله یک سردار "سپاه" در روزنامه اطلاعات مسئله‌ساز شد. سردار علایی در این مقاله مواردی از رفتار حکومت شاه را که موجب سقوط خاندان پهلوی شد بر می‌شمارد اما به عینه به سیاست‌های در پیش گرفته شده پس از انتخابات جنجالی ۱۳۸۸ می‌پردازد. این موضوع به کام هواداران رهبر جمهوری اسلامی خوش نیامد و مقایسه وی با آخرین شاه ایران را گستاخانه خواندند. خانه این سردار سپاه مورد حمله نیروهای تندرو قرار گرفت. وی مجبور شد در مقاله‌ای بنویسد که قصد مقایسه آیت‌الله خامنه‌ای و محمدرضا پهلوی را نداشته است.

ایران همچنین یک جوان آمریکایی ایرانی‌تبار را به جرم جاسوسی دستگیر و محاکمه کرد. وی در دادگاه اعتراف کرد که ندانسته در پی جاسوسی در ایران بوده است. وی در دادگاه بدوی به اعدام محکوم شد اما در اسفند ماه و در دادگاه تجدید نظر این حکم لغو و برای بررسی مجدد به دادگاهی دیگر ارسال شده است. در همین ماه فائزه هاشمی، دختر اکبر هاشمی رفسنجانی به زندان محکوم شد. این حکم به دادگاه تجدیدنظر فرستاده شده است.

چهارشنبه ۲۱ دی ماه به گفته روزنامه‌های ایران "یک دانشمند هسته‌ای" دیگر ترور شد. مصطفی احمدی روشن معاون بازرگانی سایت هسته‌ای نظنز بود که با انفجار بمب مغناطیسی در مقابل خانه‌اش ترور شد. انگشت اتهام این اتفاق به سرعت به سوی اسرائیل و غرب نشانه رفت و برخی از مسئولان از مقابله به مثل در برابر این ترور‌ها خبر دادند.

آخرین روزهای دی ماه خبر از تحولی بزرگ می‌داد. رییس "دانشگاه آزاد" پس از نزدیک به سی سال مدیریت این دانشگاه تغییر کرد. گرچه این ماجرا تا بهمن ماه و اسفند نیز ادامه یافت. هاشمی رفسنجانی، رییس هیات امنای دانشگاه آزاد روند انتخاب جانشین جاسبی را غیرقانونی و نادرست خواند و حکم رییس جدید (فرهاد دانشجو) را امضا نکرد.

بهمن؛ بازگشت "امام مقوایی" به ایران

شروع بهمن ماه با امید به دریافت جایزه اسکار توسط اصغر فرهادی همراه بود. فیلم "جدایی نادر از سیمین" ساخته اصغر فرهادی در آخرین روزهای دی جایزه گلدن گلوب را ربود تا شانس خود را برای اسکار بیشتر کند. مباحث مربوط به انتخابات مجلس با درگیری میان اصول‌گرایان و بی‌توجهی اکثریت اصلاح‌طلبان پیگیری می‌شد. کشمکش بر سر ریاست دانشگاه آزاد و عدم امضای حکم ریاست فرهاد دانشجو -برادر وزیر علوم- توسط هاشمی رفسنجانی نیز در این ماه ادامه یافت.

قیمت ارزهای خارجی در سایه برخوردهای امنیتی همچنان روند صعودی داشت. قوقه قضائیه اعلام کرد که متخلفان بازار ارز را اعدام خواهد کرد اما حتی این خط و نشان‌ها نیز موثر نبود. دلار به ۲۲۰۰ تومان هم رسید و پوند انگلستان از ۳۵۰۰ تومان عبور کرد. دولت در این شرایط بحران اقتصادی لایحه بودجه سال ۹۱ را با دو ماه تاخیر در اختیار مجلس قرار داد.

در همین حال "اتحادیه اروپا" تحریم نفت ایران توسط کشورهای عضو را تصویب کرد. ایران در واکنش به این تصمیم گفت که از صادرات نفت به کشورهای اروپایی خوداری می‌کند. گرچه مشخص شد ایران تصمیم گرفته است تنها به بریتانیا و فرانسه نفت صادر نکند. این دو کشور کمتر از یک درصد نفت وارداتی خود را از ایران خریداری می‌کنند.

اما مراسمی در روز ۱۲ بهمن همزمان با بازگشت آیت‌الله خمینی به تهران در سال ۱۳۵۷ مورد انتقاد برخی از مسئولان قرار گرفت و دستمایه طنز کاربران فضای مجازی شد. در این روز ماکت مقوایی بنیانگذار جمهوری اسلامی در نمایشی عجیب در چند فرودگاه کشور به صورت نمادین از هواپیما پیاده و سوار بر ماشین از این فرودگاه‌ها خارج شد.

در رخدادی دیگر صحنه‌هایی از حضور آیت‌الله خمینی در "مدرسه رفاه" بازسازی شده بود. چند خبرگزاری رسمی ایران که تصاویر این مراسم را منتشر کرده بودند، پس از چند ساعت این تصاویر را از روی وب سایت خود برداشتند. سرمقاله‌نویس روزنامه "مردم‌سالاری" یک روز پس از این ماجرا نوشت: «هر رویداد و طرز تلقی که بخواهد دانسته با ندانسته تکرار کند یا قبول کند یا القا نماید که امام و یاران شناخته شده همراهش اعم از آنان که در قید حیات‌اند یا به دیار باقی شتافته‌اند و جز ماکتی از آن امام و یارانش چیزی باقی نمانده است، زنگ خطری جدی برای انقلاب.»

