Long live free and united Balochistan

Long live free and united Balochistan

Search This Blog

Translate

Mehran Baluch smäller Human Rights Watch för vilseledande rapporter

Mehran Baluch the Baloch representative to the United Nations Human Rights Council has expressed his deep concerns over the Human Rights Watch’s recent report.

In a statement Mr Baluch said, “that Human Rights Watch is considered as an impartial organization in the whole world including Baluchistan, but after the publication of the report on Monday has raised doubts in the minds of the Baloch people that some NGO’s and organizations are helping the Baloch enemies directly or indirectly and damaging the Baloch cause of freedom by publishing misleading reports.”

“The report of an international independent Human Rights organization looks more like a Pakistani Establishments report, to malign the Baloch struggle of freedom Pakistani establishment issues such kinds of reports on Pakistani print and electronic media on a regular basis,” said Mehran Baluch

“I fear that by mistake the organization has issued the report that was made by Rehman Malik’s office in Islamabad. Because Baloch nation and the world have heard similar statements many time from Rahman Malik and the stooges of Pakistani establishment,” he added.

In the report the organization has mentioned the victimized family members of Punjabis and interviewed them in various cities of Punjab but unfortunately neither they could meet the family members of the Baloch missing persons who are demonstrating in the streets of Balochistan and holding huger strike camps in Karachi and different press clubs of Balochistan for recovery of their loved ones who were wished away by Pakistani secret agencies nor did they acknowledge those Baloch women children and elderly whom were gifted more than 50 bullet-riddled bodies of their family members in just last few months by ISI and MI seeking for justice from the civilized world and Human Rights Organizations.

“We expect from the high officials of Human Rights Watch to look into this mater to confirm that there is no foul play in the publishing of this bias report by the Islamabad bureau of Human Rights Watch,” said Mehran.

http://www.balochjohd.com/modules/news/article.php?storyid=302

نگرانی دیده‌بان حقوق بشر از افزایش حمله به معلمان در بلوچستان پاکستان

براساس این گزارش، در حدفاصل ژانویه ۲۰۰۸ تا اکتبر ۲۰۱۰ دست کم ۲۲ نفر در این ایالت کشته شده اند.

به رغم وجود ذخایر معدنی بسیار در منطقه بلوچستان که در جنوب غرب پاکستان واقع است، این منطقه همچنان یکی از فقیرترین مناطق پاکستان به شمار می رود.

بلوچستان پاکستان، مرکز قبایل محلی با اختلافات قومی زیاد و پایگاهی برای تندروهای مذهبی است و براساس گزارش منتشره از سوی دیده بان حقوق بشر تندروهای مذهبی و قبایل محلی هر دو، در حمله به معلمان ساکن این منطقه نقش اصلی دارند.

علی دایان حسن، از مقامات ارشد دیده بان حقوق بشر در منطقه جنوب آسیا به بی بی سی گفته است :" چنانچه این کشتارها متوقف نشود. اوضاع در آینده نه تنها برای کودکان ساکن در بلوچستان بلکه برای ایجاد هر گونه پیشرفتی در این کشور تیره و تار خواهد بود."

دیده بان حقوق بشر، اولین سازمان بین المللی حقوق بشری است که درباره روند رو به افزایش کشتار غیرنظامیان در بلوچستان مدرک ارائه می دهد.

یافته های این سازمان، برپایه شواهد و مدارکی است که از سوی وابستگان و همکاران قربانیان ارائه شده است.

براساس گزارش ها در حال حاضر، صدها معلم ساکن بلوچستان، متقاضی انتقال از این منطقه هستند.

اکثر کسانی که هدف پیکارجویان قرار گرفته اند، از ایالت پنجاب بوده اند. این افراد غالبا قربانی اختلافات قومی هستند و به تلافی آن چه که اقدامات خشونت آمیز ارتش که اکثریت اعضای آن پنجابی هستند، هدف قرار می گیرند.

گفته می شود گروههای تندروی سنی که از متحدان طالبانند هم در این کشتارها دخیل هستند.

این گروهها غالبا شیعیان را به ویژه در کویته، مرکز این ایالت هدف قرار می دهند.

با وجود اعزام نیروهای امنیتی بیشتر به بلوچستان، دولت پاکستان تاکنون نتوانسته از بروز شورش در این منطقه جلوگیری کند.


http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/12/101213_l31_pakistan_extremist.shtml

Journalist shot dead in Pakistan

A journalist was shot dead in Khuzdar town in Pakistan’s Balochistan province, the police said on Wednesday.

Mohammad Khan Sasoli, who was president of Khuzdar Press Club, was gunned down on Tuesday evening.

Dawn quoted a police officer as saying that Sasoli was attacked by armed men in the Civil Lines area.

The attackers came on a motorcycle and fled after opening fire on Sasoli.

The journalist was taken to hospital but he died before receiving any medical treatment.

Sasoli was associated with the Daily Balochistan Time and also worked for some television channels.

http://www.thehindu.com/news/international/article954005.ece

'انفجار انتحاری' در چابهار چندین کشته و زخمی برجای گذاشته است

منابع خبری در ایران از وقوع انفجارهای انتحاری در استان سیستان و بلوچستان و تلفات ناشی از آن خبر داده اند.

روز چهارشنبه، 24 آذر (15 دسامبر)، منابع خبری در ایران به نقل از مقامات محلی استان سیستان و بلوچستان گزارش کردند که وقوع دو انفجار در شهر چابهار، در جنوب شرق این استان، تعدادی کشته و زخمی برجای گذاشته است.

در گزارش های اولیه، خبرگزاری دولتی ایران - ایرنا - به نقل از استاندار سیستان و بلوچستان وقوع "یک حادثه" در منطقه چابهار را تایید کرد و نوشت که براساس گزارش های رسیده، این انفجار نتیجه یک عملیات تروریستی بوده است.

همین خبرگزاری در گزارش های بعدی محل وقوع انفجار را مسجد امام حسین چابهار گزارش کرد و گفت که در اثر این واقعه، دهها تن از "عزاداران" کشته و زخمی شده اند که قاعدتا اشاره به مراسم عزاداری روز تاسوعاست.

ایرنا در گزارشی که ساعاتی پس از وقوع انفجار مخابره کرد نوشت که علی باطنی، فرماندار چابهار، گفته است که "عامل اصلی اقدام تروریستی" این شهرستان دستگیر شده و افزوده که عملیات بمب گذاری توسط دو نفر انجام شد که یکی از آنان توانست جلیقه انفجاری خود را قبل از رسیدن ماموران منفجر کند اما نفر دیگر دستگیر شد.

وی گفت که آماری از تلفات این حملات در دست نیست.

در همانحال، خبرگزاری فارس به نقل از آقای باطنی، شمار کشته ها و زخمی های انفجارهای روز چهارشنبه را بین بیست و هشت تا پنجاه نفر گزارش کرده و گفته است که عاملان این حملات سه نفر بوده اند که یکی در عملیات انتحاری جان داد، دیگری توسط ماموران امنیتی از پای درآمد و نفر سوم قبل از انجام بمب گذاری، دستگیر شد.

پیشتر، خبرگزاری فارس از قول محمود مظفر، رئیس سازمان امداد و نجات حمعیت هلال احمر کشور، وقوع دو انفجار در چاربهار را گزارش کرد و نوشت که این انفجارها تلفات انسانی داشته است.

فارس از قول همین مقام هلال احمر نوشته است که از دو یا سه روز گذشته، تهدیداتی در مورد انجام حملات تروریستی صورت گرفته بود و به همین دلیل هم جمعیت هلال احمر در نواحی مختلف استان در حالت آماده باش به سر می برد.

هنوز در مورد مسئول این حملات که در روز تاسوعا، از روزهای مهم عزاداری شیعیان روی داده، گزارشی در دست نیست.

استان سیستان و بلوچستان در سال های اخیر شاهد اقدامات خشونت آمیزی مانند بمب گذاری، حمله به ماموران دولتی، گروگانگیری و در مواردی کشتن گروگان ها بوده که بیشتر این موارد به گروه موسوم به "جندالله" نسبت داده شده است.

جندالله خود را یک سازمان مدافع حقوق سنی های ساکن استان سیستان و بلوچستان معرفی می کند هر چند جمهوری اسلامی و چند کشور دیگر، از جمله ایالات متحده، آن را یک سازمان تروریستی می دانند.

مقامات قضایی و امنیتی استان سیستان و بلوچستان، در موارد متعدد از بازداشت، محاکمه و اعدام اعضا و افراد مرتبط با جندالله خبر داده و گاه کوتاه مدتی پس از وقوع عملیات خشونت آمیز، گزارش هایی از دستگیری و حتی مجازات عاملان آنها منتشر کرده اند.

در ماه فوریه سال گذشته، مقامات امنیتی جمهوری اسلامی از بازداشت عبدالمالک ریگی، رهبر این گروه، خبر دادند و در ماه ژوئن سال جاری نیز خبر اعدام او را منتشر کردند.

در آن زمان، مقامات قضایی و امنیتی استان سیستان و بلوچستان گفتند که این گروه متلاشی و اعضای اصلی آن دستگیر شده و یا خود را تسلیم کرده اند.

در ماه فوریه سال جاری، به نقل از سایت اینترنتی جندالله گزارش شد که این گروه شخصی به نام محمد ظاهر بلوچ را به جانشینی عبدالمالک ریگی انتخاب کرده است.

درپی انتشار خبر اعدام عبدالمالک ریگی، همین سایت اینترنتی با انتشار اطلاعیه ای به نقل از جندالله، تهدید کرد که به عملیات خشونت آمیز علیه جمهوری اسلامی ادامه خواهد داد.

BBC

Suicide attack kills dozens in southeast Iran -- Targeting Shiite ceremony

TEHRAN (AlArabiya, agencies)
The official IRNA news agency reported a suicide bombing near a mosque in southeastern Iran has killed dozens at a Shiite mourning ceremony.

Iran's official news agency IRNA said the attacker struck outside Imam Hussein Mosque in the city of Chahbahar near the border with Pakistan on Wednesday. Dozens were also injured.

The bombing appeared to target a group mourning Ashoura, which marks the 7th century death of the grandson of Islam's Prophet Muhammed.
"We have no word yet of any deaths but between 50 and 60 people have been admitted to hospital," local member of parliament Mohammad Yaghoub Jadghal told the news agency.

"The terrorist attack targeted pilgrims outside the Imam Hossein Mosque" in the town in Sistan-Baluchestan province, he added.

Unlike most of Iran, Sistan-Baluchestan has a significant Sunni community and has seen persistent unrest in recent years by the Sunni militant group Jundallah.

http://www.alarabiya.net/articles/2010/12/15/129680.html

حمله انتحاری در چابهار دهها کشته وزخمی برجای گذاشت

دبی – العربیه. نت
منابع دولتی در ایران روز سه شنبه 15 – 12 – 2010 اعلام کردند دریک حمله انتحاری که شرکت کنندگان در مراسم عزاداری را هدف قرارداد دهها نفر کشته و زخمی شدند.

این انفجارهمزمان با مراسم روز نهم ماه محرم که تاسوعا خوانده می شود در مقابل فرمانداری چابهار انفجاری در مجاورت آمبولانس جمعیت هلال احمر به وقوع پیوست.

رئیس جمعیت هلال احمرسیستان وبلوچستان اعلام کرده است یک انتحاری دیگر قصد داشت خود را منفجر کند اما این عملیات ناکام شد.

حقیقی در گفتگو با خبرگزاری فارس گفت : " یكی از حملات كه به صورت انتحاری در حال انجام بود خنثی و فرد توریست زمینگیر شد."

منابع خبری اعلام کرده اند عملیات خنثی شده قرار بود در مسجد امام حسین به وقوع بپیوندند.

نماینده چابهار در مجلس شورای اسلامی تاکید کرد در پی انفجار بین 50 تا 60 نفر به مراکز درمانی منتقل شدند.

محمد یعقوب جدگال به خبرگزاری ایرنا گفت :" " معلوم نیست از این تعداد چند نفرکشته و زخمی شده اند."

‘انفجار انتحاری’ در چابهار

مَی مَکُران ـ بار دیگر این اقدام تروریستی جان ده ها نفر از هموطنانمان را گرفت. از نظر ما چنین اقداماتی به نفع مبارزات مردم بلوچستان نیست. ما تحت ستم و فشار شدیدی قرار داریم اما راه مبارزه با این ظلم ها دست زدن به اقدامات تروریستی و کشتن انسان های بیگناه نیست. بویژه انجام این اقدامات در روز تاسوعا، بیش از هر چیز به نفع آن افراطیونی در استان است که می خواهند جنگ شیعه و سنی به راه بیاندازند. هر چند هنوز هیچ جریانی مسئولیت این اقدامات را به عهده نگرفته است، اما هر جریانی که پشت این اقدام انتحاری باشد، در راستای جنگ افروزی در استان ما و دامن زدن به دشمنی میان مردم و راه اندازی جنگ شیعه و سنی عمل می کند.

خبرگزاري فارس: فرماندار چابهار گفت: تعداد كشته‌ها و زخمي‌هاي حادثه تروريستي چابهار 28 تا 50 نفر است. سيدعلي باطني دقايقي پيش در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در زاهدان اظهار داشت: صبح امروز سه عامل تروريستي در چابهار قصد انجام حركت انتحاري داشتند كه يك نفر نزديك فرمانداري با انتحار خود تعدادي از مردم منطقه را شهيد و مجروح كرد. وي افزود: يك نفر ديگر از عاملين قبل از انجام عمليات انتحاري دستگيري شد و ديگري نيز توسط نيروهاي امنيتي به هلاكت رسيد. فرماندار چابهار شمار كشته‌ها و زخمي‌هاي اين حادثه را بين 28 تا 50 نفر عنوان كرد.
اخبار تكميلي متعاقبا ارسال مي‌شود.

