Long live free and united Balochistan

Long live free and united Balochistan

Search This Blog

Translate

گروه "جیش‌العدل" مسئولیت ربودن ۵ مرزبان ایرانی را پذیرفت

گروه "جیش‌العدل" مسئولیت ربودن ۵ مرزبان ایرانی را پذیرفت

گروه "جیش‌العدل" در صفحه متعلق به این گروه در توئیتر مسئولیت ربوده شدن ۵ تن از مرزبان‌های ایرانی را بر عهده گرفت. پنج مرزبان ایرانی شب جمعه ۱۸ بهمن در منطقه مرزی "جکیگور" استان سیستان و بلوچستان مفقود شده‌ بودند.
یک روز پس از مفقود شدن پنج مرزبان ایرانی در منطقه مرزی "جکیگور" استان سیستان و بلوچستان، گروه "جیش‌العدل" اعلام کرده این پنج مرزبان را ربوده است.

گروه "جیش‌العدل" تصاویری را نیز در توییتر منتشر کرده که به ادعای این گروه مرزبان‌های روبوده‌شده ایرانی هستند.

بنابر گزارش رسانه‌های ایران پنج مرزبان ایرانی شب جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۹۲ در منطقه مرزی "جکیگور" استان سیستان و بلوچستان مفقود شدند.

خبرگزاری "مهر" در گزارشی نوشت، این افراد به داخل خاک پاکستان منتقل شده‌اند و مسئولان مرزبانی استان سیستان و بلوچستان در این زمینه ملاقات‌هایی را با مقامات مرزبانی پاکستان انجام دادند.

آن‌طور که در این گزارش آمده پس از اعلام مفقودی مرزبانان اکیپ‌هایی از مرزبانی استان و دو فروند بالگرد، برای پیگیری موضوع به این منطقه اعزام شده‌اند.

"باشگاه خبرنگاران" به نقل از "منابع موثق" گزارش داده داده بود که پنج مرزبان ربوده شده، یک درجه‌دار و چهار سرباز هستند که توسط "افراد ناشناس" گروگان گرفته شده‌اند.

باقر حسینی نماینده زابل، زهک و هیرمند در مجلس پیش از ظهر روز شنبه (۱۹ بهمن/ ۸ فوریه) با تایید ربوده شدن پنج نظامی مرزدار ایران گفته: «طی صحبتی که با مسئولین استان داشتم، مطلع شدم که این مرزبانان مفقود شده اما تاکنون مشخص نیست چه اتفاقی افتاده است.»

در سال‌های اخیر مرزهای جنوب شرقی ایران در استان سیستان و بلوچستان شاهد چند حادثه این‌چنینی بوده که آخرین آن‌ها در آبان‌‌ماه گذشته در منطقه مرزی سراوان رخ داد.

در این حادثه ۱۴ مرزبان ایرانی کشته ۶ تن زخمی و ۳ نفر دیگر ربوده شدند. گروه "جیش‌العدل" مسئولیت این کشتار را بر عهده گرفت. پس از آن قوه قضاییه جمهوری اسلامی نیز در اقدامی تلافی‌جویانه ۱۶ زندانی اهل سیستان و بلوچستان را اعدام کرد.

DW.DE

Baloch Marchers Visit Chakar The Great's Tomb


Baloch Marchers Visit Chakar The Great's Tomb .they pay their tributes to Chakar The Great. . ‪#‎VBMPLongMarch‬
Apsaal Baloch Cheraag Baloch Mir Basham Human Justice ہمگام نیوز Archen Baloch

نقدی بر آنچه که مولوی احمد نارویی در مصاحبه با هفته نامه آسمان بیان داشت


نقدی بر آنچه که مولوی احمد نارویی در مصاحبه با هفته نامه آسمان بیان داشت 

مولوی احمد نارویی حداقل در سطح شهرستان زاهدان چهره شناخته شده ای است و حتی دانشنامه آزاد ویکی پدیا نیز شرحی بر نام مولوی احمد نارویی نوشته و وی را به عنوان : روحانی قابل توجه اهل سنت ایران، ، یک سخنران برجسته سنی و متخصص در فقه اسلامی در استان سیستان و بلوچستان معرفی کرده است. مولوی در یکی از محلات فقیر شهر زاهدان رشد یافت و تا پیش از اینکه به معاون حوزه علمیه مسجد مکی انتصاب شود ، سابقه عضویت در انجمن طلاب اهل سنت ایران را نیز در کارنامه خود داشته است . اما عوامل متعددی مولوی را در تشکیلات حوره علمیه دارالعلوم زاهدان در حضور فقهای برجسته ای مانند : مرحوم مفتی خدانظر ( شاگر ویژه مفتی محمد رئیس قوه قضائیه پاکستان ) ، مفتی محمد قاسم قاسمی( بنی کمال ) ، مولوی نذیر احمد سلامی ، مولوی عبدارحمن محبی ، مفتی عبدالمجید مرادزهی و... رشد داد ؛ عواملی بودند نظیر : سخنوری ، جاذبه های شخصیتی ، پشتوانه طایفه ای ، نزدیکی با مولوی عبدالحمید ، تیز بینی و زیرکی ، فرصت شناسی و عملگرا بودن . این عوامل باعث شد تا مولوی به یکی از بانفوذ ترین مردان زاهدان تبدیل شود . وی روحانی سیاست ورزی است که می داند مطلوبیات صنفی و تشکیلاتی خود را چگونه حداکثر سازد . اما آنچه که در این یاداشت در پی آن هستیم ، نقدی است بر بخشی از مصاحبه وی با سر کار خانم ریحانه طباطبایی ، خبرنگار فعال سالهای اخیر- در هفته نامه آسمان که هم سنی آنلاین ( پایگاه اطلاع رسانی اهل سنت ایران ) و هم سایت غیر اخلاقی و تندرو زاهدان پرس آنرا باز نشر کرد . مولوی احمد در این مصاحبه بدرستی بر بخشی از واقعیات استان نظیر ریشه های حرکات تروریستی اشاراتی داشت . اما آنچه که مطمع نظر این یاداشت قرار گرقته است : بخشی از گفته های وی در پاسخ به ریحانه طباطبایی در مورد جامعه دانشگاهی و فرهنگی بلوچ است که آنها را دارای نفوذ اجتماعی پایینی دانسته و مدعی شده است که در غیاب تشکیلات فراگیر و حزبی ، بر حسب اضطرار و خلاء موجود ، روحانیت اهل سنت ورود پیدا کرده تا از تک تازیهای برخی جلوگیری کند . بنابراین بر اساس این وظیفه که اگر جامعه ای خود را مصون از نقد بداند علی الخصوص جامعه مذهبی و روحانیون محترم که در کسوت سیاستمدار هم در آمده اند ، جامعه ممکن است از مسیر اصلی اش که همانا توسعه است دور شود ، بنابراین ضمن احترام به مولوی ناروئی موارد زیر در خصوص اظهارات ایشان به استحضار افکار عمومی می رسد :