مخالفان حکومت ایران شهروندان را به برگزاری راهپیمایی سکوت در روز ۲۵ بهمن در سالگرد آغاز حصر خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دعوت کردند. در پی این فراخوان فضای تهران و چند شهر دیگر امنیتی و پلیسی شد. مخالفان از تهران گزارش کردند که برخی خیابان‌های این شهر شاهد ازدحام غیر طبیعی جمعیت بود.

اسفند؛ بوی عیدی، بوی اسکار، بوی شوخی‌های رنگی

چند جلسه‌ی دادگاه پرونده "بزرگ‌ترین اختلاس تاریخ ایران" در ماه اسفند برگزار شد. در این جلسات برای چندین متهم به جرم "افساد فی الارض" درخواست حکم اعدام شده است. روند این دادگاه‌ها مورد توجه رسانه‌ها قرار دارد اما به نظر می‌رسد که شهروندان ایران در روزهای منتهی به سال جدید بیشتر در فکر مشکلات اقتصادی خود هستند.

تبلیغات انتخاباتی چهارم اسفند یک هفته مانده به انتخابات آغاز شد. به گفته‌ی ناظران این تبلیغات نشانه‌ای از در جریان بودن یکی از سرد‌ترین رقابت‌های انتخاباتی در ایران بود. لیست‌های مختلف اصولگرایان و بی‌رغبتی اصلاح‌طلبان از مهترین مشخصه‌های این انتخابات بود.

اما شاید بتوان گفت که حضور محمد خاتمی و رای دادن وی در روستایی از توابع دماوند این انتخابات را تحت‌الشعاع قرار داد. محمد خاتمی در مورد علل رای دادنش توضیحاتی داد که بسیاری از مخالفان حکومت ایران را قانع نکرد. وی همچنین گفت در رای خود نوشته است: "جمهوری اسلامی".

حکومت ایران از مشارکت ۶۴ درصدی شهروندان در انتخابات خبر داد، گرچه تقسیم آمار رسمی تعداد شرکت‌کنندگان بر تعداد واجدان شرایط نشان داد که مشارکت بر اساس آمار دولتی حدود ۵۴ درصد بوده است. با این حال مخالفان میزان مشارکت را بسیار کمتر ارزیابی کردند. برخی تصاویر منتشر شده از حوزه‌های رای‌گیری در تهران و شهرستان‌ها نیز نشان از عدم استقبال رای‌دهندگان داشت.

کاهش سرعت اینترنت و عدم دسترسی کاربران ایرانی به سرویس ایمیل گوگل یکی دیگر از خبرهای اسفند بود. گوگل اعلام کرد که احتمال می‌دهد این عدم دسترسی با دخالت حکومت ایران صورت گرفته باشد. این مشکلات در رسانه‌های داخلی نیز بازتاب داشت و یک نماینده مجلس ایران این اتفاقات را موجب بی‌اعتمادی و نارضایتی مردم از حکومت خواند.



در میان همه خبرهای ناخوشایند تحریم و جنگ و زندان، یک خبر هم بود که خیلی‌ها را خوشحال کرد. اصغر فرهادی اولین کارگردان ایرانی شد که جایزه اسکار را گرفت. او در مراسم دریافت جایزه از صلح‌طلبی مردم ایران سخن گفت در زمانی که سیاستمداران جز زبان تهدید، ادبیاتی نمی‌شناسند.

اما شاید یکی از مهم‌ترین اتفاقات اسفند ماه ۱۳۹۰ طرح سوال از محمود احمدی‌نژاد در مجلس بود. اما پاسخ‌های وی به نمایندگان اعتراضات تازه‌ای را به دنبال داشت. شروع سخنان احمدی‌نژاد با جمله‌ی «نزدیک عید است و آمده‌ایم با هم صفا کنیم» از جدی نگرفتن سوالات نمایندگان حکایت داشت. تا پایان جلسه شوخی‌های احمدی‌نژاد با نمایندگان ادامه یافت. برخی نمایندگان رفتار رییس دولت را وهن مجلس خواندند اما طرفداران دو آتشه‌ی دولت گفتند که پاسخ‌ها "وزین و متین" بوده و قانع شده‌اند.

در آخرین هفته اسفند، اکبر هاشمی رفسنجانی بار دیگر به ریاست مجمع تشخیص مصلحت انتخاب شد. سعید مرتضوی، دادستان تهران در میان مخالفت نمایندگان مجلس رییس سازمان تامین اجتماعی شد. روز ۲۷ اسفند نیز انجمن ارتباطات جهانی بین بانکی (سوئیفت) خدمات‌رسانی به بانک‌های ایرانی را متوقف کرد. در حالی که سریلانکا واردات نفت از ایران متوقف کرده و دلار بالای ۲۰۰۰ تومان سیر می‌کند چشم‌انداز سال جدید چندان روشن نیست.

مهدی محسنی
تحریریه: علی امینی

http://www.dw.de/dw/article/0,,15817485,00.html?maca=per-rss-per-all-1491-rdf

تمدید ماموریت احمد شهید، خواست سازمان‌های حقوق‌بشری

ایران
تمدید ماموریت احمد شهید، خواست سازمان‌های حقوق‌بشری سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر در نامه‌ای از کشورهای عضو سازمان ملل خواسته‌اند به تمدید ماموریت گزارش‌گر ویژه حقوق بشر در ایران رای مثبت دهند. در روزهای آینده درباره تمدید ماموریت احمد شهید رای‌گیری خواهد شد.

