Long live free and united Balochistan

Long live free and united Balochistan

Search This Blog

Translate

چرا در مراسم عزاداری زاهدان گریه کردم



چرا در مراسم عزاداری زاهدان گریه کردم
در این ایام محرم وقتی امروز به زاهدان ء سیاهپوش باز گشتم ، باورم نمی شد که اینجا مرکز سرزمین بلوچ و بلوچستان است. انگار در ناکجاآبادی غریبه بین نجف و کربلا یا برهوتی لعنت شده بین حلّه و کوفه و در میان هزاران زنگی مست و "وهمی" مسخ شده گرفتار آمده ام. هیاهوی پرآشوب و گیج و کر کننده ایستگاه های صلواتی و مداحی و خیمه هایی تعزیه و عزاداری تکایا و تشکیل هیات ها و دسته های سینه زنی و زنجیر زنی و خودزنی و نصب بیرق و همایش شیرخوارگان حسینی، علم کشی، دهل زنی، و برنامه های سوگواری و عزاداری رقابتی بین زابلی ها و بیرجندی ها و کرمانی ها و یزدی ها و رضوی ها (خراسانی ها) و به تازگی ها کرمانشاهی ها هم؛ و دیگران و مهمتر از همه برگزاری تجمع عاشورایی پرشور زائران پاکستانی و افغان در زاهدان و دیدار از نمایشگاه " کودکان کربلا تشنه اند" ، مرا همانند غباری شناور بر امواج وهم انگیز سیاره ای ناآشنا به آن لبه پرت دنیا و به دوردست های وهم و خیال پرتاب کرد. گویی مراسم منسوخ شده "جن گیری" اجداد من که به اجنه و ارواح شریر و دفع آنها در آئین سنتی بلوچها و مراسم مذهبی صوفیگری حنفی اعتقاد داشتند، در نگاره و قامتی دیگر توسط "دیگران" در مقیاسی بسیار وسیع تر و با شکوه تر بازیابی و بازتولید شده اند. اما در این مراسم نه از اسلاف سیه چرده و اجداد رفته من خبری بود، و نه از اعقاب و "پس آیندگان" آنها. گویی که هیچگاه نبوده اند. گویی که هرگز نیستند.
با دیدن همه این خودزنی ها در شهری که انگار مرکز بلوچستان نیست، غمی عمیق مرا در خود بلعید و من فروریختم در ظلمت هولناک پوچی های ناگفته که بطرز غریبانه ای مرا به گریه انداخت. گریه نه بخاطر امام حسین که ١٣٣٠ سال پیش شهید شد و رفت و یا بخاطر طفلان کربلا که در آن زمان از تشنگی مردند؛ بلکه بخاطر خودم، بخاطر طفلان بلوچ که هنوز هم بعد از ١٣٣٠ سال بخاطر تشنگی، گرسنگی، فقر و بیماری هلاک می شوند. بخاطر سرزمینی که از دست ما رفت و ما در آن به غریبه هایی "غیرخودی" و شاید هم مزاحم تقلیل یافته ایم. بخاطر "دُزدآپی" که "دُزدان" آن را از ما "دُزدیدند" و ناجوانمردانه به ما برچسب "دُزد" و قاچاقچی زدند تا گزیده تر کالا برند. گریه کردم بخاطر نمایشگاهی بنام " کودکان بلوچستان تشنه اند" که هرگز برگزار نشد، آنهم در شهر مرکزی بلوچها که در آن بلوچ به حاشیه رانده شده تا "گجر" با شکوه تمام برای "کُـشتگان" عرب توسط خود عرب در صحرایی هزاران کیلومتر دورتر از اینجا، همایش و نمایش برگزار کند. و ما با چشمان گریان در بیغوله های شیرآباد و کریم آباد و یا در واهشته های چلی آباد و بابائیان و یا در پس کوچه های متروکه چهاراه رسولی نظاره گر بدعهدی تاریخ باشیم . تاریخی که ما را فراموش کرده و با حسرت از ما گذر کرده است و سرزمین ما را مظلومانه به یغما برده است؛ یا برده اند. و در چنین شرایطی بود که من برای مظلومان عصر حاضر در سرزمین بتاراج رفته خویش، و حتی برای خودم گریه گردم. و برای اسلافم که آئین و مراسم بسیار معقول تر "جن گیری" و "گوات" و "پتر" آنها را به سخره می گرفتم، می گرفتیم ! و با غمی نهفته اینده ای نه چندان دور را در رویایی بس تلخ تجسم کرده و این شعر را زیر لب زمزمه می کردم:
بودم آن روز من از طایفه ٔ دُردکشان / که نه از تاک نشان بـَود و نه از تاک نشان .
.
بلوچ نقاد . ٦ محرم. زاهدان
نظرها
Hamed Tak Baloch چنت سالا رند بلوچان پ نندگا هم جاگاه نبیت
Janzeb BaokalatBalochistan جمهوری اسلامی دقیقا همون هدفی که داره را دنبال میکنه 
ولی من متاسفم برای اون بلوچ هایی که حاکمیت را برای رسیدن به هدف حمایت میکنند
Syah Sawar Lashari حالا براى ما بلوچها واضح است كه هيچ کس ما را نمی خواهد و حتی همنوعان مسلمان و سنی و حنفی و صفویهای ایران ما را گول میزنند و بلوچهای ساده لوح را گول می زنند و دیگران خاموش ما را نگاه می کنند و به داد ما نمی رسند و اینجاست که ما بلوچها اعتماد به خودی باید قیام کنیم و جلوی این دنیای ظلم و ستم و استبداد و استعمار و دیکتاتوری واستیم و نگذاریم این ملت بلوچ بیشتر گول بخورد و باید روشنفکران با همدیگر رابطه داشته و یک حکمت عملی اختیار کرده و قیام کرد . دیگر بیشتر از این ذلت و ستم قابل تحمل نیست باید قیام کرد ... 
در نامیدی بسی امید است 
پایان شب سیه سپید است
Shaahaan Mangah وتن منی منی نه انت
Mohim Sarkhosh نوشتہ غمگینی بود نقاد! من کہ ھزارھا کیلومتر دورم مرا ھم ناراحت کرد این گزارش۰ متاسفانہ بلوچستان و خاصا زاھدان را از دست دادیم!!! بلوچستان کہ یک کشور اشغال شدہ است و اشغالگران ھر چہ دلشان بخواد آنجا جولان می دھند۰ سفارت سوئد تازہ اینجا سوئد کہ قطب شمال است در اکثر شھرھای بزرگتر آن حسینیہ درست کردہ و ھزارہ ھای افغان شیعہ ھای لبنان و عراق را جمع کردہ و سینہ می زنند۰ چند سالہ تازہ شروع کردہ اند آخرین روز آشورا را در خیابانھا تضاھرات و سینہ زنی می کنند۰ اگر اینطور پیش برہ چند سال دیگر زنجیر زنی و قمہ زنی ھم شروع می کنند۰ ھمہ این فعالیت ھا را با پول مردمی کہ شام شب ندارند یا در بلوچستان بچہ ھاشان در مدارس کپری در گرمای ۴۵ درجہ درس میخوانند۰
