Long live free and united Balochistan

Long live free and united Balochistan

Search This Blog

Translate

China Takes Control of Gwadar Port

gwadar port


From Express Tribune 
ISLAMABAD: China took control Monday of a strategic Pakistani port on the Arabian Sea, as part of a drive to secure energy and maritime routes that also gives it a potential naval base, sparking Indian concern.
The Pakistani cabinet approved the transfer of Gwadar, currently a commercial failure cut off from the national road network, from Singapore’s PSA International to the state-owned China company on January 30.
It had not been clear when the actual handover would take place, but Pakistani President Asif Ali Zardari presided over the signing of a memorandum of understanding on Monday that was broadcast live by local television.
“The contract of operation of Gwadar port is formally given to China. Today, the agreement is transferred from the Port of Singapore Authority to China Overseas Ports Holding Company Limited,” Zardari announced.
“The award of this contract opens new opportunities for our people… It gives new impetus to Pakistan-China relations.”
The Pakistanis pitched the deal as offering an energy and trade corridor that would connect China to the Arabian Sea and Strait of Hormuz, a gateway for a third of the world’s traded oil, overland through an expanded Karakoram Highway.
Experts say it would cut thousands of kilometres off the distance which oil and gas imports from Africa and the Middle East have to travel to reach China.
“Gwadar port will enhance trade and commerce not only between Pakistan and China but also in the region,” said Zardari.
China paid about 75 percent of the initial $250 million used to build the port but in 2007 PSA International won a 40-year operating lease.
Then-ruler Pervez Musharraf was reportedly unwilling to upset Washington by giving control of the port to the Chinese.
On February 6 Indian Defence Minister A.K. Antony said New Delhi was concerned by Pakistan’s decision to transfer management of the deep-sea port to China, which has interests in a string of other ports encircling India.
Pakistan foreign ministry spokesman Moazzam Ahmad Khan dismissed those concerns last week, telling reporters: “This is not something that any other country should have any reason to be concerned about.”
Gwadar is part of the southwestern province of Baluchistan, the most deprived part of Pakistan despite being rich in oil and gas deposits. The province is gripped by a separatist insurgency and record levels of sectarian violence.
On Saturday, a bomb killed 89 people in a Hazara Shiite Muslim neighbourhood of the provincial capital Quetta, barely a month after twin suicide bombers killed 92 people at a Hazara snooker hall elsewhere in the city.
Zardari said the building of infrastructure around the port will also promote economic activity in Gwadar and Baluchistan.
But some analysts warn that it may be some time before Pakistan can benefit from China’s takeover of Gwadar, stressing that the connecting roads and an expanded Karakoram Highway still need to be finished.
They also suggest that security concerns have made China more cautious about big investment projects in Pakistan.
In 2004, three Chinese engineers helping to build Gwadar were killed in a car bombing. The same year, two Chinese engineers working on a hydroelectric dam project in South Waziristan were kidnapped and one of them died.
Gwadar is the most westerly in a string of Chinese-funded ports in Nepal, Sri Lanka, Myanmar and potentially Bangladesh that encircle its big rival, India.
The ports were dubbed China’s “string of pearls” — or potential naval bases similar to those of the United States — but some analysts pour cold water on suggestions that Beijing is scouting for naval bases in the Indian Ocean.
Andrew Small, an expert on China-Pakistan relations, believes that most of Beijing’s concerns can be resolved through cooperation, but that Gwadar is the most likely port to be developed by China for naval use.
“Pakistan is probably the only government where the level of trust between the two militaries is high enough to make that a completely reliable prospect,” he told AFP recently.
Republished in The Baloch Hal on February 18, 2013

نامه مصطفی تاج‌زاده به آیت‌الله خامنه‌ای -- ایران الگوی دیکتاتوری منطقه شده است

تاج‌زاده: در عصر ارتباطات و حاکمیت گفتمان دموکراتیک، کدام ملت رشید و آزاده‌ای را سراغ دارید که بپذیرد هفتاد درصد اختیارات حکومت را یک جا در اختیار یک نفر بگذارد. آن هم در حالی که وی در برابر نهادهای حکومت عملاً پاسخ گو نباشد و نقد عملکردش در عرصه عمومی ( دانشگاه ها، انجمن ها و …) ممنوع باشد؟ چنین حالتی که هم اکنون در ایران حاکم است از نظر مردمی که انقلاب کرده‌اند، مطرود است. در جهان معاصر حکومت مطلقه فردی، مطلقاً جاذبه ندارد.

iran-emrooz.net | Fri, 15.02.2013, 10:35

سید مصطفی تاجزاده در نامه ای دیگر خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای به شرح وضعیت ناگوار کشور پرداخته است و نوشته است مشکل آن است که فرصت های ایجاد شده توسط بهار عربی، به سرعت در حال تبدیل شدن به تهدیداتی جدی علیه مردم منطقه به ویژه ایرانیان و شیعیان است.
این زندانی سیاسی در نامه خود مواردی چون سرکوب خونین اعتراضات مسالمت آمیز سال ۱۳۸۸، حکومت مطلقه فردی و ممنوعیت انتقاد به شخص حاکم ، اعتقاد به شخص رهبر به عنوان شرط تأیید صلاحیت نامزدها، تحمیل یک سبک زندگی توسط حکومت، تشکیل و فعال شدن حزب پادگانی، انحصار شبکه های متعدد رادیو – تلویزیونی و وضعیت بی ثبات مدیریت کشور را به عنوان معایب و نقایص ساختاری و نمونه هایی از وضعیت ناگوار کشور مطرح نموده است.
متن کامل این نامه که در اختیار نوروز قرار گرفته است در پی می آید:


بسم الله الرحمن الرحیم
حضور آیت‌الله خامنه‌ای
باسلام و احترام
مستحضرید که اکثریت قریب به اتفاق مردمی که در دو سال گذشته رژیم های مستبد و فاسد خود را سرنگون کرده و سرنوشت خود را به دست گرفته اند، بلافاصله پس از پیروزی اعلام کردند که قصد استقرار مدل حکومتی مشابه جمهوری اسلامی ایران را در کشور خود ندارند. مسئله آنقدر جدی و آشکار بود که جنابعالی نیز مجبور به اعتراف به این موضوع شدید اما به دلایل آن هرگز اشاره نکردید. به راستی اگر آن چه در منطقه مشاهده می کنیم «بیداری اسلامی» است، چرا ملت ها نظام برآمده از انقلاب اسلامی را که پیشتاز این جنبش است، به عنوان الگوی حکومتی خود برنمی گزینند با آن که اکثریت شان خواهان آنند که قوانین کشورشان با اسلام و موازین آن مغایرت نداشته باشد. از آن جا که سال هاست رسانه های داخلی از ترس مجازات های سنگین تاحد تعطیل شدن، از بحث درباره مسائل اساسی می پرهیزند. هیچ تحلیلی در این زمینه ارائه نشده است. من به علت حساسیت شرایط و مخاطراتی که راهبردهای نادرست متوجه ایران و ایرانی کرده است، نکاتی را به استحضار می رسانم که امیدوارم مورد توجه جناب عالی و نیز دیگر صاحب نظران قرار گیرد تا با نقد و تکمیل آن، زمینه برای اصلاح امور فراهم آید.

جناب آقای خامنه‌ای
معایب و نقائص ساختاری و نیز وضعیت ناگوار کشور در زمینه های گوناگون، به ویژه در عرصه مدیریت، چنان چهره ای از آن ترسیم کرده که بیش و پیش از الگو بودن، عبرت آموز شده است. در زیر به اجمال برخی از آن ها را متذکر می شوم:
۱- در درجه اول باید از نقش تخریبی سرکوب خونین اعتراضات مسالمت آمیز مردمی در سال ۱۳۸۸ نام برد که با کاربرد روش های خاص سرکوب گری، نه تنها چهره جمهوری اسلامی را ملکوک کرد بلکه سرود یاد مستان منطقه داد. مگر ندیدیم که در جریان انتخابات اعتراض آمیز مردم در قاهره، خودروی نیروهای امنیتی مبارک از روی آنان رد شد، تعدادی از تظاهرکنندگان را از پل پرتاب کردند و نظامیان شترسوار، البته با لباس مبدل، هم چون موتورسواران لباس شخصی در تهران وحشیانه به جان مردم افتادند؟ در حقیقت هم چنان که جنبش سبز الهام بخش جوانان مصری و تونسی و دیگر جوانان منطقه در جهت احقاق حقوقشان شد، عملکرد حکومت ما مورد سوء استفاده و تقلید دیکتاتوری های منطقه قرار گرفت.

۲- در عصر ارتباطات و حاکمیت گفتمان دموکراتیک، کدام ملت رشید و آزاده‌ای را سراغ دارید که بپذیرد هفتاد درصد اختیارات حکومت را یک جا در اختیار یک نفر بگذارد. آن هم در حالی که وی در برابر نهادهای حکومت عملاً پاسخ گو نباشد و نقد عملکردش در عرصه عمومی ( دانشگاه ها، انجمن ها و …) ممنوع باشد؟ چنین حالتی که هم اکنون در ایران حاکم است از نظر مردمی که انقلاب کرده اند، مطرود است. در جهان معاصر حکومت مطلقه فردی، مطلقاً جاذبه ندارد. ممنوعیت انتقاد به شخص حاکم ویژگی یک نظام مطلوب نیست و از مشخصات بارز رژیم های مستبدی مانند آل پهلوی، آل مبارک، آل قذافی، آل اسد، آل سعود و آل خلیفه است و مردم مصر و تونس به فتوای آخوندهای سلفی، چه سنی چه شیعی، می خندند که انتقاد به حاکم را انتقاد به خدا می دانند.

۳- شرط تأیید صلاحیت نامزدها را اعتقاد به شخص رهبر خواندن و اعمال نظارت استصوابی – نظامی بر انتخابات هم دلی هیچ ملت آزادی خواهی را به خود جلب نمی کند.
آن چه در تونس و مصر و لیبی مشاهده شد و پیش از این در ترکیه، لبنان، فلسطین، مالزی، پاکستان، عراق و افغانستان نیز به مرحله اجرا درآمد، مگر رقابت آزاد اشخاص و احزاب با گرایش های گوناگون فکری و سیاسی اعم از مسلمان (شیعه یا سنی) سکولار، سوسیالیست، مارکسیست و غیره نبوده است؟ امیدوارم این شیوه به سنت جاافتاده در جهان اسلام تبدیل شود تا حقوق برابر شهروندان در این جوامع تضمین شود و تعهد سیاست ورزان به استقلال میهن، یک پارچگی سرزمینی و منافع ملی جای وفاداری های فردی و شخصی را که ویژگی نظام های استبدادی است، بگیرد.

۴- اکثریت قاطع رهبران و فعالان ملت‌های آزاد شده، تحمیل یک سبک زندگی را توسط حکومت، روشی شکست خورده ارزیابی می کنند که نتایج عکس مقاصد تحمیل‌گران در پی داشته است. به باور آنان سیاست «یا روسری یا توسری» نه تنها توهین به حرمت و کرامت انسان ها و نقض کننده اراده آزاد آنان است، بلکه پایه های ایمانی و اخلاقی جامعه، به ویژه نسل جوان و قشرهای تحصیل کرده را سست می کند و آنان را از مقابله با «اجبار حکومتی» به انکار و نفی «واجب شرعی» سوق می دهد. ایران پیش چشم آنان است!

۵- مردم این جوامع به تشکیل و فعال شدن حزب پادگانی که معمولا همراه با ایجاد مانع در راه احزاب منتقد و مستقل است، حساس اند و سیاست ورزی نظامی را روشی مطرود می دانند که تاریخ مصرف آن گذشته است. به باور آنان سیاست ورزی مدنی تنها شیوه درست و انسانی سیاست ورزی است. نیروهای مسلح حزب نیستند که نیاز به روزنامه، سایت خبری، خبرگزاری و … داشته باشند و از نامزد خاصی حمایت کنند.

۶- مردم تونس و مصر و … برپایی اجتماعات اعتراضی مسالمت آمیز را حق طبیعی و اساسی خود می خوانند، هم چنان که ایرانیان در سال های ۵۸ و ۵۹ و ۶۰ و تا پیش از ترورهای گسترده و کور مجاهدین خلق این گونه می اندیشیدند و براساس آن عمل می کردند. آنان به فتوای مفتیان وهابی که برپایی تظاهرات آرام ضدحکومتی را فتنه و حرام و الهام گرفته از خارجی ها می خوانند، وقعی نمی گذارند. یعنی همان منطقی که هم اکنون درایران نیز حاکم است. از نظر آنان یادآور رژیم های پیش از انقلابشان است و نشانه دیگری از دیکتاتوری.