‘انفجار انتحاری’ در چابهار چندین کشته و زخمی برجای گذاشته است
منابع خبری در ایران از وقوع انفجارهای انتحاری در استان سیستان و بلوچستان و تلفات ناشی از آن خبر داده اند.
روز چهارشنبه، 24 آذر (15 دسامبر)، منابع خبری در ایران به نقل از مقامات محلی استان سیستان و بلوچستان گزارش کردند که وقوع دو انفجار در شهر چابهار، در جنوب شرق این استان، تعدادی کشته و زخمی برجای گذاشته است.
در گزارش های اولیه، خبرگزاری دولتی ایران – ایرنا – به نقل از استاندار سیستان و بلوچستان وقوع “یک حادثه” در منطقه چابهار را تایید کرد و نوشت که براساس گزارش های رسیده، این انفجار نتیجه یک عملیات تروریستی بوده است.
همین خبرگزاری در گزارش های بعدی محل وقوع انفجار را مسجد امام حسین چابهار گزارش کرد و گفت که در اثر این واقعه، دهها تن از “عزاداران” کشته و زخمی شده اند که اشاره به مراسم عزاداری روز تاسوعاست.
پیشتر، خبرگزاری فارس از قول محمود مظفر، رئیس سازمان امداد و نجات حمعیت هلال احمر کشور، وقوع دو انفجار در چاربهار را گزارش کرد و نوشت که این انفجارها تلفات انسانی داشته است.
به گفته آقای مظفر، یک انفجار در مقابل محل فرمانداری چابهار و انفجار دیگر به صورت انتحاری در مجاورت آمبولانس هلال احمر روی داد که در اثر آن، چند نفر زخمی و کشته شدند.
این خبرگزاری مشخص نکرده است که به چه دلیل آمبولانس هلال احمر هدف انفجار انتحاری قرار گرفته و آیا انفجار دوم زمانی روی داده که ماموران امداد برای کمک به قربانیان انفجار اول در محل حاضر بودند یا نه.
در عین حال، آقای مظفر گفته است که در عملیات انتحاری در مجاورت آمبولانس هلال احمر، یک امدادگر در اثر اصابت ترکش زخمی شد و تحت درمان قرار گرفت.
فارس از قول همین مقام هلال احمر نوشته است که از دو یا سه روز گذشته، تهدیداتی در مورد انجام حملات تروریستی صورت گرفته بود و به همین دلیل هم جمعیت هلال احمر در نواحی مختلف استان در حالت آماده باش به سر می برد.
هنوز هیچ گروهی مسئولیت این حملات را برعهده نگرفته است.
استان سیستان و بلوچستان در سال های اخیر شاهد اقدامات خشونت آمیزی مانند بمب گذاری، حمله به ماموران دولتی، گروگانگیری و در مواردی کشتن گروگان ها بوده که بیشتر این موارد به گروه موسوم به “جندالله” نسبت داده شده است.
جندالله خود را یک سازمان مدافع حقوق سنی های ساکن استان سیستان و بلوچستان معرفی می کند هر چند جمهوری اسلامی و چند کشور دیگر، از جمله ایالات متحده، آن را یک سازمان تروریستی می دانند.
در ماه فوریه سال گذشته، مقامات امنیتی جمهوری اسلامی از بازداشت عبدالمالک ریگی، رهبر این گروه، خبر دادند و در ماه ژوئن سال جاری نیز خبر اعدام او را منتشر کردند.
در آن زمان، مقامات قضایی و امنیتی استان سیستان و بلوچستان گفتند که این گروه متلاشی و اعضای اصلی آن دستگیر شده و یا خود را تسلیم کرده اند.
در ماه فوریه سال جاری، به نقل از سایت اینترنتی جندالله گزارش شد که این گروه شخصی به نام محمد ظاهر بلوچ را به جانشینی عبدالمالک ریگی انتخاب کرده است.
درپی انتشار خبر اعدام عبدالمالک ریگی، همین سایت اینترنتی با انتشار اطلاعیه ای به نقل از جندالله، تهدید کرد که به عملیات خشونت آمیز علیه جمهوری اسلامی ادامه خواهد داد.

بی بی سی


http://maymakoran.wordpress.com/2010/12/15/bibarg-326/

بررسی برکناری منوچهر متکی در برنامه پانورامای العربیه --- با حضور کارشناسان عرب و ایرانی

دبی - العربیه
شبکه تلویزیونی العربیه، شامگاه دوشنبه 13-12-2010 در برنامه تحلیلی پانوراما، با حضور کارشناسان ایرانی و عرب، به بررسی موضوع برکناری منوچهر متکی از سمت وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران پرداخت.

"سهیر القیسی" مجری برنامه پانوراما در ابتدای برنامه درباره خبر برکناری منوچهر متکی گفت: "اختلاف میان محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران با منوچهر متکی وزیر امور خارجه این کشور برکسی پوشیده نبود. این اختلاف ها نیز تازگی نداشت.

اختلاف میان احمدی نژاد و وزیر خارجه اش از چهار سال پیش مطرح بود. اما مساله سوال بر انگیز، برکناری منوچهر متکی به طور ناگهانی آن هم در این برهه زمانی است. رئیس جمهور ایران در برهه های مختلفی فرصت این را داشت که متکی را برکنار کند اما همواره از این اقدام چشم پوشی کرد."

القیسی سپس به گمانه زنی درخصوص موضوع اختلاف احمدی نژاد و متکی پرداخت و این سوال را مطرح کرد که: "أیا اقدام احمدی نژاد در فرستادن مشاوران خود به ماموریت های برون مرزی به افزایش اختلاف میان او و متکی انجامیده یا اینکه مذاکرات با کشورهای بزرگ درباره مساله هسته ای ایران به نقطه حساس رسیده و این امر سبب این اقدام احمدی نژاد شد؟"

در ادامه "حسن فحص" گزارشگر العربیه در گزارشی با عنوان "اختلاف ها در داخل جناح محافظه کار به حد انفجار رسیده است" خاطرنشان کرد: "برکناری منوچهر متکی وزیر امور خارجه و جایگزین کردن علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی ایران به عنوان سرپرست این وزارتخانه ممکن است برای ناظران تحولات ایران غافلگیر کننده باشد؛ اما این مساله به اختلاف شش ساله میان رئیس جمهور ایران و وزری خارجه اش پایان داد."

فحص در گزارش خود یاد آور شد: "احمدی نژاد با تشکیل اولین دولتش در سال 2005 درصدد انتخاب علی اکبر صالحی به عنوان وزیر امور خارجه بود اما فشارهای داخلی و رقابت های جناحی سبب طرح نام منوچهر متکی شد که به جناح حامی علی لاریجانی رئیس پارلمان نزدیک بود."

گزارشگر العربیه در خصوص اختلاف میان رئیس جمهور ایران و وزری خارجه برکنار شده اش گفت: "احمدی نژاد متکی را از بسیاری از تصمیم گیری های بین المللی منع کرد و خود در انتخاب بسیاری از سفرا به ویژه در کشورهای داری اهمیت استراتژیک دخالت می کرد و بدون اطلاع وزارت امور خارجه مشاوران خود را به ماموریت های برون مرزی می فرستاد."

اما در خصوص زمان برکناری متکی و نشانه هایی که این اقدام دارد گفت: " متکی در آستانه برگزاری دور دیگری از مذاکرات هسته ایران با گروه پنج به علاوه یک که قرار است در استانبول ترکیه برگزار شود برکنار شد. احمدی نژاد تلاش می کند پرونده هسته ای را از دیگر ارگان های تصمیم گیرنده در کشور دور کند و تنها خود تصمیم گیرنده آن باشد به ویژه پس از اینکه از احتمال رسیدن به توافق با کشورهای بزرگ درباره مساله هسته ای و دیگر مسائل منطقه ای سخن گفته شد. از سوی دیگر برکناری متکی در سایه فضای داخلی ایران بیانگر افزایش اختلاف بین احمدی نژاد و لاریجانی است که علت آن نیز بحران های داخلی و تلاش دولت برای طفره رفتن از نظارت پارلمان است."

العربیه در این برنامه با "اسعد حیدر" کارشناس امور ایران در بیروت و "امیر موسوی" تحلیلگر سیاسی در تهران به گفت و گو پرداخت.
صالحی مجری خواسته های احمدی نژاد
اسعد حیدر درباره زمان برکناری منوچهر متکی گفت: "باید توجه داشت که توازن قدرت در داخل جناح محافظه کار به نفع تندروها به ویژه به نفع احمدی نژاد تغییر کرده و دلیل آن برکناری متکی نزدیک به لاریجانی در این برهه زمانی است." او ادامه داد: "احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهوری ایران تلاش می کند تا وزارت امور خارجه را به طور کامل تحت تسلط خود بگیرد. احمدی نژاد ماه سپتامبر گذشته در تهران اعلام کرد که وزیر امور خارجه سیاست خارجی را ترسیم نمی کند بلکه مجری اوامر و پیشنهادها است. از این رو در اداره وزارت امور خارجه بین احمدی نژاد و متکی اختلاف وجود داشت. اکنون واضح است که احمدی نژاد می خواهد از طریق انتخاب علی اکبر صالحی به عنوان سرپرست وزارت امور خارجه پرونده هسته ای را به طور کلی و به لحاظ علمی و فنی و نیز مساله مذاکرات با غرب را که به نقطه حساس رسیده، در کنترل خود بگیرد."

او درباره تاثیر این اقدام احمدی نژاد بر روابطش با مجلس شورای اسلامی و مخالفت های پیشین در این خصوص گفت: "اولا احمدی نژاد پیشتر در مصاحبه مطبوعاتی گفته بود که بین سه قوه مجریه مقننه و قضائیه تفکیک وجود ندارد بلکه تقسیم کار وجود دارد. به این معنا که ولی فقیه آنها را مدیریت می کند. بدین ترتیب احمدی نژاد عملا منکر وجود نهادی به نام مجلس است و در اشاره تلویحی لاریجانی را متهم کرد که زود هنگام برای ورود به رقابت های انتخابات ریاست جمهوری تلاش می کند. پارلمان نیز چند بار به احمدی نژاد هشدار قانونی داده است. بنابراین در آینده تنش بین احمدی نژاد و پارلمان افزایش خواهد یافت. اما باید توجه داشت که آیا رهبری به نفع احمدی نژاد تصمیم گیری خواهد کرد یا نه؟"

اما درباره تاثیر علی اکبر صالحی در وزارت امور خارجه ایران خاطرنشان کرد: "دکتر صالحی در جهان عرب چهره شناخته شده ای نیست وی شخص معتدل و عملگرا و متخصص در مساله هسته ای است. تصور می کنم که در وزارت امور خارجه تاثیر گذار نخواهد بود زیرا احمدی نژاد و معاون او مشایی بر این وزارتخانه تسلط خواهند داشت و عملا وزارت خارجه را مدیریت خواهند کرد و فقط از تخصص صالحی در مساله هسته ای استفاده خواهند کرد."

وی درباره انتقادهای احتمالی به این اقدام احمدی نژاد نیز گفت هر چه قدر زمان رقابت های انتخابات ریاست جمهوری آینده نزدیکتر شود، اختلاف ها نیز افزایش خواهد یافت.

این کارشناس مسایل ایران در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: "احمدی نژاد با وجود صالحی در سمت وزارت خارجه موضع تند خود را در مذاکرات مطرح خواهد کرد و با رویکرد تند خود بر امتیازگیری از غرب و لغو تحریم ها علیه ایران تاکید خواهد کرد."
انتخاب صالحی هوشمندانه است
اما "امیر موسوی" تحلیلگر سیاسی در تهران با اشاره به اینکه انتخاب علی اکبر صالحی برای سرپرستی وزارت امور خارجه تصمیم هوشمندانه است، تاکید کرد: "در ایران همه چیز و اختیارات همه نهادها و ارگانها بر اساس قانون اساسی مشخص شده است"

او درباره زمان برکناری منوچهر متکی گفت: "در تهران پیش بینی می شد که چنین اتفاقی روی بدهد اما زمان آن ناگهانی بود به این اعتبار که منوچهر متکی وزیر امور خارجه در ماموریت رسمی در سنگال به سر می برد و حامل پیام احمدی نژاد به رئیس جمهوری سنگال بود. زمان این اقدام غافلگیر کننده بود اما پیش بینی می شد که چنین اتفاقی روی بدهد زیرا در برخی از رویکردها و فعالیت، دیپلمات های وزارت امور خارجه تناقص هایی داشتند؛ به ویژه اینکه احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران اعلام کرده بود که کادر وزارت امور خارجه با سیاست های صریح او همگامی ندارد و همیشه آنها را به کندی در بررسی مسائل حساس دیپلماسی توصیف می کرد."

امیر موسوی در خصوص نوع رفتارهای رئیس جمهور ایران خاطرنشان کرد: " احمدی نژاد به داشتن سیاست های ناگهانی معروف است. حتی درباره دو وزیر فرهنگ و وزیر اطلاعات در دور اول ریاست جمهوری و نیز برکنار کردن علی لاریجانی از سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی ناگهانی عمل کرد. این چهارمین اقدام ناگهانی احمدی نژاد در تعدیل های دولتی به شمار می رود."