Abobakr Islami ملاهای که حتی کلاه و لنگ کباء آنها از پول ملت است چگونه به این افراد اقلیت چند درصد اجازه می دهند که یک شهر رو صاحب بشوند در حالی که هر روز از نداشتن یک مسجد در پایتخت مینالند
Syah Sawar Lashari والله باعث شرمندگی ما خارج از وطن شده
DrKahoor Baloch Khan مولانا عبدالحمید اسماعیلزئی را استاندار منسوب کنید , همه درست خواهد شد . مولانا از اطاعت و خدمات خویش مقام عالی را نزد تهران تضمین نموده است .
Golap Baloch نبی عزیز شما حقایقی که را مشاهده کردید دلسوزانه و با احساسات بیان نمودید. مهندسی بلوچ زدایی از همان سال اول انقلاب شروع شده است و همچنان ادامه دارد. ابزار این کار هم ملایان بلوچ بوده اند. در سال اول انقلاب آخوندهای حاکم شیعی از مولوی عبدالعزیز خواستند که چند نفر را بعنوان مسول و کارشناس و مشاور معرفی کند مولوی عبدالعزیز هم چند نفر از تحصیلکردگان بلوچ را که بکلی سابقه مدیریت نداشتند معرفی کرد حتی یک نفر که عنوان مهندسی راه و ساختمان داشت و مدرکش احتمالا قلابی و صادره پاکستان بود حتی همکارانش از او ایراد میگرفتند که اصلا در کارهای ساختمانی آشانایی هم ندارد را بعنوان مشاور و نماینده خودش در کارهای عمرانی به استانداری معرفی کرده بود. بی کفایتی این مدیران بلوچ باعث ناراضایتی و رکود شد و این هدفی بود که آخوندهای شیعی داشتند و خیلی زود آنها را برکنار کردند. از آن روز گار به بعد هر روز عرصه برکارمندان شاغل بلوچ در زاهدان تنگتر میشد. در عوض زابلی ها که سازماندهی و همبستگی داشتند توانستند به تعداد خود بیافزایند. امروز بیش از ۸۰ درصد کارمندان ادارات غیربلوچ هستند و بلوچ ها اکثرا کارهای سطح پایین و خدماتی انجام میدهند. تعداد زیادی از کارمندان بلوچ بعلت تحقیر و فشارازبالا و عدم ترفیع رتبه داوطلبانه خودشان را به سایر شهرهای بلوچستان منتقل کردند. دیروز با یک کارمندی صحبت میکردم که متولد زاهدان است تحصیلات عالیه دارد خانواده و خانه پدریش در زاهدان است و چند سال است که در یکی از شهرهای دیگر بلوچستان کار میکند آخر هفته هم مجبور است که به زاهدان رفت و آمد کند. از او پرسیدم با این مشکلات چرا خودت را به زاهدان منتقل نمی کنی اظهار داشت که من خودم نمیخواهم که به زاهدان منتقل بشوم چون کارکردان در زاهدان شانس رقابت و پیشرفت را از بلوچ ها میگیرد. و محیط کاری هم برای بلوچها بسیار مشکل می باشد. در عوض مشاهده میکنید که هر ساله به تعداد مساجد و مدارس به اصطلاح علوم دینی افزوده میشود.