چندین سازمان و انجمن مدافع حقوق بشر در حمایت از تمدید ماموریت احمد شهید، گزارش‌گر ویژه حقوق بشر در ایران، نامه‌ای مشترک خطاب به کشورهای عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد منتشر کرده‌اند.

در این نامه ذکر شده که حمایت کشورهای عضو از تمدید ماموریت گزارش‌گر ویژه سازمان ملل در شرایطی که وضعیت حقوق بشر در ایران "به‌میزان قابل‌توجهی بدتر شده" و "ایران از همکاری با نهادهای سازمان ملل خودداری می کند"، دارای اهمیتی اساسی است.

به گزارش "سازمان گزارش‌گران بدون مرز" ماموریت گزارش‌گر ویژه حقوق بشر در ایران در روزهای ۲۱ یا ۲۲ مارس، در شورای حقوق بشر سازمان ملل به رای گذاشته خواهد شد.

روز چهارشنبه ۱۷ اسفند دومین گزارش احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل برای ایران در۳۶ صفحه‌ منتشر شد. احمد شهید در آخرین گزارش خود ضمن ابراز تاسف از خودداری مقامات ایرانی از دادن اجازه ورود او به این کشور، با اشاره به اظهارات شاهدان عینی از "نقض حقوق اساسی تضمین شده در قوانین بین‌المللی" در ایران خبر داد.

مرکز آفریقایی حقوق بشر و دموکراسی، انجمن دموکراسی آفریقایی، عفو بین المل، جامعه بین‌المللی بهائی، دیده‌بان حقوق بشر، کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، گزارش‌گران بدون مرز و چندین سازمان حقوق بشری دیگر در نامه خود به کشورهای عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل نوشته‌اند: «ما امیدواریم که شما و همکاران‏تان با این خواست ما همنوا باشید و در جلسه بعدی که قرار است در ژنو برگزار گردد، به تمدید ماموریت گزارشگر ویژه رای مثبت بدهید.»

صحبت‌ برخی شاهدان در آخرین گزارش احمد شهید

در این گزارش برخی شاهدان گفته بودند: "بدون حکم قانونی یا ارائه دلیلی، بازداشت شده و گاه تا ماه‌ها بدون تفهیم اتهام در سلول انفرادی نگهداری شده‌اند".

برخی از شاهدان که با گزارشگر ویژه سازمان ملل برای ایران صحبت کرده بودند نیز، از فشارهایی مانند "شوک برقی، ضرب و شتم شدید، تهدید به تجاوز و تهدید به بازداشت یا صدمه به خانواده، دوستان و نزدیکان‌شان" خبر داده‌اند. برخی نیز گفته‌اند که "وادار به اعترافات اجباری ویدئویی" شده‌اند.

با انتشار این گزارش، محمدجواد لاریجانی دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه حمهورس اسلامی، در واکنش به گزارش دکتر شهید در جلسه شورای حقوق بشر گفت: «لازم نیست احمد شهید به ایران سفر کند چون می‌تواند به وب‌سایت‌های ضد انقلاب و معاند جمهوری اسلامی رجوع کند و این محتویات را کپی و پیس کند».

احمد شهید در آخرین گزارش خود از جمهوری ایران خواسته بود که به نقض تعهدات بین‌المللی در مورد حقوق بشر پایان دهد.

HK/AA

http://www.dw.de/dw/article/0,,15818023,00.html?maca=per-rss-per-all-1491-rdf

در جوار دریای بی کران مکران چشم ها ستایش می کنند سرزمین سنگ و رنگ و چنگ را


روزدرآ: بر خلاف تابستان سوزناک سیستان و بلوچستان که مسافران و علاقمندان این استان را یارای سازگاری با هوای به شدت گرم آن نیست، این استان را در فصل بهار می توان کاملاٌ بهاری و زیبا دید و در جوار دریای بی کران مکران چشم ها ستایشگر سرزمین سنگ و رنگ و چنگ می شوند که با تلاطم امواج مکرانی با نوای دلنواز چنگ مفاخران موسیقی بلوچستانی و همراه با وزش باد مونسون ایرانی بهترین ملودی و شاهکار هنری خلق می شود تا نوازشگر دلها و زدایشگر خستگی بر روح و تن میهمانش این دیار شود.

در فصل بهار طبیعت زیبای سیستان و بلوچستان را می توان زیبا دید چرا که بهار لباسی از جنس رنگین کمان که سرشار از زندگی است را بر تن این سرزمین می نمایاند و به آن روح می بخشد تا هر آنکس قدم بر چشم مردمان این سامان نهد جزء زیبایی و مهربانی چیزی دیگر نبیند و بداند هر آنچه را که وصله هایی است ناجور از نامهربانی بر تن مردمان این مرز و بوم، به ناحق چسبانده شده و جز اتهام دیگر چیزی نیست.

سیستان و بلوچستان را به جرآت می توان در فصل بهار به یکی از خوش آب و هوا ترین استانهای کشور لقب داد که می شود در واپسین روزهای سال نو خوب زیستن را در همان آغاز روزهای زندگی تجربه نمود و در طول سال از آن بهره جست.

مصداق آنرا می توان هر ساله حضور پر شمار مسافران نوروزی از اقصی نقاط کشور و حتی کشورهای همسایه قرار داد که با آغاز سال جدید به میهمانی مردمان میهمان نواز این سامان می آیند تا دل را در گروی دریای بی کران مکران،طبیعت چشم نواز و بکر ،کوه های استوار،نخل های پایدار سرزمین سنگ و رنگ و چنگ و آیینه و آب و آفتاب بسپارند و سال را با تجربه ای متفاوت آغاز نمایند.