تحلیلگر مسایل سیاسی در تهران اظهار داشت: "به نظر می رسد این مساله به موضوع مشایی و اختیارات جدید او مربوط می شود به ویژه اینکه وی به عنوان نماینده ویژه رئیس جمهوری در خاورمیانه منصوب شد و سفرهای مستمری به کشورهای مختلف دارد. شاید این مساله باعث ناخرسندی متکی شده باشد."

او درباره مذاکرات آینده ایران و گروه پنج به علاوه یک در استانبول ترکیه و احتمال ارتباط آن با تغییر وزیر امور خارجه گفت: "چنین نیست ممکن است عوامل دیگری وجود داشته باشد. سه عامل درباره انتصاب علی اکبر صالحی به عنوان سرپرست وزارت امور خارجه وجود دارد. اولین مساله این است که پایگاه اینترنتی ویکی لیکس در اسناد خود از تیرگی روابط کشورهای عربی با ایران خبر داد. تصور می کنم که علت اصلی انتصاب وی این باشد که او از روابط خوب با کشورهای عربی برخوردار است و تسلط کامل به زبان عربی دارد و در منطقه عربی متولد شده و زندگی کرده است.

تصور می کنم که انتصاب وی نشان می دهد که احمدی نژاد در صدد افزایش روابط با کشورهای عربی به ویژه کشورهای همجوار ایران در منطقه خلیج فارس باشد. نکته دوم اینکه صالحی برخلاف متکی که از سوی گروه پارلمانی به ریاست علی لاریجانی به احمدی نژاد معرفی شد از دوستان رئیس جمهوری است. سومین نکته نیز ممکن است درباره مذاکرات آینده باشد. معمولا در مذاکرات گذشته وزارت امور خارجه قدرتمند در این موضوع دخالت نداشت اما این بار زمانی که صالحی ریاست این وزارتخانه را بر عهده داشته باشد با قدرت و با ظرفیت در آن دخالت خواهد کرد و از مذاکره کنندگان ایرانی حمایت خواهد کرد زیرا مذاکرات آینده در استانبول راهبردی و سرنوشت ساز و تاریخی خواهد بود."

امیر موسوی بر این باور است که در خصوص جابه جایی در دستگاه دیپلماسی ایران در داخل کشور رویارویی وجود ندارد بلکه تلاش برای کامل کردن نقش اجرایی دولت است. او در این باره گفت: "احمدی نژاد ریاست دولت و قوه مجریه را برعهده دارد.

براساس دموکراسی موجود در ایران قوه مجریه و رئیس جمهوری از حق انتخاب مسئولان چه وزیران و مشاوران و سفیران برخوردار است. ایت الله خامنه ای رهبر عالی ایران براساس تجربه بیست سال گذشته از تصمیم های رئیس جمهوری حمایت می کند. شاید در برخی شرایط حساس و ویژه رئیس جمهوری را برای اتخاذ برخی اقدامات راهنمایی می کند که سبب ارامش و اطمینان داخلی می شود اما معمولا دست رئیس جمهوری در تصمیم های مهم و اجرایی باز است از این روی احمدی نژاد در سخنرانی های گذشته خود در مراسم های مختلف اعلام کرده بود وزارت امور خارجه با سیاست های او هماهنگ نیست و این تغییر نیز در این چارچوب انجام می شود."

ويديوى شلاق خورى يک زن سودانى توسط پليس اين کشور جنجال آفريد

خرطوم – فرانس پرس، (العربيه. نت)
در حالى که داغترين بحث محافل سياسى سودان و پيگيران امور اين کشور در منطقه و جهان، اين روزها موضوع نظرخواهى قريب الوقوع جنوبى هاى اين کشور در باره ادامه پيوستگى با شمال اين کشور يا گزينش راه استقلال و جدايى است، امروز سه شنبه 14- 12-2010، مقامات قضايى خرطوم پرونده قضايى متفاوتى را باز کردند.

موضوع اين پرونده قضايى تحقيق در مورد واقعياتى است که در يک نوار ويديويى منعکس شده، افکار بسيارى از پيگيران امور اجتماعى سودان را به خود مشغول کرده و عملکرد پليس سودان را به زير سؤال برده است.

اين ويديو که در بعضى از وبگاهها منتشر شده، دختر يا زن جوانى را نشان مى دهد که ظاهراً سودانى است و در فضاى باز مثل يک خيابان، در حالى که گريه و زارى مى کند و ترحم و کمک مى طلبد، از سوى دو مرد با يونيفورم پليس سودان به رنگ آبى، زير ضربات شلاق قرار مى گيرد.

در اين نوار که يوتيوب نيز آن را طى چند روز گذشته پخش کرده است، اين زن جيغ مى کشد و از درد به خود مى پيچد، ليکن دو مرد يونيفورم پوش با شلاق بر سر و روى او و ساير اجزاى بدنش مى کوبند.

مقامات فضايى سودان طبق گزارش مطبوعات اين کشور روز دوشنبه 13-12-2010 گفته اند تحقيقات ويژه اى را براى رسيدگى به کنه ماجرا آغاز خواهندکرد و سپس با توجه به نتايج تحقيقات تصميم خواهند گرفت. آنها مى گويند آن گونه که ويديو نشان مى دهد اجراى حکم طبق اصول قضايى صورت نگرفته است.

از سوى ديگر عبدالرحمن الخضر، فرماندار خرطوم پايتخت سودان و يکى از چهره هاى سرشناس حزب حاکم (کنگره ملى) در اين مورد اظهارداشت: اين زن بر مبناى احکام شرعى مجازات شده است، ولى در نحوه اجراى حکم ظاهراً اشتباهى پيش آمده است.

اين مقام حزبى و حکومتى افزود: ما به هيچ کس اجازه نمى دهيم از اين موضوع بهره بردارى سياسى کند.
يادآورى مى شود طبق قانون جزائى مصوب 1991 سودان که دو سال پس از کودتاى عمر البشير رئيس جمهورى کنونى سودان به تصويب رسيده است، در موارد خلاف عفت مانند زنا و فاحشگى، مرتکب جرم شلاق مى خورد.

با اين حال هنوز هيچ کس در مورد جرم اين دختر يا زن جوان سودانى توضيحى نداده است.
کانون زنان سودان که يک تشکل مخالف دولت سودان است، خواهان بررسى جدى اين ماجرا شده و اين حادثه را "لکه ننگى بر پيشانى قوه قضائيه و قانون سودان" دانسته است. اين کانون همچنين اين رويداد را موجب "تحقير زنان سودان واهانت به همه مردم اين کشور" تلقى کرده است.

يادآور مى شود چندى پيش يک بانوى روزنامه نگار سودانى به دليل پوشيدن شلوار جين نزديک بود زير ضربات شلاق قرارگيرد. خانم لبنا حسين که خود را آماده شلاق کرده بود و بابت لباسش از پيشگاه قضاى سودان پوزش نطلبيد، در نهايت با فشار افکار عمومى داخلى و خارجى، تنها با پرداخت 200 ليره سودانى (معادل 66 دلار) مجازات پس داد.


ویکیلیکس : ایران برای نفوذ درعراق زنان صیغه ای را بکار می گیرد

لندن – رمضان ساعدى
العربية
يكى از اسناد افشا شده توسط سایت ويكيليكس كه امروز دوشنبه 13-12-2010 منتشرشد، حاکی است كه دولت ايران براى تاثيرگذارى و اعمال نفوذ بر شيوخ قبايل و عشايرعراقى، زنان صيغه اى در اختيار آنان قرار مى دهد.

بر اساس يك سند درز كرده از سفارت امريكا در بغداد، يكى از راههاى تقويت نفوذ تهران در عراق، استفاده از زنانى اعلام شد که با عقد شرعى موقت به شيوخى سپرده مى شدند كه به هر دليل يا بهانه اى به ايران سفر مى كنند.

در اين سند ويكيليكس كه در آغاز سال جديد ميلادى تهيه شده ولى اخيراً از سوى افشاكنندگان به بيرون راه يافته، از زبان يكى از شيوخ عراق نقل شده است كه به يك كارمند سفارت امريكا در بغداد گفته است: " دولت ايران بخاطر تقويت نفوذش در عراق، در هر ديدار كوتاهى كه از ايران داشته ايم، زنانى را به صيغه موقت ما درآورده است ."

اين شيخ عشيره مى افزايد: " بعد از نخستين ديدارم از ايران دريافتم كه همه شيوخى كه از اين كشور ديدن كرده اند، از ازدواج موقت بهره مند شده اند."

او توضيح مى دهد: " هربار كه به ايران مى رويم به بستگان خود مى گوييم كه براى درمان عازم ايرانيم . ليكن راستش را بخواهيد از فرصتهايى كه مسئولان ايرانى براى ما در بهره مندى از زنان صيغه اى فراهم مى كنند، استفاده مى كنيم و اين موضوع به هدف اصلى ما تبديل شده است."

دیپلماسی دولت
از سوى ديگر ميرحسين موسوى از رهبران مخالفان دولت ايران كه معتقد است رياست جمهورى با تقلب به رقيبش احمدى نژاد واگذارشده است، در مورد مدارك منتشرشده از سوى ويكيليكس تاکید کرده است این اسناد " شکنندگی ایران را در منطقه نشان می دهد."

او در گفتگو با روزنامه اینترنتی " قلم سبز " دولت احمدی نژاد را به بکارگیری سیاست ترس درمنطقه متهم کرده و تاکید کرد دولت با " پیروی از یک دیپلماسی ضعیف نمایش افراطی از قدرت نظامی ایران عرضه می دارد."

بر اساس اظهارات وی این کشور ساختن مناسبات سازنده با کشورهای منطقه را فراموش کرده و ایران در میان کشورهای همسایه اش متحدی واقعی ندارد.

در اسناد ويكيليكس آمده است که بعضى از سران كشورهاى اسلامى و عربى مسئولان امريكايى را به حمله نظامى به ايران تشويق كرده اند.

تشكيل كنگره ملي؛ سقفي براي همه ايرانيان! (ويدئو)

بابک داد
تشكيل كنگره ملي؛ سقفي براي همه ايرانيان! (ويدئو)
راه حل فراگير كردن جنبش اعتراضي ايرانيان، برپاداشتن سقفي بلند و همه گير است كه تمامي ايرانيان بتوانند زير آن يك نيروي واحد بسازند و با يك برنامه فراگير به هدف برسند. «كنگره ملي ايرانيان» مي تواند اعتراضات مردمي را به «برنامه عملي» تبديل كند و همه گروههاي مسئول در آن حق رأي داشته باشند.منظور از گروههاي مسئول را برشمرده ام؛ گروههايي كه به تماميت ارضي ايران، آزادي، برابري و عدالت، حقوق بشر و حق انتخاب مردم پايبند هستند و با جنگ و تجزيه ايران و ترور و خشونت مخالف اند. كنگره ملي ايرانيان و تشكيل دولت در تبعيد، يك راه حل عملي براي فراگير كردن جنبش اعتراضي مردم ايران است!

در برنامه دوشنبه شب 22 آذرماه تفسير خبر صداي آمريكا، درباره سه موضوع صحبت به ميان آمد. اين سه بخش درباره دلايل بركناري ناگهاني منوچهر متكي وزير خارجه، سخنان اخير ميرحسين موسوي درباره اهداف پشت پرده حكومت از مناظره ها و تقلبها و به خصوص لزوم تشكيل يك جبهه فراگير از مخالفان بود. برنامه را زير در قالب ويدئويي مي توانيد ببينيد.

بخش اول: بركناري ناگهاني متكي، نشانه بحران مديريتي در حاكميت است!
بركناري ناگهاني منوچهر متكي از وزارت خارجه، آن هم در حالي كه به سنگال رفته بود تا پيام احمدي نژاد را تحويل دهد، يك نشانه ساده از بحران عميق مديريتي در دولت و حاكميت جمهوري اسلامي است. اين جنگ قدرت، اگرچه درون حلقه اصولگرايان ادامه دارد، ولي مي تواند نشانه هاي استيصال حكومت را به نخبگان بنماياند. ما چه استفاده اي از اين تزلزل و استيصال حكومتي
مي توانيم بكنيم تا به حقوق ايرانيان دست پيدا كنيم؟

بخش دوم: انتقاداتي به رهبري جنبش سبز!
انتقاداتي به رهبري جنبش سبز و آقاي موسوي هست درباره اينكه بايد خيلي زودتر از اينها، چتر جنبش اعتراضي ملي را از دايره بسته اصلاح طلبي به دايره بزرگتر تغييرخواهي گسترش مي داديم و آن را فراگير و گسترده مي ساختيم و از رنگين كمان اعتراضي، يك انرژي بسيار بزرگتر براي مقابله با اين حكومت متزلزل تدارك مي ديديم و زمان را از دست نمي داديم. البته بايد از همين موضع «فراگير كردن جنبش اعتراضي» كه امروز ميرحسين موسوي از آن سخن مي گويند، استقبال كرد. اما آيا راهي هم براي رسيدن اين فراگيري هست؟ كه به آن هم مي رسيم

بخش سوم: كنگره ملي ايرانيان، سقفي براي همه!
راه حل فراگير كردن جنبش اعتراضي ايرانيان، برپاداشتن سقفي بلند و همه گير است كه تمامي ايرانيان بتوانند زير آن يك نيروي واحد بسازند و با يك برنامه فراگير به هدف برسند. «كنگره ملي ايرانيان» مي تواند اعتراضات مردمي را به «برنامه عملي» تبديل كند و همه گروههاي مسئول در آن حق رأي داشته باشند.منظور از گروههاي مسئول را برشمرده ام؛ گروههايي كه به تماميت ارضي ايران، آزادي، برابري و عدالت، حقوق بشر و حق انتخاب مردم پايبند هستند و با جنگ و تجزيه ايران و ترور و خشونت مخالف اند. كنگره ملي ايرانيان و تشكيل دولت در تبعيد، يك راه حل عملي براي فراگير كردن جنبش اعتراضي مردم ايران است!
سایت نویسنده: www.babakdad.blogspot.com
ایمیل نویسنده: babakdad@hotmail.com

کروبی: جمهوری اسلامی را ننگین کردید

پیام تصویری مهدی کروبی به مناسبت عاشورا :می خواستید از صندوق رای استبداد را بیرون بیاورید و این قضیه رخ داد .حالا عجیب این است که طلبکار هم شدند و آنهایی که مردم را کشتند تازه می گویند خدا آبروی فتنه گران را برد، خدا آبروی فتنه گران را برد ؟!! خدا آبروی آنهایی را برد که کهریزک را بوجود آوردند، خدا آبروی آنهایی را برد که مردم و خانواده هایشان را عزادار کردند و جمعی را در خیابانهاو در روز عاشورا به شهادت رساندند، خدا آبروی آنهایی را برد که حق ملت را تضییع کردند و جمعی از بچه های مردم را اعدام کردند، خدا آبروی آنهایی را برد که افرادی راکه شهادت داده بودند که چگونه مردم را از پل انداختندو یا زیر ماشین کردند به زندان محکوم کردند !!