لینک به بخش رادیو بلوچی (آل انڈیا ریڈیو) ـ (رادیو ملی یا سراسری هندوستان)

وستان می توانند به گزارشات، موسیقی و اخبار بخش بلوچی آل انڈیا ریڈیو (رادیو ملی یا سراسری هندوستان) از طریق لینک زیر دسترسی داشته باشند. بلوچ نقاد
پنجشنبہ روچا بہ کشمیر ءِ وادیانی سیمسرین جاگہ کوپوارا ءِ تھا پوج ۷ دھشت گردا کشتگ کُرتنت۔ بہ سھب ءِ وھدہ دھشت گرد کوشست کُرتنت کہ پوج ءِ کمپ ءِ تھا د...
AIRWORLDSERVICE.ORG

تبعیض و بیعدالتی آموزشی در بلوچستان بیداد می کند


Nabi Dehghan
تبعیض و بیعدالتی آموزشی در بلوچستان بیداد می کند
در حالیکه بیش از نود هزار کودک بلوچ از تحصیل محروم هستند و مدارس کپری و مخروبه در بلوچستان فراوان هستند، امروز صبح محمدباقر نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور بزرگترین مجتمع آموزشی استان(مجتمع آموزشی حیات طیبه) در زاهدان را افتتاح کرد. در این مدرسه عمدتا دختران غیربلوچ (بیش از ١٥٠٠ دانش آموز ) تحصیل خواهند کرد. ١٢ میلیارد تومان از بودجه آموزشی استان صرف این مدرسه بسیار مجهز با ساختمانهای آموزشی متعدد و آزمایشگاه، آمفی تئاتر، سالن ورزشی، محوطه و فضای سبز و غیره برای "غیربلوچها" شده است. یعنی به نام ما و به کام آنها.
پسند
نظر

در میناب ؛ بشاگرد ، جگین ،جاسک ،،جنایت بر علیه بومیان مناطق بیداد می کند


در میناب ؛ بشاگرد ، جگین ،جاسک ،،جنایت بر علیه بومیان مناطق بیداد می کند
مناطق میناب،جگین،بشاگرد ،جاسک،سیریک ،رودان .بخشی از بند عباس ، که در مجموعی از بخش ها و روستاهای بلوچ نشین فعلی هرمزگان می باشند طی یک پروسه زمان بندی شده ترکیب جمعیتی این شهرها و روستاها به نفع غیر بومیان تغییر داده شد و دست بومیان منطقه از اداره امور منطقه ای کوتاه و عملا به عمله و فعله غیر بومیان در آمدند. این مناطق در سالهای 1316 تا 1326 ه ش توسط رضا شاه و با شعاررسیدگی بهتر به همراه سازندگی به نفع مردم بلوچ ،طی اولین تقسیمات کشوری پس از اشغال مناطق محروسه و شکل گیری ایران از سرزمین مادری (بلوچستان)جدا و به استان جدید التاسیس ان زمان که بنادر ساحلی جنوب که بعدها به هرمزگان تغییر نام یافت الحاق شدند.
در زمان الحاق و پس از آن در زمان رژیم فعلی مقاومت بلوچها در این مناطق ادامه داشت و پس از فروپاشی رژیم شاهنشاهی باری دیگر بومیان منطقه خواهان اداره و الحاق دوباره مناطقشان به بلوچستان بودند که رژیم فعلی دست به سرکوب شدیدی زد و دهها تن از نیروهای بومی خواهان الحاق دوباره سرزمین هایشان به بلوچستان کشته و تعدادی نیز بعلت فشار و سرکوب حاکم بر منطقه ،منطقه را ترک و به امارات مهاجرت کردند و تا به امروز بخشی از مردم این منطقه که به مردم گیاوان زمین مشهورند در امارات زندگی می کنند،اما تعدادی دیگر از مردم منطقه به رهبری سردار علی جلال طاهرزهی مجددا به منطقه برگشته و بر علیه ظلم و بی عدالتی ها به مبارزه می پردازند،نهایتا سردار علی طاهر زهی به همراه بسیاری از مردم آهوران و نیکشهر در درگیری با نیروهای رژیم بشهادت می رسد. 