1

آنچه که امروز از آن تحت عنوان « جامعه دانشگاهی بلوچ » یاد می کنیم ، شامل گروه اجتماعی است که بعد استقرار دولت مدرن رضا شاه و افتتاح اولین مدارس در شهرهای استان و طی دهه های بعدتر بوجود آمدن دانشگاه سیستان و بلوچستان ( بلوچستان سابق) در اوائل دهه 50 ؛ شکل گرفت. روندی افزایش شمار تحصیل کردگان بلوچ در طی یک سده بسیار کند پیش رفته است ، . بطوریکه به عنوان مثال : دکتر حمید احمدی در کتاب « قومیت و قومیت گرایی در ایران » از وجود فقط از 12 دانشجوی بلوچ در دانشگاههای ایران در سال 1348 خبر می دهد . اما بتدریج بعد از افتتاح دانشگاه بلوچستان ( سیستان و بلوچستان ) در اوائل دهه 50 رشد جامعه دانشگاه رفته و تحصیلکردگان بلوچ فزونی گرفت و این رشد طی سه دهه اخیر علی الخصوص بعد از استقرار دانشگاههای آزاد و پیام نور در شهرهای مختلف استان بلحاظ کمی به میزان قابل توجه و اعتنایی رسیده و تقریبا" همه گیر شده است و علاوه بر اقشار مرفه ، شهری و مردان به دورترین روستاها رسیده است و زنان بلوچ هم با وجود موانع موجود عرفی و مذهبی که جناب نارویی در بخش از مصاحبه خویش مجددا" از آنها رو نمایی کرد نیز در این زمینه رشد و موفقیت های زیادی را بدست آورده اند .

جامعه دانشگاهی را اگر به صرفا" اعضای هیات علمی بلوچ بسنجیم ، از میان حدود 800 هیات علمی در استان حدود 50 نفر کم و بیش هیات علمی بلوچ داریم ، چیزی که واقعا" در قیاس با جمعیت و نیاز منطقه برای نیروهای ماندگار ناچیز است و یکی ازمطالباتی است که متاسفانه در آن هنوز بوی متعفن تبعیض استشمام می شود . اما اگر دانشگاهیان را بصورت عمومی تمام کسانی بدانیم که حداقل در یکی از مقاطع تحصیلی در حال تحصیل یا فارغ التحصیل شده اند ، رقم قابل توجهی ار جامعه بلوچ در حال حاصر حداقل از نظر کمی دانشگاه رفته هستند . در حال حاضر با موج جدیدی از فارغ التحصیلان در مقاطع تکمیلی روبر هستیم که اگر فارغ التحصیلان خارج از کشور را به آن بیفزاییم می شود ، کانون قدرتمندی از دانشگاهیان شکل گرفته و در حال شکل گیری است . جامعه دانشگاهی با وجود قابلیت های فراوان بدلایل فراوان نتوانسته است به عنوان یک مرجع و کانون مهم تصمیم گیری مستقل عمل کند :

اول : ماهیت دانشگاه و نهادهای سکولاریزه شده است که بیشتر بر عقل و ارزشهای عقلانی نظیر توسعه اهمیت می دهند . مساله ای که در نهادهای دینی بیشتر بر احساسات دینی- مذهبی است و حداکثر توسعه مذهبی استوار است . دوم : حوادثی که در مقطع انقلاب بوقوع پیوست و بخش مهمی از دانشگاهیان اندک بلوچ یا به حاشیه رانده شدند یا به خارج از کشور مهاجرت کردند و خلایی که پر کردن آن تاکنون ادامه داشته است . سوم : متشکل نشدن این جامعه در قالب احزاب ، انجمن ها و احزاب است که قدرت تاثیر گزاری بالا را از آنها گرفته است . چهارم : زیر بلیط مذهبیان و علمای دینی رفتن بخش مهمی از دانشگاهیان پیشکسوت بلوچ است که البته با توجه به شرایط خاص سیاسی کشور در برهه ای کوتاه گریز ناپذیر بوده اما با این که آن شرایط منقضی شده است ، اما برخی از دانشگاهیان که طعم موج سواری بر روی احساسات مذهبی مردم آنها را صاحب نان و نوایی کرده است هنوز به شکل گیری یک نهاد مرجع و مهم دانشگاهی باور ندارند و کماکان حاضرند کنایه های دیگران را بپذیرند اما از خود باوری و اعتماد به نفس خود و دیگران جلوگیری کنند .

2

نهاد روحانیت اهل سنت در استان ما از سابقه ای 300 ساله برخوردار است. مکتب خانه های بنت و دهان از قدیمی ترین مکتب خانه های استان هستند که در جنوب استان بوجود آمدند . آنچه که مشخص است سابقه نهادهای مذهبی در جنوب استان بیشتر از شمال استان است . حتی قدیمی ترین حوزه علمیه استان در شهر باستانی گشت سراوان توسط مرحوم مولوی عبدالواحد گشتی پور پدر خانم مولوی یوسف حسین پور بوجود آمده که خیلی قدیمی تر از حوزه علیمیه دارالعلوم زاهدان که در سال 1346 توسط مرحوم مولوی عبدالعزیز ملا زاده شکل گرفت ؛ است . اما احیای دینی و رشد روحانیت و نهادهای مرتبط با آن نظیر : « جماعت تبلیغ » در بلوچستان به تحولات شبه قاره هند مرتبط است. در واقع هویت اسلامی شکل گرفته در این کشور که بعدها منجر به جدایی ارضی و شکل گیری دو کشور پاکستان و هندوستان شد ، چنان قدرتمند بود ، که مراکز قدرتمند دانشگاهی و حوزوی نظیر دانشگاه دانشگاه علیگر و حوزه علمیه دارالعلوم دیوبند را بوجود آورد. گشترس دامنه فعالیتهای این حوزه ها سبب شد که تقریبا" تمامی علمای اولیه اهل سنت ایران نیز از حوزه های هند فارغ التخصیل شوند . علمایی مانند : مولوی عبدالکریم در ابتر ، مولوی شمس الدین ملازهی ، مولوی داد ارحمن قصر قندی مشهور به ابوحنیفه بلوچستان ، مولوی محمد عیسی کهرازهی در خاش و مولوی یار محمد ریگی در زاهدان . این علما خود بعدها حوزه های علمیه مختلفی را در اقصی نقاط استان شکل دادند و آنچه را که ما در مجموع تفکر دیوبندیسم می شناسیم را وجه غالب حوزه های علمیه استان قرار دادند . البته بر خلاف ظاهر یکدست حوزه ها ، تفکرات مختلفی در درون آنها حضور دارند . تفکرات هندی ، عربی و ایرانی . هر چند وجه غالب حوزه های ما رویکردها و مسلک هایشان بیشتر شرقی و از شبه قاره هند سرچشمه می گیرد ، اما باز ما با تنوع و تکثر در مشربهای فکری روبرو هستیم. به عنوان مثال بخش از علمای فارغ التحصیل شده از شبه قاره ، از سند پاکستان و از شاگردان جاجرودی هستند. که وجه غالب تفکر آنها اسلام سنتی و سیاسی است ( مولوی احمد نارویی فارغ التحصیل سند است) . یا فارغ التحصیلان دیوبند که بیشتر فقهی و مدرسی هستند. از طرف دیگر تفکرات عربی نظیر سلفیت ، اخوانی ، اهل حدیث نیز در دهه های اخیر در درون حوزه های ما وارد شده اند . هر چند تفکرات عربی و هندی در مواجهه با فلسفه و کلام ایرانی ، خروجی منحصر بفردی یافته اند . مورد دیگر « سنت نو اندیشی دینی » است که هر چند رگه های آن در درون حوزه های ما ضعیف است اما در بیرون از حوزه در برخی محافل دانشگاهی به آن پرداخته می شود و می رود که با رویکردهای علمی و آموزه های جهانشمول غربی شکلی نو از دین را ارائه کنند .