۷- شبکه های متعدد رادیو – تلویزیونی در این جوامع در انحصار حکومت و در خدمت شخص حاکم نیست. بلکه احزاب و جریان های گوناگون دارای شبکه های خاص خود هستند. به طریق اولی، در این کشورها آزادی مطبوعات در حد قابل تحسینی مشاهده می شود. اگرچه وضعیت ایده آل نیست. نکته مهم دیگر آن است که برخلاف رویه جاری در جمهوری اسلامی ایران، در آن کشورها مهم ترین مسائل کشور مورد بحث و نقد آزاد در عرصه عمومی واقع می شود. وضعیت آزاد دنیای مجازی و اینترنت هم در آن جوامع نیاز به گفتن ندارد. موجب شرمندگی است که در ایران درصددند برای فیلتر شکنی شخص مجازات تعیین کنند! به نظر می رسد از کره شمالی الگو گرفته اند. حتماَ مستحضرید که منطق جناح حاکم کشورمان چنین است: تصمیم گیری درباره سیاست های کلان، طبق قانون اساسی، به عهده رهبر است. سپس نتیجه می گیرند که بحث درباره هر موضوع مهمی، از جمله در همین زمینه که چرا ما به جای الگو شدن، عبرت شده ایم، مجاز نیست و کار که از صدا و سیما گذشته است حتی هیچ روزنامه ای حاضر به ارائه گفت و گویی جدی و آزاد در این باره نیست چون بلافاصله توقیف می شود.

۸- در این نامه قصد ندارم در زمینه وضعیت بی ثبات مدیریت کشور، فساد گسترده در ارکان حکومت( به اقرار رؤسای سه قوه و البته علیه یکدیگر)، گرانی و تورم، بی کاری و نیز شرایط نگران کننده اجتماعی و فرهنگی و حتی دینی جامعه و آثار سوء آن در وجهه بین المللی کشورمان تصدیع دهم. فقط یادآور می شوم که مردم مصر و تونس و لیبی اوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی و دیپلماتیک ایران و ترکیه را می بینند و آن ها را با هم مقایسه می کنند. فکر نمی کنم حتی اگر جناب عالی نیز در آن کشورها به سر می بردید، الگوی ایران را ترجیح می دادید. اگرچه انتقادات زیادی نیز به آن چه در ترکیه می گذرد، وارد است.

مقام محترم رهبری
اگر مسأله صرفا این باشد که جمهوری اسلامی ایران پس از عصر اصلاحات دیگر نتوانسته است الگوی مختار مسلمانان آزادی خواه و عدالت طلب باشد، اگرچه بد است اما فاجعه محسوب نمی شود. مشکل آن است که فرصت های ایجاد شده توسط بهار عربی، به سرعت در حال تبدیل شدن به تهدیداتی جدی علیه مردم منطقه به ویژه ایرانیان و شیعیان است. با کمال تأسف باید عرض کنم که خطاهای حکومت در بروز این روند خطرناک و گسترش عواقب سوء آن غیرقابل انکار است. اگر مسیر کنونی اصلاح نشود، هیچ بعید نیست که در آینده نزدیک مردم ما به طور کلی از زیارت عتبات عالیات در عراق و سوریه محروم شوند، اماکن مقدس شیعی مورد هجوم و اهانت های مرگ بار قرار گیرد، شیعیان در پاکستان و حتی در افغانستان با حملات تروریستی بیشتری مواجه شوند و در عربستان و بحرین، در کنار دیگر دموکراسی خواهان در این دو کشور، با شدت بیشتری سرکوب شوند و جهان ،حتی دنیای آزاد، به علت ایران هراسی، نظاره گر ساکت این ظلم آشکار باشند و عراق و لبنان نیز به وضعیت کنونی سوریه دچار شوند. در یک کلام خدای ناکرده شاهد توسعه نزاعی خونین میان اهل سنت و شیعیان در سراسر منطقه شویم!

جناب آقای خامنه‌ای
اشتباه اول حکومت ما در چند سال گذشته به اجماع رساندن قدرت های بزرگ علیه میهن و مردم از یک طرف و تحریک غرب و به ویژه ایالات متحده بوده است به طوری که جمهوری اسلامی ایران جایگزین ستیزه جویان سلفی – تکفیری طالبان و القاعده شده است. تأسف انگیز آن که ما خود را سیبل حملات واشنگتن و لندن و پاریس کردیم بدون آن که حداقل آمادگی را در جامعه و حکومت فراهم کنیم. نمونه بارز آن اعتراف آقای احمدی نژاد است که دولت او تا مردادماه سال جاری اقدامی درباره الویت بندی ارز نکرده بود تا توجیه کند که چرا در نیمه اول سال جاری، بیش از دو و نیم میلیارد دلار ارز مرجع (دلار هزارتومانی) به ورود خودروهای لوکس اختصاص یافت! غافل از آن که این سخن از زبان رئیس دولت، عذر بدتر از گناه بود.
در منطقه نیز جناح حاکم خطایی را مرتکب شد که با آل سعود و آل خلیفه و دیگران درافتاد بدون آن که به این مسأله بیندیشد که وقتی تهران، بغداد، دمشق و بیروت عملا در کنترل شیعیان قرار گیرد، چه اندیشه ها و نیروهایی در ترکیه، مصر، عربستان و … پرو بال خواهند گرفت و چه مخاطراتی همگان، به خصوص ایران و متحدانش را تهدید خواهد کرد. طبعا برای چنین شرایطی خود را آماده نکردیم.

اشتباه سوم را در جریان بهار عربی مرتکب شدید. جنابعالی با دفاع از شعار تشکیل حکومت اسلامی و اجرای اجباری احکام شرعی (احکام متعارف فقهی) هم زمان هم مسلمانان دموکرات را در این جوامع از هم دردی اسلامی دور کردید و هم به تقویت جریان سلفی – تکفیری در میان اهل سنت پرداختید که در حال حاضر پرچم دار این شعار هستند و در صددند تا به هر قیمت که شده خلافت و امارت اسلامی را احیا کنند. باید مطلع باشید که این جریان ستیزه جو و خشونت طلب، در هر دو شکل وهابی و طالبانی خود، شدیداً ضد شیعه است و با ایران خصومتی تاریخی دارد و آن را بزرگترین پایگاه فرقه ای می داند که از صفویه تاکنون، هم چون خنجری از پشت و پهلو بر پیکر جهان اسلام (یعنی اکثریت اهل سنت) فرود آمده است. البته استثنایی در این زمینه قائل شده اید که سوریه است. زیرا می دانید دفاع از ایده تشکیل حکومت اسلامی در آن کشور، به معنای سرنگونی رژیم ضداسلامی بعث از یک سو و حاکمیت سلفی – تکفیری های ضد شیعی از سوی دیگر است. حکمی که البته در تمام کشورهای اسلامی، به ویژه کشورهای عربی، صادق است و شما فقط در سوریه آن را به رسمیت می شناسید.

مقام محترم رهبری
بزرگترین خطای دو سال اخیر حکومت، دفاع مطلق از بشار اسد و عملکرد جنایت بارش بوده است. رژیمی که به اعتراف مقامات روس، از حمایت یک سوم مردم خود، عمدتا اقلیت های علوی و مسیحی و … برخوردار است و با سرکوب خونین تظاهرات مسالمت آمیز مخالفان، راه کاربرد گسترده سلاح را به روی آنان و نیز البته به روی افراطی ترین نیروهای سلفی – تکفیری گشود تا آگاه یا ناآگاه، دوگانه حکومت استبدادی – مردم آزادی خواه را به دوقطبی شیعی – سنی تبدیل کند. نمی دانم که آیا ایران اسد را به سرکوب خشونت بار اجتماعات مسالمت آمیز سوریان، به بهانه مقابله با انقلاب مخملی و یا دفاع از مقاومت، تشویق کرد یا خیر؟ ولی یقین دارم که پشتیبانی کامل و مستمر از رژیم دمشق، نقش مهمی در گسترش تخاصم شوم شیعی-سنی در آن سرزمین ایفا می کند.

مقام محترم رهبری
آن چه اکنون در سوریه می‌گذرد، و می توانست با درایت و تدبیر ما روند امور به گونه ای دیگر باشد، فقط جنگی نیابتی نیست که در آن غرب (اروپا و امریکا) در برابر روسیه و چین آرایش گرفته است. بلکه با کمال تأسف باید گفت که آوردگاه شیعیان و سنی ها نیز شده است. مبارزان سنی (سلفی و غیرسلفی) سوری، مصری، تونسی، لیبیایی، عرب ( سعوی و یمنی و اردنی و …) و ترکیه ای از یک سو در برابر شیعیان سوری، عراقی، لبنانی صف کشیده اند و بعضا به کشتار یکدیگر مشغولند. پیامد این ستیزه فرقه ای در صورتی که هرچه سریع تر مهار نشود، عبارت خواهد بود از :

۱- تلفات و ضایعات گسترده جانی و مالی از هر دو طرف

۲- توسعه ناامنی به کشورهای همسایه (به ویژه عراق و لبنان)

۳-اوج گیری مسابقه و رقابت های تسلیحاتی در منطقه و اختصاص درآمدهای نفتی به این مسأله و نه به خدمت گرفتن آن در جهت توسعه علمی، فنی و اقتصادی پایدار کشورها.

۴- ارائه چهره ای خشونت بار و غیر مدنی از اسلام و مسلمانان

۵- اعاده حیثیت از رژیم های مستبد و فاسد پیشین که دست کم توانسته بودند به طور نسبی حافظ امنیت ملی و نظم عمومی جامعه خویش باشند.

۶- خشنودی رژیم توسعه طلب اسرائیل که تا پیش از بهار عربی به خود می بالید که تنها رژیم دموکراتیک منطقه میان اقیانوسی از دیکتاتورهای خشن و فاسد است و اکنون ادعا خواهد کرد که تنها جامعه مدنی در دریایی از خصومت های خشونت بار فرقه ای مسلمانان است. بنابرین دنیای متمدن باید از آن رژیم در برابر این جریان غیرمتمدن دفاع کند.
روشن است که در این نزاع خونین شیعیان آسیب پذیرترند. به این دلیل آشکار که اقلیت ۱۵ تا ۲۰ درصدی مسلمانان را تشکیل می دهند. عقل سلیم حکم می کند که اقلیت همواره طرفدار حکومت قانون، امنیت و برابری حقوق باشد. چرا که در غیر این صورت، بازنده استراتژیک خواهد بود.