بومیان منطقه گیاوان زمین طوایفی از گورگیج و طاهرزهی و بسیاری دیگر از طوایف بلوچ می باشند، که بصورت ملوک الطوایفی صده ها بر این مناطق تا بخشی از بندر گامرون یا بندر عباس فعلی حکومت می کردند،پس از شهادت این سردار دلیر ،منطقه کاملا بصورت امنیتی درآمد و اداره منطقه و تمامی زمین های بومیان غصب و به افراد غیر بومی سپرده میشود. 
در حال حاضر بافت جمعیتی و مذهبی میناب ،جگین،بشاگرد،سیریک،کوهستگ و چندین بخش و دهستان دیگر را کاملا بر هم زده اند. پس از قتل سردار علی جلال طاهرزهی بیش از هزاران هکتار زمین های مردم در سیریک،کوهستگ،تلنگ،جگین و سندرک از بومیان غصب و به افراد غیر بومی سپرده شد و بدین سان دست بلوچها از سرزمین مادری شان برای همیشه کوتاه گشت و تنها صاحب زمینی شدند که سایبان زندگی شان بود.
و بسیاری دیگر از زمین ها را بعنوان منابع ملی سند زدند و در اختیار دام داران شیعی مهاجر قرار دادند. 
اما در سالهای پایانی و تقریبا نزدیک به پنج سال است که بر شدت تسویه جساب های بومی گری افزوده شده و مابقی زمینهای بومیان را قصد دارند تصرف و غصب نمایند و به همین منظور پنج سال است از سال 1390 به بعد که به بهانه های مختلفی قصد تخریب منازل و غصب زمین های کشاورزی منطقه را دارند.
و در طی این پنج سال با وجود مقاومت مردمی بیش از پنجاه هکتار از اراضی مردم را به زور سر نیزه غصب و به مهاجران غیربومی که عمدتا شیعه و از جیرفت و مارزی هستند واگذار نموده اند و در حال شهرک سازی می باشند.مقاومت مردمی تاکنون با آتش زدن بیل های مکانیکی و لودرها بی نتیجه مانده است و بسیاری از مزارع و چاه های آب را تخریب نموده اند. 
صدها هکتار دیگر از زمین های بومیان را غصب نموده اند و بعنوان زمینهای منابع ملی سند زده اند و عملا زندگی را برای باقی مانده مردم بومی به جهنمی تبدیل کرده اندو خواهان شلیک آخرین گلوله ها بر پیکره بی جان این مناطق جدا شده از بلوچستان می باشند. مناطقی که روزی با شعار آبادانی و رسیدگی بهتر از سرزمین مادری جدا شدند و اما امروز آخرین آثار بومی گری این مناطق را از نظر ملی و مذهبی پاکسازی و عملا به مناطقی غیر بلوچ نشین تبدیل کرده اند.و جز همتی بلند هیچ راهی برای برگرداندن این مناطق به سرزمین مادری وجود ندارد.
محمود بلوچ
29_9_2016
#_بلوچ_وبلوچستان_مظلوم