آنچه که نهاد روحانیت اهل سنت را قدرتمند ساخت دو مساله مهم است : مساله اول افتتاح حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان توسط مرحوم مولوی عبدالعزیز در سال 1346 در مرکز استان و در دل مردمی عشیره ای و قبیله ای سرحد بوده که این مساله باعث آغاز رشد حوزه ای شد که بعدها با توجه به موقعیت شهر سیاسی و اداری زاهدان ، داعیه دار نوعی اسلام سیاسی گردید . دوم : ظهور انقلابی اسلامی - شیعی بود که در بهمن 57 بوقوع پیوست . این حاکمیت اسلامی و به نوعی شیعی با توجه به ماهیت تاریخی اسلام ، نوعی رشد شدید عکس العملی مذهبی سنی را در استان باعث شد و همراه برخی از وقایع و اتفاقات ریز و درشت دیگر ، « روحانیت حاشیه ای اهل سنت » را به محور و کانون توجه بدل ساخت. نفوذ اجتماعی که حداقل در شهر زاهدان بدلیل شرایط خاص جمعیتی ، قومی و مذهبی قابل شناسایی است .

3

آنچه که مولوی احمد نارویی در مصاحبه با هفته نامه آسمان بدان اشاره داشت در واقع حکایت از فربهی نهادهای مذهبی و روحانیت و نفوذ آن در میان توده ها دارد. این مساله از نظر کسانی که به ارزشی عقلانی بنام توسعه و توسعه نیافتگی استان علاقه مند هستند ، مانعی جدی تلقی می شود. عملکرد و اظهارات مولوی احمد نارویی و دیگر علما را اگر در درون صنف دینی ارزیابی کنیم ، هیچ نشانه ای منفی تلقی نمی شود چرا که آنها در پی حداکثر کردن مطلوبیات و ایده آلهای صنفی خودشان و این شرایط برای آنها موفقیت بشمار می رود . ولی اگر آنرا در یک کلیت که همانا استان و پیشرفت آن و مساله ای مهم بنام تکثر و آزاد سازی نیروهای اجتماعی بسنجیم ، عملکرد آنها مناسب ارزیابی نمی شود. این مساله باید جامعه دانشگاهی را هوشیار کند که متناسب با انتظاری که از آنها می رود ، رسالتهای تاریخی شان را ایفا کرده و با استقلال از نهادهای مذهبی خود به یک مرجع مهم برای جذب و تاثیر گزاری بر روی صدها فارغ التحصیل دانشگاهی و دانشجویان برای توسعه تبدیل شوند. در جواب استاد پرویز بهادرزهی-- که با توجه به حضور ده ساله در شورای شهر زاهدان و شناخت عمیقی که از شهر زاهدان داشته و دارد و بر خلاف نظر مولوی احمد نارویی ، خیلی اصلح تر از دکتر سید الحسینی است -- که در گفتگو با من بیان می داشت که این مساله به این زودیها امکان پذیر و حداقل 20 سال طول می کشد تا جامعه دانشگاهی تاثیر گزار شود : عرض می کنم که : « ما باید بر روی ارزشهای عقلمدار و توسعه مدار خویش و تغییر نگرش مردم کار کنیم ، مطمئنا" با توجه به رشد زیاد جامعه دانشگاهی ضریب نفوذ در میان توده ها بالا رفته و نیز بتدریج با خدمات گسترده اجتماعی که این قشر برای مردم انجام می دهند جایگاهشان روز بروز رفیع تر می شود » .

4

مولوی احمد نارویی ، شخصیت دوست داشتنی و قابل تحسینی است . حداقل به شخصه شاهد بودم که ایشان برای صلح و امنیت زاهدان با توجه به شرایط موجود چه زحمت هایی کشیده و می کشد . اما باید به ایشان یادآور شوم که در مورد نفوذ روحانیون ، ره اغراق را پیموده اند. کافی است که شما از زاهدان به جنوب استان حرکت کنید ، در شهری مثل خاش سرداران طایفه ای را می بینید که مرجع مهم تصمیم گیری هستند ،هر چند مذهبی اند ، اما مستقل عمل می کنند . ایرانشهر ، شهری است که نیروهای و بازیگران عمده ای در آن دخالت دارند و علما تاثیرگزارند اما تعیین کننده نیستند . نیکشهر و و چابهار که شرایط کاملا" متفاوتی دارند . سروان هم بدینگونه . مساله دیگر در همین انتخابات اخیر شورای زاهدان است ، برخی افراد وجود داشتند که خود وزنه بشمار می آمدند و شما ناگزیر از انتخاب آنها بودید و از این امر در محافل خصوصی به مصلحت اندیشی تعبیر کرده اید و یا نفرات زیادی بوده اند که تحت فشار سرداران طایفه ای انتخاب شدند که این مساله نشان دهنده این است که حتی در شهری مثل زاهدان نیز با توجه به نیروهای اجتماعی مختلف ، نفوذ اجتماعی شما رو به زوال است . همچنین باید خاطر نشان کرد که در انتخابات ریاست جمهوری اخیر و دیگر انتخاباتها ی ریاست جمهوری یک خواست عمومی را نهاد روحانیت تائید کرده است و متناسب با خواست عمومی حرکت کرده است . و از طرف دیگر با ظهور موج جدیدی از پارادوکس ها که خود را در قالب جریانهای اجتماعی جدید نشان می دهد و بیشتر هم از طرف جنوب استان است ، پارادایم مسلط مذهبی به چالش کشیده شده و روز بروز به حدی که اندازه منطقی و قابل قبول آن است نزدیک می شود و این سرنوشت محتوم تمام نهادهای ایدئولوزیک و مذهبی است که همواره گرایش به مطلق شدن و تمامیت خواهی دارند .