از جنگل و دشت تا کویر و دریای آن می شود رگه هایی از زندگانی ، مهربانی ،شادی و شعف و شور را در وجود مردمان اینجا لمس کرد و با خود به سرزمین های دور برد تا قوتی باشد لایموت برای امید به زیستن.

اینجا را آن گزارش نویس یک روز نامه معروف مرکز نشین که اول بار قدم بر این خاک نهاده بود،سرزمین گنج های های نهان و گنجینه های تابان نام می نهد و می نویسد و خبر می دهد از استعدادهای کوچ و بلوچ در پستو خانه های بیداری!

خاک اینجا را از ستون نویس یک مجله معتبر گردشگری و پر تیراژ تا فانتزی نویس مشهور ایران زمین به ذوق می آورد و اذعان می دارند که خاک و آب و هوای این دیار ذهن را برای اندیشیدن و فکر را برای نوشتن و جسم را برای زندگی کردن توان مضاعف می بخشد.

Anouncements : Seminar on State Repression and the Struggle for Self-determination: STRATEGIES FOR RESISTANCE


The cases of Turkey & Kurds; Pakistan & Baloch;
Spain & Basques; Sri Lanka & Tamils

Sunday 18 March 2012, 12.30-6pm
University of London Union (ULU), Malet St WC1, Room 3B
(Goodge Street tube station)

Activists will come together to share experiences about state repression against the various struggles for self-determination in which they are involved. Strategies that provide ideological justification for repression include the global ‘war on terror’, ‘national security’ and proscription. Support comes from national contexts and international networks, especially involving the US, the UK, the EU and the UN Security Council. Together these forces underpin the current global agenda suppressing and delegitimizing struggles for self- determination. The seminar will address common strategies for resisting repression and for strengthening solidarity across nationalities in the common struggle for a more just world.

Structure: For each of four national cases, speakers will first analyse repression strategies (criminal law, special ‘anti-terror’ laws, punishment without trial, etc.) and then survey resistance strategies, especially efforts towards international solidarity.
Briefings on the four national cases are available at www.campacc.org.uk

Timetable:
12.30 Registration


13.00 Welcome from the chair: Saleh Mamon, CAMPACC
13.10 Overview: Les Levidow, CAMPACC; plus discussion
13.30 Tamil case: speakers Jan Jananayagam & Sivakami Manoharan; plus discussion
14.15 Baloch case: speakers Dr Shahzavar Karimzadi & Baloch leader Hyrbyair Marri;

plus discussion

15.00 break

15.20 Kurdish case: speakers Ali Has and Mehmet Aksoy; plus discussion

16.05 Basque case: speaker Oier Imaz; plus discussion

16.50 General discussion on resistance strategies and international solidarity

18.00 Close
All Welcome. For further information contact
Campaign Against Criminalising Communities (CAMPACC), www.campacc.org.uk, estella24@tiscali.co.uk, Tel. 020 7586 5892


Snacks and drinks available

Organisers: CAMPACC in association with Kurdish Federation UK, Friends of the Basque Country (London), The Abertzale Left, Tamil Youth Organisation (TYO), Tamils Against Genocide (TAG), International Voice for Baloch Missing Persons, World Sindhi Congress, Balochistan National Movement (Baloch Raaji Zrombesh), International Committee Against Disappearances (ICAD), Liberation & Peace in Kurdistan Campaign

Mehran Baluch and Ms. Nina Petek speak at United Nations HR council 14-03-2012

واکنش های نژاد پرستانه به اخبار مناطق عرب نشین

نـوري حـمـزة: روزنامه نگار عرب: سالهاست که در کسوت خبرنگار در حوزه مسائل بین المللی وملی در روزنامه ها و سایت های خبری وتحلیلیجهان عرب و رسانه های ایرانی مشغول به کارهستم. کار روزنامه نگاری را در دوره اختناق(بازهزمانی ریاست جمهوری رفسنجانی در ایران) با رسانه های فارسی زبان آغاز کردم در این دوره از کارم بسیاری از تکنیک های روزنامه نگاری از جمله خود سانسوری را به خوبی فرا گرفتم. راهوچاه دریافت اخبار از روابط عمومی وزارت خانه ها و سازمان ها وحتی از کارمندانشاغل در خارج از حوزه روابط عمومی ها را نیز آموختم.

یاد گرفتم چگونه خبر وپیشینه آن را از زیر زبان یک شهر وند عادی یا یک مسئول بلند پایه بیرون بکشم.آموختم چگونه خبر را لفافه پیچی کنم، تا فلان وزیر وفلان رئیس، مبادا با انتشارخبری ،یادداشتی یا مقاله ای و دست نوشته ای از من دچار سردرد شود. چرا که اینسردرد ممکن بود، تمامی زندگی ام را درد بیاورد.

افزون بر آن ممکن بود همینسردرد امتیاز یک نشریه را به راحتی لغو کند. در همان حال، اخبار را با تمام دقتوظرافت به سمع ونظر شهروندانی که جویای این اطلاعات هستند، با امانت تام میرساندم.

درتمام دوره کاری خودهمیشه با یک مسئله دردناک، دست به گریبان بودم. با این که سعی کردم که حوزه کاریخود را به گونه ای انتخاب کنم تا باعث تنش با دیگران نشود. اما در این میان، تنشها همیشه وجود داشت.

