Long live free and united Balochistan

Long live free and united Balochistan

Search This Blog

Translate

13 آبان و مدرسه ی بلوچستان

به قلم؛ ابراهیم حسین بر ۴ نوامبر ۲۰۱۰ - ۱۲ آبان۸۹
در آستانه سیزدهم آبان قرار داریم، تصمیم داشتم تا به این بهانه مطلبی بنویسم تا همچنین گویای وضعیت اسف بار دانش آموزان بلوچ باشد. مدارس دولتی در شهرهای بلوچستان شاید وضعیتی داشته باشند که حداقل بتوان نامشان را مدرسه گذاشت، که تعداد این شهرها و مدارس از انگشتان دست هم تجاوز نمی کند، اما عمده ترین مناطق بلوچستان را روستاها، بخش ها و شهرهای کوچک تشکیل می دهد، جاهایی که هیچ مسئولی خبری نمی گیرد که یک دانش آموز بلوچ، فصل های تحصیلی را چگونه سپری می کند.
و اما سیزده آبان است و چند میلیون دانش آموز در سراسر ایران این روز و ارمغان انقلاب برای دانش آموز را جشن می گیرند.

13 آبان در طول تاریخ مبارزات انقلابی مردم ایران دو بار اتفاق افتاده است، در سیزده آبان 57 دهها دانش آموز با درک صادقانه و معصومانه خود از ماهیت رژیم سلطنتی به خشم آمده بودند، به سمت سفارت آمریکا حرکت کردند تا اعتراض خود را به این حکومت مستبد ابراز دارند، اما توسط دولت وقت(دولت شریف امامی) بیرحمانه به رگبار گلوله بسته شدند.

در سیزده آبان 58 نیز سیلی از دانشجویان پیرو خط امام با جسارت تمام به سفارت آمریکا هجوم برده و بساط آمریکا را از این کشور برچیدند، واقعه ای که امام خمینی آنرا انقلاب دوم نامید.
و اما امروز حکایت عجیبی ست، پس از سی سال که درخت انقلاب چنان تنومند شده که شاخ و برگش به خانه همسایه نیز کشیده شده و خیرش به افغانی و پاکستانی و عراقی هم رسیده است ولی صد افسوس که از وضع و حال بلوچ در مرزهای خود خبر ندارد!

امروز که بنای نظام جمهوری اسلامی چنان افراشته شده که قاره ها را پیموده، بر هائیتی و برزیل و ونزوئلا و اوگاندا هم سایه افکنده و دست نوازش بر آفریقایی و آمریکایی و اندونزیایی می کشد، دانش آموز بلوچ در اینجا کتابش را بر سنگی نهاده و در زیر آسمان خدا درس می خواند!
دولتی که با هزاران کیلومتر فاصله برای آفریقایی ها دانشگاه و پژوهشگاه می سازد، مردم کشورش در جای جای بلوچستان حتی مدرسه راهنمایی و دبیرستان هم ندارند! حکومتی که به سرخپوستها و سیاه ها و سفید ها تسهیلات رفاهی هدیه می کند، عضوی از ملت همرنگ و هم فرهنگ خود را از داشتن حتی یک مدرسه شایسته دانش آموز محروم کرده است! دولتی که تاریخ قرون وسطایی و عصر رنسانس اروپایی و آمریکایی و فرهنگ سرزمین های ناشناخته و بیگانه را موشکافی و تجزیه و تحلیل می کند، در حد چند سطر ساده هم برای معرفی تاریخ و فرهنگ بلوچ به عنوان بخشی از سرزمین ایران در کتاب درسی اش ننوشته است!
امروز که سال ها از انقلاب گذشته و بنیان ها و آرمان های نظام به کمال رسیده، چرا نظام آموزش، یعنی مهمترین و اساسی ترین بعد جامعه، هنوز در بلوچستان ناقص و ناکارآمد است؟ امروز که به قولتان انقلاب در حال صدور به جهان است و داوطلبانه به امداد مردم دنیا شتافته، چرا فریاد تبعیض و محرومیت مردم بلوچ را نمی شنوید؟