امیدوارم شکنندگی اوضاع را دریابید و پیش از آن که دیر شود، به اصلاح سیاست های کلان نظام به ویژه در عرصه های سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک توفیق یابید.
سید مصطفی تاجزاده
انفرادی اوین
بهمن ۹۱


’گوادر پورٹ کا فیصلہ بلوچ قوم کے تابوت میں آخری کیل

Momtaz leader wajeh Attaulla Mپاکستان کے بلوچ قو م پرست رہنما سردار عطااللہ مینگل نے گوادر پورٹ کو چلانے کے
لیے چینی کمپنی کے حوالہ کرنے کے فیصلے کو بلوچ قوم کے تابوت میں آخری کیل ٹھونکنے
کے
بزرگ بلوچ قوم پرست رہنما سردار عطاءاللہ مینگل نے گوادر بندر گاہ کو چین کے حوالے کرنے کے سلسلے میں جاری کیے جانے والے اپنے مختصر بیان میں کہا ہے کہ ’گوادر کی بندرگاہ چین کے حوالے کرنا بلوچوں کے تابوت میں آخری کیل ٹھونکنے کے مترادف ہے اور یہ آخری کیل ٹھونکنا انہیں مبارک ہو۔‘

متعلقہ عنوانات

دوسری جانب صوبہ بلوچستان کے گورنر نواب ذوالفقار علی مگسی نے گوادر پورٹ کو چلانے کے لیے چینی کمپنی کے حوالے کرنے کے بارے میں کہا ہے کہ معاہدے کی نیک نیتی پر مبنی ہونے سے بلوچستان کی موجودہ صورتحال میں مثبت تبدیلی رونما ہوگی۔
“گوادر کی بندرگاہ چین کے حوالے کرنا بلوچوں کے تابوت میں آخری کیل ٹھونکنے کے مترادف ہے اور یہ آخری کیل ٹھونکنا انہیں مبارک ہو”
سردار عطاءاللہ مینگل
معاہدے کے حوالے سے گورنر بوچستان کا منگل کی رات کو جاری بیان میں کہا گیا ہے کہ یہاں کے وسائل کی ترقی اور اسے بروئے کار لانے کے معاہدوں میں بلوچستان اور یہاں کے عوام کے مفادات کا ہر صورت میں تحفظ ہونا چاہیے۔
گورنر نے اس خواہش کا اظہار کیا کہ یہ معاہدہ بلوچستان کے عوام کےلیے خوش آئند ہو گا اور روزگار کے مواقعوں کے ساتھ ساتھ گوادر بندرگاہ سے حاصل ہونے والے فوائد و ثمرات یہاں کے عوام تک رسائی ہی وہ واحد راستہ ہے جس کے ذریعے بلوچستان کے عوام میں پائے جانے والا احساسِ محرومی اور صوبے کے وسائل کے استعمال کے حوالے سے ان کے تحفظات کو دور کیا جاسکتا ہے۔
گورنر کا کہنا ہے کہ مقامی لوگوں کے معاشی مسائل حل ہوں گے تووہ صوبے کی تعمیر و ترقی میں حصہ لیں گے۔
گورنر نے کہا کہ یہاں کے وسائل کو بروئے کار لانے کے حوالے سے ماضی میں عوام کی خواہشات اور امنگوں سے ہٹ کر کیے جانے والے فیصلے ناخوشگوار صورتحال کا موجب بنے لہذا ان وسائل کی ترقی کے معاہدوں میں ماضی کے ان تجربات کو ضرور مدِ نظر رکھنا چاہیے کیونکہ بلوچستان اس قسم کے مزید تجربات کا ہر گز متحمل نہیں ہوسکتا ہے۔
مترادف قرار دیا ہے۔

Baloch Republican Party Sweden Is Holding A Protest Sunday 24th February From 14 To 16 Front Of Swedish Parliament

Baloch Republican Party Sweden is holding a protest Sunday 24th February front of Swedish parliment

Baloch Republican Party Sweden is holding a protest Sunday 24th February from 14 to 16 front of Swedish parliament.

بلوچ رپبلیکن پارتی سویدن: تظاهراتی را در روز یکشنبه 24 فوریه زمان 14تا 16 جلوی پارلمان سوئد برگزار می کند

Protesters urge international community to intervene in Balochistan and support Baloch struggle

London : Human rights activists protested against enforced-disappearances in Balochistan at Trafalgar Squar London on Saturday.

The International Committee against Disappearance and International Voice for Baloch Missing Persons organised a protest demonstration at London’s busy Trafalgar Square, as part of their on-going campaign against human rights violations in Balochistan.

The participants held banners, placards and pictures of abducted and extra-judicially killed persons. They also distributed leaflets and explained the situation of Balochistan to by-passers and tourist from many countries of the world. Many people stood by to express their support and encouraged the protesters to continue the good work.

Dr Mostafa Baloch, the Co-ordinator of International Voice for Baloch Missing Persons in London, said Pakistan and Iran were most brutal states. “Both fundamentalist and jihadist states are carrying out the genocide of Baloch nation. It is an irony that world still cannot see the brutalities of Pakistan and Iran against the Baloch people. Baloch have endured enough pain it is time for the world, the champions of human rights, to come to the aid of Baloch and Balochistan,” Said Dr Mostafa Baloch.

The bystanders were shocked to know about the extreme human rights violations and enforced-disappearances of thousands of people in Balochistan.

Talking to the media, Ms Eylen, a representative of ICAD, said that the protest was a part of series of campaigns that ICAD along with IVBMP will continue to hold till next coming one month.

“The Baloch nation is struggling for their independence and therefore the Pakistani and Iranian military are subjecting the Baloch nation to worst possible brutalities,” Said Ms Eylen.

Faiz Baluch, a member of International Voice for Baloch Missing Persons, urged the international community to intervene in Balochistan. He said, “We are protesting here today to bring the plight of Baloch nation to world’s attention. Our aim is to expose Pakistan and Iran’s crime against humanity in Balochistan.

“We appeal the government and people of the United Kingdom to stop supporting Pakistan and Iran. Support the Baloch people’s just cause for human rights, democracy and freedom. We appeal the UN and rest of the civilised world to intervene in Balochistan to end the Baloch genocide before it is too late.”

Balochwarna.com

Iran executes four more Baloch political prisoners

Zahidan : The Iranian fascist regime hanged yet another four Baloch in a prison in Zahedan, the capital city of Iranian occupied Balochistan, on Saturday.

The Human Rights Activist (HARANA) has named the four latest Baloch victims of the state’s barbarism as: Gulam Reki, Parviz Mirbalochzahi, Abdulah Barahoui and Mohammad shah Norzai. They were executed on 16 February 2013.

The report further said with elections approaching, the brutal regime of Iran has accelerated the murder of Baloch prisoners under-custody.

Just two weeks ago on Wednesday on 30th January 2013, five Baloch prisoners named: Nezar Shahbakhsh son of Allahdad, Abdullah Shahbakhsh son of Asad, Nematullah Shahbakhsh son of Wali Mohamad, Abdul Rahman Shahbakhsh son of Yousef and Saleh Nutizahi were executed in the city of Kerman.

It is pertinent to mention that the Iranian regime never provides any legal attorney to the political prisoners. Their fate is decided by the kangaroo court of Iranian mullahs out of public sight. The regime also often refuses to hand over the bodies of the executed persons to their families.


http://balochwarna.com/xnews/articles.218/Iran-executes-four-more-Baloch-political-prisoners.html

قانون فروش خدمت سربازی مشمولان مقیم خارج از کشور لغو خواهد شد

قانون فروش خدمت سربازی مشمولان مقیم خارج از کشور لغو خواهد شد

از دست ندهید: دانشکده پلیس سوئد دانشجو می پذیرد --- Bli Plois



نوکین زندءِ نوکین دَهل ندای زاهدان کریم باشنده

بلوچی حالکاری یا صحافت نزیک یک قرنےءِ دراجیں راهےبرِاِتگ. غیر کتابتین زبانے مهار قلمءُ کاگدءِ دستاں داتگ تانکه چه وهدءَ پشت مه کپ ایت چه نواب یوسف مگسی بگر تاں عبدالواحد بندیگءَ بلوچی زبان ، نبشتهءِ رهبنداں کپتگ ، هم وتی جندءِ زبانی جیڑهءِ پدءَ کپتگ هم قومءِ نه وشّیں بی حاکمیءِ گرانین بار بڈءَ بستگ. کدی وتی ناسرجمی مشکلاں مانگیشینتگ که چه پیمءَ یک سرجمین زبانےءِ واهند به بیتءُ کدی قومءِ بے سرءُ سامانی هرجان سهہ گیری ساهتانی باهوٹ بوتگ. تا روچ مروچی هر چے که بلوچیءَ وتی دراجیں سفرءَ کماه اِتگءُ جمع کتگ وتی جاهءَ گران بهائیں میراثے بلے انگت اے مزنین منزلانی سر بوگ واهگے.... نه زبان په دلجمین آپسرے رس اِتگءُ نه قوم دلسریں مقامےءَ سر بوتگ تو گش ۓ زان ۓ اشکندیں ارمان انگت اے زبانءِ تالهءِ نادلسریں همراه انت.

چدءُ پیش رسالهءِ چاپءِ اجازتءُ مالی وس دو انچیں مشکل بیتگ انت که صحافتءِ ساه اش گپتگ هر کس اے میدان آتکگ چه اداری تچءُ تاچءَ دلسیاهءُ دلپروش ناکام بیتگ یا که اگاں اجازتے په هزار هنرءَ رس اتگ مالی نزوریءَ زوت آئی سفر کوتاه کتگ گڈسرءَ اے میدان ۓ یله داتگءُ شتگ چه مرحوم خیرمحمد ندوی ، غلام فاروقءُ عبدالواحد ءَ که دراجیں مدتےءَ وتءَ داشتگ اِش آ دگه گیشتر رسالهءُ نبشتانک همے جنجالانی هرجاں چه هستءَ نیست بیتگ انت. بلے مروچی چه علمءُ تکنولوژیءُ انٹرنیٹءِ برکتءَ اے دوئیں مشکل پیسری دابءَ پشت نه کپتگ کسے ماں انٹرنیٹءِ دنیاءَ کارے کنگ به لوٹ ایت نه اجازتءِ جنجالانی گرفتار بیتءُ نه که مالی مشکل آئی دیمءَ گرءُ گٹ بنت. بلے اے کار چه وڑءَ به بیت که چه بلوچی چاپی رسالهاں مختلفءُ آهانی کمزوری بلوچی سایتانی سرا ساهیل مه بیت. بلوچی ماهتاکءُ رساله هانی وتی دراهین شریءُ پهتہ ایں کار وتی جاهءَ آهانی معیارءِ سستیءُ استاندارد ءِ نزوری یک هنچیں وبالے که تا روچ مروچی هچ ماهتاکءَ وت رکینت نه کتگ نوں باید انت که همے وب سایتانی سلامتیءَ بے مراد مه کن انت. پرے هاترءَ چیزے گپانی سرا دلگوش دیگ المی انت:

1- انچوش که گوشگ بوت معیار هما کمیابءُ گاریں گوهر انت که چه هر وهدءَ گیشتر باید بلوچی نبشته کنوک آئی اهمیتءُ ضرورتءَ به مار انتءُ دلگوش به دینت. بلوچی اے صد سال نبشتهءِ وهد کمیں مدتے نه انت په هر زبانےءِ ردومءُ دیمرویءَ مزنین وهدے بلے بلوچی انگت چه بنیادی مشکلاں نه گیشت اَگ اے پیش دار ایت که ما بس نبشتگ ، نبیسگ په ما اصل بنگپ بیتگ ، چطور نبیسگءُ چے نبیسگ مقصدے نه بوتگ. رساله هانی تهءَ صدانی تاکءِ تهءَ په مشکل چار تاک اهمین وانگی مطلب دست کپتگ. اے وهدی ضرورت انت که نبشته په مقصدءُ رهبند به بنت تانکه معیارے رسگ مقصد به بیت. بازیں نویسگءِ جاهءَ باید شریں نوشتهءِ رندگیری به بیت اے ردءَ مارا لهتے اهمین نبشته کار هست که آهانی کارپدءِ باید رندگیری به بیت. وتی شرّیں نبشته کارانی کارپداں دلگوش به دئیں آیانی معیارءَ دیمءَ به بریں چوش که واجه آزاد جمالدینی ، مولوی خیر محمد ندوی ، غلام فاروق ، صدیق آزاد ، امان الله گچکی ، عابد آسکانی ، علی عیسی ، جان محمد دشتی ءُ ... اے واجهانی کار بلوچی صحافتءِ شرین مثال انت.

2- زبان ، قول مارتین هایدگرءَ "فکر گوں زبانءَ بنگیج بیتءُ زبان هستیءِ دوار انت" په هر راجے زبان آئیءِ اهم ترین پجار انت. په بلوچاں زبانءُ آئی نبشتهءِ ارزش دو چندان انت. بلوچی چه ریاستیءُ رسمی نظامءِ هستیاں زبهر انت همے وت په زبانےءِ نزور کنگءُ بیگواهیءَ مسترین سبب بیت کنت که مدام دری زبانءِ اُرش آماچ به بیتءُ اجتماعءَ آئی حیثیت چه یک قومی زبانےءَ یک میتگیءُ در ردیں ضرورتےءِ حدءَ ڈالچار بیت. مردمانی وانگءُ فکر کنگ دگه زبانے تهءَ بیت. گڑا نبشته کنگ هم مشکلان کپ ایتءُ فکری موادءِ تیار کنگ هم همے وڑءَ اے پیمءَ زبان مدام چه دری زبادهیں اثراں وت رکینت نه کنت. اے وت یک مزنین جنجالے پر آ زبانءَ. نوں باید انت که ما زبانءِ سرا باز دلگوش به دئینءُ نبشتهءِ وڑ هم همے دابءَ به بیت که زبانءَ سک گران مه کنت تاکه په وانوکءُ نبشته کنوک مشکلیں کارے مه بیتءُ یک سالمین بے وشرے گوں همساهگیں زباناں داشت به کنتءُ نے که چو ارزان که چه وتی هستیءَ هالیگءُ گواپگ به بیت.