مقابل حقوق مردم ایستادن، یزیدی عمل کردن است
همزمان با اولین سالگرد عاشورای خونین سال گذشته مهدی کروبی پیام ویدئوی صادر کرد. کروبی در بخشی از این پیام گفت: مردم را کشته اند و می گویند خدا آبروی "فتنه گران" را برد. خدا آبروی آنهایی را برد که کهریزک به پا کردند. که مردم را از پل به پائین انداختند. آبروی آنهایی را بردکه خانواده ها را عزادار کردند. آنهایی که حق ملت را تضییع کردند.

به گزارش سحام نیوز، متن کامل این پیام بشرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
در تاریخ جنگهای متعددی و کشتارهای فراوانی صورت گرفته است، که همه آنها در درون کتابهای تاریخی است که به مرور از زبان ها حذف شده ولکن داستان عاشورا و کربلای حسین و یاران با وفایش. هر چی گذشت موج و گستردگیش تازه تر شد و با همه تلاشهایی که کردند تا کمرنگش کنند نشد چون جمعی مظلوم برای یک هدف مقدس فداکاری کردند و این حرکت اینقدر مقدس ماند که الگو شد برا همه انسان ها نه تنها برای مسلمانهابلکه برای بسیاری از حرکت ها، انقلاب ها، تحرک ها،و اصلاحات مردم هم از این حرکت مقدس نشات گرفت.

این حرکت مقدس یعنی عاشورا که الان هم در آستانه اش هستیم. ان شاءالله همه مردم با شور و نشاط در عزاداری شرکت می کنند، منتهی در کشور ما در عاشورای سال گذشته حادثه ای غم انگیز رخ داد ،که آن را بهانه ای کردند برای سرکوب مخالفین.
ما کل دعوایمان بر سر انتخابات مهندسی شده است ،آیا روز عاشورا مردم شعار دادند، ندادند، من نمی دانم ، ولی به هر حال حوادث تلخی پیش آمد و عده ای از مردم عزیزمان را به شهادت رساندند و حرمت عاشورا را نگه نداشتند و حالا عجیب این است که طلبکار هم شدند و آنهایی که مردم را کشتند تازه می گویند خدا آبروی فتنه گران را برد، خدا آبروی فتنه گران را برد ؟!! خدا آبروی آنهایی را برد که کهریزک را بوجود آوردند، خدا آبروی آنهایی را برد که مردم و خانواده هایشان را عزادار کردند و جمعی را در خیابانهاو در روز عاشورا به شهادت رساندند، خدا آبروی آنهایی را برد که حق ملت را تضییع کردند و جمعی از بچه های مردم را اعدام کردند، خدا آبروی آنهایی را برد که افرادی راکه شهادت داده بودند که چگونه مردم را از پل انداختندو یا زیر ماشین کردند به زندان محکوم کردند !!
ما کاری نکردیم که آبروی ما رفته باشد به ما می گویید فتنه گر، آبروی آنها رفت که این جنایات را کردند و ننگین کردند جمهوری اسلامی را ! این نکته اول.

نکته دوم. بحث و گفتار مااین است که ما می گوییم انتخابات نبوده شما می گویید دست بیگانه بوده اسنادش هم موجوده، من هم اینجا اعلام می کنم که آقا من یکی از افراد معترض هستم و داوطلب انتخابات هم بودم آمادگی دارم در هر مسجدی ویا هر دانشگاهی در هر شهری مناظره کنیم با آنهایی که می گویند شما باعث این کشتار و فتنه هستید ما با ادلّه و مدارک ثابت کنیم که شما قانون شکنی کردید و با استبداد خواستید از صندوق کسی را در بیاورید و این فجایع متاسفانه رخ داد برای خانواده های عزیز مردم.

نکته ای هم که اینها مدام می گویند و خیلی عجیبه،اینکه می گویند دیگران و بیگانه از شما تعریف می کند.اولا بیگانه بر اساس منافع خودش تعریف می کند. چطور وقتی از شما تعریف می کنند با آب و تاب می گویید. من این کیهان را نشان می هم به شما.چطوروقتی یک رسانه غربی با عبارتی ( حق با رهبر ایران بود اوباما از ابتدا دروغ می گفت) تعریف شما را میکند با آب و تاب می نویسید ولی وقتی تعریف ما را می کنند … جوابش یک کلمه است خواهید گفت که آنها عظمت جمهوری اسلامی، رهبری و دیگر مسئولین اینقدر بزرگ است که ناچارا تعریف می کنند خوب ما هم همین را می گوییم! عظمت کار ما هم دردفاع ازحقوق مردم اینقدر حق طلبانه است که آنها ناگزیرند تعریف کنند. حالا، یک مناظره یا چند تا مناظره همه چی را حل می کند. ما می گوییم شما هستید که انتخابات را به هم زدید. نه شما حسینید و نه ما یزیدیم، نه ما حسینیم و شما یزیدید. باید بحث کنیم هر کسی حق عمل کرد او در راه حسین است و هر که غلط عمل کرد او در راه بزید و تنها راهش هم همین است که بحث و گفتگو بشود تا ببینیم کدام مقابل حقوق مردم ایستادند و دارند یزیدی عمل می کنند و در نتیجه در جبهه باطل قراردارد و چه کسی از حق مردم دفاع می کنند ؟!
حسین، حسین خودش بود، عظیم بود، هیچ طرفی را ما نمی توانیم با حسین مقایسه کنیم ! اما راه را می گوییم، راه این است که بحث کنیم تا معلوم بشود.
برگرفته از : جرس

در «فتنه‌های بعدی» چه کسانی حذف خواهند شد؟

اکنون پرسش آن است که با توجه به مخالفت‌ها و مبادلاتی که اکنون میان جناح‌های درگیر در قدرت در جریان است و نسبتی که بیت رهبری و سپاه با این جناح‌ها دارند، با فرض تداوم وضعیت فعلی ساختار قدرت، کدام افراد، گروه یا گروه‌های فعلا خودی در فهرست انتظار وضع حمل نظام قرار دارند؟ کدام گروه‌ها از منظر هسته‌های قدرتمند جمهوری اسلامی سست‌ایمان، فاقد بصیرت، منافق، و اهل مجامله با غرب یا عدم تبعیت صددرصد از رهبری و فرماندهان سپاه هستند؟