5

نگارنده این سطور ، معتقد به توسعه همه جانبه استان است ، استانی که فقر و بیکاری در آن بیدا می کند . توسعه نیافته ترین استان کشور منتظر تحول از درون است . این تحول با ساختارهای موجود بدست نمی آید . اگر الزاما" می خواهیم راهی برای برون رفت از شرایط موجود بیابیم باید تحول از درون را بپذیریم و این مهم حاصل نمی شود مگر با نقد سازنده جامعه . « نقد» و آنچه که ما آنرا « نقد از درون » نامیدیم می تواند ابزار اصلاح و تغییر جامعه ایستای استان ما باشد . نقد نهادهای موجود و مراجع تاثیر گزار نظیر نهادهای مذهبی و قبیله ای که وجه تعیین کننده و غالب استان ما هستند ، یکی از ابزارهای شکل گیری تحول است.

Amnesty International Describes Balochistan Mass Graves as “Violations Implicating the State


Amnesty International Describes Balochistan Mass Graves as “Violations Implicating the State”

AIPress Release 
Amnesty International calls on the Pakistani authorities to ensure an independent and impartial investigation into the unmarked graves found in Totak, near Khuzdar in Balochistan province on 25 January and the alleged abduction and extra judicial execution of a child by state security forces two weeks earlier. Urgent action must also be taken to protect “Long March” activists who have received death threats for highlighting the human rights situation in Balochistan and investigate the source of these threats.
The Deputy Commissioner of Khuzdar district says 13 bodies were found in unmarked graves in Totak. Amnesty International is concerned that there may be more graves in the area that the authorities are not disclosing. Balochistan is one of the most violent parts of Pakistan with scores of activists, journalists and suspected armed group members falling victim to abductions, enforced disappearances and extra judicial executions across the province, including in Khuzdar. Some victims have later been found dumped at the roadside on the outskirts of the city of Karachi.
The Balochistan government has established a Tribunal Inquiry with the powers of a civil court headed by a judge of the Balochistan High Court and a special Medical Board to investigate the graves. Investigations to identify the bodies should be carried out by forensic experts in line with the UN Model Protocol on the disinterment and analysis of skeletal remains. In addition to the medical investigation, a credible criminal investigation must be carried out and any persons suspected of committing human rights abuses must be brought to justice in a fair trial and without recourse to the death penalty, regardless of their links to state or non-state groups.
The Tribunal, Medical Board and any other investigators must be allowed to independently and impartially investigate all graves, including the reported 13, without interference from state security forces. The authorities must ensure that persons who suspect that the bodies may include their relatives are allowed to inspect the bodies to enable identification.
Following initial investigations by a local law enforcement force known as Levies, two bodies were found in Totak on the first day, followed by 11 bodies after that. Two of the dead have now been identified by relatives as Qadir Bakhsh and Naseer – both from Pirandar in Awaran district. Relatives claim both men were forcibly disappeared by the Frontier Corps, a state security force, on 30 August and 4th October 2013 respectively.
The Frontier Corps and other state security forces have been widely implicated in enforced disappearances, extra-judicial executions and other human rights violations in the province for several years. In December 2013 Balochistan Chief Minister Dr Abdul Malik Baloch acknowledged that state “agencies” were responsible for “illegal confinement” of Baloch activists, including, he believed, the Secretary-General of his own Balochistan National Party, which is currently part of Balochistan’s coalition government. Judges of the Supreme Court of Pakistan, the highest judiciary in the country, including recently retired Chief Justice Iftikhar Muhammad Chaudhry, have also accused the Frontier Corps of being responsible for many enforced disappearances in the province.
The Frontier Corps reportedly cordoned off the area surrounding the graves soon after their discovery, preventing civil society and the local community from monitoring activity at the grave sites. The Frontier Corps has also reportedly prevented some relatives of enforced disappearance victims from visiting a local hospital to inspect the recovered bodies to see if they could identify their missing
relatives.
As far as Amnesty International is aware, no Frontier Corps or other security and intelligence service personnel have been brought to justice for their involvement in enforced disappearances or other human rights violations in Balochistan. The authorities also have a very poor record in bringing nonstate suspects to justice, with criminal gangs and armed groups, some hostile to the state or engaged
in hostilities in neighbouring Afghanistan, others targeting those considered anti-state or the minority Shi’a Muslim population, operating with virtual impunity.
The Tribunal Inquiry established by the Balochistan government must thoroughly investigate all individuals and groups against whom there is credible evidence of responsibility for the Khuzdar graves. The authorities must ensure that any individuals suspected of committing human rights abuses are brought to justice in fair trials and without recourse to the death penalty regardless of their
affiliations, rank or status. They must also immediately secure the grave sites to prevent loss or interference with the evidence.
Alleged extra-judicial execution of 10 year old Chakar Baloch Amnesty International is alarmed by credible allegations of the extra-judicial execution of 10 year old Chakar Baloch in Turbat, Balochistan. Around 5pm on 7 January, Chakar Baloch was walking to
Awaran market when, according to eyewitnesses, four plain-clothed men accompanied by four uniformed personnel from the Frontier Corps picked him up. Chakar Baloch’s family registered a complaint about the abduction with local police in Turbat. However apart from registering the complaint, the police did not appear to take any further steps and, in practice, they have virtually no
power to investigate allegations against the Frontier Corps. Three days later, on 10 January, Chakar Baloch’s body was recovered from Kech Kaor River, a kilometre from where he was last seen alive. According to a medical examination carried out at District Headquarters Hospital in Turbat, Chakar Baloch’s body bore what appeared to be torture marks and four bullet wounds to the head, chest and left arm due to gunshots at close range.
Since the recovery of Chakar Baloch’s body, his family has continued to receive death threats over the phone and has had to leave Turbat for an undisclosed location. A number of Chakar’s relatives are active members of the Balochistan National Movement, a political group that advocates separation of the province from Pakistan. Chakar Baloch’s family fled their home in Parom Panjgoor to Turbat in December 2013 after receiving threats from unknown men who relatives claim are members of state intelligence services. According to information received by Amnesty International, other relatives of Chakar Baloch have also previously been subjected to violations. Chakar Baloch’s great-grand uncle Rahim Baksh, around 80-years-old, and cousin Jaffar Majeed, 16-years-old, were picked up by the Frontier Corps during a raid on their Parom Panjgoor home on 10 October 2013. Both were released around 15 October. Another of Chakar’s cousins, Sannaullah Majeed, 14 years old, was picked up by the Frontier Corps during another raid on the house on 16 October and remains missing to this day. Relatives claim that men in plain clothes belonging to state intelligence services accompanied the Frontier Corps on both occasions.
Amnesty International calls on the Pakistani authorities to ensure an immediate, independent and impartial investigation into the apparent extra-judicial execution of Chakar Baloch, and the abduction and arbitrary detention of Rahim Baksh, Jaffar Majeed and Sanaullah Majeed. Where there is sufficient admissible evidence, suspects should be brought to justice in fair trials, without recourse to the death penalty. The authorities must ensure their investigations include the Frontier Corps and intelligence services operating in the area.
Threats to relatives taking part in Long March to Islamabad Relatives of people subjected to enforced disappearance are currently undertaking a “Long March” from Quetta to Islamabad via Karachi, protesting these violations and calling on the authorities to reveal the fate or whereabouts of their loved ones. Amnesty International calls on the Pakistani authorities to take measures to ensure the protection of the protestors, particularly following credible claims by participants of threats received from unknown persons over the phone. The authorities must also carry out credible investigations to determine who is behind the threats, ensuring that suspects are brought to justice in fair trials. Furthermore, Amnesty International urges that anyone who has been subjected to enforced disappearance or otherwise held in secret or arbitrary detention must be released unless they are charged with a recognisable criminal offence and brought promptly to a fair trial in accordance with international standards.
Published in The Baloch Hal on February 6, 2014