3- وب سایت یا اینترنتی رساله هانی یک مزنین بهرے آهانی حال رسانی حیثیت انت. حال رسانی صحافت یک اهمین بهرے بلے مروچی حال رسانی انچوش ارزان بیتگ که هر حالے دمانےءِ تهءَ دراهین دنیاءَ گواهیت. پر حالءِ شنگءُ تالانءَ زبان بازیں اهمیتے نه دار ایت حال هر زبانےءَ دپ ماں دپ گرد انت مردم مالومدار بنت بلوچیءَ حال رسانی انچوش ایے دگه زبانانی حدءَ اهمیت دار ایت بلے آئی اهمیت ترین بهر باید حالانی تجزیهءُ تحلیلءِ سرا به بیت یک شرین فکری گیشءُ گیوارے بلوچی زبانءِ تهءَ بلوچی ویبءَ بستار دنت باید جهد همے به بیت که وب گون وتی حالاں اهم تر بنت بلکیں گوں فکری پهتہ ئیں حالانی تجزیه اهم بیت کن انت که وانوکانی فکری ضرورت نوکیں پسوے دات به کنتءُ زبانءِ دامنءَ گشاد

4- چارمی نکته بلوچی وب وانوکانی کساس ءُ کیفیتءِ قصه انت اے وهدی اے دمگءَ (ایران بلوچستان) بلوچی وانوکانی کساس گون بلوچ وانندهانی بازیءَ هچ همدپ نه انت. مئے ملکءَ بلوچ وانندهانی (دانشگاهیاں) کساس مرچی همے اندازه دیمءَ شتگ که کم چشین میتگءُ لوگ هست که آهانی تهءَ واننده مه بیت همے حسابءَ جنین واننده هم سک باز انت نوں اے وانندهانی بازین کساس گوں بلوچی ءِ ناوانندهےءَ هچ پیمءَ دپ نه وارت نے که آیانی تهءَ قومی مارشت نه اِنت بلے تنے وهدی چه بلوچی وانندهیءَ دورءُ گستا اِنت. وب ءُ انترنت مرچی یک شرین وسیلهے که اے بلاهین مخلوقءَ وتی نیمگ بیار انت ءُ بلوچی وانگءِ هیلدار اِش به کنت. وب سایت باید انت اے بلاهین تکءَ په شری دلگوش به دنت تا نکه بلوچیءِ وانگ عام به بیت ءُ پدا بلوچیءِ نبیسگ الم چه اے مخاطبانی تهءَ ردوم زیر ایتءُ دیمءَ روت. پرچے که ایشان وت وانندهینءُ دانشگاهی مردم انت نبشتهءِ معیار هم بلوچیءِ تهءَ دیمءَ شت کنت. آ باندات دیرءُ دور نه انت که اے دمگءَ وانندهیں مخلوق بلوچیءَ آ مقامءَ سر به کن انت که مرچی ما آئیءِ واهگداریں: پهتہ ئیں فکری نبشهءُ نبشته کار

5- پنچمیءُ آخری نکته مئے تاریخءِ دودءُ ربیدگی شموشکاری انت. بلوچی دنیائے زبانی تاریخ روایت کنوک آخری نسل انت که چدءُ پد ما تاریخءَ دودءُ ربیدگاں باید کتابانی تهءَ شوهاز بکنین پرچی که نوکین دنیا (دنیای مدرن) ءُ شهری زند هما جاه رس اتگ که سنتی زند بلوچی دودءُ رسم وتی آخری عمرءَ رس اتگ. مرچیءَ پد روایتی زندگی بازین تکءُ پهنات هست انت که پهکءَ آهانی عملءُ وجود بیگواه بنت اگاں مرچی آ جمع کنگ مه بنت آهانی شوهاز کنگ سک گران بیت روایتی زندگی زندگیں شاهد مرچی پیرانسریءَ رس اِتگ انت بلوچی کسه ، بلوچءِ میار ءُ میار جلّیءُ بلوچی زندگی اقتصادی بهر چوش که هامین ، رمگ واری ، بهارگاه ، بلوچی بتلءُ گالوارءُ وهدءُ موسم اے درست چاگردءِ پجار انت آهانی روایت کنوک روایتی مردم انت که چه نوکیں زندءَ (جهان مدرن) پیسر تجربه اش هستءُ وت زندگیں شاهد انت ما باید آ زندءِ با تجربه ئیں شاهدانی تاریخی حافظهءَ نبشته به کنین. نوکین دنیا اگاں مارا گون اے دگه جهانءِ قومان نزیک کنت بلے ایشی گون وتی تاریخءُ قومی میراثءِ بیگواهیءُ شموشکاری تاوانءَ همسنگ مه بیت.

اے مئے چارین دانک په نوکیں امیدے که گوں بلوچی وب سایتءِ پچ بیگءَ تج اِش جتگءُ بلکین وشین بانداتےءِ شبینءَ به دنت.
کامیاب بات اِت

اطلاعیه کمیسیون حقوق بشر بلوچستان در مورد اعدام 4 شهروند بلوچ در زاهدان

کمیسیون حقوق بشر بلوچستان اعدام چهار نفر از جوانان بلوچ(عبدالله براهویی ، پرویز میربلوچ زهی ، غلام ریگی سیستانی ، احمدشاه نورزهی )روزشنبه 16 فوریه 2013 در زندان زاهدان تحت اتهامات ساختگی و کلیشه ای به شدت محکوم می کند
حاکمان ایران در آستانه انتخابات ریاست جمهوری موج جدیدی از خفقان و سرکوب در کشور را بالخصوص از مناطق اقلیتهای قومی و مذهبی نظیر بلوچستان شدت بخشیده اند و شهروندان بلوچ در کشور بصورت مستمر و سازمان یافته تحت تبعیض نژادی ، عقیدتی - مذهبی و نسل کشی از جانب حکومت قرار می گیرند .
کمیسیون حقوق بشر بلوچستان باری دیگر ضمن ابراز نگرانی شدید از روند ادامه جنایت علیه بشریت توسط حکومت حاکم بر ایران علیه شهروندانش از جامعه جهانی ، کشورها و سازمانهای حامی حقوق بشر و همه انسان دوستان می خواهد به سکوت در برابر تداوم جنایات حاکمان ایران علیه بشریت پایان داده و به هر نحو ممکن راهی عملی برای جلوگیری فجایعی که در حال انجام است پیدا کنند .
کمیسیون حقوق بشر بلوچستان
هفدهم فوریه 2013

افزایش موج بازداشتها در آذربایجان - علیرضا قولونجو - صدای آمریکا / بخش آذربایجان

واحید قاراباغلی فعال حقوق بشر و سخنگوی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ) در مصاحبه با صدای آمریکا در خصوص موج اخیر بازداشتها در شهرهای آذربایجان، شرایط بازداشتگاههای وزارت اطلاعات، اتهامات وارده بر فعالان ملی، به تشریح مواردی چون حبس تعلیقی و آزادی موقت پرداخته است.
به گفته سخنگوی آداپ، فعالان ملی آذربایجان معمولاً با اتهاماتی مانند پان تورکیسم، تجزیه طلبی، اقدام علیه امنیت ملی، ایجاد گروههای غیرقانونی، تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی، توهین به رهبری و مواردی چون تجمع غیرقانونی روبرو می شوند.
واحید قاراباغلی می گوید، قوانین ایران به وزارت اطلاعات این اختیار را می دهد که فعالان متهم به «اقدام علیه امنیت ملی» را برای مدت طولانی بدون اجازه ملاقات با خانواده و وکیل مدافع بازداشت کرده و به این ترتیب آنها را تحت شکنجه بازجویی کنند. از اینرو فعالان انتقالی به بازداشتگاه وزارت اطلاعات معمولاً با این اتهام روبرو می شوند.
 

کشتـار زندانيـان بلــوچ را شديـدا محکــوم می کنيــم

اعدام ديـروزچهــار زندانی بيگناه بلــوچ در زاهـدان به نامهای عبدالله براهویی ، پرویز میربلـوچ زهی ، غـلام ریگی سیستانی، احمدشاه نورزهی سنــدی ديگـر از سبعيـت رژيم فرقه ای تهـران و ادامــه کشتاری برنامه ريزی شــده در بلوچستـان اشغالـی اســت.
باندهای وابستـه به حاکميـت ، عوامل اطلاعاتی رژيم ، نيـروهاي نظامی و شبه نظامی در بلوچستـان اشغالـی جوانان بيگناه بلوچ را با اتهامـات بی اساس بطور مـداوم دستگيــر کرده، روانـه زندانهـای مخـوف و سياهچالهـای حکومتـی می کننـد.زندانيان سياسـی و جوانانِ اسير بلــوچ قربانـی اهـداف سياسـی و فرقه ای رژيم مذهبــی تهــران هستنــد. مقامات سياسـی، نظامـی وقضايـی رژيم با نقـض کامل حقــوق بشـرو زيرپا گذاشتن ارزشهــای انسانـی هروقـت که بخواهنـد تعـدادی از جوانان بلوچ را که در اسـارت بسر می برند بدون ارتکاب هيچ جرمی، بدون داشتن وکيل يا حق دفاع بالای چوبه دار می فرستنــد.
انجمــن دفاع ازحقــوق بشــر بلـوچستـــان ـ نروژ ضمـن محکــوم کردن اعدام جوانان بلـوچ و جنايات ضدبشری رژيم تهران در بلوچستان اشغالـی از انسانهای با وجدان، آزاده ومسئول تقاضا دارد تا در مقابل کشتـار مردم بيدفاع بلوچ صدای خود را بلند کرده وجلوی رژيم فرقه ای ايران را در نقض حقوق بشـر وپايمال کردن ارزشهای انسانـی فعالانـه بگيرنـد.
انجمــن دفاع ازحقــوق بشــر بلـوچستـــان ـ نروژ - هفدهـم فوريه۲۰۱۳

Baloch students and activists protest in front of Australian Parliament

Australia:  Baloch activists and students organised a protests demonstration against human rights violation in Balochistan, in front of Australian parliament on Saturday.

The participants of the protest were carrying placards demanding end to military operations in Balochistan. The participant of the protest also carried pictures the enforced-disappeared Baloch and victims of extra judicial killings.

Ahmer Rehman, a student activist from Balochistan, addressing the gathering said it was a known fact that Balochistan was occupied by Pakistan and Iran. However, the focus of his talk was Pakistan occupied Balochistan. He said, “In Balochistan the Baloch people are living their life under the shadow of guns and inhuman atrocities. Their physical survival is at stake because of the systematic and organised genocidal policies of Pakistan.” He said the Baloch struggle was the response to cultural domination, economical exploitation, Political subjugation and occupation of the Baloch land by the Pakistan.

He further said that in the last five years Pakistani military and intelligence agencies abducted thousands of Baloch political activists including Doctors, Lawyers, Students, Teachers, Journalists and Baloch intellectuals. “The Voice for Baloch Missing Persons documented more 14000 thousand Baloch have been abducted and they are in the custody of the Pakistani intelligence agencies,” Said Mr Ahmer Rehman. He said the VBMP further reported that more than seven hundred torture mutilated dead bodies of the Baloch missing persons were dumped across the roadsides and mountains in Balochistan and in the different cities of the Pakistan.

Mr Rehman said in the beginning of 2013 the Pakistani military conducted deadly military operations and carried out indiscriminate bombardments on civilian population in the Mashkay region of the Awaran district in Balochistan. Many women and children were killed and wounded in during Mashky operation, he added.

He said most recently Pakistani security forces sieged the village of Mangochar in Kalat district Balochistan. In this fresh operation many Baloch were killed and many of them were abducted by Pakistani military and their intelligence agencies.

His speech Mr Rehman said, “Keeping in view all these atrocities, I would also like to record my protest against the silence of international media. It is shameful that international media is not highlighting the state atrocities and the gross human rights violations, which Pakistani military and its intelligence agencies are committing against Baloch Nation. We request the free media of the world to please take notice of these Pakistani crimes and highlight them.”