امروز که لانه جاسوسی تسخیر شده و جنگ تحمیلی به اتمام رسیده، چرا اینچنین ظلم و اجحافی بر دانش آموزان بلوچ تحمیل می شود؟
به گفته خودتان دست استکبار آمریکا در 13 آبان 58 از ایران و مردمش قطع شد و اقتدار نظام نیز مرزهای ایران را چنان حصار کرده که هیچ ایدئولوژی مخالف نظامی جرئت ورود به کشور را ندارد، شاه خائن هم سرنگون شد و صدام دیکتاتور و متجاوز به خاک ایران هم به چوبه اعدام سپرده شد، عبدالمالک ریگی و گروهش هم قلع و قمع و نابود شدند، پس چرا هنوز استبداد و دیکتاتوری و ناامنی در بلوچستان موج می زند؟ جنگ ها تمام شده ولی چرا هنوز بلوچ قربانی کینه توزی و عداوت می شود؟
ایران از 13 آبان 58 تاکنون سیزده آبان های بسیاری را پشت سر گذاشته ولی باری نشده که این روز نمادین به کام کودکان معصوم بلوچ خوش باشد، دغدغه ای از فردای مبهم خود نداشته باشند و همگام با دیگر دانش آموزان ایرانی، نشاط و امید را در خود احساس کنند.

تاکنون چهار برنامه توسعه اجرا و سپری شده و برنامه پنجم توسعه هم به مجلس شورای اسلامی ابلاغ شده، ولی این همه برنامه و تدوین و تصویب ها هنوز نتوانسته یک کلاس درس سالم هم برای دانش آموزان بلوچ بسازد! بسیاری از مدارس دو شیفته و سه شیفته فعالیت می کنند، چه بسا مناطقی که رنگ مدرسه و کلاس به خود ندیده اند، چه بسیار است که معلم جغرافیا و ادبیات درس انگلیسی و فلسفه و فیزیک می دهد! چه بسیار است که معلم ابتدایی و راهنمایی در دبیرستان و بالاتر تدریس می کند! و چه بسیار است مدرسه هایی که تا آخر سال معلم ندارد! بر طبق بررسی های انجام شده توسط خود دولت، بیش از 70 درصد مدارس سیستان و بلوچستان فاقد استانداردهای لازم هستند و همین مانده که سقفشان بر جان کودکان بلوچ آوار شود!
آیا اینست سهم بلوچ از انقلاب و نظامی که صدای دبدبه و کبکبه اش گوش جهان را کر کرده؟ آیا اینست پاسخ نیک به مردمی که در نهایت تردید و اما با حسن نیت به جمهوری اسلامی رای آرای داد؟
آیا اینست تقدیر و سپاس از بلوچ، که بیش از سه هزار از فرزندان و جگرگوشگان خود را به مسلخگاه جنگ هشت ساله فرستاد، و هزاران اسیر و جانباز و آزاده و معلول و مفقودالاثر دیگر؟
سخن از عدالت و مهرورزی دولت خدمتگذار! که می شود، آدم بیشتر تصویری از هیتلر و قارون و طاغوتیان در ذهنش مجسم می شود تا آنچه با فریب و تزویر خود را می نمایاند، دولتی که مهرورزی اش شده عزای بلوچ!
دانش آموزی که امام خمینی فرمود؛ امید من به شما دبستانی هاست، و اما کجا دانش آموز که بلوچ یک روز خوش هم به خود ندیده، امواج سهمگین تبعیض و فقدان عدالت رمقش را بریده و امیدش را مأیوس ساخته، دفتر و کتابش را پرپر نموده و آرزوی شیرین داشتن کلاس و درسی آرامش بخش را به نگاهی تلخ و مأیوسانه در ذهنش بدل ساخته!

آقای رئیس جمهور! جناب آموزش و پرورش!
کجاست چتر حمایتتان؟ کجاست عدالتتان؟ کجاست رایحه خوش خدمتتان؟ کجا خاطر آسوده و امکانات و رفاه دانش آموز پایتخت نشین و کجا ذهن آشفته و بغض های پنهان در پس لبخندی معصومانه و سیمای مظلومانه دانش آموز بلوچ؟
کجاست دولت مهرورز و عدالت محور که شوق آموختن دانش آموز بلوچ به جبر سوختن در آتش غفلت بدل گشته؟
زنگ انضباط اجتماعی... زنگ کرامت... زنگ بهداشت... زنگ همکاری و همیاری و... به صدا درآمده و امروز دانش آموزان ایران زمین 13 آبان را جشن می گیرند و اما این واژه ها برای دانش آموز بلوچ نا آشناست و او هنوز سقفی برای کلاس درس خود نیافته تا با اطمینان خاطر تحصیل کند!
در اینجا از سپیده دم انقلاب زنگ محرومیت و غفلت نواخته شده و هنوز ادامه دارد...!

http://www.estoun.blogfa.com/post-20.aspx

No comments:

Post a Comment