A Demonstration against the Mass Graves Will be held In Berlin Germany on Sunday 9th of February.


A Demonstration against the Mass Graves Will be held In Berlin Germany on Sunday 9th of February.

A Demonstration against the Mass Graves Will be held In Berlin Germany on Sunday 9th of February. The press secretary of BNM has said that a demonstration will be held in front of the USA embassy in Berlin Germany at 2:30 local time. The purpose of the demonstration is to highlight the recent discovery of mass graves in Tootak Khuzdar Balochistan. Around 169 decomposed bodies of Baloch forcefully disappeared persons were discovered from these mass graves. Three of the bodies could only be identified as Qadir Baksh s/o Miskan ,Naseer s/o Bhai Khan and Mohammed Omer s/o Bhai Khan. These three were abducted by the Pakistani army while they entered Awaran Town in disguise of aid workers after the area was struck by a massive earthquake. This confirms that many of the forcefully disappeared persons have been killed by the Pakistani army and buried in these mass graves. BNM will raise its voice in every forum to highlight the humanitarian crisis in Balochistan. We urge all the civilized nations to stop funding a terrorist country like Pakistan which has got no respect for human rights.

اعدام فله ای نظام جمهوری اسلامی ایران در بلوچستان


باری دیگر رژیم متعصب نظام ولایت فقیه   حقد و کینه خویش را با شعار انتقام از فرزندان اهل سنت بلوچ به اتهامات واهی و بی اساس و در راستای تجزیه و قتل عام و ایجاد رعب و وحشت به نمایش گذاشت و خون آشامان نظام جمهوری اسلامی  این بار نیز 15 تن از فرزندان برونمند بلوچ را به صورت فله ای اعدام کردند و چهره واقعی خود را به جهانیان نشان دادند.
رژیم جمهوری اسلامی ایران حقیقتا خون آشامان تشنه به خون اهل سنت و بلوچ هستند که با اشغال سرزمین و به حاشیه راندن مردم بلوچستان از هیچ روزنه ای برای سرکوب و قتل عام مظلومان دریغ نمی ورزند.


با اعدام کردن 15 جوان بلوچ در چابهار در راستای انتقامی است که حافظان و نافذان قانون اعدام در ایران چندی پیش در زاهدان نیز به صورت فله ای 16جوان بی گناه بلوچ رادر مورخ 4 ابان پس از درگیری سراوان را به حس و شعار انتقام به دارآویختند.و هیچ جای تردیدی نیست که اعدام این 15 تن از فرزندان بی گناه و بی دفاع در راستای کشته شدن 14 تن از نیروهای رژیم است که یکشنبه همین هفته 13 بهمن دردرگیری سراوان منطقه کوهک اتفاق افتاد.


 گروه حقوق بشر بلوچستان   (BHRG)  اعدام این فرزندان برونمند بلوچ را به خانواده این عزیزان و ملت اهل سنت و خصوصا مردم غیور بلوچستان تسلیت عرض نموده و ازالله متعال طلب صبر برای خانواده ای این عزیزان و طلب نصرت جهت شفا بخشیدن و خنک نمودن دل محزون خانواده های این عزیزان را دارد. 


از آنجا که قوه قضائیه ونهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ازمحتوی تهی وفاقد هرگونه رویکرد عادلانه میباشند گروه حقوق بشر بلوچستان   (BHRG) ضمن ابراز انزجار و محکوم کردن این اقدام  و حرکت غیر انسانی نظام؛ انتظار دارد که با اقدامات دیپلماسی؛ اعتراضهای علنی و منسجم؛ تماس و نامه به ارگانهای مختلف سیاسی و حقوقی در سراسر جهان؛ وراهکارهای مختلف دیگر اعتراض و انزجار خود را از ادامه اعدامهای فله ای  و قضایای مرتبط دیگر ابراز نمایند. 



کما اینکه انتظار داریم جامعه جهانی, سازمانهای مختلف حقوق بشر؛ شورای امنیت سازمان ملل متحد؛ سازمان همکاری اسلامی ؛ اتحادیه اروپا؛ و سایر ارگانها و سازمانهای فعال حقوقی و مدنی برای جلوگیری اینگونه اعدامها  اقدام فوری نمایند و  در به فشار قرار دادن حكومت ايران به :

-         احترام و اجراى كنوانسيون سازمان ملل حقوق بشر
-         جلوگيرى از اعدام مردم بلوچ خصوصا زندانيان سياسى بلوچ
-         جلوگيرى از دستگيرى و زندانى كردن مردم بى گناه بلوچ
-         جلوگيرى از قتل هاى زنجيره اى
-         احترام به حقوق فرهنگى , ملى و مذهبى مردم بلوچ
از هیچ اقدامی دریغ ننمایند.