He appealed to the Australian government in these words: “I appeal to the Australian government to take notice of these atrocities of Pakistan and raise the issue of Balochistan human rights situation in the international forums such including the United Nations. I would also like to appeal to the other civilized and democratic countries counties to take an immediate action and pressurise the Pakistani government to stop the Baloch genocide and ongoing military operations across the Balochistan.”

http://balochwarna.com/world/articles.52/Baloch-students-and-activists-protest-in-front-of-Australian-Parliament.html

Baloch Community South Korea Protest against human rights violations in Balochistan

London : The Baloch residents in South Korea staged a protest demonstration in Posan, the second largest city of the country, on Monday. The protest was organised by Nasir Ahamd Baloch.

The protesters held banners and pictures of Baloch enforced-disappeared and extra-judicial killed activists and urged the international community to take notice of Pakistani atrocities against Baloch people. They also distributed leaflets about the current situation and status of Balochistan.

The local people of South Korea have reportedly shown their grave concern about the human rights violation in Balochistan by Pakistan, and expressed their full moral support for the victims of state barbarism.

The Baloch protesters have appealed to the UN and other international human rights organisations to take notice of Baloch genocide by Pakistan and Iran. “The UN and international democratic powers must bring Iran and Pakistan to the International Court of Justice for the crime against humanity in Balochistan,” Said the Baloch Community South Korea.


http://balochwarna.com/world/articles.53/Baloch-Community-South-Korea-Protest-against-human-rights-violations-in-Balochistan.html

China should not be a party between Baloch and Pakistan: Hrbyair Marri

B

<a href='http://balochwarna.com/features/articles.40/Enforced-Disappearances-and-extra-judicial-killings-Systematic-Genocide-in-Balochistan.html'>Enforced Disappearances and extra judicial killings: Systematic Genocide in Balochistan</a>

London :


China should not be partner in crime with Pakistan in exploiting Baloch national wealth. The world powers instead of expressing concern should practically act against Pakistan’s decision to hand over Gawadar port to China. The world should support the Baloch freedom struggle. Baloch patriot leader, Hyrbyair Marri, expressed these views in a statement issued from London.

He said Pakistan has been looting and plundering the Baloch national resources since it occupied Balochistan but the liberation struggle has created several hurdles to fail Pakistani exploitative policies. After failing to defeat Baloch freedom movement, Pakistan has planned to lure some powerful countries to invest in Balochistan. Few years ago India, Russia, China and Germany, with the assurance of Pakistan, had agreed to invest in Balochistan but after thorough observation of the situation they realised that the Baloch nation does not support Iran – Pakistan – India (IPI) gas pipeline and other projects. That’s why they became less interested in investment in Balochistan and one by one they abandoned these controversial projects.

However, Pakistan has now once again conned China for exploration of oil and gas in different areas of Balochistan and has also handed over the Gawadar port to China. Several countries in the region have expressed their concern over this deal, which the Baloch people appreciate, but only expressing reservations are insufficient.

The Baloch leader said that China’s interference between Baloch and Pakistan could create difficulties and complexities in the region. “We want to make it clear to China and other powers in the world that we wish peace and prosperity for this region and we respect all nations. We expect the world to recognise Baloch as a nation and support the Baloch freedom struggle,” Said Mr Marri.

He further said: “We have already said that China knows the value of land that is why it is at dispute with Japan over the uncultivated Senkaku Islands. China is also a colonial state like Pakistan that is why it is flooding Tibet with ethnic Chines people. Similarly, Pakistan has occupied Balochistan and settled non-Baloch there to turn the indigenous Baloch into a minority in their own homeland.”

The Baloch leader said Baloch nation was ready to render sacrifices for their country and they have the capability to fail the conspiracy against their national sovereignty. Talking about future difficulties and challenges, Mr Marri said that upcoming Pakistani elections in Balochistan were a real test for the existence of Pakistan. The Baloch should fail these elections and prove that the abducted persons and martyrs who sacrificed their lives for the better future of Balochistan will not go in vain. “Those who are anxious about Pakistani elections and want to take part in elections crossing over the heap of the bodies of Baloch martyrs, they should be reminded that they have separated their ways from the nation,” Hyrbyair Marri said.

He said: “I desire that the pro-freedom Baloch parties should understand the gravity of situation and come closer to each other on ideological and scientific basis and form a unity of patriotic revolutionaries. We will be on the forefront for any such unity so that together we can counter all the internal and external challenges. Such a unity will also fail the attempts of those who are trying to create misunderstanding between Baloch pro-freedom forces in the name of unity.”

balochwarna.com

Balochistan: Important London Meeting For UK Baloch

Balochistan: Important London Meeting For UK Baloch


Baloch leaders held an interactive session at University College London to discuss important issues concerning Balochistan. More events will follow.
An interactive session with the Baloch leadership took place at the University College London on 10th February, 2013. Prominent Baloch leaders Brahumdagh Bugti, Javed Mengal, Mehran Marri and Noordin Mengal took part in the discussion and expressed their views on different aspects concerning the Baloch national struggle. The event was organized by the Baloch Students and Youth Association (UK).

The program was hosted by Qambar Baloch, the president of the Baloch Students and Youth Association UK. The session constituted of two parts, in the first part the speakers in their opening remarks shared their valuable views on different aspects of the Baloch national struggle along the international and regional political developments and their impact on Baloch national struggle, and in the second part; the question and answer session took place.

In the initial quarter of the session, Qambar Baloch gave an overview on the organizations aims and objectives and the necessities of the Baloch students in UK as a result of which the organization laid its foundation. He urged that the prime objective of the organization was to assist the students in their personal, social, educational matters and utilize their abilities and talents to fulfill their national ambitions in the UK. He said, BSYA is an educational, social and HR organization and its members will co-work with other organizations to preserve the Baloch culture and rights and create awareness on the HR violations taking place in Balochistan among the journalists and other international humanitarian and student organizations. In regards to Baloch politics, he added our aim is to develop a trend among the Baloch parties, activists and leaders to promote positive discussions, respect each other and curb the misunderstandings between them to help them accurately analyze the strengths and weaknesses of Baloch struggle. He urged that the Baloch Diaspora beholds a huge responsibility on its shoulders to heal the wounds of the nation and contribute their efforts in the Baloch national struggle. He said that BSYA intends to promote a greater sense of unity among the different sections of the Baloch national movement and today's educational program is a part of that process.

The session commenced when Brahumdagh Bugti was asked about the major achievement and losses in the Baloch struggle in the past one decade. He expressed his views that Pakistan has been committing heinous crimes against the Baloch nation since the past one decade. He mentioned that the Pakistani army and its intelligence agencies have implemented a new strategy to deal with the growing discontent in Balochistan. That strategy is to kidnap Baloch activists in broad day light, torture them and dump their mutilated bodies on the roadside to install fear in the hearts of the masses in order to prevent them to struggle for the national cause.

He added that the Pakistani establishment has out-sourced this activity to different proxy organizations. He said that the army has established death squads which are operating with a different nomenclature in various parts of Balochistan. They have played their role in the abduction and killings of hundreds of students, doctors, engineers, and teachers, members of the civil society, tribal elders and political activists. He said that many Baloch political leaders have been picked up by these proxy death squads and their mutilated and tortured dead bodies are found on road sides on a regular basis. Despite these hardships, the Baloch struggle is progressing, we are getting more organized and the Baloch nation is bravely facing the state barbarism and are not willing to give up their struggle, concluded Brahumdagh Bugti. He stressed that it was imperative for the Baloch to ensure national unity.

The second speaker of the event, Noordin Mengal said that the upsurge in attention by the media and human rights organizations on the situation in Balochistan has helped in internationalizing the issue and considered it as an achievement of the past decade. He regretted the financial assistance provided to Pakistan by world powers, which was abused by the Pakistani military against the secular Baloch. He added that the human rights violations in Balochistan is going unabated despite the reports and pressure from the various HR organization on Pakistan. He said that Baloch being an empowered nation can be a better and natural ally to the west than Pakistan. Pakistan has the long history of deception to the west whilst the Baloch are secular and peace loving people. Supporting the Baloch can benefit the west to contain terrorism and religuous extremism and help bring peace, stability and security in the region. He added that an independent Baloch state can safeguard the strategic interests of the west in this part of the world. He said that the Pakistan army and intelligence agencies are promoting radical elements and fundamentalism which is not only a threat to the Baloch, but to all of humanity. He concluded that the targetted killings of the educated class and youth of Baloch society who have the ability to spread awareness, at the hands of the Pakistan military as one of the major losses of Baloch movement in the recent years. He urged the Baloch nation to stand united as it is the key to success, ensure respect for others and beware of conspiracies to divide them.

Mehran Marri, when asked about the increasing sectarian violence, religous extremism and fundamentalist violence in Balochistan, said that the Pakistani army and intelligence agencies are behind these initiatives and its purpose is to undermine the Baloch nationalist cause and to signal a negative message to the international community by linking the Baloch struggle with the religious extremists to neutralize any foreign pressure to stop Pakistan from continuing its slow motion genocide against the Baloch populace. But it has failed to keep this duplicity from the international community as the west is well aware of its double standards, who on one hand is taking billions of dollars to fight the war on terror while on the other hand is exploiting the western interests in Afghanistan and providing safe haven to terrorists within its borders. He said that the Baloch people must struggle collectively and be aware of efforts to divide them.

Javed Mengal in his speech, claimed the loss of towering figures of Baloch national struggle such as Nawab Akbar Khan Bugti and Nawabzada Balach Marri, the indiscriminate killings of thousands of Baloch and the abduction and summary executions of the backbone of Baloch society as one of major losses the Baloch nation had faced in the last one decade. When asked about the Chinese interest in Balochistan he said that China is taking advantage of the current situation of Balochistan. The relation between Pakistan and China is not unknown to the world and Pakistan uses this to blackmail the West and counter neigbouring India. When asked if Balochistan would survive after independence as Pakistan claims it cannot, he said that Pakistan itself is economically unstable and weak and itself relies on Balochistan's wealth. He said that it is in fact Pakistan which cannot sustain itself without Balochistan. He said that Balochistan has vast reserves of natural resources and can prosper better than many prosperous countries in the region. He regarded the expansion of Baloch nationalistic aspirations to almost every Baloch house as an achievement and that the draconian tactics of the Pakistani state have not been successful in containing the Baloch aspirations.

All the participants formed consensus on unity to be the need of the hour and forming united platform. They urged the Baloch political activists to respect each other and stressed to form and understanding among them which could bring the Baloch together. They equally denounced the elements who knowingly and unknowingly are creating rifts, divisions and misunderstandings among the Baloch political parties and leadership. They also said that they are united and that there are no misunderstandings or division among them and they are collectively working on unity by taking Baloch political parties and leaders into confidence and vowed to contribute in the formation of a united front.

The host concluded the session by appealing to all the Baloch leaders and activists to form an understanding and unite on a single platform and assured to organize such interactive and educational events in the future.

unpo.org

اعدام یک شهروند در زندان سنندج

براساس گزارش رسیده به آژانس خبری موکریان، بامداد روز شنبه 28 بهمن سال جاری، یک شهروند اهل دیواندره به نام عمرشهبازی که به اتهام قتل، توسط دادگاه به اعدام محکوم شده بود، در محوطه زندان مرکزی سنندج به دار آویخته شد.

یک شهروند در سنندج به دستور مراجع قضایی در محوطه زندان مرکزی این شهر به دار آویخته شد. براساس گزارش رسیده به آژانس خبری موکریان، بامداد روز شنبه 28 بهمن سال جاری، یک شهروند اهل دیواندره به نام عمرشهبازی که به اتهام قتل، توسط دادگاه به اعدام محکوم شده بود، در محوطه زندان مرکزی سنندج به دار آویخته شد.

براساس همین گزارش، اتهام عمرشهبازی که حدود دو سال را در زندان سپری کرده بود از سوی مراجع قضایی، قتل عنوان شده است.