تاریخ جمهوری اسلامی را می‌توان بر اساس تاریخ سرکوب و حذف گروه‌های سیاسی و مدنی و اجتماعی متفاوت از چپ و راست، دموکرات و اقتدارگرا، آزادی‌خواه و تمامیت‌طلب نوشت.
این گروه‌ها می‌توانند خودی، غیرخودی (از جمله، قبلا خودی) باشند. این رژیم مرتبا بخش‌هایی از جامعه را از مشارکت حذف کرده و حتی نیروهای مورد اعتماد نظام و جناح‌های درون نظام مرتبا مورد غضب واقع شده و از جامعه‌ سیاسی کنار گذاشته شده‌اند. این فرایند از سال ۱۳۸۸ آغاز نشد و به این سال نیز محدود نخواهد ماند. مقامات جمهوری اسلامی به این تصفیه‌ها افتخار می کنند: «اين يک دستاورد نظام است؛ در نظام ما هميشه اين خالص شدن‌ها و تصفيه شدن‌ها وجود داشته.» (سقای بی‌ریا، مشاور احمدی‌نژاد در امور روحانيت، ۱۱ آذرماه ۱۳۸۹)
ایدئولوگ‌ها و فرماندهان نظامی رژیم نوید این رخدادها را برای آینده نیز داده‌اند: «بعيد نيست در آينده فتنه‌ای شديد‌تر توسط افرادی صورت گيرد که امروز آنها را به عنوان نيروهای ارزشی می‌شناسيم، همان گونه که در فتنه اخير کسانی که قبلاً نخست وزير، رئيس جمهور و رئيس مجلس نظام بودند حضور داشتند.» (مصباح یزدی، ۱۳ مرداد ۱۳۸۹)؛ «فتنه‌های پيچيده‌تر از فتنه سال گذشته در راه است.» (محمدرضا نقدی، ایلنا، ۷ آذرماه ۱۳۸۹)؛ «اگر کسی اصول‌گرا نباشد، حتما در این غربال [تصفیه در جریان اصول‌گرایی] تکلیفش روشن می‌شود.» (غلامعلی حداد عادل، الف، ۸ آذر ۱۳۸۹)؛ «كساني با ادعاي اصول‌گرايي در فتنه سال گذشته نقش داشتند.» (سقای بی‌ریا، مشاور احمدی‌نژاد در امور روحانيت، ۱۱ آذرماه ۱۳۸۹)
اکنون پرسش آن است که با توجه به مخالفت‌ها و مبادلاتی که اکنون میان جناح‌های درگیر در قدرت در جریان است و نسبتی که بیت رهبری و سپاه با این جناح‌ها دارند، با فرض تداوم وضعیت فعلی ساختار قدرت، کدام افراد، گروه یا گروه‌های فعلا خودی در فهرست انتظار وضع حمل نظام قرار دارند؟ کدام گروه‌ها از منظر هسته‌های قدرتمند جمهوری اسلامی سست‌ایمان، فاقد بصیرت، منافق، و اهل مجامله با غرب یا عدم تبعیت صددرصد از رهبری و فرماندهان سپاه هستند؟ در سخنان خامنه‌ای و فرماندهان سپاه و مداحان و بسیجی‌ها چه نشانه‌هایی از این حذف احتمالی به چشم می‌خورد، به همان ترتیبی که در مورد اصلاح‌طلبان بارها این گونه علائم قبلا صادر شده بود؟
داعیه‌داران مبارزه با فساد
از آنجا که فساد از ویژگی‌های نهادینه‌ جمهوری اسلامی است، هر گروهی که ادعای جدی مبارزه با فساد را داشته باشد و این داعیه را در مواردی به عمل در بیاورد در نهایت نمی‌تواند در این نظام جایی داشته باشد. سرنوشت عباس پالیزدار و گروه همراه وی از این جهت برای مخالفان فساد عبرت‌آموز است. وی علی‌رغم نزدیکی با جناح احمدی‌نژاد تنها پس از یک سخنرانی در همدان به زندان افتاد و محاکمه شد و سال‌ها از عمر خویش را در زندان گذراند.
احمد توکلی و همفکران وی در مرکز پژوهش‌های مجلس، گرچه در مبارزه با مهم‌ترین بخش فساد حکومت یعنی فساد جاری در دستگاه ولایت و نظامیان و امنیتی‌ها هیچ سخنی نمی‌گویند و هیچ اقدامی نمی‌کنند (خود از رانت‌های حکومتی برخوردار شده و می‌شوند) و به فساد افرادی در سطوح میانی قدرت در رقابت سیاسی توجه دارند، تا همان حدی که با مواردی از فساد دولت احمدی‌نژاد برخورد می‌کنند خود را در معرض حذف‌های بعدی قرار می‌دهند (توکلی از سوی طرفداران دولت در اجتماع دولتی ۱۳ آبان ۱۳۸۸ منافق نامیده شد: تابناک، ۱۴ آبان ۱۳۸۸).
ادبیاتی که امروز از سوی برخی از نمایندگان مجلس در مخالفت با فساد و قانون‌شکنی در دولت عرضه می‌شود (مثل گزارش هیئت چهار نفره‌ مجلس در کارگروه حل اختلاف میان مجلس و دولت، سایت خانه‌ ملت، اول آذرماه ۱۳۸۹) بسیار شبیه به ادبیات اصلاح‌طلبان مذهبی در نیمه‌ اول دهه‌ هفتاد است: اعلام وفاداری به ولایت فقیه و نقد سینه‌چاکان وی.
در روند حذف مهم نیست که گروه در حال حذف تا چه حد اندازه نگاه دارد و از خطوط گسترده‌ قرمز رد نشود (اصلاح‌طلبان حکومتی حریم رهبری و نهادهای ذیل وی را همواره نگاه می‌داشتند)، بلکه مهم آن است که احساس گروه حذف‌کننده از میزان قدرت خود تا چه حدی باشد. احمد توکلی به محض نقد دولت احمدی‌نژاد در حوزه‌های اقتصادی و علی لاریجانی به محض رای مجلس به نفع دانشگاه آزاد توسط حامیان دولت مورد توهین واقع شدند.
مخالفان تک‌صدایی
تک‌صدایی نیز همانند فساد از ویژگی‌های ماهوی جمهوری اسلامی است. کسانی که در عین باور به نظام سیاسی و ولایت فقیه و ادعای پیروی از خامنه‌ای همچنان بر این باورند که صداهای دیگری نیز در جامعه باید شنیده شود (خودی‌های متفاوت با دولت احمدی‌نژاد) هنوز نظامی را که به آن باور دارند به درستی نشناخته‌اند و در نهایت هنگامی که سیل به در خانه‌ آنها آمد آن را جدی خواهند گرفت. دو دهه قبل کسانی مثل عباس عبدی و سعید حجاریان همانند علی مطهری یا عماد افروغ امروز سخن می‌گفتند و دیری نگذشت که با زندان و ترور مواجه شدند.
کسانی که در نهادهای حکومتی در سطوح بالا کار می‌کنند و هنوز به ماهیت نظامی - امنیتی جمهوری اسلامی تحت رهبری خامنه‌ای پی نبرده‌اند (تعدادشان نباید زیاد باشد) در صف حذف در تحولات بعدی قرار دارند. کسانی مثل علی مطهری که می‌خواهند حکومت بر اساس عدالت با احمدی‌نژاد و موسوی به عنوان عامل فتنه برخورد کند هنوز متوجه نیستند که قدرت در این نظام در دست کیست و کسانی که قدرت را در دست دارند بر چه اساسی عمل می‌کنند.
طرفداران حکومت روحانیت
همان طور که روحانیون مخالف و منتقد خامنه‌ای و دولت احمدی‌نژاد و فرزندان روحانیون نسل انقلاب اما منتقد اوضاع جاری غیرخودی شدند، روحانیونی که حکومت نظامیان و امنیتی‌ها را درک نکرده و به آن تن ندهند از گردونه‌ سیاست خارج خواهند شد.
ناطق نوری و برخی دیگر از اعضای جامعه‌ روحانیت مبارز تهران از همین دسته هستند که قبلا از قطار حکومت پیاده شدند. در آینده روحانیون و وفاداران به روحانیت که قدرت نظامیان و امنیتی‌ها در بیت رهبری را به رسمیت نشناسند یا آن را به چالش کشند از گردونه حذف خواهند شد و جای خود را به تازه‌نفس‌های نظامی و امنیتی خواهند داد.
محمدرضا باهنر، مرتضی نبوی، علی لاریجانی و سیاسیون دیگری که با روحانیت سنتی پیوندهای محکم‌تری دارند تا نظامیان و امنیتی‌های بیت، علی‌رغم خدمات بی‌شائبه به نظام استبداد دینی و همراهی در سرکوب منتقدان، در نوبت حذف‌های بعدی قرار دارند، چون حکومت دیگر با فروش معنویت و روحانیت به مردم تداوم نمی‌یابد و تنها با سرنیزه و زندان می‌توان بقای حکومت را تضمین کرد. خامنه‌ای به صراحت در قم اعلام کرد که «نظام اسلامی حکومت دین و ارزش‌هاست، نه حکومت افراد روحانی.» (تابناک، ۲۹ مهرماه ۱۳۸۹)
در حکومت نوین جمهوری اسلامی وفاداری به ولایت فقیه و بیت وی و قائل بودن به سرکوب برای حفظ حکومت تا هر درجه از آن، ملاک خودی بودن است و نه روحانی بودن یا وفاداری به روحانیت.
حذف نیروهای نزدیک به جناح سنت‌گرا حتی بدون فتنه‌ جدید از دولت اول احمدی‌نژاد آغاز شد (مثل پورمحمدی ودانش منفرد، وزرای سابق کشور و اقتصاد) و در دولت دوم نیز ادامه پیدا کرده و خواهد کرد (مثل برکناری منوچهر متکی، وزیر امور خارجه). دولت مست از باده‌ قدرت به ندای وحدت میان اصول‌گرایان که از سوی سنت‌گرایان اقتدارگرا برای حفظ مواضع قدرت بلند شده بی‌توجه مانده‌اند.
توسعه‌گرایان
قالیباف و محسن رضایی و کسانی که با آنها کار می‌کنند نظریه‌ توسعه‌ آمرانه و تلاش برای کارآمدتر کردن حکومت تحت نظارت ولایت مطلقه‌ فقیه را پذیرفته و تلاش می‌کنند با پذیرش فصل‌الخطاب بودن رهبری با احمدی‌نژاد و دولت وی و نیز با سنت‌گرایان مرزهای خود را روشن کنند.
اما ابراز ارادت به رهبری برای بیت و نیروهای نظامی و امنیتی اداره‌کننده‌ بیت خامنه‌ای کافی نیست. این گروه‌ها به دلیل ظاهر کمتر خشن و ابراز باور به پیشرفت کشور می‌توانند به عنوان بدیل نیروهای امروز حاکم بر دولت و مجلس مطرح باشند که این چندان خوشایند هسته‌ امنیتی و نظامی موجود نیست.
کارآمدی و توسعه اصولا نمی‌تواند در حکومتی اسلام‌گرا و موعودگرا مبنای تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری باشد. نظامیان حاکم بر ایران از دانشکده‌های نظامی و مدیریت استراتژ یک فارغ‌التحصیل نشده‌اند تا بخواهند با توسعه‌ آمرانه، اما علمی (مثل نظامیان کره‌ جنوبی یا ترکیه در دهه‌های هشتاد و نود) کشور را به پیش برده و حکومت خویش را تضمین کنند. نظامیان حاکم بر ایران امروز از دل سه دهه سرکوب داخلی و شکنجه و کشتار مخالفان بیرون آمده‌اند و فراتر از آن تخصصی ندارند. به همان علتی که هاشمی رفسنجانی و کارگزاران سازندگی و حزب مشارکت در نظام جمهوری اسلامی امروز قابل تحمل نیستند و منافق جدید نامیده می‌شوند، توسعه‌گرایان قبلا نظامی نیز قابل تحمل نخواهند بود (محسن رضایی توسط طرفداران دولت در مسجد ارک تهران منافق نامیده و از مجالس آنها نهی شده است: سایت ثارالله، سه آذرماه ۱۳۸۹). این گروه‌ها با کوچک‌ترین فعل و انفعال و در شرایط بحرانی همین قدرت اندک خود را نیز از کف خواهند داد.
***
گروه‌های فوق از چشم نظامیان و بسیجیان تشنه‌ قدرت و ثروت به همان نسلی از مسئولان رانت‌خوار و متمول جمهوری اسلامی تعلق دارند که هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری آنها را نمایندگی می‌کنند و زمان توقف امتیازگیری بیشتر آنها فرا رسیده است.
این گروه‌ها در رسانه‌ها و اظهارات‌شان با نفی جریان فتنه و دادن هشدار به مخالفان نظام در هر نوشته و اظهار نظر (این که نباید نقدهای آنها در رسانه‌های مخالفان درج شود) تلاش می‌کنند با خودی‌های سابق و غیرخودی‌های امروز فاصله بگیرند. اصلاح‌طلبان با همین سیاست و خط مشی دو دهه در جمع خودی‌ها ماندند تا در نهایت با یک زلزله‌ سیاسی همه حذف شدند.
گروه‌هایی که امروز با دشنام دادن به مخالفان حکومت ولایت فقیه سعی می‌کنند خودی بمانند و در عین حال با حکومت نظامیان و امنیتی‌های بیت رقابت کنند به سرعت مورد غضب حاکمان قرار گرفته و نوبت حذف آنها با یک تحول سیاسی عمده خواهد رسید. طرفداران مشارکت و کارگزاران و دیگر گروه‌های اصلاح‌طلب پیش از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ حتی تصور نمی‌کردند جنبشی مثل جنبش سبز به وجود آید و حکومت برای انتقام‌گیری از مردم معترض آنها را نیز قربانی کند.
برگرفته از : رادیو فردا

انتشار از: Shayan

Senior Journalist Killed in Khuzdar

The Baloch Hal News
KHUZDAR: The President of Khuzdar Press Club and a senior journalist Mohammad Khan Sasoli has been killed, police confirmed.

Officials said unidentified persons opened fire on Mohammad Khan Sasoli on his way back home.
No group has accepted responsibility for the killing yet.
The Pakistan Federal Union of Journalists (PFUJ) has condemned the killing of Mohammad Khan Sasoli, President of Khuzdar Press Club in Baluchistan and Correspondent of DawnNews TV here on Tuesday night by unknown assailants and demanded of the government to ensure arrest of perpetuators.
According to the reports reaching the PFUJ Secretariat, Mohammad Khan Sasoli (36) after doing his routine professional assignments left Khuzdar Press Club for his home situated in Labour Colony on his vehicle at 7.30pm. When he reached in front of his house two unknown motorcyclists wearing masks opened indiscriminate fire on him moment he come out of his vehicle. He received four bullet wounds in his head, chest and died on the spot. The assailants later fled from the scene.
He was married and leaves behind a son, a widow, old father, mother and three brothers and sister to mourn his death. He was in the profession for the last 15 years and worked for Daily “Zamana, Royal TV, news agency INP while presently he was working for DAWNNEWS TV. He belongs to a poor family and was occasionally paid by the Dawn News
The journalists of Khuzdar claimed that almost all members of the Khuzdar Press Club were threatened by various pressure groups and Balochistan National Liberation Moment. About eights months ago President of the Khuzdar Press Club Faiz Din was also killed but his killers are still at large.
Likewise, Lala Hameed Baloch, Correspondent of urdu-language Daily Intikhab of Gwadar was found dead on Nov 18 with gunshot wounds. His killers are too not arrested so far.
This is fourth death of a media person in Pakistan during the last 10 days and 15th during the current year which is highest in the entire world.
Condemning the killing of Mohammad Khan Sasoli, the PFUJ Secretary General, Shamsul Islam Naz termed it a direct attack on democracy and freedom of press. Shamsul Islam Naz added that this incident has once again proved that the media persons are forced to work in hostile environments and they are not being provided any protection both from the government and media houses.
The PFUJ said that “an act of violence on a media practitioner is not only a crime against the individual victim, but it also represents an attack on freedom of expression, which is a fundamental right and a cornerstone of democratic society”.
The PFUJ asked the Balochistan government to spare no effort in investigating this murder and bringing the culprits to justice.
The PFUJ demanded that aggrieved families be also compensated forthwith and it urged the world media organisations to send fact finding missions to Pakistan to assess the miserable conditions of media persons and their killing owing to negligence of media owners and failure of the government to protect the life of media persons.

http://www.thebalochhal.com/2010/12/senior-journalist-killed-in-khuzdar/

Spies, not teachers, being killed by Baloch resistance - By Ahmar Mustikhan

Baloch educationists have said they are shocked to see a one-sided report issued on behalf of the
Human Rights Watch Read Reporton the killing of alien trwchers in Balochistan.

Some of the 22 teachers were killed by Lashkar-i Jhangavi and Sunni radicals, who have nothing to do with the Baloch freedom fighters, but a first read of the report shows the HRW nonetheless try to pin the blame on Baloch freedom fighters or sarmachars.

"It appears that the report was prepared with the help of Pakistan government functionaries and intelligence agencies who have given their version of the situation," one highly respected baloch educationist said on a condition of not being named. "As far as the killing of teachers and bombing of schools is concerned there are no reports that Baloch insurgent groups have ever taken any such actions, except for rare cases where they have targeted government informers and those who have been working as spies within the education institutions against the interest of the people of Balochistan," he adds

The educationist said most of those spies killed were putting the lives of Baloch students and political workers at risk with their activities as secret agents of government agencies and murderous occupation forces.

The situation pertaining to Punjabi teachers in Balochistan is not simple.

Presently there are about 100 out of about 500 teachers in the University of Balochistan who come from Punjab and are serving at different levels at the University. These teachers were directly recruited at the university not because Balochistan lacks qualified candidates, but because doors to government jobs, and especially university and college teaching jobs, are closed for the Baloch. local teachers in Balochistan say.

Baloch candidates, some of them gold medal-winners and others who obtained first class first roam around in Balochistan with their degrees from Pakistan's prestigious universities such as Quaid-e Azam University in Islamabad in their hands but barely succeed in getting a job as lecturer at the University of Balochistan.

In contrast, candidates from Punjab and Khyber Pashtunkhwa are immediately inducted just because Baloch have no say how affairs are run in the University of Balochistan.

At this time out of 500, only 60 ethnic Baloch are employed as teachers at the Balochistan University. Of them, 30 teach at the departments of Balochi and Brahui languages, where a non-Baloch can not get a job anyways.

Insider sources say a Punjabi-Pashtun mafia have been running the affairs of the Balochistan University as equal partners for many years now, but in recent years the Pashtun lobby has started harassing and threatening the Punjabi lobby to force them to run away so that they can occupy their positions.

"Baloch are not in a position to compete with the Pashtuns simply because Pashtuns are holding all key positions, it is in the interest of the Pashtuns that Punjabi teachers flee Balochistan and leave the positions vacant for them,” said the senior Baloch educationist.