  گروه حقوق بشر بلوچستان   (BHRG)

Suomi and Iran


Suomi and Iran

In Finland we are familiar with many fine and important things of Iran. We admire the Persian carpets and have learned about human civilisation and advancement through the illustrious history and archaeological treasures discovered in ancient Iran.
During my seven years of life and work in Teheran in the 1970s I was able to discover that the ancient culture still lives in the towns and villages around Iran. As a ceramicist my active interest was directed both to the modern and the traditional crafts in that field. While teaching ceramics at the College of Decorative Arts (daneshgadeh-ye-honarha-ye-tazyini) in Teheran my students and I took several field-trips to the pottery villages in Gilan and Mazandaran, and met and had discussions with the master artisans in the workshops of the Iranian Cultural Heritage Organisation.
In 1998 I was able to return to Iran to do in-depth research on the significant ceramic art that the women potters of Kalpourkan in Baluchistan are doing.
As a result of that research, a small but significant detail of Iran's ancient living tradition is in Finland in the form of village ceramics of today. The Museum of Cultures, a part of The National Museum of Finland, has in its permanent storage a complete collection of the traditional ceramics of that small, remote village, Kalpourkan. This includes not only the women's pottery but also the ethnic clothes, carpets, and tools of that area. This Kalpourkan collection has been exhibited in several art and historical museums around Finland, also in Estonia. Lectures have been held on this village's outstanding craft internationally (www.irdiplomacy.ir).
Arts and crafts students have been excited and charmed by the skill and proficiency of the Kalpourkan potter women. They are unique in their field!
We invite the foreign community as well as everybody else in Finland to come and visit us in Loviisa. We have constantly changing exhibitions and weekly cultural events in our Cultural Centre Almintalo. Until 9 February we have glass sculptures by the renowned artist Brita Flander, Africa-themed paintings by our Loviisa artist Marja-Liisa Aalto-Annala who recently returned from exhibiting at the Florence biennale, and wood-sculptures and paintings by the young artist of the year, Jasmin Anoschkin. Please visit our homepage www.loviisantaidekeskus.fi
Iran has a past and a present with an immense scope of fine art, sculpture, painting, calligraphy, graphics etc. Not to mention music and literature and films. We here in Loviisa and elsewhere in Finland would like to see a part of it right here! – Our dream in the Cultural Center Alm is to fill the building's two storeys with pictures, sculptures, handicrafts, music, and poetry from Iran.
Elina Sorainen,
artistic director
The Cultural Center Alm.

شکنجه های وحشیانه و قرون وسطایی برای گرفتن اعترافات تلویزیونی از ۲ زندان سیاسی هموطن بلوچ پن



شکنجه های وحشیانه و قرون وسطایی برای گرفتن اعترافات تلویزیونی از ۲ زندان سیاسی هموطن بلوچ
پنجشنبه ، 17 بهمن 1392 ، 09:26 | نوشته شده توسط فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ایران | چاپ | فرستادن به ایمیل
بنابه گزارشات رسیده به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران »شکنجه وحشیانه جسمی ۲ زندانی سیاسی هموطن هموطن بلوچ در حفاظت و اطلاعاتشهر زاهدان برای گرفتن اعترافات تلویزیونی.
زندانیان سیاسی میثم چندانی ۲۲ ساله و محمد حسین ریگی ۲۳ ساله مدتی پیش از بندهای عمومی زندان زاهدان خارج و به حفاظت و اطلاعات شهر زاهدان که در کنار مجتمع نسترن شهر زاهدان می باشد منتقل شدند. این ۲ زندانی چندین روز تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشتند. بازجویان وزارت اطلاعات از این ۲ زندانی خواهان گرفتن اعترافات دروغین و تکرار گفته های آنها در مقابل دوربین تلویزیونی بودند.اما از آنجایی که این دو جوان زندانی بی گناه هستند حاضر به اعتراف علیه خود نشدند. بازجویان وزارت اطلاعات و قوه قضاییه رژیم ولی فقیه از این اعترافات زیر شکنجه، برای صدور حکم اعدام و توجیه اجرای حکم ضدبشری اعدام استفاده می کند.


زندانیان سیاسی میثم چندانی و محمد حسین ریگی وقتی که مقابل خواسته های بازجویان وزارت اطلاعات مقاومت کردند و حاضر به اعترافات دروغین علیه خود نشدند.شکنجه گران وزارت اطلاعات بطرز وحشیانه ای آنها را مورد شکنجه های جسمی و روحی قرار دادند که از جمله آنها؛آویزان کردن به مدت طولانی، زدن ضربات کابل و لوله که اصطلاحا بازجویان به آن لوله سبز می گویند،شکنجه نقاط حساس بدن آنها با شوکر برقی،عریان کردن آنها، آویزان کردن وزنه به بیضه های آنها و وادار کردن آنها به راه رفتن، تهدید به تجاوز جنسی و موارد متعدد دیگر شکنجه را علیه آنها بکار برده اند.
این ۲ زندانی که در شرایط بسیار حاد جسمی هستند روز یکشنبه به بندهای عمومی زندان زاهدان بازگردانده شدند در طی ۲ ماه گذشته این چندمین بار است که برای گرفتن اعترافات تلویزیونی مورد شکنجه های وحشیانه قرار می گیرند. آنها پیش از این دردفتر خسروی رئیس زندان زاهدان تحت چنین شکنجه هایی قرار گرفتند.
زندانیان سیاسی میثم چندانی و محمد حسین ریگی حدودا ۷ ماه پیش در منزل مسکونی خود در شهر سروان دستگیر شدند و ۴ ماه را در سلولهای انفرادی اداره اطلاعات زاهدان تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار داشتند. آنها در طی این مدت از تماس تلفنی با خانواده شان و ملاقات محروم بودند.این ۲ زندانی سیاسی سپس به بندهای ۴ و ۳ زندان مرکزی زاهدان منتقل شدند.علیرغم گذشت بیش از ۷ ماه از بازداشت آنها هنوز در بلاتکلیفی بسر می برند.
اعترافات تلویزیونی دروغین که بازجویان وزارت اطلاعات بطور سیستماتیک از زندانیان سیاسی می گیرند برای مشروعیت دادن به صدور حکم اعدام و اجرای حکم ضدبشری اعدام بکار گرفته می شوند . بازجویان وزارت اطلاعات بدستورآخوند محمود علوی وزیر اطلاعات آخوند حسن روحانی دست به چنین اعمال ضدبشری می زنند. در حالی که آخوند حسن روحانی مهره سابق امنیتی و نماینده خامنه ای در نهادی امنیتی و سرکوب بود حال وقتی که در مقابل دوربینهای تلویزیون قرار می گیرد دم از حقوق شهروندی و غیره می زند ولی شکنجه و جنایت در زندانها توسط وزیر وی بصورت لاینقطع ادامه دارد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، تشدید فشارها ، شکنجه ها واذیت و آزارها در زندانهای ولی فقیه توسط بازجویان وزارت اطلاعات را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی برای پایان دادن به اعدام و شکنجه در زندانهای ولی فقیه خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای و آخوندهای همدست وی به دادگاه های کیفری بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۱۷بهمن ۹۲ برابر با ۶ فوریه ۲۰۱۴