این مسئله دردناک وهمواره تنش زا چیزی جز "نژاد پرستی و عربستیزی قبیح" نیست. آگاهم که نژادپرستی و عرب ستیزی ایرانیان قصه دراز دارد.در این میان اما سوالهایی در ذهنم متبادر می شوند، که می خواهم این سوال ها را باشما در میان بگذارم؛ به راستی چرا در صد بالایی از ایرانیان خارج نشین پس از سالها زندگی در جهان آزاد، هنوز رویکرد های نژاد پرستانه وعرب ستیزانه دارند؟ چرااینان بچه های خود را نیز نژادپرست و عرب ستیز تربیت می کنند؟ چرا بسیاری ازایرانیان هویت خود را بر اساس دشمنی با عرب و زبان عربی تعریف می کنند؟

پاسخ به این سوالات را بهعهده شما خواننده محترم این نوشته می گذارم. اما در این جا می خواهم از حساسیت هایبرخی طیف های اجتماعی ایران (به ویژه خارج نشینان) در باره پوشش اخبار مناطق عربنشین پرده بر دارم.

چندی پیش تعدادی ازجوانان درشهر عرب نشین شوش با دیوار نویسی سعی در تحریم عمومی انتخابات پارلمانی ایران داشتند.همزمان با این حادثه در مراسم اربعین حسینی در این شهر جمع کثیری از جوانان بایزله سرایی و سردادن شعارهای ملی ، فاصله حرم دانیال تا احمد آباد را تظاهراتکردند.

پس از این حادثه در شامگاههمان روز بیش از 34 نفر در شوش دستگیر شدند. بعد از دستگیری ها ،خبر مرگ یک جوانعرب به نام ناصر آلبوشوکه (19 ساله) بر اثر شكنجه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات دراهواز، سراسر منطقه را فراگرفت. بعد از او خبر مشابهی منتشر شد که گویای این استکه؛ محمد کعبی(34 ساله) از شوش نیز تحت شکنجه کشته شده است.

( قبل از این دو یک فعالحقوق بشری عرب به نام رضا مغامسی در تاریکخانه های اداره های اطلاعات دزفول کشته شده بود).

موج دستگیری ها پایاننیافته وهر روز بر تعداد دستگیر شدگان شوش افزوده می شد که خبر دستگیری بیش از چهلتن در شهرهای اهواز و حمیدیه نیز منتشر شد.

بسیاری از سایت های خبریوتحلیلی فارسی زبان هیچ گونه خبری درباره این همه حوادث منتشر نکردند. مفسرانی کهحتی برای حشرات خطرناک دل می سوزانند وبهعنوان حامی میحط زیست برای حشرات نیز کمپینراه می اندازند. در زمان قتل سه جوان عرب در بازداشتگاههای وزارت اطلاعات لام تا کام حرفی به میان نیاوردند و به راحتی از روی جنازه های جوانان عرب گذشتند.

برخی سایت ها نیز جستهوگریخته اخبار ارسال شده به آنها را با تغییر تیتر و زدودن واژه هاییچون"عرب" منشر کردند.

در این زمینه سایت هایخبری ورادیو وتلویزیون های ؛ بی بی سی فارسی ، دویچه وله فارسی، رادیو فردا وصدایامریکای فارسی که به ترتیب با بودجه های ملی بریطانیا،آلمان و امریکا اداره میشوند ،نه به انشر این اخبار اهتما ورزیدند ونه به ارائه تحلیل و پیگیری موضوع .

متاسفانه کارمندان بی بیسی فارسی، دویچه وله فارسی و صدای امریکای فارسی، همانند دیگر همکاران خود در اپوزیسونایرانی با سایر مسائل مناطق عرب نشین بسیارمحتاطانه برخورد می کنند. آنان در بسیاری موارد همنوای سیاست های جمهوری اسلامیعمل می کنند.در این حادثه نیز آنان از روی جنازه ناصر آلبوشوکه و محمد کعبی گذشتند.

بی بی سی فارسی پس از چندروز از این حادثه اقدام به انتشار یک گزارش کرد. پس از یکی دو ساعت آن گزارش را ازصفحه اصلی وحتی صفحه اخبار ایران حذف کرد، به گونه ای که پیدا کردن این گزارش براییک کاربر امکان پذیر نبود.

با گذشت چند روز و افزایشقلع وقمع در مناطق عرب نشین وبر پایی حکومت نظامی شبانه در شوش، بی بی سی فارسی،ناچار می شود با شادی صدر، فعال در زمینه حقوق بشر، گفتگویی کوتاه انجام دهد.

در این گفتگو، صدر باارائه اطلاعاتی درباره چگونگی حوادث رخ داده، از سازمان های حقوق بشری وموسساتخبری خواست؛ درباره این جنایت های هولناک در مناطق عرب نشین واکنش نشان دهند.

عملکرد خانم صدر وانتشاراخبار در برخی دیگر از سایتهای مسئولیت پذیر و وزین، مورد انتقاد نژاد پرستان قرارگرفت. نژاد پرستان با انتشار یادداشت ها و برخی کامنت ها سعی کردند که مسئله راوارونه نشان داده وذهن خوانندگان را از آنچه بر مردم عرب روا می رود، دور سازند.

نوشته ای با عنوان؛ "خبری از شوش و یک دو سه حرف به بهانه ی آن خبر" در یک سایتفارسی زبان منتشر شد. بعد از آن برخی سایت ها از سر ذوق زدگی، گرایش های نژادپرستانه و برای ماله کشی بر عملکرد دولتجمهوری اسلامی در مناطق عرب نشین مجددا این یادداشت را منتشر کردند.