Another reason why Punjabi teachers leaving Balochistan is purely economics.

For example, at present 80 Punjabi and Urdu-speaking teachers have applied for deputation outside Balochistan on an excuse that their lives are under threat in Balochistan. All of these 80 teachers have got their PhDs with scholarships from the University of Balochistan and UoB has spent an average 100,000 dollars on each one of them -- full scholarship, return ticket once a year, plus the full salary back home.

"Most of them are dull teachers who were appointed on the basis of their ethnicity and not because of their qualifications. They are often sent for short term diploma courses to foreign countries. Their diplomas are turned to Masters, Masters to Master of Philosophy and then MPhils to PhDs. As such they spend about seven to 10 years in foreign places at the expense of the University of Balochistan, while Baloch teachers are deprived of any such benefits," the Baloch educationis said.

After getting their degrees and joining the University of Balochistan, they begin getting offers from private universities in Punjab, Sind and Khyber Pashtunkhwa, with perks and high salaries. As the University of Balochistan has spent tens of thousands on each of these professors it doesn’t want to let them go.

“Using security risk as an excuse, the university authorities allow them to go on deputation so that their pension is secured from the University of Balochistan and they join private universities in other provinces of Pakistan and enjoy good salaries, and keep their job at the University of Balochistan at the same time for getting pension after retirement,” the Baloch educationist said.

Observers say the irony of the situation is that while university authorities are allowing senior professors force to leave the province for security reasons, new lecturers from Punjab are joining the university and occupying positions on daily basis in spite of the alleged security threats.

"Now, one can ask if there is a security risk for the Punjabis in Balochistan then it is the same for young Punjabis, but it seems that young Punjabis have no security problems," said the Baloch educationist. "They get positions at the university, then get scholarships in one or two years. Once they get their higher degrees and qualification, they repeat the old drama that their life is not safe and they ask for being sent on deputation to other parts of the country."

Most non-Baloch senior professors have availed four or five post-doctoratal grants in Europe and America as once they get their PhDs then a series of post-doctoral grants are given to them every year in the West. As there is no dissertation or assignment writing involved in post-doctoral leaves, they enjoy both huge grants abroad and confirmed salaries back home.

"All this is prohibited to the Baloch who have no rights of any kind at the University of Balochistan,” said the Baloch educationist.

During the recent past the Government of Pakistan announced a project of calling back qualified
teachers of Pakistani origin who are teaching in Europe and America.

Three highly qualified Baloch Phds responded to the program: Dr. Inayat Baloch, Dr. Badal Khan Baloch and Dr. Taj Mohammed Breseeg applied at University of Balochistan, but none of the three were taken under this program or as professors.

Of the three, Dr Badal Khan was appointed as Pro-Vice Chancellor but refused a position as professor on different excuses forcing him to return to Italy and join the Italian university in Naples where he is an assistant professor.

Observers point out that is adequately qualified for professorship in Europe and has also taught at one of the USA's largest Ohio State University in Columbus as a visiting professor, how come Badal Khan couldn’t qualify for professorship at the University of Balochistan.

Dr. Taj Breseeg was given only a six-month contract and he knocked at the doors of all political parties and concerned bodies to get his contract extended for six more months without success, while Dr. Inayat Baloch was bluntly refused even a contract at the University of balochistan.

Non-Baloch teachers use similar tactics in the Baloch hinterland. They first get themselves appointed at some college in interior Balochistan, join the college and just after a few days of their joining return back to Quetta and refuse to go to there on an excuse they won't be safe there.

“Now the situation is there are 30 professors of physics at Government Science College in Quetta while none for any government college in interior of Balochistan,” said the Baloch educationist.

Baloch students have no teachers in most of the colleges in the countryside, while non-Baloch teachers enjoy a relaxed time in Quetta while receiving their salaries from colleges in the interior.

A big tragedy for Balochistan is that the present minister of education, Tahir Khan, is a Punjabi petty merchant and has nothing to do with teaching or education.

"His elder brother, Shafique Ahmed Khan, also a petty merchant and Pakistan Peoples Party member, was killed and he inherited his seat in the assembly and his ministry. So he became the minister by chance and never bothers visiting interior of Balochistan. The real sufferers are Baloch," the Quetta educationist said.

Balochistan has one general and four technical universities but, ironically, all have Pashtun Vice Chancellors. Only the Women University has a Baloch educationist posted as vice chancellor.

Some academics are speaking out openly against the injustices.

“The common practice in Quetta is that all higher educational institutions are headed by Pashtuns and their sub-ordinates are Baloch. Mind you they are sub-ordinates and not second-in-command,," Dr Badal Khan Baloch who worked at the University of Balochistan for two years as the pro-vice chancellor, told this scribe from Naples, Italy.

"The Baloch have no voice, no share, no rights and no place at the university of Balochistan and in other higher educational institutions," confirms Dr Badal Khan. He says he is treated far better in Europe and America than in Balochistan that is why he returned to Italy.

SOURCE:EXAMINER

خانم مریلا زارعی اگر گوش شنوائی درمرکز یافتید، پیام ما را هم برسانید!

مَی مکِران ـ خانم مریلا زارعی، به سرزمین سوزان ما، به سرزمین تشنه آزادی، به سرزمین عقب نگه داشته شده و مشتاق عدالت ما خوش آمدید! شما که برق نگاه دخترکان و پسرکان ما را دیده اید، شما که نگاه نجیبانه ی زنان و مادران ما را دیده اید، شما که چهره مهربان و لبخند محبت آمیز مردان و پدران ما را دیده اید، شما که مهمان نوازی و استقبال گرم مردم این دیار، دیاری دور از مرکز را دیده اید، اگر در مرکز گوش شنوائی یافتید، پیام ما را هم به آن ها برسانید، اگر در میان مقامات گوش شنوائی نیافتید، که بعید می دانیم بیابید، به دوستان هنرمندتان، به آن ها که در زیر فشار سنگین سانسور مجبورند کار کنند و هنر بیافرینند، پیام ما را برسانید!

 ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »

Police officer gunned down, 6 Levis officials taken hostage by BLA

Occupied Balochistan: Unknown assailants gunned down a sub-inspector near Kirani Road in the Provincial Capital on Friday, police said. Police sub-inspector of Airport Road Police Station Wajid Ali Bangsh was going to Imam Bargha Hazara Town from his home on his motorcycle when unknown assailants opened firing on him, killing him instantly.

The attackers also took away the motorcycle after committing crime. The body was taken to Bolan Medical Complex Hospital for autopsy. The victim received two bullets in his chest, hospital sources said. “Investigations were underway to reveal motive behind the murder whether it was incident of target killing, sectarian killing or not,” a senior police officer told.

Tehsildar, 6 levymen taken hostage: A Levies driver was injured and six personnel, including Tehsildar, went missing when they were chasing the assailants who opened fire on their official vehicle in Mastung town, official sources said.

Unidentified persons opened fire on an official vehicle of Levies force injuring the driver Degari area of Dasht in Mastung District. The assailants tried to escape after the attack. However the personnel went missing mysteriously while chasing the attackers.

“Tehsildar Mohammad Ahmed was in contact with us when they saw the vehicle of attackers near Marwar area and also informed about indiscriminate firing carried out by the armed men,” an official said and adding that after the conversation which lasted few minutes, contact was suspended and since then there is no information about them. He said there could be possibility of hostage taking of Levies officials.

The personnel went missing identified as Tehsildar Mohammad Ahmed, Naib Tehsildar Sabzal Khan, Akhtar Mohammad and identity of three other personnel could not be ascertained soon. More Levies personnel and other law enforcement agencies rushed the spot and mounted a manhunt for the criminals. “We have sealed the entire area,” he added.

According to BBC Urdu the Baloch liberation army spokesperson Meerak Baloch claimed responsibility for the attack. Mr Baloch said that the Levymen have been arrested by Baloch fighters and they were being investigated about their involvement in the abductions of Baloch political activists.

(Courtesy: Dailyexpress Balochistan)

http://www.balochwarna.com/modules/news/article.php?storyid=2985

Shutter i Gwadar, Ormara mot arresteringen av Baloch student, protest i Karachi

Ockuperade Balochistan: A Complete slutaren ner strejk observerades i Gwadar, Ormara och angränsande township på söndagen för andra dagen i rad förlamande liv, verksamhet och aktiviteter handel i protest mot gisslandramat av kamrat Qayyum Baloch, högt uppsatt medlem av Baloch Studentorganisation ( BSO-Azad).

Studenter, inklusive kvinnor i stort antal, tog fram ett rally från Baloch Mohallah och tågade genom olika delar av Gwadar stad. De protesterande studenter brända däck och satte upp barrikader på flera vägar avbryta trafiken för dagen. Den arga demonstranter bombarderade även kommersiella banker och officiella byggnader med stenar uttrycka sin ilska mot regeringen och dess funktionärer för utomrättsliga gripanden och mord i officiella förvar. De skanderade slagord mot säkerhetsstyrkorna och hemliga byråer och anklagade dem för att vispa bort oskyldiga Baloch människor.

En protestdemonstration hölls framför den Gwadar Press Club där talare hård kritik säkerhetsstyrkorna säger att det inte finns någon lag som reglerar de oroliga människor i statlig tjänst. Information sekreterare BSO-Azad och släktingar till Abdul Qayyum hävdade att personalen i civila kläder tillsammans med Frontier Corps soldater utförs räd i ett hus i Gwadar och whisked bort honom.

Pappa Bakhsh, bror till Abdul Qayyum, lämnat in en FIR antal 152/0/0 i Gwadar Polisstation mot FC personal anklaga dem för att vispa bort Abdul Qayyum.

Källor sade att arga människor hade belägrat residens fiskeministern Hammal Kalmati som sedan trycksätts den berörda polis att lämna in ärendet. Studenterna meddelade att strejken kommer att fortsätta i dag på måndagen. Det kan nämnas att Frontier Corps kategoriskt hade förnekat anklagelserna om att utföra razzior och vispa bort folket och kallade den grundlösa och bara propaganda.

Samtidigt medlemmar i BNF höll en protest rally på i Nuski mot bortförandet av Comerade Qayum Baloch och andra. De skanderade slagord mot pakistanska säkerhetsstyrkorna och krävde att den pågående militära operation i Balochistan måste upphöra omedelbart.

Karachi Protest: medlemmar och anhängare av BSO-azaad tog också till gatorna i Karachi mot bortförandet av Qayum Baloch. Ett stort antal Baloch kvinnor och barn deltog i protest rally och skanderade slagord mot kidnappningar och återvinning av stympade kroppar Baloch ungdomar.

Courtesy: Balochistanexpress & DailyTawar

http://www.balochwarna.com/modules/news/article.php?storyid=2987

Report: The 6th International Conference against Disappearance 9 – 12 December, London


London: The three-day International Conference against disappearances ended successfully here on Sunday after a long March from Marble Arch to 10 Downing Street the official residence of British Prime minster. The conference was organised by ICAD and supported by International Voice for Baloch Missing Persons and other Organisations. The conference brought together the families and relatives of missing persons from different countries around the world. Delegates from 27 countries including Balochistan participated in the conference and shared their experiences and information about their respected countries – and the occupying states violence against National Liberation Movements.

Emotional moments were seen as the relatives of disappeared persons explained their ordeal and heartbreaking stories. It has been observed that almost all the brutal states and the occupying forces use the same methods of abduction, torture and violence against political and revolutionary activists. The conference emphasised the need of creating an International data base for the enforced disappeared persons around the world which should be easily accessible to the heads of National Organisation that are working against disappearances in their countries. The conference also recommended the creation of an International Solidarity network that should work on emergency bases and report any disappearances that occurs in any country around the world.

Several Human Rights Organisations and activists send their messages of support and congratulations to the ICAD, families of missing persons and other participants of the Conference. A message from Palestinian liberation fighter Leila Khaled was read out by Faiz Baluch which expressed solidarity with families of abducted persons around the world and urged those who enjoy liberty to continue their struggle for peace, justice and freedom. Her message further read that she was willing to attend the conference but the British authorities have refused her visa three times.

On the third day of the conference several resolutions were passed urging occupying states to release all political activists. The conference also recognised the National liberations struggles as the legitimised right of nations under occupation. (The complete resolution will be posted Shorty).

Brother of abducted Faiz Mohammad Marri posed the following questions:

“Before I end speech I would like to pose few questions to those who enjoy liberty: how do you deal with a situation when one of your family members disappears for a year! Maybe for five or ten years?

When the pro-claimed human rights organizations like UN close their eyes and ears to hear or notice your plea? How do you keep your sanity when your brother, father, son or daughter has vanished without a trace for a very long time and what do you do? How do you deal with the excruciating pain and the feeling of not knowing what happened your dearest ones? How do the mothers and the “widowed” women deal with the fading of their fiancés, husbands, sons and relatives for a long period of time by notorious forces? Is there any medicine or mechanism to deal with such an unbearable tragedy?

For those of you who luckily do not have anyone from your family member taken away, just do the following to at least feel a fraction of the pain that the families of the disappeared Baloch and other people fell; stop calling or talking to your loved ones for a year, two years, or five years! You will at least understand a little bit of what I am talking about”.

On the third day of conference 12-12-2010 a protest March was organised from Marble Arch to ten Downing Street, British PM official residence. The protest was carrying placards, banners and pictures of abducted person. They also chanted slogans and distributed leaflets for the release of political prisoners and the arrest of perpetrators of such crimes. The protesters also urged the western democracies to stop giving safe sanctuaries to dictators who after committing heinous crimes flee to Western capitals and live with impunity without any fear of being arrested or prosecuted.