در امر مذهبی تعصب ملت ما ستودنی است،اما در امر تعصب ملی ضعفیم.


‏محمود بلوچ‏ ‏‏۲‏ عدد عکس‏ اضافه کرد.
بسیاری صورت گرفته است،و این امر قابل تقدیر است که علمای کرام بلوچ در این راستا قربانی های بیشماری داده اند.
اما در بحث هویت ملی وطنی تلاشی صورت نگرفته و ملت ما به آگاهی مطلوب نرسیده اند و کوتاهی های بسیار جبران ناپذیری صورت گرفته است.
نداشتن حب ملی وطنی و تنها پرورش حب مذهبی به معنی نداشتن یک بال برای پرواز است،میبینیم که چگونه در عدم وجود حب وطنی ملی ،سرزمین ما را تجزیه،مدارس و مساجد ما با مشکلات،ملت ما تقسیم در زهی زهی و اختلافات،از فقر و محرومیت و عدم مدارس ومکاتب ،عدم وجود افراددارای پتانسیل و تحصیلات بالا ،آواره گی و به زیر توپ و تشر و تبعیض،عدم وجودنیروهای فداکار و کاردان که جهت اداره امور سرزمینی و اشتغال مصر و پیگیر باشند،عدم وجود حب وطنی و ملی ما را غافل از آن کرده که تنها با داشتن تعصب مذهبی ،اداره سرزمینی ممکن نیست.تنها باتعصب مذهبی وکار روی این قضیه در میان این محاصره دشمن راه بجایی نمی بریم زیرا داشتن زمین و اداره آن رسالت اصلی برای برپایی شعار و شکوفایی زندگی مادی مردم است.حب وتعصب مذهبی مردم ما ستودنی است اما بتنهایی کافی نیست.ما به همان اندازه که آخرت مردم را آباد می کنیم به همان اندازه باید زندگی مادی مردم را آباد کنیم.دیندار فقیر و محروم و مورد تبعیض و به زیر ستم و سرکوب ،به چه دردی می خورد که نتواند و نداند که حق چیست ،و دارای چه حقوقی است.دیندار فقیر و زیر ستم و سرکوب نیاز نیست دیندار آگاه و دارای حب وطنی ملی نیاز دارد سرزمین ما،دیندارانی که نافع دنیا و آخرت مردم خود باشند.دیندار فقیر ممکن است بتنهایی با این حس بر اثر فقر از دین خارج شود،یا بخاطرمتاعی کم ازش وموقتی خائن و آله دست دشمن شود و چنین فقری دروازه بدبختی هاست.باید که حب وطنی ملی درتک تک افرادملت ما چنان رشد کند که اراده به دست گرفتن سرنوشت ،سرزمینی را در وجودشان پدید آورد ودر این جاست که هم دین و هم سرزمین خود را حفاظت و به امنیت رسانده ایم.سرزمین مال ما،منابع مال ما،،اما خود محروم مطرود و تحت سرکوبیم و نه دنیا و نه عقاید و باورهای دینی مان از دستبرد و شیطنت دشمنان در امان است.
حب وطنی ملی ،دینی، آگاهی و آشنایی با این حقوق از ما ملتی آگاه ،متمدن،پویا و سعادتمند بوجود می آورد.
امید است باور ملی ،چون باور مذهبی در وجود یکایک ما شکل گیرد و ما را بسوی رسالت حقیقی رهنمون شود.بلوچستان سرزمین ماست و این حق شماست که خود تصمیم گیرنده در امور دین و دنیایتان باشید و دنیای آباد و آخرت نیک خود را رقم زنید.این دو بال برای پرواز شما هستند و نگذارید بیش از این بال ملی تان به زیر چکمه ظالم باشد ،بالی که تاکنون پرپر شده و دشمن از آن بابت راحت و هم اکنون بال عقیدتی و دینیمان را نشانه رفته ،و چنین شده که گفتن کلمه حق یادآور زندان و چوبه دار شده و این از بابت فراموش کاری ما در امر بی توجهی به حقوق ملی ما بوده،اینکه کم کم همه چیز درست میشود این کلامی امروزی نیست بلکه قبل از پیدایش تو این کلام ورد بسیاری بود و با این رویا پردازی به داخل قفس در پایان جان باختند .و آزموده را آزمودن خطاست.
محمود بلوچ
#بلوچ_وبلوچستان_مظلوم

یک کشته و چند زخمی در واکنش ماموران مرزی به تردد مردم بلوچ در مرز پیشین


بهروز بلوچ
یک کشته و چند زخمی در واکنش ماموران مرزی به تردد مردم بلوچ در مرز پیشین
بنا بر گزارشهای رسیده به عدالت نیوز امروز عصر ۱۲ مهر ماموران مرزی منطقه «پیشین» واقع در شهرستان سرباز به سمت چند فرد که قصد عبور از مرز را داشته اند آتش گشودند که بر اثر آن یک فرد کشته و دو نفر دیگر زخمی شدند.
قابل توضیح است نیروهای امنیتی بدون در نظر گرفتن مراودات و نسبت های فامیلی «با مین گذاری، حفر چاله، دیوار کشی، و مسموم سازی آبهای موجود در مسیرهای تردد» تمام مرزهای آبی و خاکی بلوچستان را به صورت کامل مسدود کرده اند.
نیروهای امنیتی در طول مرز حدودا هزار کیلومتری بلوچستان صرفا چند بازاچه محدود برای تردد مرزی با شرایط بسیار دشوار در نظر گرفته اند.
بسیاری از مردم بلوچ به دلیل چنین شرایط دشواری تلاش میکنند بصورت غیر قانونی اقدام به عبور از مرز نمایند، امری که باعث شده است بسیاری از مردم بلوچ با شلیکهای ماموران مرزی جان خود را از دست بدهند.