زبان رسمی یا زبان مادری؟ مرتضی مجدفر روزنامه بهار

من تبریزی‌ام. بخشی از عمرم را در این شهر زیسته‌ام و بخش‌هایی دیگر را در تهران و نیز اصفهان و مشهد. در تمام سال‌هایی که در تبریز بوده‌ام، با همه، به زبان ترکی صحبت می‌کردم و فارسی صحبت کردن، برایم مصیبت عظیمی بود. حتی وقتی در واپسین ماه سال ۱۳۵۶ به هنگام تحصیل در سال اول دبیرستان به اقتضای کوچ اجباری پدر از تبریز، به اصفهان رفتیم، تا مدت‌ها به لحاظ تسلط نداشتن به زبان فارسی، در صحبت کردن گیج و منگ بودم. به‌ویژه آنکه وقتی فارسی اصفهانی‌ها، با لهجه شیرینشان قاطی می‌شود، برای فهمیدن، اول باید واژه‌های خاص اصفهانی را جدا کنی و بعد بفهمی که چه گفته شده است. در واقع من فارسی را می‌فهمیدم، ولی نمی‌توانستم درست و درمان صحبت کنم.

علاوه بر سال‌های کودکی و نوجوانی، در تمام سال‌های بعد تا به امروز، هر وقت به تبریز رفته‌ام، ترکی حرف زده‌ام و ترکی شنیده‌ام؛ مگر با تک‌وتوک افراد و معدود مهاجرانی که به اقتضای شغلی، تحصیل به تبریز آمده‌اند. در واقع می‌خواهم بگویم زبان مادری ما تبریزی‌ها ترکی است و البته وارد بحث‌های کسروی‌زده من‌درآوردی بعضی‌ها، از جمله صداوسیمای محترم خودمان هم نمی‌شوم که اصرار دارد به جای ترکی از واژه جعلی ‌ساخته‌شده در زمان رضاخان یعنی «آذری، زبان باستان آذربایجان» استفاده کند و با «یاشاسین» گفتن‌های ناشیانه در برنامه‌های ریز و درشتش، هندوانه زیر بغلمان کار بگذارد و آذربایجان را سر ایران بداند و خیلی چیزهای دیگر. حالا در این گیرودار، در صفحه ۲۶ کتاب جدیدالتألیف فارسی سال ششم ابتدایی که از اول مهرماه ۱۳۹۱ در دبستان‌های کشور تدریس می‌شود، یکی پیدا شده است که به من تبریزی ترک‌زبان و احتمالا دیگر ترک‌های ساکن در سایر شهرهای آذربایجان می‌گوید: «ای بابا! تو اشتباه می‌کنی. زبان مادری‌ات فارسی است و تو هم مانند کابلی‌ها، تهرانی‌ها، بخارایی‌ها و خجندی‌ها باید به این زبان مادری که از نیاکانت به تو رسیده است، افتخار کنی.»

ماجرا از این قرار است که در کتاب فارسی سال ششم، شعری با عنوان «ای زبان فارسی» چاپ شده که سروده غلامعلی‌ حدادعادل است:
ای زبان فارسی، ‌ای درّ دریای دَری
ای تو میراث نیاکان، ‌ای زبان مادری
در تو پیدا فَرّ ما، فرهنگ ما، آیین ما
از تو برپا، رایتِ دانایی و دانشوری
کابل و تهران و تبریز و بخارا و خُجند
جمله، ملک توست تا بلخ و نشابور و هری
جاودان زی، ‌ای زبان دانش و فرزانگی
تا به گیتی، نور بخشد آفتاب خاوری
فارسی را پاس می‌داریم، زیرا گفته‌اند
«قدر زر، زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری»
شعر، شعر وزینی است ولی در زمینه آرایه‌های ادبی اشکالاتی نیز دارد و ضعف تالیف و ضعف قافیه نیز در آن مشهود است. همچنین اصلا برای چاپ در کتاب درسی یک نظام آموزشی متمرکز مناسب نیست. چراکه فارسی ضمن آنکه زبان مادری بخش‌هایی از مردمان کشورمان است، زبان مادری بخش‌های فراوانی از ساکنان ایران بزرگ هم نیست. شاعر، باید بین «زبان رسمی» و «زبان مادری» تفاوت قایل می‌شد. برای من، فارسی زبان رسمی کشورم و ترکی زبان مادری‌ام است. من با از بین بردن ضعفی که در کودکی و نوجوانی در فارسی حرف‌زدن داشتم، اکنون به راحتی به فارسی حرف می‌زنم، به فارسی سخنرانی می‌کنم و به فارسی کتاب و مقاله می‌نویسم؛ ولی زبان مادری‌ام فارسی نیست. البته وقتی من فارسی حرف می‌زنم، همه می‌توانند به راحتی از لهجه‌ام متوجه شوند که من فارس نیستم. برخلاف بعضی‌ها، من هیچ‌گاه سعی نکرده‌ام کلماتی را که «ک»، «ق»، «غ»، «چ» و «ج» دارند جوری تلفظ کنم که لو نروم، چون پذیرفته‌ام که زبان مادری من فارسی نیست. اگر شاعر تعمدی داشته نام تبریز ترک‌زبان را در کنار کابل، تهران، بخارا، خجند، بلخ و نیشابور نسبتا یا تقریبا فارس‌زبان بیاورد، چرا سرمولفان کتاب درسی فارسی ششم که انصافا هر دو انسان‌هایی فرهیخته‌اند، اجازه داده‌اند این اشتباه در کتاب درسی راه یابد. سرمولفان کتاب‌ فارسی سال ششم که یکی طبرستانی و دیگری خویی و ترک‌زبان است، باید بین «زبان مادری» و «زبان رسمی» تفاوت قایل می‌شدند و اجازه نمی‌دادند به راحتی به زبان مادری اهالی شهری با یک‌میلیون و اندی جمعیت و از دیگرسو مردمانی با جمعیتی بالغ بر سی‌میلیون نفر در کشورمان که آن‌ها نیز به زبان ترکی تکلم می‌کنند، بی‌احترامی شود.

البته همان‌طور که پیش از این نیز یادآور شدم، اگر نظام برنامه‌ریزی درسی ما نیمه‌متمرکز یا غیرمتمرکز بود و قرار بود برای دانش‌آموزان مناطق فارس‌زبان، کتاب درسی ادبیات نوشته شود و مولفان حتما اصرار داشتند که از همین شعر شاعر استفاده کنند، یا باید خودشان شعر را اصلاح می‌کردند یا آن را به شاعر عودت می‌دادند تا بدون آنکه وزن شعرش به هم بخورد، به جای کلمه تبریز، شهر دیگری را انتخاب کند که زبان مادری ساکنانش حتما فارسی باشد؛ مانند نیریز، مهریز یا پاریز. همچنین اگر قرار است لزوم احترام به زبان رسمی در کنار زبان مادری را به همه دانش‌آموزان ایرانی- اعم از ترک، فارس، بلوچ، کرد، ترکمن، عرب و جز آن‌ها- یادآور شویم، می‌توانیم به آن‌ها بگوییم با احترام به زبان مادری همه، آموزش و یادگیری کامل زبان رسمی ضروری است. اگر می‌خواهیم با یکدیگر ارتباط داشته باشیم، اگر می‌خواهیم مکاتبات اداری و اسناد دولتی همه‌فهم باشد و اگر می‌خواهیم با یک دستورالعمل زبانی مشابه با همدیگر سخن بگوییم، زبان رسمی می‌تواند این وظایف را بر عهده بگیرد. در این صورت، دیگر این شعر آقای حدادعادل مناسب چاپ شدن در کتاب درسی همه دانش‌آموزان ایرانی نیست و باید شعری انتخاب شود که در آن از زبان فارسی، در مقام زبان رسمی مورد استفاده توسط دانش‌آموزان ایرانی یاد شود. البته سلیقه خاص مولفان کتاب فارسی ششم به همین یک مورد خلاصه نمی‌شود و درست هشت صفحه بعد (صفحه ۳۴) در درس «دوستان همدل» که برگرفته و تلخیص‌شده از داستان دوچرخه، نوشته رضا رهگذر است، باز شاهد این هستیم که در پایان داستان به دانش‌آموزان یک کلاس در تبریز که همگی با هم ترکی صحبت می‌کنند، به دلیل آنکه دو دانش‌آموز فارس‌زبان منتقل‌شده از شیراز هم در کنار آنان حضور دارند و به خاطر ترکی صحبت کردن بچه‌ها، آن دو از مدرسه گریخته‌اند، توصیه می‌شود که با هم و نیز با آن دو شیرازی، فارسی صحبت کنند تا همدلی ایجاد شود!

من نمی‌دانم این چه بدسلیقگی است که از میان این همه مسئله و موضوع، بر مسئله زبان و از میان این همه شهر، بر تبریز تاکید می‌شود. البته دیگر تبریزی‌ها نمی‌توانند مثل سابق بگویند حق ما را خوردند و چه و چه. در کتاب فارسی سال ششم دبستان، نام تبریز بیش از همه شهر‌ها برده شده است.

خب، چه باید کرد؟ کتابی تالیف شده و خطایی بزرگ صورت پذیرفته و فارسی پایه ششم ابتدایی در شمارگانی بالغ بر یک‌میلیون نسخه در مدارس توزیع شده است. یک راه برای جبران خطا، روشی است که برخی از دوستان عصبانی ترک‌زبان به نمایندگی از تبریزی‌ها در وبلاگ‌ها و سایت‌ها راه انداخته‌اند و آن، پیشنهاد پاره و جدا کردن صفحه ۲۶ کتاب فارسی از پیکره کل کتاب است که در آن صورت، خواه‌ناخواه صفحه ۲۵ هم به ناحق از بین می‌رود. در صفحه ۲۵، چند تمرین و نکته خواندنی به چاپ رسیده است که با پاره شدن درسی زبان فارسی، متاسفانه آن‌ها هم به جور، از میان می‌روند. این دوستان عصبانی، می‌گویند: «این یک اعتراض مدنی! است، ما درسی را که در آن هویت ما تحریف شده باشد، نمی‌خوانیم.» من هر چقدر فکر کردم تبلور اعتراض مدنی را در پاره کردن کتاب نیافتم. البته اجرای این راه‌حل به این راحتی هم ممکن نیست؛ چون دو بیت از پنج بیت شعر مذکور، در پشت جلد کتاب هم چاپ شده است. صفحه ۲۶ را پاره کردیم، جلد را چکار باید کنیم؟ کتاب بدون جلد که به درد نمی‌خورد. همچنین اجرای این راه‌حل، مشکلات دیگری نیز در پی دارد و آن آلوده شدن محیط‌زیست و احیانا تبدیل شدن تعدادی از یک‌میلیون برگه پاره شده به موشک کاغذی است.

راه دوم، قدری زمان‌بر و البته معقول‌تر است. یک سال صبر کنیم این درس با جایگزینی کلمه‌ای به جای تبریز، در مناطق فارس‌زبان تدریس شود و از تدریس آن در مناطقی که زبان مادری آن‌ها فارسی نیست، خودداری شود. همچنین از محتوای این درس (با پشت صفحه، یعنی صفحه ۲۵ کاری نداریم) در آزمون‌ها پرسشی مطرح نشود. از شاعر- اگرچه سخت است- عذرخواهی کنیم و بخواهیم اگر قریحه‌اش کماکان جوشان است، شعری در وصف زبان رسمی بسراید. البته او بسیاری از کلیدواژه‌های همین شعرش را می‌تواند در‌‌ همان شعر جدید به‌کار بگیرد. ولی در هر صورت، باید شعر جدیدی در وصف زبان رسمی سروده شود. البته در این صورت آن دو سرمولف طبرستانی و خویی، باید دقت کنند که در تمرین‌های همین درس، در مورد تفاوت زبان رسمی و زبان مادری نکاتی را بگنجانند و به دانش‌آموزان یادآور شوند که با احترام قانونی به زبان رسمی، هیچ‌گاه زبان مادری خود را فراموش نکنند.

به طور قطع در این فاصله، معلمان و اندیشه‌ورزان فراوانی از گوشه و کنار کشور، کاستی‌های دیگری از کتاب را نیز هشدار خواهند داد. برای مثال، ممکن است کسی پیدا شود و بگوید: دوستان! این واژه «درس‌پژوهی» (Lesson study) که به عنوان سرفصل کار در آخر تمرین‌ها به کار برده‌اید، اصلا آن چیزی نیست که در فرآیند درس‌پژوهی مدنظر است. به عبارت دیگر، آن چیزی که احتمالا مد نظر شما بوده، انجام فعالیت پژوهشی توسط دانش‌آموزان است، در حالی که درس‌پژوهی، فعالیتی است مستمر توسط حلقه‌های معلمان درباره یک موضوع درسی و از میان سرفصل‌های موجود در برنامه درسی.