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه ادیان و مذاهب سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل

فرزند 47 میلیارد دلاری آخوند آیت الله ایروانی را بشناسید :






فرزند 47 میلیارد دلاری آخوند آیت الله ایروانی را بشناسید :

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
عباس ایروانی فرزندآخوند آیت الله ایروانی از نور چشمی های آخوند آیت الله یزدی و آخوند آیت الله طبسی و رفیق گرمابه حمام آخوند آیت الله مهدوی کنی و شریک چمران رئیس اسبق شورای شهر تهران و شریک مخفی پاسدار محمد باقر قالیباف شهردار فعلی تهران است ، نامبرده با آغاز دهه هفتاد فعالیت های اقتصادی خود را با نزدیک شدن به مراکز و محافل اصلی قدرت و با وساطت آخوند واعظ طبسی وارد مرحله جدیدی نمود به طوری که در مدت زمان کوتاهی با استفاده از رانت های دولت اسلامی تحت پوشش قانون خصوصی سازی و اصل ۴۴ قانون اساسی اقدام به خریداری چندین کارخانه دولتی نمود که در هیچ کدام از واگذاری های مذکور نه تنها مراحل قانونی به درستی رعایت نشد بلکه ارزش گذاری های به مراتب کمتر از ارزش واقعی بر دارای های مردم انجام پذیرفت و ...................این شده که مبینید !

ورود آب به هامون


خبر خوش

ورود آب به هامون صابری

طبق اخبار رسیده از منابع آگاه در افغانستان و تایید اداره کل محیط زیست استان آب سیلابی با شدت و حجم بالا از سمت فراه رود به سوی تالاب هامون صابری در حال حرکت است که با هماهنگی آقای طاهری فرماندار شهرستان نیمروز و محیط زیست زابل تلاش برای برداشتن هرچه سریعتر خاکریز مرزی در این منطقه (باتوجه به باتلاقی بودن زمین بر اثر برف اخیر)
در جریان است
طبق پیش بینی ها این آب روز جمعه باید به هامون صابری برسد

طبق نظر روستائیان آگاه دریاچه هر 7سال دچار رژیم پرآبی میشود که سال 93 هفتمین سال از خشکسالی بعد از آخرین سیلاب است
با امید به اینکه سالی پر آب و هامونی سرزنده داشته باشیم

Ghazafi and ... waiting in hell for Khamenei and Assad



"یاران" در انتظار خامنه‌ای و اسد

...Meanwhile in Hell
... Waiting for Khamenei and Assad

melate khak bar sar---gada va goshne!!!!!


"وینستون چرچیل" : در ملل عقب مانده،آنان که با مشت‌های گره کرده انقلاب می‌کنند،روزی با مشت‌های از هم گسیخته گدایی خواهند کرد.

در وصف حال و روز مردم در پی توزیع سبد کالا،تنها می‌توان به یادآوری سخنی بسیار ارزشمند از "وینستون چرچیل" اکتفا کرد: در ملل عقب مانده،آنان که با مشت‌های گره کرده انقلاب می‌کنند،روزی با مشت‌های از هم گسیخته گدایی خواهند کرد.

آشفتگــی اشغالگــران بدنبال مذاکــرات لنــــدن




آشفتگــی اشغالگــران بدنبال مذاکــرات لنــــدن

بلوچستــان اشغالی در مسير استقــلال و آزادی اسـت. اين واقعيـت آشکار اشغالگـران پارس و هم پيمانان پنجاپی آنان را آشفتـه کرده اسـت. آشفتـه از آنکه با تحقق استقلال بلوچستــان دستهـای غارتگر جفت شان از سرزمين اجـدادی بلـوچ، منابع طبيعـی و معـادن بلوچستــان کوتاه خواهد شـد. اشغالگران پارس و پنجاپی های غارتگـربخوبی می دانند که با آزادی بلوچستـان جلـوی توحـش آنان و کشتارهای فجيـع در بلوچستــان ســد خواهـد شـد.

بدنبال مذاکرات خان کـلات ميرسليمان داود خان و آقای خيربيار مری با هئيتی از نمايندگان کنگره امريکا حکام اسلام آباد و تهـران تبليغات مشترک و ضد بلوچ خود را بيمارگونه شدت داده با پخش تهمت های بی اساس، دروغ و مغلطه کاری سعـی در فريبکاری و تضعيف جنبش ملــی بلوچستــان دارند.
رسانه های متعلـق به اشغالگـران و ميديای رسمـی و نيمه رسمـیِ فاشيستهای پارس با وانمود کردن اينکه به کشف بزرگـی دست يافته اند در مورد مبارزات ملـی بلوچستــان اراجيف کهنه خـود را نشخـوار کرده و با آشفتگی از گستـرش و انعکاس بين المللی جنبش استقــلال طلبی بلوچ از روزنامه های پاکستانی و ميديای وابسته به مهاجران نوکيسه هندی و رسانه های پنجاپـی زبونانه کمک خواستنـد.
بدنبال ملاقات هئيتی ازاعضای کنگره ايالات متحده آمريکا با خان کلات و آقای خيربيار مری در اواخر ژانويه سال جـاری در لنــدن يکبار ديگـر بلندگوهـای تبليغاتــی اشغالگران از قبيـل خبرگزاری فارس، نوای وقت پاکستان، ايسنا، شفقنا اردو (بین الاقوامی شیعہ خبررساں ادارہ) روزنامه جنگ، آج نيوز، عرش نيوزِ فارس، زاهدان پرس، القمر نيــوز ( سايت اردو )، ديپلماسی ايرانی، روزنامه امت کراچی / حيـدرآباد؛ دههــا وبسايت و وبلاگ اينترنتــی و کانالهای تلويزيونـی متعـددی هجوم تبليغاتی وسيعــی بر عليه ملت استوار بلوچ براه انداختند. ميديای وابسته به فاشيستهای پارس و جلادان پنجابی با نقشـه ای مشتــرک هياهــو براه انداختنــد که امريکایی ها از استقــلال طلبــان بلــوچ حمايت می کننــد.

مـروری بر رسانه های فوق ابعاد آشفتگـی اشغالگران را بخوبی نشان می دهـد. کاتبان مزدور و « تحليلگران » جيـره خوار چنان با آشفتگی و عجـولانه سياهه های خود را تهيه و پخش کرده بودنـد که دم خروس همچنان از لابـلای جمـلات کاذب شـان هويداســت.