More details of the conference and videos will be published soon, after an official statement by the ICAD (International Committee against Disappearance). (Some of the pictures of the conference and the protest March)

http://www.balochwarna.com/modules/news/article.php?storyid=2986

دستگیری دانشجویان در زاهدان مصاحبه ناصر بلیده ای با روز انلین

سابقا بازداشت دانشجویان بلوچ به بهانه هایی نظیر دست داشتن در قاچاق مواد مخدر صورت می گرفت، اما اختلاط و شرابخواری ظاهرا اتهامات جدیدی است که رژیم با دستاویز قرار دادن آنها قصد مقابله با دانشجویان را دارد."
اتهام تازه؛ شرابخوار سیاسی

یک هفته پس از تجمع دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان به مناسبت روز دانشجو، رسانه­های حکومتی از بازداشت چند دانشجو با داشتن سابقه فعالیت های سیاسی خبر دادند؛اما بازداشتی که به گفته آنها در یک مجلس "مختلط" و در حین "شرابخواری" صورت گرفته است.

زاهدان نیوز، پایگاه خبری تحلیلی جنوب کشور، از دستگیری تعدادی از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه سیستان و بلوچستان در روز پنج شنبه 18 آذر ماه، در زاهدان خبر داد.

به نوشته این سایت تعدادی از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه سیستان و بلوچستان که در یک مجلس مختلط و در ایام محرم الحرام مشغول شرابخواری بودند، توسط مأموران دستگیر و روانه بازداشتگاه شدند.

این سایت با تاکید بر اینکه دانشجویان بازداشت شده در یکی از خانه های داخل شهر و دور از دانشگاه "با وضعیت زننده ای مشغول هرزگی بودند"، یادآوری می کند که آنها سابقه "فعالیت سیاسی علیه نظام" را نیز در کارنامه خود دارند.

در گزارش زاهدان نیوز، اشاره ای به تعداد و اسامی بازداشت شدگان نشده، اما رهوا، از سایت های حامی اسفندیار رحیم مشایی در گزارشی جداگانه با عنوان "رسوایی اخلاقی سبزها در دانشگاه زاهدان"، نوشته است: "این افراد شامل آقایان ب ب، م ر، ع پ، ش ح و همچنین خانم م س، که از لیدرهای جریان فتنه سبز دانشجویی در دانشگاه سیستان و بلوچستان می باشند جز افراد دستگیر شده در این رسوایی اخلاقی می باشند."

ناصر بلده ای، از کارشناسان مسائل بلوچستان، با تائید این خبر به روز می گوید: "دانشگاه زاهدان که از جمله قطب­های غیر مرکزی جنبش دانشجویی در ایران محسوب میشود، در سالهای اخیر به دلیل فعالیت های سیاسی و صنفی دانشجویان، همواره مورد توجه حاکمیت قرار داشته است. سابقا بازداشت دانشجویان بلوچ به بهانه هایی نظیر دست داشتن در قاچاق مواد مخدر صورت می گرفت، اما اختلاط و شرابخواری ظاهرا اتهامات جدیدی است که رژیم با دستاویز قرار دادن آنها قصد مقابله با دانشجویان را دارد."

او می افزاید: "بازداشت های اخیر در ادامه همان سیاست بهانه قرار دادن رفتارهای اجتماعی برای سرکوب فعالیت های سیاسی قابل تفسیر است. حاکمیت به جای اینکه اصل دلایل فعالیت های سیاسی و محرومیت مردم این استان را در نظر داشته باشد، سعی در محدود کردن و تحت فشار قرار دادن مردم بلوچ به بهانه ارتکاب جرایم کیفری دارد."

به گفته آقای بلده­ای، نشستن دختران و پسران حتی در چهارچوب جرایم کیفری هم قرار نمیگیرد؛ چراکه :"ارتباط دختران و پسران در دانشگاه یک بخش بسیار طبیعی از حقوق دانشجویان در راستای برنامه ریزی های تحصیلی و اجتماعی است و در واقع ارتباطی به مسائل و اتهامات اخلاقی ندارد."



بازداشت در روز دانشجو

زاهدان نیوز در ادامه گزارش خود، با اشاره به فعالیت های دانشجویان بلوچ در ضمن مراسم روز دانشجو مینویسد: "قانون شکنان انتخابات در دانشگاه سیستان و بلوچستان در روز شانزده آذر تمام توان خود را به میدان آوردند تا بتوانند حداقل به اندازه ی یک تحصن یا راهپیمایی کوچک مانند سال گذشته فضای دانشگاه را ملتهب سازند که هوشیاری دانشجویان دانشگاه و هم چنین بی میلی بدنه اندک آن ها باعث شد برنامه تحصن سلف آن ها در شب شانزده آذر به کلی لغو شود."

جالب اینکه در ادامه گزارش این سایت حکومتی، تلویحا خبر تحصن دانشجویان دانشگاه بلوچستان در 16 آذر تائید شده است: "در روز شانزده آذر گروهی معدود با حالتی افسرده و مستأصل، در حالی که شمع به دست داشتند آشوب مدنظرشان را تا جایی که امکان داشت انجام دادند."

به گزارش "روز" از برگزاری مراسم 16 آذر در این روز دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان هم دست به تجمع اعتراضی آرام در مقابل غذا خوری این دانشگاه زدند. دانشجویان در این تجمع که در سکوت برگزار شد، با در دست داشتن شمع یاد و خاطره دانشجویان شهید راه آزادی و همچنین دانشجویان در زندان را گرامی داشتند.

شاید همین موضوع باعث شده باشد کارشناسان مسائل بلوچستان، بازداشت های اخیر دانشجویان بلوچ را در ارتباط با مراسم بزرگداشت روز دانشجو ارزیابی کنند. آقای بلده ای می گوید: "دانشجویان بلوچ در طول این سالها برای احقاق حقوق صنفی و همچنین حقوق سیاسی و مدنی مردم بلوچستان و سراسر ایران همواره در تلاش بوده اند. آنها امسال نیز با وجود تدابیر شدید امنیتی در داخل دانشگاه، در کنشی مدبرانه با روشن کردن شمع در سکوت یاد این روز را گرامی داشتند. از این رو می شود بازداشت های اخیر را در ارتباط با فعالیتهای دانشجویی به مناسب روز دانشجو ارزیابی کرد."

سایت رهوا، اما در ادمه گزارش خود در مورد بازداشت دانشجویان بلوچ، سعی در بردن اذهان عمومی به سوی اختلافات مذهبی در دانشگاه سیستان و بلوچستان دارد. به نوشته این سایت، " نگهبان وهابی دانشگاه زابل طی چند روز گذشته، با کارشکنی های خود تلاش کرده است به نحوی در برگزاری عزاداری برای امام حسین خلل بوجود بیاورد".

در همین راستا، زاهدان نیوز هم با اشاره به عدم پوشش خبر بازداشت اخیر دانشجویان از سوی رسانه های "جنبش سبز اموی" این سئوال را پیش کشیده است: "آیا وهابی های استان قصد نزدیک کردن خود به جریانات فاسد دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان را دارند تا به واسطه سهم خواهی از آن ها خود را از باتلاق بی مخاطبی، به داخل فضای دانشگاه بکشانند؟"



محدودیت برای وبلاگ نویسان

بازداشت دانشجویان اما تنها خبر هفته گذشته استان سیستان و بلوچستان نبود.

برخی از وبسایت های خبری هم از بلاتکلیفی ابراهیم حسین‌بُر وبلاگ نویس بلوچ که درهفته‌های گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، خبر دادند؛ خبری که فعالان بلوچ در مصاحبه با روز آن را تکذیب می کنند.

ناصر بلده ای، در مورد اخبار مربوط به بازداشت ابراهمیم حسین­بُر به روز می گوید: "بازداشت این وبلاگ نویس، شایعه­ای است که بعد از محدود شدن فعالیتهای وی در وبلاگ شخصی اش قوت گرفت. تا جایی که ما اطلاع داریم آقای حسین­بُر به دلایل نامعلومی مجبور شده فعالیت های وبلاگش را محدود کند. البته فعالیت های آقای حسین­بُر در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی بود و خارج از آن محدوده فعالیت نمی کرد. ایشان مقالاتی را که در ارتباط با بلوچستان نوشته می شد ترجمه وسپس تحلیل می کرد."

این کارشناس مسائل بلوچستان، در ادامه می افزاید: "حسین­بُر معتقد است که اگر رژیم سیاست هایش را در بلوچستان تغییر دهد به نفع دو طرف معادله، یعنی هم مردم و هم حاکمیت است. او حتی یکی از منتقدین گروه­های مخالف حکومت در بلوچستان محسوب می شود و هیچ گونه فعالیتی در مخالفت با نظام انجام نداده است. فعالیت­های وی در چهارچوب نقض حقوق بشر، جلوگیری از اشاعه و گسترش خشونت­ها قرار می گیرد."

ابراهیم حسین­بُر گرداننده‌ی وبلاگ "استون" است که مسائل مربوط به بلوچستان را پوشش می دهد. برخی از سایت های خبری، در هفته های گذشته از بازداشت و بلاتکلیفی وی خبر داده بودند.

 کاوه قریشی k.ghoreishi(at)roozonline.com

  http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2010/december/14/article/-

بلوچستان: در ادامه‌ی بازداشت شهروندان بلوچ رسانه‌های دولتی از بازداشت دست کم بیست نفر خبر دادند

در ادامه‌ی بازداشت شهروندان بلوچ رسانه‌های دولتی از بازداشت دست کم بیست نفر خبر دادند. به گزارش ایرنا، طی هفته‌ی گذشته ۲۱ نفر به اتهام خرید و فروش مواد مخدر و سرقت در مناطق مختلف بلوچستان بازداشت شدند.

دستگیری این شهروندان درحالی است که نرخ بیکاری در استان سیستان و بلوچستان بیش از ۳۰ درصد عنوان شده است. به گزارش خانه‌ ملت، حسین‌علی شهریاری نماینده‌ی زاهدان گفته است، نرخ بی‌کاری در سیستان‌وبلوچستان حداقل ۳۰ درصد است و آمارهای اعلام شده اشتباه است. بی‌کاری مشکلات بسیاری را در استان به‌وجود آورده است و دولت باید در ایجاد اشتغال در استان مشارکت کند.

کارشناسان مسائل بلوچستان، بی‌کاری، تبعیض و نبود برنامه‌های توسعه‌ی اقتصادی را یکی از مشکلات بلوچستان می‌دانند و معتقدند این عوامل باعث روی آوردن مردم به خرید و فروش کالاهای قاچاق و مواد مخدر در مرزها می‌شود.
درهمان حال از وضعیت ابراهیم حسین‌بر وبلاگ نویس بلوچ که درهفته‌های گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد، هیچ اطلاعی در دست نیست.

بدین گونه در مناطق قومی و ملی ضمن صدور احکام سنگین برای فعالان مدنی، تشدید فشارها بر دانشجویان، ادامه‌ی بازداشت‌ها و فشار بر زندانیان زن از جمله موارد نقض حقوق بشر بودند.


http://zamaaneh.com/humanrights/2010/12/post_769.html

مصاحبه ایران گلوبال با دکتر دوشــوکـی ، در باره مسئله ملی قومی

در کجای دنیا دفاع و صیانت از زبان مادری خویش، از فرهنگ و میراث اجتماعی ـ تاریخی خویش، از حقوق قومی ـ مذهبی خویش در مقابل هجمه بیرحم یک نظام قرون وسطائی غارتگر، امر نامطلوبی تلقی می شود؟

1 - بنظر شما ،آیا در ایران مشکل تبعیض ملی _ فرهنگی وجود دارد؟ و یا به عبارتی دیگر، آیا ما مشکلی بنام مسئله ملی _ قومی و اتنیکی _ فرهنگی در ایران داریم؟ اگر آری چگونه و اگر خیر چرا؟


اولاً با عرض معذرت از تاخیر و تعلل چند هفته ای در ادای پاسخ به این رشته از سوالات شما و با ابراز تشکر از دوستان ایران گلوبال؛ واقعیت انکار ناپذیر این است که در ایران ِ مرگ و مصیبت زده ما انواع و اقسام تبعیضات و ستم های مضاعف وجود دارد که ستم و اجحاف ملی ـ فرهنگی یکی از مشکلات مهم جامعه استبداد زده می باشد. در ایران اقوام و یا ملیت های متعددی نظیر بلوچها، کردها، ترکهای آذری، عربها، ترکمنها در کنار هموطنان فارس زبان و غیره هستند که ویژه گی های اتنیکی ـ فرهنگی خود را دارند. این اقوام و یا ملیت ها مورد ظلم و تبعیض قرار گرفته اند، اگرچه درجه تبعیض و ستم مضاعف در مورد همه کاملا یکسان نیست. بعنوان مثال بلوچها بسیار بیشتر از هموطنان ترک آذری مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند. ولی بهر حال درد های مشترک فراوان هستند. عمده ترین درد مشترک ما همه ایرانیان استبداد و مظالم حکومت های مستبد مرکزگرا و خودمحور بوده و است.