من پیشنهاد دوم را خیلی می‌پسندم و یک سال صبر می‌کنم. حتی اگر آن دوستان وبلاگ‌نویس و ای‌میل‌باز (به طور قطع اگر آقای حدادعادل نوشته مرا بخوانند حتما ای‌میل را به رایانامه تبدیل می‌کنند) ناراحت نشوند و خود مرا پاره نکنند، تا یک سال فارس می‌شوم و می‌روم پی کارم. ولی سال بعد، منتظر خواهم بود تا کتاب درسی، به عنوان یکی از مهم‌ترین اسناد رسمی موجود در کشور، بین زبان رسمی و زبان مادری تفاوت بگذارد و به راحتی اجازه ندهد به زبانی که من با آن سخن می‌گویم، بی‌حرمتی شود. من فارس نیستم، اما فارسی را یاد گرفته‌ام، با آن می‌نویسم، می‌خوانم و با دوستان فارس و غیرفارسم ارتباط برقرار می‌کنم و به آن احترام هم می‌گذارم. چراکه به قانون اساسی جمهوری اسلامی رای داده‌ام و به رای خود وفادارم. آقای حدادعادل لااقل یک‌بار اصل ۱۵ قانون اساسی را بخوانند و خدا وکیلی ببینند که آیا ایشان هم به مفاد آن وفادار مانده‌اند؟ در کنار همه این‌ها، من زبان مادری خود را پاس می‌دارم، زیرا به قول آقای حدادعادل که به‌زیبایی و با امانت‌داری مصراعی ضرب‌المثل‌شده را به وام گرفته‌اند: «قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری.»
پانوشت:
۱- سال‌ها قبل در روزگاری که شاهنشاه حکم‌روایی داشت، شخصی موسوم به «ناصح ناطق» در کتابی قطور که با ظاهر علمی هم تالیف کرد، زبان ترکی ما را «زبان ناپدری‌های اهالی آذربایجان» نامید.
۲- ضعف قافیه به این صورت است که دو مصراع بیت مطلع ردیف قافیه «دری» است و حرف «رَوی» آن معلوم است در حالی که در مصراع‌های بعدی به «وری» و «هری» تبدیل می‌شود. شاعر وقتی حق دارد در بیت‌های دیگر ردیف «َ ری» بیاورد که در دو مصراع مطلع آن را معلوم کرده باشد. چنان که شاعران استادی چون انوری، خاقانی و فضولی همین قافیه را به کار برده‌اند و تکلیف آن را در مطلع، معلوم ساخته‌اند. همچنین در مصراع اول ضعف تالیف نیز وجود دارد: ‌ای زبان فارسی، ‌ای درّ دریای دری - با توجه به اینکه فارسی و دری هر دو یک چیزند و دو مقوله‌ جداگانه به حساب نمی‌آیند، نمی‌تواند یکی دریا و دیگری درّ آن باشد. این ضعف تالیف است که در منطق به آن مغلطه می‌گویند. یعنی دو نام برای یک موضوع واحد را دو موضوع جداگانه و حتی متضاد (مثل دریا و درّ) بکنند.
http://www.asre-nou.net/php/view.php?objnr=25384

اعدام گروهی و قرون وسطایی در زندان مرکزی زاهدان استان سیستان و بلوچستان


بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » صبح امروز حداقل ۴ زندانی در محوطه زندان مرکزی زاهدان اعدام شدند.
روز شنبه ۲۸ بهمن ماه حداقل ۴ زندانی از بندهای ۱،۳،۵و ۷ زندان زاهدان به دار آویخته شدند. اسامی ۴ زندانی که صبح امروز اعدام شدند به قرار زیر می باشد:
۱-احمد شاه نور زهی ۲۰ ساله از بند ۱ زندان مرکزی زاهدان
۲ـ عبدالله براهویی ۲۷ ساله بند ۳ زندان مرکزی زاهدان
۳ـپرویز میر بلوچ زهی ۳۵ ساله بند ۷ زندان مرکزی زاهدان
۴ـ غلام ریگی سیستانی ۳۸ ساله از بند ۵ زندان مرکزی زاهدان
اعدام شدگان فوق به اتهام داشتن مواد مخدر اعدام شدند.
رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای همراه با شبکه آخوندیش لاینقطع مشغول به جنایت علیه بشریت در ایران می باشد.آخوندهای حاکم با اعدام های گروهی و مستمر تلاش می کنند جامعه ای که در آستانه انفجار قرار دارد را مرعوب نمایند تا شاید بتوانند انفجار عمومی را به عقب بیاندازند.
از طرفی دیگر سازمان ملل متحد و کمیسر عالی حقوق بشر در مقابل جنایتهای ضد بشری سکوت نموده است و این مسئله باعث شده است که آخوندهای ضد بشر به جنایتهای خویش در ابعاد گسترده تری ادامه دهند
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، اعدام گروهی حداقل ۴ زندانی در زندان مرکزی زاهدان به دست آخوندها را به عنوان یک جنایت قرون وسطایی محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده ولی فقیه آخوند علی خامنه ای به مراجع قضایی بین المللی است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۲۸ بهمن ۱۳۹۱ برابر با ۱۶فوریه ۲۰۱۳
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
دبیر کل ملل متحد آقای بان کی مون
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه اعدام سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل
http://parsdailynews.com/111497.htm

انتقاد امام جمعه اهل سنت زاهدان از روند انتخابات ریاست جمهوری

تارنمای سنی آنلاین، پایگاه رسمی اطلاع رسانی اهل سنت ایران، با استناد به مولوی عبدالحمید می‌نویسد که انتخابات ریاست جمهوری نباید منحصر به یک جناح باشد بلکه باید انتخاباتی ملی و آزادانه در کشور برگزار شود که همه‌ی جناح‌ها، گرایش‌ها و اقوام بتوانند در انتخابات مشارکت کنند


مولوی عبدالحمید: انتخابات ریاست جمهوری باید آزاد و ملی باشد
 
مولوی عبدالحمید: انتخابات ریاست
 جمهوری باید آزاد و ملی باشد
مولانا عبدالحمید در اظهارات خود در رابطه با حق نامزدی اهل سنت برای انتخابات ریاست جمهوری کشور گفته است که امیدی به تائید صلاحیت نامزدی اهل سنت در انتخابات را ندارد، اگر چه این حق اهل سنت است که باید بتوانند در همه عرصه های سیاسی و اجتماعی کشور حضور داشته و مشارکت نمایند.
عبدالحمید خاطرنشان می‌کند: «یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات تدوین کنندگان قانون اساسی بود که گفتند رئیس جمهور حتماً باید شیعه باشد. همه‌ی ما ملت ایران هستیم و این کشور متعلق به همه‌ی اقوام و مذاهب است و نباید تفاوتی بین شیعه و سنی، کرد، فارس و بلوچ وجود داشته باشد.»
امام جمعه اهل سنت زاهدان همچنین می‌افزاید: «با این حال ما می‌گوییم حداقل از بین برادران شیعه که می‌توانند کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شوند، افرادی را از گرایش‌ها و تفکرات مختلف تائید کنید. اگر افرادی با اتهامی سیاسی در زندان هستند مشکل این افراد را حل کنید و همه‌ی ملت را با خود همراه کنید، زیرا دشمنان ما در حال حاضر زیاد شده‌اند.»

اعتراض مولوی علیه بازداشت روزنامه‌نگاران
سایت سنی آنلاین از قول مولانا عبدالحمید با اشاره به بازداشت عده‌ای از روزنامه نگاران کشور نیز می‌نویسد: «دستگیری و بازداشت روزنامه نگاران به صلاح نظام اسلامی نیست و بازتاب‌های منفی علیه کشورمان در جهان دارد و ما باید از هر آنچه که به حیثیت کشور و نظام خدشه وارد می‌کند، دوری کنیم.»
عبدالستار دوشوکی، رئیس مرکز مطالعات بلوچ در لندن
 
عبدالستار دوشوکی، رئیس مرکز مطالعات بلوچ در لندن
به نظر عبدالستار دوشوکی، رئیس مرکز مطالعات بلوچ در لندن موضع گیری مولوی عبدالحمید درباره‌ی انتخابات ریاست جمهوری در ایران و همچنین انتقاد وی از حبس روزنامه‌نگاران منتقد در کشور ازجایگاه ایشان به عنوان یک شخصیت ملی و سیاسی برخاسته است. وی به رغم فشار‌مقام‌های محلی انتقاد می‌کند و سکوت را می‌شکند.
آقای دوشوکی در این رابطه به سخنان عبدالحمید اشاره می‌کند که گفته است، استمرار نظام در گرو شنیدن انتقادات منتقدان و مخالفان است و حکومت تک جناحی، تک مذهبی و تک قومی در ایران هرگز جواب نداده است.

وی همچنین تاکید می‌کند مولوی عبدالحمید در تظاهرات ۲۲ بهمن امسال شرکت نکرد و با این اقدام او خواسته است به نوعی اعتراض خود را نشان دهد. اما دوشوکی تاکید می‌کند که انتقادات صمیمانه‌ی او باعث حمله‌ی رسانه‌های حکومتی علیه این روحانی شده است.


http://www.dw.de/انتقاد-امام-جمعه-اهل-سنت-زاهدان-از-روند-انتخابات-ریاست-جمهوری/a-16602693?maca=per-rss-per-all-1491-rdf

حربه هـای ضدبشـری فاشيسـم تماميـت خـواه پارس در بلوچستــــان اشغالــی قسمــت ســوم , محمــد کريــم بلـــوچ

تجزيـه و تقسيــم بلوچستــــان پهنــاور که بر اساس طرح ضدبشــری استعمـار پيـر انگليـس در جنـوب آسيـا به رهبری ژنرال فردریک گلداسمیت ( ۱۸۷۱ ) و هنري مارتيمر ديورنـد ( ۱۸۹۳ ) آغاز شـد به وسيله عوامل منطقه ای آنان ادامه يافــت.

ژنرال گلد اسميت و ديوررند با همدستی خائنانه ناصرالدين شاه سفاک و عبدالرحمن خـان افغان زخـمـی عميق برسرزميــن بلوچستــــان وارد کردنـد. زخمـی که پايه ديوار استبـداد و سيم خاردار خونيـن فاشيستهای پارس برآن نهاده شده است. زخمـی عميــق که گلزميـن ما را به سه قسمت بلوچستـــان غربی، بلوچستــــان شرقــی و بلوچستــان شمالی تقسيـم کــرد. بخش غربی گلزميـن را ناصرالدين شاه گجــر( قاجــار ) چند صباحی به اشغـال خود در آورد، بخش شرقی آن که «بريتيــش بلوچستــــان» نام گرفـت زير سيطــره مستقـيـم استعمـار فـرسـوده و روبه زوال بريتانيا در آمـد و بخـش شمالی وطـن ما به افغانستان الحاق شد.

پس از تاسيـس کشـورهای قلابـی ايـران و پاکستـان ملتهـای ستمـگر پارس و پنجابـی برای تامين منافـع خود نقـش استعماری انگليـس را بمراتب وحشيانه تـر ازاشغالگران انگليسـی ادامه دادنـد. مـردم بلـوچ، هويـت ملی بلــوچ، زبان بلوچی و سرزميـن بلوچستــــان بطـور سيستماتيـــک در معرض هجـوم فاشيستی و سياست های ضدبشــری اشغالگــران ددصفت پنجابــی و تماميـت خواهان پارس قـرار گرفـتنــد.

تجـزيه و تقسيــم بخشهـای وسيعــی از بلوچستــان اشغالی و الحاق شان به فـراه، پشتونستـان، پنجاپ، سنـد، خراسـان ، کرمان و در نهايــت هرمزگان کـه بوسيله اشغالگـران صورت گرفتـه اسـت عملـی ضدبشری و بر خلاف مصلحت ملـی و منافع ملت بلــوچ است
.
اگرچـه اشغالـگران کينه تــوز و فاشيستهـــای تماميت خـواه سرزميــن بلوچستـــان ر ا بارها تجـزيـه و تقسيـم کرده و تا بحال از هيچ اقـدام بلوچ ستيزانه ای نگذشته انـد اما بدليل شکست طرحهـای ضدبشری شان و بدليل رشـد آگاهی ملی در بلوچستــــان غريزه کينه توزی بالفعل و دشمنی شان با ملــت بلوچ بمراتـب شديد تر از قبــل شده اســـت. چيـزی کـه درعملکـرد وحشيانــه مهمانان ناخوانده وسبعيت نامحدود اشغالگـران درسراســر بلوچستــان اشغالــی آشکـار اسـت.

با توجه به شکسـت فاحـش پروژه کشـور سازی ( ايران سازی ) و ملت سازی ( ملت ايرانی ) بر دريايی از خون بلوچ، عرب، کورد، تورک آذری و تورکمن و سياست نافرجام آسيميلاسيون، فاشيستهـای بی تمدن پارس می خواهند به هـر قيمت که شده حتی با نابودی فيزيکی بيشماران انسانِ بيگناه رؤيای تبه کارانـه، جاهــلانه و فاشيستـی « ... بدين بوم و بر زنـده يک تـن مبــاد » را عملـی کننــد تا غرايز کينه تـوزی، انتقامجويی، تماميت خواهـی و زياده طلبـی خود را ارضــاء کننــد

ازرضا ميرپنجِ اصطبلدار گرفته تا خامنه ای نمک نشناسِ سفاک، از اشغالگر وحشی جهانبانی گرفته تا شوشتـری، از ساواک شاه گرفته تا ساوامای شيخ، ازقلمبــر و رادان جنايتکار گرفته تا باندهای تبه کار زابلی، از اوباشان فرقه ای صفوی صفت گرفته تا سپاه مافيايی، از اطلاعات هروئين فروش رژيم گرفته تا مرصاد خون آشام، از فاشيستهـای مرکز نشين گرفته تا آسيميلـه شدگان بخت برگشته دشمنی و کينه توزی حيوانی خود را بر عليـه بلــوچ و بلوچستــــان با قساوتِ خاص خـود نمايان کرده انـد.

فاشيسـم پارس بی نهايت تبه کار و تمدن ستيــز اسـت. تولد، حيات و بقـای اين پديده شوم ( فاشيســم پارس) با اشغال سرزمين های ملل غير پارس ، دشمنی با هويـت ملی غير پارس ها، کينه توزی با زبانهای ملی ملل در بنـد، غارتگـری، چپاول، کشتـار و اعدام، شکنجه و زندان، دروغ و ريا، تماميت خواهی، غصب حقوق ديگران، دزدی و فساد، فرقه گرايی و خرافات گره خورده اسـت.

فاشيسم بدور از تمــدن پارس مکارانه و با حرص و آز به سرزمين اجدادی ما بعنوان « گوهـر زير خاکـی» ، « گنـج پنهـان ايران»، « هندوستــان کوچـک» و «سرزميـن امکانـات» می نگرد و برای غصـب هميشگی آن به بلوچ ستيزی جنون آميزی روی آورده اسـت. کشتار بيرحمانه مردم بلوچ به اشکال گوناگـون وگسيـل برنامه ريزی شده اشغالگران همچون مور و ملخ از « بــلاد فـــارس» به شهرها ی زرخيـز و مناطق حاصلخيـــــز بلوچستــان در اين راستــا ســت. غصب سرزميــن بلوچستــــان، غارت منابــع و معــادن ما، سياست ضدبشــریِ آسيميله کردن بلوچ و ادامه اشغـال بلوچ گلزميــن از جمله اهــداف مشتــرک اشغالگران اسـت.

در تجزيـه و تقسيــم بلوچستــــان غربی توحــش را بدانجـا رسانـده انـد که يک بانـد اشغالگـر نظـر می دهـد که اگـر استـان « سيستـان و بلوچستــان » را به دو قسمـت سيستـان و مکــران تقسيــم کننـد به نفـع شان است.
ديگری با طرح تقسيـم بلوچستــــان به سه قسمـت سيستان، مکـران و سـرحـد با باند اول شيادانه به جـر و بحـث می پردازد.

باند سومـی که چند نـفر آسيميلـه شدهً از خود بيگانه و مـزدور وطـن ( بلوچستــان ) فـروش را هم به يدک می کشـد هر دو باند را هشدار می دهــد که راه حلهای آنان مشکلات اشغالگران را بطور ايده آل جوابگو نيست. بنابراين نقشه بلوچستــــان را جلوی خود گذاشته با يک ماژيک سياه سه خط موازی بر آن رسم کرده و قلدرانـه اعلام می کنـد که تقسيــم بلوچستــان به چهار قسمت جوابگوی کل مسائل اشغالگــران است.

يک قسمـت را با مرکزيت حسيــن آبــاد ( زابل) استـان سيستـان خواهنــد ناميــد، بخش ديـگر را استان سرحـد، سومی را مکران و چهارمی را استان ساحلــی خواهنـد ناميــد !
تکه پاره کـردن بلوچ گلزميــن، غصب منازل مسکونـی و زمينهـای کشاورزی متعلق به مردم بلوچ، اعمـال زور، جهالـت آشـکار، نقـض حقـوق بشــر، کشتـار و اعـدام، عـدم احتـرام به ارزشهـای انسانی، تماميــت خواهـی، عقب ماندگی فرهنگــی، فرقــه گـرايی، بيگانگـی با اصــل احتـرام متقابـل، لگــدمال کــردن حقـوق ديگـران و دوری از متمــدن زيستــن را

دربرخـورد با ملــت بردبار بلــوچ ازافتخـارات خـود می داننــد. در عين حال جاهلانــه و طلبکارانه ادعــا دارنــد کــه « تمـدنی کهــن وفرهنگــی پيشرفتــه » دارنـد! اگرچـه اشغالگــرانی بيش نيستنــد امـا با کمـال وقاحــت، کينه تــوزی حيوانـی و در قعــر جهالـت در کاخهـای فسـاد خود نشسته طرح پشت طرح ارائه می دهنـد. بدون آنکه حتی ازملــت بلـــوچ پرسيده شـود در باره آينـده سرزميـن بلوچستــــان تصميـم می گيرند، آنرا تکه پاره ميکننـد تا راحت ترکنتـرل و غارت کننــد.


دشمنــی با نام تاريخــی بلوچستــانفاشيسـم پارس و باندهای بلوچ ستيـــز وابسته به آن که رؤيای از بين بردن نام تاريخــی بلوچستــان و تقسيـم بلوچ گلزميــن را در کله های پوک خــود می پروراننــد هرکدام برای خود دفتر و دستکی براه انداخته و در دشمنی با ملت بلــوچ و اجرای سياستهای فاشيستی با يکديگـر مسابقه گذاشته انـد. بـا شکســــت پــروژه « استـان هرمـزگان » بعنوان يک واحـد سياسی و جغرافيايــی توطئـه شــوم تقسيــم « استان سيستـان و بلوچستــان» را باز هـم زمزمــه کـردنـد. با گذشـت زمان مشخـص شــد که حتی برداشتــن نام تاريخـی بلوچستــــان را هم تمــدن ستيــزانه و جاهــلانه طرح ريــزی کرده انـد
.
فاشيسـم پارس با دادن نقشـی خائنانـه به حاتـم ناروئی هم اکنـون پروژه تجزيـه وتقسيــم بلوچستــان را به پيـش می بـرد. همچنيـن بر خـی از نمايندگـان انتصابــی مجلـس آخـونـدی شانـه به شانـه فاشيستهـای خـون آشـام مـرکـز به دشمنـی با بلــوچ و بلوچستــــان برخاسته انـد تا نوکـری خـود را به خامنـه ای دودزده ثابت کننـد
.
بنا به اخبار منتشــر شــده در سال گذشته فاشيسـم حاکـم در صدد است تا با اجرای طرحــی بلـوچ ستيزانه و ضدبشــری « استان سيستـان وبلوچستــــان» را به چهار قسمـت تقسيم کنـد تا راحت تر به اهداف شــوم خود دســت يافتـه و غرايــز تماميــت خواهـی و زياده طلبـــی اشغالگـران را ارضـاء کنـــد.

تجزيه و تقسيـم مجـدد بلوچستــــان اشغالی صرفا تاميـن کننـده منافــع اشغالگـران است. یکی از اهـداف شـوم و مشترک توطئه هـای حکومتی برداشتن نام تاريخـی بلوچستــــــــان از کاغذپاره های اداری است.
فاشيسم کـور پارس که پس از روی کار آمـدن ولايــت سفيــه و آخوندهای شيـاد با خرافات فرقـه ای جمکــرانی آميخته شـده اسـت گـوی سبقـت را در بلـوچ ستيـزی از جنايتـکاران جنـگی پنجابی هـم ربوده اسـت و با بکارکيری افرادی بلــوچ فروش مانـنــد دهمـرده وحاتم « نارويـی » می خواهــد تيشـه به ريشـه هويت ملــی
بلــوچ و بلوچستــان بزنـد
حاتم نو شيعـه را که اسم فاميلــی « نارويی » را به يـدک می کشـد و جفت دستانش تا کتف در خــون نارويی هـا ، شيهکـی ها و بامری های جنـوب کرمـان ( مناطق الحاقی) آغشتـه اسـت حالا به جان کل ملـت بلوچ انداخته انـد. نقـش حاتم «نارويـی» در قتل مرحـوم نظرخـان نارويـی و تفرقه افکنــی بين بلوچهـا در مناطق الحاقی به کرمان، کينه توزی نسبـت به ملـت بلـوچ و زبان بلـوچـی، دعوت کردن مرحــوم عيد محمـد بامـری به مذاکـره و قتــل ناجوانمردانـه وی ، شعلـه ور ساختـن جنگهـای قبيلـه ای و هزاران بـلـوچِ مناطق الحاقی را در فقـر نگهداشتـن فاکتهايی هستنـد که سرسپردگی او را به خامنـه ای شيـره ای و مافيـای حاکـم نشان می دهنـد. حاتـم نارويـی نوکر حلقه بگـوش خامنه ای بلوچ کـُـش همگام با فاشيستهای پارس ماموريتِ برداشتنِ نام تاريخــی بلوچستــان را به گردن گرفتـه است. غافل از آنکه سرزميـن بلوچستـــان اسکندرها ، تيمورها، ناصرالدين شاه ها و ميرپنج ها بخود ديده و نابود نشـد
.
يقينـا شيادانـی چون خامنه ای خون آشام و شاگردان سر سپــرده اش مانند شهرياری خونخوار، دهمـرده بلــوچ فروش و حاتم بظاهـر نارويی ره بجايی نخواهـنـد برد. ملت بلــوچ و بلوچستــان به برکـت خـون بيشماران شهيــد راه استقلال و در نتيجـه مبارزات ملـی طولانــی از اين آزمايش خونيـنِ تاريخـی سربلنـد بيـرون خواهـد آمـد. افرادی مثل شهرياری بی فرهنگ، حاتم بلــوچ فـروش و دهمــرده فالانژ بعنوان خائـن به ملت بلـوچ و بلوچستــــان تا ابــد مورد نفريـن قرار خواهند گرفــت
.
ادامه دارد
پروشـت ءُ پروش باتنـت ايران ءُ پاکستـان
آزات ءُ آباد بات گنجيــــں بلـوچستــــــــان

محمــد کريــم بلـــوچ
پانزدهم فـوريـه ۲۰۱۳

http://baluchistan47.blogspot.no/2013/02/blog-post_15.html

تاسیس بند جدید در زندان مرکزی زاهدان و امنیتی شدن فضای زندان

خبرگزاری هرانا - سازمان زندانهای استان زاهدان با تاسیس یک بند جدید در زندان زاهدان اقدامات خود را برای امنیتی کردن این زندان گسترش داد.
 
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این بند جدید که به عنوان قرنطینه از آن استفاده خواهد شد ظرفیت ۱۰۰ نفر را دارد که حدود ۳۰۰ نفر به آنجا منتقل خواهند شد.
قرنطینه جدید امکان ارتباط با خارج از زندان از طریق تلفن را نیز نخواهد داشت و زندانیان به صورت تنبیهی به آنجا منتقل خواهند شد، این بند با حضور دادستان زاهدان در هفته گذشته افتتاح شده است.
مسئولین زندان مرکزی زاهدان همچنین در راستای امنیتی کردند فضای زندان از کارکنان حفاظت زندان برای سایر امور چون بهداری و مددکاری، فروشگاه و... استفاده می‌کنند و با ممنوع التردد کردن زندانیانِ رابط بین فروشگاه‌ها و بهداری و مددکاری اقدامات جدیدی را برای کنترل بیشتر زندانیان انجام دادند.


https://hra-news.org/1389-01-27-05-27-21/14940-1.html