Stop Baloch atrocities or face sanctions, EU sends out stern message to Pakistan


Expressing solidarity with the people of Balochistan against Pakistan's atrocities, European Parliament vice president Ryszard Czarnecki has said the European Union may impose economic and political sanctions on Islamabad, if the Asian nation fails to stop human rights violation in the region. 

"I told the European Union during our human rights debate that if our partner countries do not accept human rights and standards, in this situation we should react and seek sanctions like some moves in economic fields," he told ANI. 

Czarnecki, who attended a silent vigil where the protesters condemned Pakistan for the ongoing atrocities and paid homage to those who lost their lives, added that it is not the time for words, but for actions. 

"We have bilateral economic and political relations with Pakistan and if it will not change its state policy towards Balochistan, then we would change our attitude towards Islamabad and towards the government of Pakistan," he said. 

Stating that Islamabad has dual standards, the European Parliament vice president said on one hand it shows a clean face to the world while on the other it indulges in human rights violations. 

"Pakistan has two faces. It is the open face to us and the other is the brutal face towards Balochistan," he said, adding that all the 28 members of the EU should react against Pakistan's brutal operations and policies towards the Baloch people. 

He also acknowledged the problem in Pakistan is that the government is controlled by the military. 

"The problem is that the government in Islamabad practically doesn't control the situation and now is the time to accept and react to this situation. The people in Balochistan must feel our solidarity," he said.

http://www.businessinsider.in/European-Union-tells-Pakistan-to-stop-Baloch-atrocities-or-face-sanctions/articleshow/54485432.cms

من نمیدانم اگر ظلم و ستمی که روزانه بر مردم بلوچستان وارد میشود، بر مردم تهران ، اصفهان، قم، شیراز، مشهد و تبریز وارد میشد، مردمان این شهر ها چه میکردند؟ قطعا عده ای میگویند در این شهر ها هم ستم هست ولی حتی یک چهارم ستمی نیست که در بلوچستان انجام میگیرد . دوستان به عکسهای که در لینک موجود است نگاهی بیندازید عمق فاجعه را خواهید دید. عطا... رئیسی


‏‎Attaullah Raisi-ghasrighandi‎‏ ‏‏۳۶‏ عدد عکس‏ اضافه کرد.
ده ای میگویند در این شهر ها هم ستم هست ولی حتی یک چهارم ستمی نیست که در بلوچستان انجام میگیرد . دوستان به عکسهای که در لینک موجود است نگاهی بیندازید عمق فاجعه را خواهید دید. عطا... رئیسی
http://www.dw.com/…/%D8%A2-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D…/g-18761803

آیا این است سهم من بلوچ از ایران ؟ آیا با این زندگی به ایران افتخار کنم؟ به چه دلیلی من بلوچ بگویم {چون ایران نباشد تن من هم مباد!؟ }