2- آیا در صورت حاکم شدن ، یک حکومت دمکراتیک در ایران فردا و برقراری حقوق شهروندی در کشور؛ مشکلات اتینکی_ ملی ما قابل حل هستند؟اگر پاسختان منفی چرا؟

بعقیده من در یک سیستم دمکراتیک ، مـُـدرن، انسانمدار و مبتنی بر منشور جهانی حقوق بشر و موازین شناخته شده بین المللی، مشکلات اتنیکی ـ ملی قابل حل هستند. البته آنهایی که خواهان حق تعیین سرنوشت بمثابه "حاکمیت ملی" و یا استقلال و جدایی هستند، با این ادعا سر سازگاری نخواهند داشت زیرا برخورد آنها با مسئله قومی ـ ملی از یک زاویه متفاوت می باشد. اما تجزیه و تحلیل من در اینجا در چارچوب یک کشور به نام ایران است. من معتقد نیستم که به اصطلاح "ملت فارس" بر مثلاً "ملت بلوچ" ستم روا داشته است. بــعــلــه ! بر قوم و یا ملت بلوچ ظلم و ستم فراوانی شده؛ اما ظالم ملت فارس یا مردم فارس زبان نیستند، بلکه حاکمان مستبد مرکزگرا بوده و هستند که حتی به ملت فارس هم ظلم و ستم کرده اند و آنها را در اوین اعدام و در خیابان های تهران کـُـشته و در کهریزک مورد تجاوز قرار داده اند. من چگونه می توانم به یک قربانی تجاوز در کهریزک، چون فارس زبان است، بگویم که تو بخشی از ملت ظالم هستی و به من ِ بلوچ ظلم کرده ای؟ آن هم در حالی که پسر عموی بلوچ ِ من معاون استاندار و یا مدیر کل استان می باشد و بخشی از رژیم هستند. البته هموطنان فارس از نظر زبانی مورد ستم قرار نگرفته اند، در حالیکه بقیه اجازه ندارند به زبان مادری خود تحصیل کنند و فرهنگ و زبان آنها مورد هجوم قرار گرفته. در نتیجه خط جدال را باید بین "حاکمیت ظالم" و "مظلوم" کشید، و نه بین اقوام و فرهنگ های مختلف ایرانی.

من در بریتانیا زندگی می کنم که علیرغم تناقض و تضادهای نهادینه شده در آن، یک کشور دمکراتیک و آزاد است. اگر شما از من بپرسید که اگر در یک حکومت دمکراتیک شبیه بریتانیا به من ِ بلوچ همان حق و حقوق ملی و یا قومی را بدهند که مثلا" مردم اسکاتلاند و یا وئـیـلز در چارچوب بریتانیا دارند، آیا راضی و خشنود خواهم شد؟ جواب آری می باشد. اسکاتلاند بجز از موارد محدودی نظیر وزارت خارجه و وزارت دفاع ؛ کاملا ً خودمختار و خودگردان است. اینجا فدرالیسم وجود ندارد اما از اکثر کشورهای فدرال بسیار غیر متمرکزتر است. این حقیقت در مورد کاتالونیا و دیگر مناطق در اسپانیا نیز صدق می کند. در اسپانیا نیز فدرالیسم وجود ندارد. اما در پاکستان و برمه (میانمار) فدرالیسم وجود دارد. در نتیجه تاکید و اصرار من، بقول مولانا، بر به اصطلاح "مــغـز" بمثابه حق و حقوق مردم در عمل؛ و نه بر ظاهر یا به اصطلاح "پوست" بمثابه شعار "غیرتی" دهن پرکن می باشد. تاکید و اصرار ما باید بروی یک سیستم دمکراتیک و غیر متمرکز باشد.

3- آیا تقسیمات کشوری بر اساس اقوام و مناطق اتنیکی و همچنین تدریس زبان مادری در مدارس کشور، می‌تواند قدمی در جهت حل مشکلات ملی_ قومی در ایران باشد؟

از این سوال شما اینگونه بر می آید که گویا در فردای ایران قرار است تقسیمات عمده جغرافیایی بر اساس قومیت (مناطق اتنیکی) و زبانی صورت بگیرد تا مشکلات ایران حل شود. اینجاست که بسیاری، یا بهتر بگویم تعداد کثیری از هموطنان، وحشت زده می شوند. در اذهان آنها مرزکشی های اتنیکی، جنگ های قبیله ای، پاکشویی های قومی و کشتار های دست جمعی نظیر آنچه که در رواندا (بین هوتی ها و توتسی ها) اتفاق افتاد و یا در یوگسلاوی سابق رخ داد، جلوه گر می شود. من با هر اقدامی که باعث قومگرایی انتزاعی، ایجاد نفرت قومی و جنگ قبیله ای شود شدیداً مخالفم. خطوط مرزی استانها و تقسیمات کشوری می توانند در یک پروسه کاملا دمکراتیک و با اراده ملی و فقط با رضایت و خواست مردم آن مناطق (صرفنظر از قومیت، زبان و مذهب) تغییر پیدا کنند. کما اینکه تعداد استان های امروز کشور، نسبت به پنجاه سال پیش، بدلیل تغییرات مکرر و تقسیمات مجدد کشوری و استانی تقریبا ً دو برابر شده است. حق گویش، نوشتن، خواندن و تدریس به زبان مادری در کنار زبان ملی (فارسی) یک حق طبیعی برای هر انسانی است و مورد بحث نیست. این حق در منشورهای متعدد جهانی و کنوانسیون های بین المللی برسمیت شناخته شده.

4 - نظرتان در باره جریانات هویت طلبی آذربایجان و جنبش کردان ، بلوچها ، عرب ها ، ترکمن ها چیست؟

در طی بیش از نیم قرن گذشته، اندیشمندان و نویسندگان فراوانی نظیر دکتر علی شریعتی، جلال آل احمد و غیره در مورد "بازگشت به اصل خویشتن" و سلفی گرایی ملی و یا قومی قلم فرسایی کرده اند. در طی سی سال گذشته نیز بسیاری از ایرانیان در مورد بازگشت به "اصلیت" ایرانی یعنی زرتشت و کوروش و داریوش و غیره نیز با افتخار سخن رانده و سینه چاک کرده اند. حال چطور برای گروهی که باز مانده اند از اصل خویش؛ باز جوئیدن روزگار وصل خویش باعث افتخار و احترام و تحسین است؛ اما اگر مثلا ً بــلـوچ و کـُـرد روزگار وصل خویش را بازجویند، نامطلوب تلقی می شود؟. در کجای دنیا دفاع و صیانت از زبان مادری خویش، از فرهنگ و میراث اجتماعی ـ تاریخی خویش، از حقوق قومی ـ مذهبی خویش در مقابل هجمه بیرحم یک نظام قرون وسطائی غارتگر، امر نامطلوبی تلقی می شود؟ اگر منظور شما از هویت طلبی، ایــن است؟ من با آن موافقم. اما من با قومگرایی واپسگرا و شووئنیستی و ارتجاعی که ابراز هویت خود را در نفی و یا توهین به هویت دیگران و یا در جدال با آنها می بیند کاملاً مخالفم. مثلا" من با هویت طلبی قومی جــُـنـدالله که اظهار وجود بلوچ را از طریق اعمال خشونت و با نفی دیگران، و یا به اصطلاح آنها "سیستانیهای اشغالگر" و یا از دیدگاه مذهبی با نفی به اصطلاح "شیعیان کافر"، می خواهد ثابت کند، مخالفم، و آن را ارتجاعی، واپسگرا و خطرناک می دانم.

5 - به نظر شما چه رابطه‌ای می تواند میان جنبش سبز و جنبش های اتنیکی در سراسر ایران به وجود آید؟

در این مورد بحث های مختلفی مطرح شده است که بعضاً تاسف آور می باشند. منجمله تعداد انگشت شماری که خود را به جنبش های اتنیکی منتسب و یا مرتبط نموده اند، از جنبش سبز طلبکار شده اند و با شیوه های باج خواهی ادعا نموده اند که مثلا تبریز یا دیگر مناطق قومی با جنبش سبز همراه نبوده اند چون مثلا ً جنبش سبز مشخصا ً شعار فدرالیسم را مطرح نکرده ـ و مسائلی از این قبیل. واقعیت این است که شاید قریب به نیمی از آن چند میلیون جمعیتی که به خیابانهای تهران آمده بودند اصالتا ً تــرک آذری ساکن مرکز بودند. پس سهم آذری ها در جنبش سبز از هیچ قوم و ملیت دیگری کمتر نیست بلکه شاید هم همانند جنبش مشروطیت بیشتر باشد. وانگهی ، بعقیده من این یک جنبش آزادیخواهی و دمکراتیک ملی است که بر علیه ارتجاع متعصب حاکم و هر گونه تعصب ارتجاعی که در صدد تقسیم انسانها بر اساس "خودی" و "غیر خودی" می باشد، آغاز شده. البته در بین فعالان و رهبران جنبش های اتنیکی هستند شخصیت های شجاع و با فراستی نظیر عبدالله مهتدی که با هوشمندی لازم ، علاوه بر باورمندی به اصول فدرالیسم و احقاق حقوق حقه مردم کــُـرد، از آرمانهای آزادیخواهانه و دمکراتیک جنبش سبز حمایت نموده. خواسته های دمکراتیک جنبش سبز دقیقا ً در راستای مطالبات دمکراتیک و بر حق اقوام و ملیت های ایرانی است؛ و من هیچگونه عدم تقارب و یا سوءهمگرایی بین این دو نمی بینم. البته جمهوری اسلامی تلاش فراوان دارد تا به حیله و ترفند های گوناگون بین صفوف متحد مبارزان جنبش سبز تفرقه و پراکندگی بوجود بیاورد. اما این وظیفه همه نیروهای آزادیخواه و دمکرات است تا با تاکید بر روی مخرج مشترک باید تشخیص بدهند که رمز پیروزی در اتحاد دمکراتیک، آگاهانه و مطالبه ـ محور برای حق حاکمیت ملی (حق رای مردم) در یک سیستم دمکراتیک و غیر متمرکز می باشد. نکته مهم دیگر اینکه اخیرا ً آقای میرحسین موسوی در مصاحبه با روزنامه اینترنتی قلم سبز اشاراتی به یک سند منتشر شده توسط ویکی لیک داشتند که گویا به نقش اسرائیل در تحریک اختلافات قومی در ایران مربوط می شود. من این سند را ندیده ام و از آن اطلاعی ندارم و در نتیجه نمی توانم تاثیر آن در مقوله ارتباط بین جنبش سبز و جنبش های اتنیکی و اصولا ً تشویق و تشدید نگاه امنیتی به مسئله "اقوام" را مورد تجزیه و تحلیل قرار بدهم. اما آقای موسوی در مصاحبه خودشان گفته اند که این سند باید برای همه ملت ما و از جمله قومیت ها هشدار دهنده باشد.


6 - نظر شما در باره سیستم فدرال چیست؟ آیا سیستم فدرال تضمینی برای تمامیت ارضی ایران فرد است و یا منجر به تجزیه کشور خواهد شد؟

من خودم سالها پیش به نمایندگی از جبهه متحد بلوچستان ایران جزو بنیانگزاران محدود و اولیه کنگره ملیت های ایران فدرال بودم ـ آن زمانی که کنگره فقط سه عضو سازمانی داشت. در نتیجه نمی توانم مخالف فدرالیسم باشم. بهترین کشورهای مدرن دنیا نظیر سویس، آلمان، آمریکا و بسیاری از کشورهای دمکراتیک جهان سوم نظیر هندوستان ، نیجریه، مالزی، مکزیک فدرال هستند. پس فدرالیسم یک سیستم موفق و شناخته شده است و هیچ انسان دمکرات و آزادمنشی نمی تواند با مقوله فدرالیسم دشمنی بورزد. و امـــــا چــــرا فشار خون بسیاری از هموطنان ما با شنیدن واژه "فـــــدرالــیــســم برای ایران" شدیدا ً بالا می رود؟ علت آن دگردیسی انتزاعی کنگره ملیت های ایران فدرال بود که حداقل برای عده ای تبدیل به یک پلاتفرم فارس ستیزی شده است. بجای ایجاد فضای اعتماد و تفاهم و گفتگو، عده ای اصرار می ورزند که مثلا ً "ملت فارس" باید از "ملت های" دیگر عــذرخواهی کند، و مسائلی از این قبیل! من متاسفانه بعضی افراد و یا گروه هایی را در کنگره می بینم که مبارزه بر علیه جمهوری اسلامی را کاملا ً کنار گذاشته و به جای آن یقه "مــــلــت فــارس" را چسبیده اند. در نتیجه اینگونه برخورد های غیر سیاسی ِ آمیخته با تعصب و عناد تصویر کاملا ً متفاوتی از فـــــدرالــیــســم در اذهان بسیاری از هموطنان ترسیم نموده است. اکثریت قاطع نیروهای سیاسی اپوزیسیون معتقدند که سیستم سیاسی آینده ایران نباید بر اساس مذهب و یا قومیت پایه ریزی شود. در حالیکه کــنـگـره خواهان تاسیس یک سیستم فدرالیسم قــومـی ـ جغرافیائی است. بهر حال کــنـگـره عملا ً در جلب اعتماد بقیه نیروهای سیاسی ناکام شده است؛ و بدون اعتماد و تفاهم متقابل دیالوگ و گفتگو و همکاری مثمر ثمر میسر نیست. من نظرم را در مورد فدرالیسم و تمامیت ارضی ایران حدود هشت ماه پیش در یک مقاله مفصل به تحریر در آورده بودم که خوانندگان محترم می توانند به آن رجوع کنند (http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2-50521 ).

6 - مصاحبه گر کیانوش توکلی

برگرفته از : iranglobal

انتشار از: کیانوش توکلی