نویسنده یادداشت که خود را از اهالی محل رخدادها معرفی کرده با انتقاداز عملکرد خانم صدر، به بی بی سی فارسی (که اهتمام شایسته ای به اخبار مناطق عربنشین نشان نمی دهد)نیز به صورت ضمنی حمله می کند.

در این نوشته آمده است؛" این همه،ساخته و پرداخته ی «منابع موثق» است برای بنگاه‌ها و سازمان‌های تبلیغاتی، برایپنهان داشتن چرائی و چگونگی قربانی شدن محمد کعبی."

در پاسخ به ایشان باید گفت؛ چگونه است که منابع موثق برای"سرپوش نهادن" بر سر قتل محمد کعبی در بازداشتگاه اداره اطلاعات، خبراین جنایت را منتشر می کنند؟ بدیهی است ،کسی که خواهان سرپوش نهادن بر موضوعی باشدمعمولا هیچ خبری از آن موضوع منتشر نمی کند.

انتشار این اخبارگویای این است که ناشران درپی کشف حقیقت هستند ونه پنهان ساختن حقیقت آنگونه کهشما تصور دارید،یا می خواهید تصوری را غلط را برای مخاطب ایجاد کنید.

در نوشته مذکور نویسنده به سفسطه بافی پرداخته و به تخطئهمی افتد. ایشان با تناقض گویی، اندیشه نژاد پرستانه خود را برای خواننده نمایان میسازد.

در جایی از این نوشته ذکر می شود که "جوانان عرب نهتجمعی برگزار کرده اند و نه تظاهراتی و نه شعاری داده شده و نه غیره ".

و در ادامه آن نویسنده با تناقض سرایی می گوید؛ خبر ایناست که شماری از مردان از اهواز آمده‌اند شوش و به همراه محمد کعبی و چندنفر دیگراز اهل شوش، «جلسه» یا «تجمعی» برگزار کرده‌اند و بحث آن «جلسه» یا «تجمع»،پیرامون سه /۳/ موضوع بوده است: ۱. چگونگی تبلیغ وهابی گری. ۲ تجزیه طلبی و ۳ تحریم انتخابات. همانگونه که پیش از این در نوشته ایشانخواندیم، هیچ اتفاقی در شوش رخ نداده ، اما در آخر ایشان می نویسد؛ که گویا تجمعیبوده! و تجمع کنندگان خواهان یافتن راهکارهایی برای تبلیغ وهابی گری وتجزیه طلبی وتحریم انتخابات!

نویسنده این یادداشت در ادامه به شیرین عبادی می تازد،واز ایشان انتقاد می کند؛که چرا در یک اطلاعیه ای، واژه اهل سنت را برای نامیدنبخشی از مردم عرب بکار گرفته است. نویسنده در ادامه به بخش هایی از تاریخ معاصرمردم عرب می پردازد و از" چاسب خزعل" یکی از فرزندان شیخ خزعل ،یکقهرمان ملی می سازد.

بایستی خدمت ایشان و دیگر مخاطبان این یادداشت عرض کنمکه؛پس از پایان حکومت شیخ خزعل در 20 آوریل سال 1925 روشنفکران عرب همواره سعی درتغییر بافت اجتماعی وفرهنگی مناطق عرب نشین بوده وهستند.

هدف از تغییر ساختار اجتماعی فرهنگی و انتقال از نظام قبیلهای به نظام شهروندی، بدست آوردن دوباره ی هویت ملی، زبانی،سرزمینی ،سیاسی واجتماعی است. شهروندان عرب بر این باورند که این حق طبیعی آنهااست که هژمونی ملی خود را در سرزمین های تاریخی خود تعریف نمایند.

در این میان تاسیس بیش از 30 تشکل سیاسی وفرهنگی از سال1925 به این سو و بر آمدن 16 انتفاضه(قیام) سراسری آن هم خارج از اراده شیوخعشایری که ایشان در نوشته اش نام برده اند،گویای این است که مبارزه ملت عرب برای بدستآوردن حقوقملی خود در هیچ ایستگاهی به جز ایستگاه پیروزی توقف نخواهد کرد.

او همچنین به شهید محی الدین آل ناصر یکی از رهبران ملت عرب در نیمه قرن بیستم پرداخته، و در آخر کشتار مردم محمره(خرمشهر) درسال 1358 شمسی را کار یک نظامی (دریادار مدنی) می داند که در سودای رسیدن بهجایگاه ریاست جمهوری تازه تشکیل شده ایران بود.

در پاسخ به ایشان باید گفت؛ شهید محی الدین آل ناصر نه تنهابرای اعراب مبارزه می کرد، بلکه او به دنبال پایان دادن به سلطه پهلوی ها و حضورانگلیس در عرصه سیاست در ایران بود.(اللجنة القومية العليا "کمیته عالیملی") که این نویسنده به اشتباه ازآن به عنوان جبهة التحریر الاحواز نام برده اند با چیدن یک طرح نظامی سیاسی بهدنبال اعدام انقلابی محمد رضا پهلوی بود. شهید آل ناصر و دیگر همرزمانش سودایآزادی تمامی ایرانیان در بند را در سر داشتند.

اما وجود برخی شیوخ جیره خوارساواک در این کمیته باعثافشای این طرح شده و در پی آن رهبران کمیته ملی اعدام شدند.

اعدام محی الدین آل ناصر تاثیر بزرگی درعملکرد سیاسی ومطالبات ملت عرب نداشت و بسیار زود تشکل های جدیدی در آن دوران شکل گرفت. در اینمیان می توان به "الجبهة الشعبية لتحرير الاحواز" نام برد. این تشکلسیاسی نظامی رویکرد سیاسی چپگرایانه داشت.