‏‎Attaullah Raisi-ghasrighandi‎‏ ‏‏۱۵‏ عدد عکس‏ اضافه کرد.
آیا این است سهم من بلوچ از ایران ؟ آیا با این زندگی به ایران افتخار کنم؟ به چه دلیلی من بلوچ بگویم {چون ایران نباشد تن من هم مباد!؟ }
ای زن و مرد بلوچ بیا از امروز تصمیم بگیریم و چشمان خود را باز کنیم! اعتراض کردن را یاد بگیریم و با صدای بلند به ظالم بگویم نه!. آیا واقعا این حق زنان و خواهران و مادران ماست که در قرن ۲۱ باید زیر درختان مانند حیوانات وحشی وضع حمل کنند؟! والاه به این نمی گویند زندگی کردن! بیاید به خود ایمان بیاوریم و این رنگ کثیف را برای همیشه عوض کنیم .
ایلنا-یاسمن خالقیان: یک سال و نیم از شروع تهیه گزارش از مناطق محروم ایران می گذرد؛ از داستان زندگی مردم دروازه غار, پاسگاه نعمت آبادو خاک سفید تهران, سیستان و بلوچستان, ایلام و خوزستان.آدم‌هایی که این روزها زندگی شان کردم با خطی به هم وصل می‌شوند. برخی فراموش شده و عده ای دیگر تنها در سکوت ادامه می دهند, مردم مزارع خشک شده, مردم بی برق که با نزدیکترین درمانگاه چندین کیلومتر فاصله دارند, مردم خراسان جنوبی در جوار استانی با بزرگترین نهاد موقوفاتی جهان اسلام که شاید مهم‌ترین دغدغه‌اش ممانعت از برگزاری کنسرت است.بعد از جاده ای پرپیچ و خم راننده به یک جاده فرعی می پیچد. سه نفرند و به محض مشاهده غریبه‌ای در روستا به سمت خانه کاهگلی کوچکی که فاصله کمی با آنها دارد می دوند و با یک مرد که باید پدر آنها باشد باز می گردند و کمی دورتر با دقت به حرف‌های ما گوش می دهند.صداها در سرم تکرار می شود.” خشکسالی اومده, خیلی‌ها از روستا رفتن, نه اینکه برن یه جای بهتر, فقط جاشون رو عوض کردن, حاشیه شهر بهتر ازاینجاست؟ اونجاهام کار نیست.”
بعد راه می‌افتد تا تنور خاموش روستا را نشانم بدهد. “مردم به سختی زندگی می‌کنن, زمستونای سختی داریم, آب و گاز نداریم؛ اما برق داریم, فصل سرما که میشه مردم قندیل می بندن.” زل می‌زنم به بچه‌ها که حالا تعدادشان بیشتر هم شده. می‌گوید:” وضعیت بچه‌ها هم خوب نیست, شانس بیارن که مریض نشن؛ چون معلوم نیست چقدر باید منتظر بمونن تا یه ماشین از این جاده رد بشه و به درمانگاه برسن.”یک اتاقک آجری در گوشه‌ای از روستا جایی برای درس و کتاب کودکان است, زمستان‌ها به سختی گرم می‌شود و در بهار هم چندان خنک نیست, معلم هم شب‌ها در همین اتاقک می‌خوابد, تمام زندگی او در ماه‌هایی که در این روستا به بچه ها درس می‌دهد در همین اتاق خلاصه می شود. بچه ها نیز تنها تا کلاس ششم دبستان درس می‌خوانند؛ اگر توانایی پرداخت هزینه‌ها را داشته باشند راهی شهرستان نهبندان می‌شوند؛ البته بیشتر آنها وارد دنیای بزرگسالان و کار می‌شوند.پسرک به دیوار تکیه داده, مستقیم به لنز دوربین نگاه می کند, مرد می‌گوید:” تمام سال رو با دو دست لباس سر می‌کنیم, بچه که بودیم اونقدی سرسبز بود که بدونیم بازی و بالا رفتن از درخت چیه, این بچه‌ها که فقط از زندگی گرسنگی و گرما و بی آبی رو فهمیدن, باید شانس بیاری از اینجا بری و خوب زندگی کنی, این انتخاب ما نبود که توسری خور و گرسنه‌ باشیم, دنیای ما همینه, همین که می‌بینی, هیچ چیز اضافه‌ای هم نداره.”مردم ماخونیک تا 50 سال پیش، چای نمی‌نوشیدند، شکار نمی‌کردند و اصلاً گوشت هم نمی‌خوردند, آنها هنوز هم سیگار نمی‌کشند و این کار را گناه می‌دانند و در پاسخ به این سوالم که تلویزیون دارید یا نه می گویند:” تا چند سال پیش بهش می‌گفتیم شیطان اما الان گاهی ازش استفاده می‌کنیم.”