سياهه نويسان مزدبگير ايرانی وابسته به فاشيسم حاکم با انتشار مقاله ای مشترک تحت عنوان « طرح امريکا برای تقویت جبهه جدايی طلبان بلوچ در منطقه» در خط مقدم تهاجم مطبوعاتی بر عليه ملت بلوچ قرار گرفته اند. نگارندگان اصلی سياهه سرتاپا دروغ که سردر آخـور اطلاعات سپاه مافيايـی دارنـد با نقل قول های بی اساس از روزنامه های پاکستانی نشان دادنـد که هيچ گونه ارزش، معيار و اصل ژورناليستيکی را احترام قائل نيستند.همگام با سياهه نويسان پاکستانی با توسل به دروغ و شايعات فقـط سعی در انتقام گيری بيمارگونـه از جنبش و مبارزات استقلال طلبانه بلوچستـان را دارند. چنان در دنيای کاذب خود گرفتار شده اند که نمی دانند دروغهايی ماننـد « کمکهای چهار ميليون دلاری امريکايی ها به استقلال طلبان بلوچ» و کمکهای هندوستـان به چريکهای بلوچ، کمکهای عربستان به جندالله و کمکهای امارات متحده عربی به مبارزان بلوچ در بلوچستـان اشغالی و در دنيای متمـدن و آزاد خريـداری ندارد. بر خلاف تبليغات زهرآگين دشمنان بی تمدن پشتيبانان جنبش آزاديخواهی بلوچستان ملت قهرمان بلوچ و کوههای وفادار بلوچستـان هستنـد.

سياهه نويسان وابسته به تماميت خواهان پارس با مغلطه کاری حرفه ای طوری وانمـود کرده اند کـه انگار از جزئيات مذاکرات لندن باخبر هستنـد! بکارگيـری چنين ترفندهايی از اشغالگران پارس غيرمنتظـره نيسـت. از آنجائيکـه دروغپردازی، « خالی بندی» ، « غلط اندازی»، « سياهکاری»، « يکدستی زدن»، خودبزرگ بينــیِ ، قمپــز درآوردن، تفرقه افکنـی و بيگانگی با اصل احترام به خويش و ديگران عميقا در فرهنگ عقب مانده فاشيستهای پارس ريشه دوانده و در تارو پود زندگی روزمره شان آميخته اســت هـر روز در رسانه های جمعـی آنان منعکـس شده و در سياهه مذکـور گنجانده شده انــد.
تهاجم تبليغاتی دستگاههای دروغ پراکنی پنجاب وفاشيستهای تماميت خواه پارس به جنبش استقلال طلبی بلوچستان علاوه بر آنکه نشانگر وحشت و نگرانی آنان است گويای اين واقعيت انکارناپذير است که جفت شان به گسترش جنبش استقلال طلبی بلـوچستــان اعتـراف می کننــد.

مذاکـرات خان کلات و آقای خيربيار مری با هئيتـی از کنگره امريکا در اواخر ژانـويه سال جاری در لنـدن زيرمينی و مخفـی نبود که مطبوعـات ايرانی و پاکستانی ها آنرا کشف کرده باشند. ساعـاتــی پس از گفتگوهای لنـدن اين خبــر مهم بهمراه چندين تصويـر رنگـی ازجانب استقـلال طلبان بلوچ پخش شـد.
گويا ژورناليستهای ايرانی و پاکستانی و جاسوسهای عقب مانده مربوطه خبر ندارند که مسئله بلوچستان اشغالی، فعاليتهای رهبران استقلال طلب بلوچ و فعاليتهای روزافزون آزاديخواهان مدتهاست کـه از مرحله زيرزمينی و مخفيانه خارج شــده است.

مذاکـره و گفتگو هـای سياسی برای تحقق استقلال و آزادی حق ملت بلـوچ اسـت. مذاکره با نمايندگان هر تشکل سياسی يا هر حکومتی حـق رهبران بلـوچ اسـت. اگـرچه جنبش بلوچستان در مذاکره با اسـلام آباد و تهـران ضرباتی سخت متحمل شده و رادمردانی چون نواب نوروزخان و ياران قهرمان وی، ميردوست محمد خان و دادشاه بلوچ دردهه های گذشته در پروسه مذاکره با دشمنان به شهادت رسيده اند اما گفتگو و مذاکره روشی متمدنانه برای حل اختلافات و هر گونه مسئله است.

در اينجا لازم است ذکر شود که حکام تهران و اسلام آباد در عمل نشان داده انـد که صلاحيت آنرا ندارند تا با آنان مذاکره شـود. همسايگان اشغالگــر وتماميت خواهِ پارس وپنجابی که بويی از عرف و رســم همسايگـی نبرده اند و علاوه برغارت سرمايه های ملی بلـوچ قصد آن را دارند که وطن اجدادی، خانه و کاشانه ما هم را برای هميشه غصب کنند بخـوبی ثابــت کرده انـد که به حدی ازتکامل فکـری و تمدن بشـری نرسيده اند تا اهميت مذاکـره را درک کننـد. جفت شان اهل ديالوگ و گفتگو نيستند. هرگاه سخـن از مذاکره به ميان بيايد به باجگيـری، شکست کامـل طـرف مقابل، توطئه چينی، ارضای تماميت خواهـی فکـر کرده ودرنهايـت به دسيسه چينی برای حذف فيزيکی طرف ديگـر اقدام می کننـد.
مذاکرات سياستمداران و استقلال طلبان بلوچ با نمايندگان سياسی هر کشوری برای طرح استقلال بلوچستــان و جذب حمايت بين المللی از مبارزات بر حق ملت بلوچ بخشی مهــم از جنبش روبه رشـدِ بلوچستـــان است. برای رسيـدن به آزادی و استقـلال سيا سی ـ اقتصـادی و برای رهايی از چنگال خونيــن اشغالگران پارس و پنجاپـی با هر کشوری می توان بدون قيـد و شـرط مذاکره کرد.

پروشـت ءُ پروش باتنت ايران ءُ پاکستـــان

آزاد ءُ آبــــاد بات گنجيـــــں بلوچستــــــــان

محمــد کريــم بلـوچ
هبـــده سـَـبـّــان ۷۰۱۳

'I have lost my health, not my courage', says Farzana Majeed - Viewpointonline


‪#‎VBMPongMarch‬ A piece by Ajab Baloch 'I have lost my health, not my courage', says Farzana Majeed - Viewpointonline http://t.co/aBCBCHNZ0h

‪#‎VBMPLongMarch‬ Welcomed in Sahiwal.


‪#‎VBMPLongMarch‬ Welcomed in Sahiwal. This is what frightens this nuclear power out of its wits and it tries to stop the March through harassment and intimidation.
#VBMPLongMarch Welcomed in Sahiwal. This is what frightens this nuclear power out of its wits and it tries to stop the March through harassment and intimidation.