افزون بر آن درباره موضوع قتل عام مردم عرب در محمره، بایستیروشن کنم؛ درقتل عام شهروندان عرب در محمره در اردیبهشت سال 1358 شمسی، احمد مدنیفقط نقش یک مجری را داشت. در قتل عام مردمعرب، بسیاری از سران جمهوری اسلامی حضور فعال داشتند.

در این زمینه می توان به ؛خمینی،خزعلی،مهدوی کنی،محسنرضایی، غلامعلی رشید،جنتی،محسن اراکی،علی شمخانی،علی فلاحیان،اکبر رفسنجانی،مهدیبازرگان،عباس امیر انتظام،یزدی،صدر حاج سید جوادی ،موسوی جزایری، شفیعی وبسیاریدیگر را می توان نام برد.

مسئله کشتار مردم عرب در محمره یکی از پرونده های اصلی درمحاکمهسران جمهوری اسلامی در آینده خواهد بود.

در نتیجه گیری این شخص آمده است؛مناطق عرب نشین جای بازی قدرت‌های رقیب با برنامه‌های ضد ایرانی نبوده و نیست. اواز رسانه های فارسی زبان می خواهد با تبلیغات "معیوب" آنگونه که او نامنهاده، به تباهی کمک نکنند.

نگارنده نیز بر این باورم که مناطقعرب نشین از دیر باز جای بازی کسی نبوده،نیست ونخواهد بود؛ در دوره صفویان و پیشاز آنها مناطق عرب نشین رابطه حاکم ومحکوم با ایران نداشتند. در یک دوره زمانی ،دولتمشعشعیان(845 تا940 هجری قمری) از حوالی کرمانشاه امروزی تا تنگه هرمز و بسیاری ازاستان های جنوب عراق را در بر می گرفت.

"مولا"ی این دولت از شهرحویزه تمامی این سرزمین پهناور را اداره می کرد. محققین میگویند؛ در این زمانه کسی نمی توانست کوچکترین تعدی به حقوق شهروند عرب داشته باشد.پس از پایان سلسله مشعشعیان ، حکومت کعبیان به زعامت شیخ "سلمان کعبی"حکومتی زبان زد حکومت های خاورمیانه بود.

وقتی کشتی های تجاری انگلیسی ،هلندی وپرتغالی ازبندرهای محمره،معشور وگناوه و.... می گذشتند برای ادای احترام به دولت ملی بنی کعبدر این سرزمین موظف به شلیک چندین گلوله توپ مشقی بودند، تا مراتب ارادت خود را بهشهروندان عرب در این سرزمین اعلام کنند.(رجوع کنید به آرشیو نشریات دولتی بریطانیااز قرن 18 تا نیمه اول قرن 20 میلادی و مجموعه کتاب های آقایان عبدالنبی قیم وموسی سیادت")

در سیاست داخلی نیز بنا به نوشته چندین نویسنده ایرانی وغیر ایرانی، شیخ سلمان کعبی مغز متفکر اقتصادی ،سیاسی، سازمانی،ادرای ونظامی بود.در دولت آن زمان شیخ سلمان، همه شهروندان عرب دارای زندگی شرافتمندانه ایبودند.(در این زمینه رجوع کنید به؛ مسيرة الى قبائل الاحواز نوشته جابر خليلالمانع و سفر نامه عربستان نوشته حاج عبدالغفار نجم الملك "نام این کتاب رایک ناشر نژاد پرست ایرانی به نام محمد دبیر سیاقی از سفر نامه عربستان به سفرنامهخوزستان تغییر داد").

ارتش شیخ سلمان برای دفاع از هویت ملی و سرزمینی، در یکدرگیری در شرق بهبهان، توانست قوای کریم خان زند (شاه سلسله زندیه در ایران) را بهکلی از بین ببرد.(رجوع فرمایید به کتاب "تلاش آزادی" نوشته ابراهیمباستانی پاریزی).

مواردی که ذکر کردم ذره ای از اقیانوس بیکران تاریخ ملتعرب نیست. برای آگاهی بیشر رجوع فرمایید به آرشیو موزه ملی بریطانیا ، آرشیودانشگاههای شیکاگو وهاروارد و آرشیو موزه لور فرانسه.

برای منابع فارسی نیز رجوع فرمایید به کتابخانه بینالمللی ایران ،کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی در قم ، کتاب خانه مجلس شورای اسلامیو بسیاری جاهای دیگر.

در آخر نیز بگویم که برخورد گزینشی و نژاد پرستانه باانتشار اخبار و گزارش های مناطق عرب نشین که آخرین مورد آن عدم انتشارخبر احتمالاعدام پنج جوان عرب بود، به هیچ وجه ما را غافلگیر نکرد.چرا که با روحیه عربستیزانه بسیاری از ایرانی ها به خوبی آشنا هستیم.

اما در این میان سفسطه بازی عده ای که می خواهند ما راهموطن بنامند و در عین حال همپای جمهوری اسلامی ملت ما را سر ببرند دیگر راه بهجایی نخواهد برد.

ملت عرب اقلیم ما، اکنون یکی از بیدارترین ملل منطقه است.این مردمان قریب به هشتاد وهفت سال است که در حال مبارزه برای بازگردادن حقوق ملیخود هستند. گمان دارم که این ملت مشکلی برای ادامه مبارزه درهشتاد وهفت سال آیندهنیز نخواهد داشت. لطف بفرمایید؛ از لفافه پیچی خبری و ادا در آوردن و اشک تمساحنشان دادن به ملت عرب دست بردارید.

http://www.kurdane.com/news-details.php?id=6151

بلوچانی نگیگں زند ،ماں استان کرمان۔۔ قلعہ گنج -- Living conditions of balochs of Kerman, Iran


   
  

Pakistani military Aerial bombardment in Sui and Dera Bugti: scores of unarmed civilians killed

Occupied Balochistan: Pakistani security forces have been bombing several villages near Sui and Dera Bugti all day on Wednesday. Scores of civilian casualties have been reported. Gunship Helicopters, heavy weaponry and fighter jets have reportedly been used by the Pakistani security forces.

According to details Sher Mohammad Bugti, the Central spokesman of Baloch Republican Party, informed media sources that Pakistan military have accelerated its offensive in several adjoining areas of Dera Bugti. Mr Bugti said that at least 12 people have been killed so far, the victims include women and children. He said that Pakistan military have abducted dozens of Bugti Tribesmen and taken them to undisclosed locations.

The people killed, so far, during the bombardment have been named as Hangal Bugti S/O Lal Khan, Wader Abdul Rehman S/O Wadera Shahi Bugti, Goddaa S/O Ezzat Bugti, Band Ali S/O Meer Dost Bugti, Gull Mohammad Bugti S/O Peer Mohammd Bugti, Durro Bugti S/O Rasool Bux Bugti, Karim Bux Bugti S/O Jamal Bugti , Barri S/O Peer Mohammad Bugti, Janar Bugti S/O Wasna Bugti and Jalal Khan Bugti S/O Dhani Bux Bugti.

A resident of Pasheni told Balochi Radio Gwank that Pakistani security forces bombed his house which killed his father (Wadera Abdul Rehman Bugti), mother, a brother and two sisters namely Padho and Raani Bugti (aged 7 and 10 years). He also said that two of his brothers have been critically wounded; he tried to take them to the hospital but the military forces stopped him on half way and did not allow him to go to the hospital.

Meanwhile Sher Mohammad Bugti has said that Pakistan’s claims of halting military operation and starting negotiations with Baloch leaders were nothing but lies. He said Pakistan was trying to mislead the world community in the name of dialogues with Baloch leaders.
Mr Bugti said that the military activities have been intensified in Pasheni, Buzz Kosh, Kalari, Takkar, Khadyli, Siyaah Takk and Marov. Peoples’ live-stocks have been bombed, crops set on fire and people are being forced to vacate the above mentioned areas.

He urged the International Community and International Human Rights Organisations to immediately intervene in Balochistan and take notice of Pakistan atrocities against Baloch people.

http://www.balochwarna.com/modules/news/article.php?storyid=3487

Balochistan ceasefire and political settlement proposed at UN

UNHCHR: Send fact-finding mission to Balochistan to investigate atrocities

International Criminal Court: Issue arrest warrants for Pakistani leaders

Balochistan conflict is causing huge damage to Pakistan's reputation

London and Geneva - 12 March 2012

Speaking at the UN in Geneva, British human rights campaigner Peter Tatchell has "condemned Pakistan's intensified repression in Balochistan, urged the UN to send a fact-finding mission, called on the International Criminal Court to issue arrest warrants for Pakistani leaders and outlined proposals for military de-escalation and a negotiated political settlement in Balochistan."

Mr Tatchell was addressing a panel being held in parallel with the 19th session of the UN Human Rights Council. He spoke alongside the Pakistani author Tarek Fatah and the Baloch nationalists and human rights defenders, Mehran Baluch and Noordin Mengal, on Thursday 8 March.

He outlined a six-point programme to deescalate the military conflict and secure a negotiated political settlement in Balochistan:

  1. Ceasefire and the cessation of all military operations, withdrawal of Pakistani troops and paramilitaries to barracks and a halt to the construction of new military bases and outposts - with independent monitoring and supervision by UN observers and peace-keepers.
  2. Release of all political prisoners and a full account of the fate of all disappeared persons.
  3. Open access to all parts of Balochistan for journalists, aid agencies and human rights organisations.
  4. Right of return of displaced refugees, restoration of their property and compensation for losses caused by the conflict.
  5. End inward colonisation of Balochistan by non-Baloch settlers.
  6. UN-supervised referendum on self-determination, including the option of independence.

Mr Tatchell stressed that these are proposals for consideration and debate; with any final decisions being a matter for the people of Balochistan.

"Pakistan is guilty of gross human rights abuses in annexed and occupied Balochistan," he added.

"These abuses, which include torture and extra-judicial killings, amount to crimes against humanity and are illegal under international law.

"The International Criminal Court must issue arrest warrants for Pakistani political and military leaders who are implicated in war crimes and crimes against humanity.

"The UN High Commissioner for Human Rights, Navi Pillay, should head a UN fact-finding mission to Balochistan to investigate human rights abuses," he said.

Mr Tatchell also made the following additional observations regarding human rights abuses in Balochistan:

"The disappearances and extra-judicial killings of Baloch activists continue unabated, despite claims from the Pakistani government and security forces that they have ended.

"In the last two years, these disappearances and killings have intensified. A new death squad, Tehreek-e-Nefaz-e-Aman Balochistan (TNAB) has emerged, apparently with the connivance or license of the Pakistani security services.

"According to the Asian Human Rights Commission (AHRC), in January this year alone 23 bullet-riddled bodies were discovered in Balochistan, with six of these killings being claimed the TNAB.

"From August 2011 to January 2012, 56 Baloch people are known to have been murdered and dumped on roadsides.

"The total number of extra-judicial killings since July 2010 is at least 271, reports the AHRC.

See this AHRC report: