Long live free and united Balochistan

Long live free and united Balochistan

Search This Blog

Translate

اشکال سنتی و قدیمی جامعه ی بلوچ و جریان مداوم زندگی عبدالوهاب شهلی بر

اختصاصی ندای زاهدان - عبدالوهاب شهلی بر- برخی از اظهار نظرها و عملکردهای اخیر در بلوچستان منجر به تسریع و شتاب گرفتن گفتمان انتقادی در خصوص کم و کیف اشکال سنتی و قدیمی سازماندهی اجتماعی و سیاسی جامعه ی بلوچ، شده است. البته مباحث فکری ریشه دار در جامعه، نه یک شبه شکل گرفته و نه یک شبه از بین می روند، اما برخی از پدیده ها همچون یک کاتالیزور (شتاب دهنده) عمل کرده و موجب تسریع در مراحل طبیعی آنها شده و معلوم نیست که چه سرانجامی در پی داشته باشند.

تا قبل از مسلط شدن دولت مدرن رضاشاهی،«خان سالاری فئودالی» و «سردارسالاری مال داری»، شیوه های بی بدیل و مسلط سازمان اجتماعی و سیاسی جامعه ی بلوچ به ترتیب در مکران و سرحد، هستند. خان به پشتوانه ی قدرت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی که دارد، بر رعیت حکمرانی می کند. کشاورزی شیوه ی غالب امرار معاش است و بیشترین و مرغوب ترین زمین ها هم متعلق به خان وخاندان اش. خان نشسته در برج و بارویش، با گماشته هایی که دارد، سراسر جامعه را می پاید و از ریز و درشت زندگی رعیت، که خانه هایشان عمدتاً در اطراف قلعه بنا شده اند، با خبر است. خان هم مالک است، هم قاضی است، هم زندانبان و هم مدافع رعیت در مواردی که از جانب بیرون و یا رعیتی دیگر، مورد تعرض قرار می گیرد. شاه کلید این سیستم، خشونت عریان و بی رحمی است که در تمام جوامع فئودالی وجود دارد. خان مکران با همان خشونتی با رعیت متمرد برخورد می کند که شاهان قاجاری با رعایای خود، برخورد می کردند و یا یونکرها در آلمان با رعایاشان.

البته در این سیستم، که مبتنی بر یکجانشینی و نوعی شهرنشینی ابتدایی است، همیشه از خشونت استفاده نمی شد و تلاش می شد که نوعی تسلط فرهنگی که امروزه هژمونی نامیده می شود، شکل بگیرد. خاندان حاکِم با برتر جلوه دادن نژاد و ذات شان و نیز با به نمایش گذاشتن زندگی های باشکوه شاهانه و برپا داشتن میهمانی های آنچنانی، بخشش های نمایشی و پر طمطراق، رواج دادن انواع و اقسام القاب و ... به دنبال حک کردن چهره ای برتر و شایسته حکومت کردن در ذهن رعایا، بودند و رعایا هم عمدتاً سرنوشت شان را قبول کرده بودند؛ چون اولاً، در آن زمان شکل غالب حکومت، بخصوص در مشرق زمین، چنین بود و مقوله هایی چون حقوق شهروندی، ارزش ذاتی انسان، آزادی فردی، برابری انسانها و ... که اکنون برای ما مطرح هستند، مطرح نبودند، ثانیاً، جامعه ی بلوچ، جامعه ای منزوی و بی خبر از جهان اطرافش بود، ثالثاً، اکثر حاکمان نظمی را که بشر برای تداوم زندگی، نیازمند به آن است بوجود می آوردند و رابعاً، آنها عوامل بنیادی را که برای تداوم تولید فئودالی، لازم بود فراهم می نمودند.
اما سازمان سیاسی و اجتماعی سرحد، به دلیل متفاوت بودن شیوه ی تولید در آن، شکل دیگری داشت که می توان آنرا «سردارسالاری مال داری» نام نهاد. بر خلاف مکران، که شیوه غالب تولید، کشاورزی و شکل غالب زندگی، یکجانشینی بود، در سرحد، شیوه ی غالب تولید، دامداری (مال داری) و شکل غالب زندگی، کوچ نشینی، بود. ضرورت های شیوه ی تولید مال داری در طی رشد و گسترش اش، سیستم سیاسی و اجتماعی «سردار سالاری» را بوجود می آورد. کوچ طائفه، مشخص کردن حریم مراتع، حل و فصل کردن دعاوی، ارتباط با حکومت مرکزی و ... ضرورت های سیاسی و اجتماعی سازمان یافتن جامعه در قالب «سردارسالاری» بود. یک اصل مسلم در زندگی اجتماعی جوامع مختلف وجود دارد که با گذر جوامع از سطح صرف زیستی و بقاء و بوجود آمدن نوعی تراکم جمعیت، حفظ و تداوم زندگی، مستلزم یک ساحت قدرت و یا نهادی برای اداره زندگی اجتماعی است.

احتمالاً در ابتدا در سرحد افرادی که از هوش، سیاست و سلحشوری بیشتری برخوردار بودند و متشخص بودنشان را برای طائفه شان، نشان می دادند، بعنوان سردار انتخاب می شدند، اما از آنجایی که این مشخصه ی قدرت- بخصوص در جهان سنت- است که میل به تدوام و گسترش دارد، در ادامه، قدرت مورثی می شود و از این حیث برخی از مشخصات «خان سالاری» مکرانی را به خود می گیرد. منافع ویژه ای که قدرت تولید می کرد، باعث می شد که سردار به هر قیمتی که شده است قدرت را در خانوده اش جاودانه کند، لذا فرزند ارشد و یا فرزندی که از توانایی بالاتری برخوردار بود، برای جانشینی اش، آماده می نمود و این چنین به مرور زمان، درون هر طائفه ای خانواده سردار و تیره اش، صاحبان همیشگی فرمانروایی و دستار سرداری، تثبیت می شدند و قدرت، انحصاری آنها می شد.

البته متفاوت بودن شیوه ی تولید مال داری از فئودالی، منجر به شکل گیری تفاوت هایی بنیادی در شکل و کیفیت قدرت در سیستم «سردارسالاری» سرحد نسبت به سیستم «خان سالاری» مکران، می شود. از آنجاییکه مالداری مبتنی بر کوچ نشینی بود و سردار و خاندان اش همچون بقیه ی افراد طائفه، مجبور به کوچ و تحرک بودند، این امکان برای آنها وجود نداشت که برج و بارویی برای خود بسازند و خود را از دیگران متمایز و دور از دسترس آنها، قرار دهند. لذا مجبور به زندگی در کنار دیگران بودند و لذا، امنیت آنها وابسته به تامین نسبی رضایت کل طائفه بود و دست شان برای ظلم و قدرت طلبی باز نبود. از منظری دیگر، سادگی شیوه ی تولید مالداری نسبت به پیچیدگی شیوه ی تولید فئودالی، باعث می شد که جامعه ی سرحد به آن صورت جامعه ای طبقاتی نشود و هر طائفه ای در قلمروی مخصوص خودش، ادامه زندگی دهد و هر خانواری برای امرار معاش اش، تعدادی گوسفند و یا شتر، داشته باشد و در تولیدش وابسته به دیگران نباشد و سردار هم در نهایت نیازمند به تعدادی شبان و معدودی خدم و حشم برای پذیرایی از میهمانانش باشد. اما پیچیدگی شیوه ی تولید کشاورزی در مکران، باعث می شد، جامعه ای به شدت طبقاتی و نابرابر شکل گیرد که قدرت تابعه اش هم به شدت خشن تر و پیچیده تر، می شد.

کشاورزی برای خلاف دامداری، بخصوص در جامعه ایی به شدت کم آب چون مکران، به عوامل تولید بیشتر و نیز به سازمان کار پیچیده تری نیازمند، بود؛ قناتی باید حفر می شد، سیستمی برای تقسیم آب شکل می گرفت، زمین های زراعی تقسیم می شدند، زمینی شخم زده می شد، بذری تهیه می شد، نیروی کاری برای کاشت و داشت و برداشت وجود می داشت و ... . پیچیده گی تولید منجر به پیچیدگی جامعه، و نیز پیچیدگی و خشونت بیشتر «خان سالاری» می شد. از آنجاییکه در جامعه ی کشاورزی از یک سو، در سازمان گسترده کار اختلافات بیشتری تولید می شد و از سوی دیگر، خان برای اداره املاک اش، جمع آوری مالیات، حفاظت از برج و بارو، اداره دهات تابعه و ... نیازمند به نیروی کار بسیارگسترده ای بود، تداوم قدرت نیاز به خشونت بیشتری داشت. و از همه مهم تر، خانی که در قلعه ای با برج و باروی های سر به فلک کشیده، زندگی می نمود و خدم و حشم اش در بندگی اش به دنبال پیشی گرفتن از یکدیگر بودند، و خود را ایمن از هر گونه شورش احتمالی رعیت می دید، ترسی از کاربرد خشونت و اعمال غیرانسانی نداشت که تاریخ سربسته مکران، حکایت هایی ناگفتنی در این خصوص، دارد.
«خان سالاری فئودالی» و «سردارسالاری مال داری» - که نمایی کلی از آنها ارائه شد و بحث مفصل در این خصوص نیازمند مطالعات جدی میدانی و تحلیل گفتمان روایت ها و داستان های فولکلوریک را می طلبد که نیازمند کار تحقیقاتی چند نسل از محققان است- چه خوب و چه بد، اشکالی از سازمان اجتماعی و سیاسی در دوره ای طولانی از تاریخ بلوچستان بوده اند و قضاوت در خصوص آنها بستگی به دنیای فکری و تعلقات خانوادگی و خویشاوندی افراد دارد. اما سایه سنگین تاریخ بر جامعه ی بلوچستان همچون هر جامعه ی دیگری وجود دارد، و هیچ جامعه ای بدون شخم زدن گذاشته اش نمی تواند، مسیر حرکت حال و آینده اش را شکل دهد. لذا، دفتر بحث در خصوص گذشته همیشه باز است و هر محققی می تواند بدون هیچ گونه محدودیتی کوزه ی تاریخ را بگشاید و اسرار مگو را روایت کند. از منظری دیگر، بعد از افول یک دوره، تاریخ دیگری شروع به زبان گشودن می کند، تاریخ فرودستان، تاریخ بی زبانان و تاریخ کسانیکه در دوره شان امکانی برای بیان تجربیاتشان از زندگی، وجود نداشت!
اما همانطوریکه در ابتدای این نوشته ذکر شد، آن چه که بحث در خصوص گذشته بلوچستان را این روزها داغ کرده است و نقد تاریخ گذشته شدتی فراتر از حد طبیعی - هم در جهان واقعی و هم در جهان مجازی- به خود گرفته است، رویکردهای جدید و نیز حضور نمایشی اشکال گذشته و شکل گیری توهماتی جدید برای بازماندگانِ فرادستان قدیمی، است. لذا، سئوال این است که با از دور خارج شدن شیوه های تولید فئودالی و مال داری در بلوچستان، بعنوان شیوه های غالب تولید و امرار معاش، نظام های سیاسی و اجتماعی بر آمده از آنها، یعنی«خان سالاری» و «سردارسالاری» قادر به بازتولید واقعی و نه تصنعی و نمایشی هستند یا خیر؟ در پاسخ به این سئوال، احتمالاً پاسخ های مختلفی ابراز می شود، اما پاسخ دانش و خرد اجتماعی، منفی است. بعنوان نمونه در ادامه به بررسی مختصر نظریه یکی از بنیانگذاران جامعه شناسی- گئورگ زیمل آلمانی- در این خصوص می پردازیم.
زیمل در مقاله ی کلاسیک و مطرحِ «تضاد فرهنگ مدرن» که به فارسی ترجمه شده و در شماره 18 فصلنامه ی ارغنون در سال 1380 منتشر شده است، بحثی بنیادین در خصوص تضاد زندگی با اشکالی که در جریان مداوم اش تولید می کند، بیان می دارد. او مطرح می کند که فرایند پویا و خلاق زندگی در جریان حیات و تداوم اش مصنوعاتی چون قوانین مدنی و اساسی، آثار هنری، علم، تکنولوژی و بی شمار چیزهای دیگر تولید می کند که می توان آنها را اشکال زندگی نامید. این اشکال هر چند ظرف زندگی و امکانی برای عینیت یافتن آن هستند اما پس از مدتی نمی توانند زندگی را در خود جا دهند. زندگی در هر حوزه ای از محصور کردن خود درون هر گونه شکل ثابتی عصیان می کند. لذا اشکال زندگی هر چند در لحظه ی استقرارشان کاملاً با زندگی جفت و جور هستند اما همزمان با آنکه زندگی به تحول و تکامل خود ادامه می دهد، آنها به سمت تغییرناپذیرشدن و دور شدن از زندگی میل می کنند و در واقع خصم آن می شوند. بنابراین، « دیر یا زود نیروهای زندگی هر شکلِ فرهنگیی، را که تولید کرده اند، تضعیف می کنند. آن زمان که یک شکل بطور کامل متحول می شود شکل بعدی آغاز به شکل گرفتن در زیر آن کرده است و مقدر است که پس از مبارزه ای کوتاه یا طولانی جانشین آن گردد».

زمانی «خان سالاری» و «سردارسالاری» اشکال سیاسی و اجتماعی جریان زندگی در بلوچستان بودند، اما دیر زمانی است که مدرنیزاسیون برآمده از پهلوی و نیز جمهوری اسلامی، منجر به سیر زندگی مردم بلوچ در مسیرهایی متفاوت شده و اشکال جدیدی را به خود گرفته است که هر چند این اشکال جدید هنوز در حوزه ی سیاسی مسلط نشده اند ولی چیز قابل توجهی هم از اشکال قدیمی«خان سالاری» و «سردارسالاری» هم باقی نگذاشته اند. علی رغم اینکه از دور خارج شدن اشکال قدیمی سیاسی و اجتماعی زندگی در بلوچستان، بر اساس نیروهای درونی جریان زندگی بلوچی، اتفاق نمی افتد و نیرویی بیرونی (مدرنیزاسیون وارداتی) عامل اصلی تغییرات است، اما آنچه که مهم است این است که امروز نیروهای اجتماعی و فکری بنیادینی در زندگی بلوچ شکل گرفته اند که با اشتیاقی وافر برای عینیت یافتن، در جستجوی اشکال جدیدی در تمامی حوزه های زندگی هستند. لذا برنامه هایی که در صدد بازسازی زندگی رشد یافته بلوچی در اشکال تنگ و محدود قدیمی، از دور خارج شده و جا مانده هستند، راه به جایی نبرده و حکایت این برنامه ها همچون نمایش هایی است که آیین های از بین رفته در زندگی واقعی را در چهره ای ناقص و مخدوش شده بر صحنه می آورند تا به اصطلاح، معاصران از میراث معنوی گذشته شان، کاملاً قطع ارتباط نکنند! اگر به دنبال بهبود اوضاع جامعه هستیم، راه حل نه در بازتولید اشکال قدیمی زندگی و جا مانده از جریان مداوم زندگی، بلکه در هموار نمودن مسیر برای زایش اشکال جدید زندگی در حوزه های مختلف فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، است. هر برنامه تفکری که عقب مانده تر از سطح رشد نیروهای زندگی باشد، راه به جایی نمی برد و امکانی عملی برای ریشه دواندن آن وجود ندارد.

Iran Hangs 13 Prisoners including five Baloch

iran hanging
Iranian authorities have hanged five Baloch prisoners on Wednesday (January 30 2013).
The Human Rights Activists News Agency (HRANA) reported that five Balouch prisoners were executed in Kerman on early Wednesday morning.
The victims were named as Nazar Shahbakhsh S/O Allah Dad, Nematollah Shahbakhsh S/O Assad, Abdollah Shahbakhsh S/O Wali Mohammad, Abdorrahman Shahbakhsh S/O Youcef and Saleh Notizahi.
The five prisoners sentenced to death by the Iranian judiciary. They were off loaded from a passenger bus about five years ago in the Sirjan region in Kerman.

Another Six prisoners convicted of drug trafficking were hanged in Esfahan, on Sunday morning, January 27th of 2013. Two of them were women. One of them was Afghan citizen.

Source: Human Rights Activists News Agency 

گزارش مرکز مطالعات توسعه لندن در مورد بحران اقتصادی جاری گزارش مرکز مطالعات توسعه لندن در مورد بحران اقتصادی جاریتحریم ها و سقوط پیوسته ارزش ریال تا سرنگونی رژیم ایران ادامه دارد

 
دبی- العربیه. نت فارسی
مرکز مطالعات توسعه در لندن تاکید کرد تحریم های بین المللی بخش های مهم اقتصاد ایران را تحت تاثیر قرار داده است و کشورهای غربی تلاش می کنند از طریق فشارهای جاری بانک مرکزی این کشور را از دستیابی به ارز محروم کنند تا در صورت اصرار ایران بر مواضع خود زمینه سرنگونی رژیم حاکم در این کشور را فراهم کنند.

این مرکز در پژوهش اخیر خود در مورد شرایط اقتصادی جاری در ایران اعلام کرد سقوط 50 درصدی ارزش ریال و افزایش 27 درصدی تورم ایران را به تلاش برای دور زدن تحریم ها وادار کرده است.

بر اساس این گزارش صادرات نفت ایران به میزان 40% کاهش یافته و این کشور از تامین حدود 400 میلیارد دلار برای توسعه بخش انرژی خود عاجز مانده است. به همین دلیل ایران به توسعه صنعت پتروشیمی و تولید سوخت روی آورده است.

ایران روزانه حدود 50 میلیون لیتر بنزین مصرف می کند که 37 میلیون لیتر آن را وارد می کند و طی سال های گذشته تلاش کرده است از واردات این مقدار سوخت بی نیاز شود اما تولید سوخت در داخل ایران به دلیل عدم برخورداری از استاندارد مطلوب مشکلات فراوانی برای سلامت مردم به وجود آورده و این کشور مجبور است پولی را که از طریق تولید بنزین محلی به دست می آورد برای درمان صدها حالت خفگی و بیماری ناشی از آلودگی هوا مصرف کند.

ایران همچنین برای افزایش درآمدهای خود قیمت سوخت را کاهش داده است اما همزمان قاچاق سوخت در این کشور افزایش یافته است.

گزارش می افزاید دولت احمدی نژاد به شدت خواستار لغو یارانه سوخت و مواد غذایی است اما برای کسب آراء مردم در انتخابات آینده ریاست جمهوری و همچنین به دلیل اختلافات داخلی این مسئله را به تعویق انداخته است.

مرکز توسعه بین الملل در لندن اعلام کرده است یارانه هایی که دولت برای سوخت و مواد غذایی به مردم پرداخت می کند به 100 میلیارد دلار می رسد.

بر اساس این گزارش ایران برای تامین سرمایه لازم برای توسعه انرژی با مشکلات جدی روبه رو است به همین دلیل تلاش می کند به هر روش ممکن به نقدینگی دست یابد و برای تامین این نیاز به کشورهایی روی آورده است که از تحریم ها مستثنی شده اند.

ایران به دلیل تحریم های نفتی سالانه 42 میلیارد دلار از دست می دهد. بانک مرکزی این کشور ، برای تامین هزینه توسعه تاسیسات پارس جنوبی برخی از سهام وزارت نفت را فروخته است.

همچنین شرکت نفت سندهایی را با سود 20 درصدی چهار ساله توزیع کرده است. هرچند که توزیع این اسناد با ریسک همراه است اما ایران برای تامین نیازهای مالی خود به چنین سیاست هایی روی آورده است.

در گزارش آمده است که ایران از آغاز تحریم های بین المللی صادرات غیرنفتی به 50 کشور جهان را افزایش داده است که برخی از این کشورها اروپایی هستند. بر همین اساس صادرات غیرنفتی ایران در سال گذشته 8% رشد داشته است و به 32 میلیارد دلار رسید.

از سوی دیگر مرکز جهانی توسعه اعلام کرده است تحریم هایی اقتصادی آمریکا علیه ایران شدیدترین و محکم ترین تحریم هایی است که این کشور با آن مواجه شده و علاوه بر بخش نفتی و نظام بانکی در موارد دیگری چون تامین آلومینیوم ، فولاد ، زغال سنگ و مواد اولیه ساختمان سازی و خودروسازی تحریم شده است.

گزارش می افزاید تولید خودرو در ایران به میزان 40% کاهش یافته است و تحریم های بین المللی درصدد توقف این صنعت در این کشور است.

این تحریم ها سرنوشت 500 هزار کارگر را تهدید می کند و میانگین تورم در ایران را افزایش داده است.

همچنین تحریم ها باعث شده است این کشور به تجارت پایاپای در برابر مواد غذایی و دارو روی آورده است و به همین دلیل دستیابی بانک مرکزی به ارز محدود شده است.

مرکز بین المللی توسعه تاکید کرده است دولت احمدی نژاد برای جلوگیری از تاثیر تحریم ها به چند اقدام پیشگیرانه دست زده است از جمله هزینه صنایع داخلی را کاهش داده و واردات فولاد که میزان آن به 7 میلیون تن می رسد طی ماه های گذشته به شکل قابل توجهی کاهش یافته است.

در همین راستا ایران تلاش می کند تولید فولاد ملی را افزایش دهد و در این زمینه به پیشرفت 8 درصدی رسیده است. این کشور همچنین توانسته است طی سال 2012 حدود 253 هزار تن آلیاژ آلومینیوم و 168 هزار تن پودر آلومینیوم تولید کند و تلاش می کند در نیمه اول سال 2013 حدود 400 هزار تن آلومینیوم تولید کند.

http://www.alarabiya.net/articles/2013/01/22/261855.html

Thousands took part in rally against media blackout and Pakistan’s atrocities in Balochistan

           
<a href='http://balochwarna.com/features/articles.18/Pakistan039s-secret-dirty-war.html'>Pakistan's secret dirty war</a>

Kech :

The rally,Baloch Student Organisation -Azad and the Baloch National Movement (BNM), is said to be the largest in Turbat’s history. The city echoed with “Free Balochistan” slogans.

Thousands of Baloch women, children and elderly took part in a rally, on Saturday, against the military operations, kill and dump and ‘criminal silence of International media’ on gross human rights violations in Balochistan and the silence of UN and other international human rights organisations on Baloch Genocide.

Kareema Baloch, the vice chairperson of the BSO-Azad, led the parade from Degree College Turbat to Fida Shaheed square, where a sit-in was staged. The rally then headed towards Boys College where it took a shape of huge demonstration. The rally participants chanted the slogans in support of free Balochistan and Baloch freedom loving forces. The participants were waving flags of Balochistan and their respective parties.

The participants of rally strongly criticized the international media for their criminal silence on ‘Baloch Genocide’ by Pakistan. A Baloch woman held a placard which read: “BBC and VOA STOP IGNORING BALOCH GENOCIDE,” They also condemned UN for its coldness about Balochistan situation.

Several hundred Baloch from Mand, Balecha, Dasht, Turbat, Shapok, Hoshaap, Keesak and other areas of Balochistan participated in the rally which was headed by vie chairperson of BSO-Azad, Kareema Baloch.
Speaking to the participants of the rally, Kareema Baloch said: “The Baloch nation is resisting for a free state from past many decades. Thousands of Baloch have already laid their lives whereas thousands are still suffering in torture cells. Despite all these atrocities the international media has criminally remained silent. UN, which has taken notice of human rights violations against Congo, Palestine, and Kosovo, is also ignoring the Baloch genocide by Pakistan and Iran.”

She further said that Pakistan and the so-called Pro-Pakistan Baloch nationalists are planning to start a massive military offensive in Balochistan to pave the ground for upcoming Pakistani elections. The operations in Mashkay, Gebun, Mastung and Mangochar, she said, were also carried out please these pro-Pakistan Baloch parties.

“The Baloch nation should boycott the ‘traitors’ and Pakistani electoral process, because these elections are to strengthen and legitimise the occupation of Balochistan,” said Kareema Baloch.

She added that the state of Pakistan failed to defeat the Baloch struggle by arming the drug dealers and other convicted criminal, and now it was using the likes of Malik, Hasil Bizenjo and Sardar Akhtar Mengal against the Baloch national struggle. “These attempts of the state will also fail and the drawn of freedom is inevitable in Balochistan,” Ms Baloch said.

She alleged BNP-Mengal, National Party and BNP-Awami were hands in gloves with Pakistan and were equally responsible for Baloch genocide. She requested the Baloch nation to hold these traitors accountable for their deeds.

Miss Mahdem Baloch, Qandeel Baloch and Ruzhn Baloch also addressed the procession and urging the international media to break their silence on Baloch genocide.


http://balochwarna.com/xnews/articles.208/Thousands-took-part-in-rally-against-media-blackout-and-Pakistan%E2%80%99s-atrocities-in-Balochistan.html

وضع مدارس ایران,کودک آزاری در مدرسه ای از توابع جیرفتscool in iran

کودک آزاری در مدرسه ای از توابع جیرفت

مذاکرات افغانستان و پاکستان از امروز در لندن آغاز می‌شود



مقامات پاکستان، بریتانیا و افغانستان پیش از این هم مذاکرات مشابهی داشته‌اند
 
مذاکرات دو روزه رهبران پاکستان و افغانستان در لندن از امروز (یکشنبه، ۱۵ بهمن/دلو) آغاز می‌شود
 
صلح در افغانستان و راه‌های مقابله با طالبان پس از خروج نیروهای بین‌المللی از آن کشور اصلی‌ترین محورهای این گفت‌وگوها اعلام شده است.
 
حامد کرزی، رئیس‌جمهور افغانستان و آصف علی زرداری، رئیس‌جمهور پاکستان، روسای دو هیات مذاکره‌کننده در لندن هستند.
این گفت‌وگوها به دعوت و میزبانی دیوید کامرون، نخست‌وزیر بریتانیا برگزار می‌شود.
گزارش شده است که مقامات نهادهای امنیتی هر سه کشور در این مذاکرات حضور دارند و برای اولین‌بار مقاماتی از نهادهای نظامی و اطلاعاتی پاکستان و افغانستان در نشست شرکت می‌کنند.
انتظار می‌رود گفت‌وگوها در این نشست دوروزه بر روند برقراری صلح بین طالبان و دولت افغانستان و نوع حمایت‌های احتمالی پاکستان و دیگر کشورها از این روند متمرکز باشد.
براساس برنامه‌ریزی‌ها، نیروهای ناتو تا پایان سال ۲۰۱۴ میلادی افغانستان را ترک خواهند کرد.
ارتقای همکاری‌های افغانستان و پاکستان برای بهبود ثبات در منطقه از دیگر اهداف نشست دوروزه لندن اعلام شده است.
پیش از این، طرفین مذاکرات مشابهی داشته‌اند و دور اول این نشست در کابل و دور دوم آن در نیویورک برگزار شده است.

بدگمانی

امروز بعدازظهر حامد کرزی و آصف علی زرداری مهمان شام دیوید کامرون خواهند بود و گفت‌وگوهای مقامات رسمی از فردا (دوشنبه، چهارم فوریه) برگزار می‌شود.
دولت بریتانیا در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: "این روند سه‌جانبه پیامی روشن برای طالبان دارد: اکنون زمان آن فرا رسیده است تا همه در یک روند سیاسی صلح‌آمیز در افغانستان مشارکت کنند."
در این اطلاعیه آمده است: "همانطور که نخست‌وزیر (بریتانیا) پیش از این گفته است، یک افغانستان باثبات تنها به نفع مردم افغان نیست، بلکه به نفع کشورهای همسایه و بریتانیا نیز هست."
خبرنگار بی‌بی‌سی می‌گوید که بدگمانی بین مقامات افغانستان و پاکستان و بی‌اعتمادی آنها به یکدیگر همچنان اصلی‌ترین موضوعی است که می‌تواند بر روند این گفت‌وگوها تاثیر بگذارد.
حامد کرزی، رئیس‌جمهور افغانستان نیز در کلیک یادداشتی در بی‌بی‌سی، خواهان اتحاد تمام مردم افغانستان برای برقراری صلح در آن کشور شده است.
او نوشت: "اگر جنگ را خارجی‌ها به ما تحمیل کردند، ابتکار صلح باید در دستان خودمان باشد. در غیر آن نتیجه‌ای که ملت منتظرش است، هیچگاه به دست نخواهد آمد."
 
bbc

اطلاعیه کمیسیون حقوق بشر بلوچستان درمورد اعدام پنج شهروند بلوچ در کرمان‎

کمیسیون حقوق بشر بلوچستان اعدام پنج نفر از جوانان بلوچ تحت اتهامات ساختگی و واهی (شهر کرمان ، روز پنجشنبه 31 ژانویه2013) را بشدت محکوم می کند.
 
حکومت حاکم بر ایران باری دیگر با اعدام جوانان بلوچ از طایفه شه بخش و نوتی زهی (نظر شه بخش فرزند الله داد، نعمت الله شه بخش فرزند اسد، عبدالله شه بخش فرزند ولی محمد، عبدالرحمن شه بخش فرزند یوسف و صالح نوتی زهی)در تبعید نشان داد که به هیچ عنوان اهمیتی برای انسان و انسانیت قائل نیست و اقلیت بلوچ همواره از تبعیضات قومی و مذهبی در رنج بوده و حاکمان ایران با زندانی کردن ، شکنجه ، اتهامات و اعترافات ساختگی و نسل کشی شهروندان بلوچ بصورتی بیسابقه موج جدیدی از خفقان و سرکوب را آغاز کرده اند.

کمیسیون حقوق بشر بلوچستان از آقای احمد شهید و همه سازمانهای حقوق بشر ، جامعه جهانی و بشردوستان می خواهد برای بازداشتن حاکمان ایران از ادامه جنایت علیه بشریت اقدام عاجلی اتخاذ نمایند.
کمیسیون حقوق بشر بلوچستان

یکم فوریه 2013

ترور ناجوانمردانه یکی از علمای اهل سنت در زاهدان

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سنی آنلاین، تعدادی افراد مسلح ناشناس، دیروز جمعه (13 بهمن 1391) در یک اقدام تروریستی و ناجوانمردانه، "مولوی عبدالله براهویی"، امام جماعت یکی از مساجد شهر زاهدان را ترور کرده و به شهادت رساندند.
افراد مسلح که سوار بر یک خودروی سواری بودند، با تیراندازی به سوی خودروی این مولوی جوان، وی را به شهادت رساندند.
گفتنی است شهید مولوی عبدالله براهویی، علاوه بر تدریس در چند مکتب سطح شهر زاهدان، امامت یکی از مساجد اهل سنت واقع در خیابان بدر زاهدان را نیز بر عهده داشت و به تعلیم قرآن و آموزش احکام دینی به فرزندان مسلمان مشغول بود.
نماز جنازه ایشان عصر روز شنبه (14 بهمن) با حضور جمع کثیری از علما، طلاب و عموم مردم در مسجد جامع مکی زاهدان به امامت شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید اقامه گردید.
مولانا عبدالحمید در سخنانی کوتاه، ضمن محکومیت شدید این عمل بزدلانه، آن را اقدامی "تروریستی" و "ناجوانمردانه" توصیف کرد و از مسئولین قضایی و امنیتی خواست تا این موضوع را هر چه سریعتر پیگیری و عوامل این اقدام تروریستی را شناسایی و دستگیر نمایند.

                 http://farsi.sunnionline.us

خطراعدام‌های جدید شهروندان بلوچ‌ در ایران دویچه وله

۵ تن از زندانیان بلوچ در زندان کرمان اعدام شدند. در تلویزیون محلی استان سیستان و بلوچستان گزارش اعتراف ۵ شهروند بلوچ دیگر پخش شد. فعالان حقوق بشر بلوچ درباره‌ی اعدام قریب‌الوقوع این افراد هشدار می‌دهند.
خبرگزاری فارس گزارش داده است «۵ سوداگر مرگ در کرمان به علت قاچاق مسلحانه‌ی مواد مخدر به دار مجازات آویخته شدند.» فارس نوشته است که این افراد به موجب دادنامه‌ی شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی به اعدام محکوم شدند
.
در گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشرنام این افراد: نظر شه‌بخش فرزند الله‌داد، نعمت‌الله شه‌بخش فرزند اسد، عبدالله شه‌بخش فرزند ولی‌محمد، عبدالرحمن شه‌بخش فرزند یوسف، صالح نوتی‌زهی اعلام شده است. هرانا می‌نویسد که این پنج نفر سحرگاه چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۱ در محوطه‌ی زندان کرمان اعدام شده‌اند.
هرانا خاطرنشان می‌کند این افراد از شهروندان بلوچ هستند و حدود پنج سال پیش در اتوبوسی که در مسیر سیرجان به کرمان متوقف شده بود، بازداشت شدند. این خبرگزاری در گزارشی دیگر از انتقال علی پژگل زندانی سیاسی بلوچ به زندان مرکزی اردبیل نیز خبر داده است. علی پژگل ۲۱ ساله به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" به ۱۶ سال حبس محکوم شده و ۳ ماه پیش از زندان مرکزی زاهدان به زندان اردبیل منتقل گردید.
«ناآرامی‌ها از شهرستان آغاز می‌شود»
نمایندگان نهادهای بین‌المللی چون عفو بین‌الملل و "جامعه اقوام در معرض خطر" در گفت‌وگو با دویچه وله حکم اعدام بلوچ‌ها به بهانه‌ی "قاچاق مواد مخدر" را فاقد شفافیت حقوقی می‌دانند.
ناصربلده‌ایناصر بلده‌ای
ناصر بلده‌ای، فعال سیاسی بلوچ در تماس با دویچه وله می‌گوید: «تعداد افراد دستگیر شده سیاسی بلوچ فقط در بند ۵ ویژه‌ی زندانیان بلوچ زاهدان به ۱۸۰ نفر می‌رسد. مقامات قضائی جمهوری اسلامی ایران هرازگاهی تعدادی از آن‌ها را اعدام می‌کنند. در شهرهای دیگر هم افراد سیاسی بلوچ محبوس‌‌اند. بیشتراین افراد که از طایفه ریگی و یا دیگر طوایف مرزنشین کشورهستند، در تظاهرات‌ اعتراضی ماه می ۲۰۰۹ دستگیر شدند.»
بلده‌ای تاکید می‌کند که نهادهای بین‌المللی هم به ارتباط دادن اتهامات سیاسی بلوچ‌ها با قاچاق مواد مخدراعتراض کرده‌اند. وی می‌گوید:«جمهوری اسلامی ایران تاکنون اتهامات این افراد را ثابت نکرده است. زندانیان بلوچ هیچ‌وقت علنی محاکمه نشدند و در محاکمات آنان وکیلی حضور نداشته است.»
پخش فیلم اعتراف‌گیری بلوچ‌ها
فعالان حقوق بشر بلوچ در چند روز اخیر با تماس با دویچه وله گفتند در تلویزیون سیمای هامون، صدا و سیمای استان سیستان و بلوچستان فیلم اعتراف برخی از بلوچ‌ها پخش شده است که تحت شکنجه مجبور به اعتراف شده‌اند. ناصر بلده‌ای در این رابطه می‌گوید: «قبلا هم هر وقت فیلم اعتراف‌گیری بلوچ‌ها پخش شده اکثر این افراد پس از پخش اعترافات اعدام شده‌اند.»
آقای بلده‌ای می‌افزاید: «با توجه به سخنان ناصر شعبانی، از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که گفته بود ناآرامی‌ها از شهرستان‌ها به جای تهران شروع می‌شود، تعدادی از زندانیان بلوچ، کرد و عرب را انتخاب کرده‌اند و از این زندانیان اعتراف گرفته‌اند تا آن‌ها را اعدام کنند.»
اعتراض نهاد‌های بین‌المللی
از سوی دیگر در روزهای اخیر نظر جامعه‌ی جهانی نیز به‌ویژه به سرنوشت افرادی که احتمال اعدام شدن آن‌ها هست، بیشتر شد. مارکوس لونینگ، مسئول حقوق‌بشر وزارت امورخارجه‌ی آلمان، روز پنجشنبه (۵ بهمن/۲۴ ژانویه) با انتشار بیانیه‌ای خواستار لغو فوری حکم اعدام ۵ شهروند عرب ایرانی در اهواز شده بود.
"دروری دایک" مسئول بخش خاورمیانه سازمان عفو بین‌الملل به دویچه‌وله فارسی گفت: «طبق قوانین ایران اتهاماتی چون حمل سلاح و قاچاق و توزیع مواد مخدر مجازات اعدام را درپی دارد. اما سازمان عفو بین‌الملل و دیگر نهادها که در رشته‌ی حقوق بشر فعالیت می‌کنند و حتی مقام‌های سازمان ملل همیشه به طرف ایرانی گفته‌اند که با این گونه اقدامات مخالف هستند. در سال گذشته اکثر موارد اعدام در ایران با مواد مخدر ارتباط داشتند.»
آقای دایک می‌افزاید: «در مدیریت قضائی ایران شفافیت وجود ندارد. متهمین به وکیل دسترسی ندارند و پس از دستگیری بازجوها می‌توانند اعتراف بگیرند. عدم شفافیت در چارچوب سیستم مدیریت قضائی در ایران خطر بزرگی است. متاسفانه حتی در ساده‌ترین پرونده‌های جنایی هم قوانین ایران ضعیف عمل کرده است.»
پخش فیلم اعتراف بلوچ‌ها در تلویزیون ایران
"دروری دایک در ادامه تاکید می‌کند: «در ۲ سال گذشته موج اعتراف‌گیری در ایران بیشتر شده است. به‌کارگیری این نوع به اصطلاح اعترافات نشان می‌دهد که در سال‌های گذشته سیستم قضائی ایران ضعیف‌تر شده است.»
آقای دایک تاکید می‌کند که مردم هم دیگر به اعتراف‌گیری‌ها باور نمی‌کنند. وی می‌افزاید: «اکنون ما شاهد هستیم که در نتیجه ارتباط قضات و یا سیستم قضائی با سیستم امنیتی نوعی فساد حرفه‌ای در سیستم قضائی کشور رشد کرده و این مسئله کاملا خلاف قوانین ایران و میثاق‌های بین‌المللی است که ایران هم آن را امضا کرده.»

دکترکمال سیدودکتر کمال سیدو
دکتر کمال سیدو، مسئول امور خاورمیانه در "جامعه اقوام در معرض خطر" که مرکز آن در شهر هانوفر آلمان است، به دویچه وله می‌گوید:«قاچاق مواد مخدر و یا حمل سلاح فقط بهانه است و اکثر زندانیان بلوچ در ایران به اتهامات سیاسی دستگیر شدخ‌اند. هر وقت بلوچ‌ها به بهانه‌ی قاچاق مواد مخدر، حمل سلاح و یا به جرم دست‌داشتن در ترور بر صفحه‌ی تلویزیون ایران ظاهرشدند، بلافاصله بعد از آن اعدام شدند.»

مسئول امور خاورمیانه درجامعه اقوام در معرض خطر تاکید می‌کند: «با انتشار نام این افراد تلاش می‌کنیم که توجه افکارعمومی را به آن جلب کنیم. ما امیدواریم که آلمان هم سیاست فعال‌تری درباره‌ی مسئله‌ی حقوق بشر در ایران اتخاد کند. ما انتظار داریم که وستروله ، وزیر امور خارجه‌ی کشورمان درباره وضعیت اقلیت‌های قومی در ایران با طرف ایرانی صحبت کند.»
هم دروری دایک از عفو بین‌الملل و هم کمال سیدو در گفت‌وگو با دویچه وله تاکید کردند که پروند‌هایی که در روزهای گذشته در دادگاه‌های ایران منجر به اعدام‌ شده غیر شفاف رسیدگی شده‌اند. فعالان بلوچ نیز هشدار می‌دهند که ممکن است به‌دنبال پخش فیلم‌های اعترافات در تلوزیون محلی هامون، شاهد موج جدیدی از اعدام بلوچ‌ها در ایران باشیم.
 
           
                http://www.dw.de/خطراعدامهای-جدید-شهروندان-بلوچ-در-ایران/a-16570937

آیا تیمور واقعا لنگ بود؟

تیمور گورکانی که بعضا به نام تیمور لنگ خوانده می‌شود، در قرن چهاردهم میلادی از گمنامی سر برآورد و به فاتح ملت‌ها تبدیل شد.
او از سر دشمنانش مناره‌ها ساخت.
آنطور که جاستین ماروزی می‌نویسد، در دورانی که توانایی جسمی اهمیت زیادی داشت، انجام چنین فتوحاتی کار بزرگی است.
 
 
اگر سعی کنید بزرگ‌ترین فاتحان تاریخ را به یاد بیاورید، به احتمال زیاد فورا نام چنگیزخان و اسکندر مقدونی به ذهنتان می‌رسد. اما اگر اهل آسیای مرکزی یا فراتر از آن، جهان اسلام نباشید، بعید است از تیمور لنگ یادی کنید.
این جنگجوی تاتار که در سال ۱۳۳۶ میلادی، در نزدیکی سمرقند در ازبکستان امروزی به‌دنیا آمد، از برخی جهات شاه مقدونی و جنگجوی مغول را تحت‌الشعاع خود قرار داد.
 
تیمور برخلاف اسکندر، عضو خاندان سلطنتی نبود و پیشینه خانوادگی ساده‌ای داشت. به علاوه، برخلاف چنگیز، او قومی را تحت فرمان خود نداشت که بتواند آنها را به فتوحات نظامی رهنمون شود، بلکه مجبور بود از مجموعه‌ای از اقوام و ملیت‌های مختلف و اغلب سرکش، ارتشی موفق بسازد.
زمانی که در سال ۱۴۰۲ میلادی، تیمور در میدان نبرد با بایزید اول، سلطان عثمانی، روبرو شد، سربازانی را از سراسر امپراتوری خود در اختیار داشت: از ارمنستان گرفته تا افغانستان و از سمرقند تا سیبری.
غلبه بر چنین کاستی‌هایی که برای خودشان نقاط ضعف به شمار می‌روند، به‌خودی خود مساله بزرگی بود. اما نکته به‌مراتب شگفت‌انگیزتر این است که سمت راست بدن تیمور دچار معلولیتی جدی بود.
در هنگام تولد، نام او را تیمور گذاشتند که به معنای آهن است.
اما بعد از اینکه در جوانی دست و پای چپش به شدت آسیب دید، در زبان فارسی به او لقب "لنگ" دادند. نام‌هایی که او در غرب به آنها خوانده می‌شود نیز با تغییری جزئی در همین نام و لقب فارسی به‌وجود آمده‌اند.
قبر تیمور در آرامگاه "گور امیر" در سمرقند قرار دارد
در دورانی که مهارت‌های جنگی پیش‌شرط لازم برای رسیدن به قدرت سیاسی بود، چنین معلولیت شدیدی برای بیشتر افراد ضربه‌ای خردکننده است.
احتمالا تیمور هم در جوانی با این ضرب‌المثل محلی آشنا بود که می‌گوید: "تنها دستی که توان نگه داشتن شمشیر دارد، می‌تواند کوپال حکومت را به دست گیرد."
بدون شک، پیشرفت و ترقی در جهان بی‌رحم آن زمان بدون سرآمد بودن در مبارزه تن به تن و تیراندازی ممکن نبود.
منابع تاریخی هم تردیدی درباره معلولیت تیمور باقی نمی‌گذارند، اما در مورد اینکه این معلولیت دقیقا چطور ایجاد شده، هنوز تردیدهایی وجود دارد. احتمالا این اتفاق در سال ۱۳۶۳ میلادی افتاده است. یعنی زمانی که تیمور در خدمت خان سیستان در جنوب غربی افغانستان کنونی بود.
ابن عربشاه، وقایع‌نگار قرن پانزدهم میلادی که البته موضع بسیار خصمانه‌ای نسبت به تیمور دارد، می‌گوید که یک چوپان هشیار متوجه شد تیمور در اطراف گله گوسفندانش پرسه می‌زند. پس با یک تیر شانه‌اش را هدف قرار داد و تیر دیگری را هم به نشیمنگاه او زد.
او می‌نویسد: "نقص عضو هم به فقر او (تیمور) اضافه شد و ایراد دیگری به شرارت و خشم جنون‌آمیز او علاوه گردید."
روی گونزالس کلاویخو، سفیر اسپانیا که در سال ۱۴۰۴ میلادی به سمرقند رفت، ثبت کرده است که در درگیری تیمور با گروه بزرگی از سواران سیستانی که عده زیادی از سربازان او را کشتند، چه گذشته است.
او می‌نویسد: "آنها خود او را هم از اسب انداختند و پای راستش را زخمی کردند. او بر اثر این جراحت، تا پایان عمر لنگ می‌زد؛ دست راستش هم مجروح شده بود و انگشت کوچک و انگشت کناری آن را از دست داده بود."
در سال ۱۹۴۱ میلادی در اتحاد جماهیر شوروی، یک گروه باستان‌شناس تحت هدایت میخائیل گراسیموف برای نبش قبر تیمور وارد عمل شد و به مقبره زیبای او در سمرقند رفت.

ازبکستان-سرزمین تیمور لنگ

مساحتی بیش از آلمان دارد، با جمعیت ۲۸ میلیون نفر
در سال ۱۹۹۱ اعلام استقلال کرد، اما آخرین رهبر دوران کمونیسم، اسلام کریم‌اف، هنوز در قدرت است و نظام حاکم عملا همچنان تک‌حزبی است
در سال ۲۰۱۲ به‌عنوان یکی از سرکوبگرترین کشورهای جهان شناخته شد؛ سازمان عفو بین‌الملل به نقض گسترده حقوق بشر در این کشور اشاره کرده است
ازبکستان تیمور گورکانی را قهرمان ملی معرفی می‌کند. در سال ۲۰۰۰ رئیس جمهور کریم‌اف در یک سخنرانی خطاب به ملت گفت: "شما نوادگان مردمانی بزرگ هستید. شما نیروی تیمور گورکانی را در دستانتان دارید"
در تاشکند (پایتخت کشور) مجسمه‌ای از تیمور سوار بر اسب جایگزین تندیس کارل مارکس شده است
اعضای تیم دریافتند که تیمور واقعا لنگ بوده، هیکلی تنومند و حدود ۱۷۰ سانتیمتر قد داشته است؛ پای راستش در محل تلاقی استخوان ران و کاسه زانو آسیب دیده بود و در نتیجه، پای راستش از پای چپ کوتاه‌تر بوده است. دلیل پسوند تحقیرآمیز "لنگ" در نام او هم همین موضوع است.
تیمور احتمالا موقع راه رفتن پای راستش را می‌کشید و شانه چپش به‌شکلی غیرطبیعی بالاتر از شانه راستش بوده است. جراحات دیگری هم در دست و آرنج راستش دیده شد.
لنگ بودن تیمور به دشمنان او از جمله امپراتوران عثمانی و حاکمان بغداد و دمشق بهانه خوبی می‌داده است تا به ریشخندش بگیرند. اما مسخره کردن او، از شکست دادنش در میدان جنگ آسان‌تر بود.
حتی ابن عربشاه، که سرسخت‌ترین منتقد تیمور است، قبول دارد که او "قدرت و شجاعت زیادی داشت" و رهبری "جسور و دلاور" بود که "ترس توأم با احترام و فرمانبری" را در دل دیگران می‌انداخت.
از میان نوشته‌های ادوارد گیبن، تاریخدان بزرگ قرن هجدهم، می‌توان حس کرد که او به تیمور علاقه دارد.
او که معتقد است نبوغ نظامی تیمور هرگز آنقدر که باید، مورد تحسین مورخان قرار نگرفته است، می‌نویسد: "مردمانی که از او شکست خوردند، به شکلی فرومایه و در عین حال تاثیرگذار از او انتقام گرفتند؛ با افسانه‌هایی مملو از تهمت درباره تولد، شخصیت و حتی نام تیمور."
با این حال، او اضافه می‌کند: "همین که یک دهقان توانست بر سرتاسر آسیا حکومت کند، نشاندهنده شایستگی بیشتر اوست و نه مایه تحقیرش. لنگ بودنش هم نمی‌تواند مایه سرزنش و ملامت باشد، مگر اینکه قرار باشد به خاطر یک نقص عضو طبیعی، و حتی شاید شرافتمندانه، خجالت بکشد."
تیمور در هنگام مرگش در سال ۱۴۰۲ میلادی، در راه جنگ با امپراتور چین از سلسله مینگ بود.
او بعد از ۳۵ سال جنگ‌های پیاپی، همچنان در میدان نبرد بی‌شکست مانده بود.
نمونه‌های تاریخی نادری وجود دارند که مردی توانسته باشد به این آسانی بر معلولیت جسمی خود غلبه کند، اما صدها هزار نفر از سکنه آسیا که به‌شکل بی‌رحمانه‌ای قتل‌عام و سربریده شدند، به بهای جانشان این موضوع را دریافتند.
جاستین ماروزی نویسنده کتاب "تیمورلنگ: شمشیر اسلام، فاتح جهان" است.

خطرات روند صلح؛ مقاله کرزی برای بی‌بی‌سی حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان

اساس دردها و رنج های افغانستان در زمان جهاد ما علیه اتحاد جماهیر شوروی گذاشته شد.
 
جهاد ما برضد شوروی مبارزه ای برحق بود که برای حفاظت از وطن و دین مان آغاز کردیم. در حالیکه ما با اخلاص مبارزه مان را به پیش می بردیم، متحدان ما هریک به دنبال اهداف خودشان بودند.
با پیروزی مجاهدین روند حوادث به سمتی رفت که حاکمیت آنها سبب رنج و مصائب مردم شد تا آنها (مجاهدین) بدنام و ناکام شوند و به این ترتیب زمینه برای ایجاد و حاکم کردن گروهی دیگر فراهم شود.
گروه جدید طالبان بود که به نام مبارزه با "گروه شرو فساد" قد علم کردند و وعده امنیت و مصونیت را به مردم دادند.
به همین دلیل بسیاری از افغانها از جمله خودم سخت از طالبان حمایت می کردیم و کمک های قابل توجهی هم به آنها کردیم.
اما طالبان به زودی به انحراف کشیده شدند و به جنگ داخلی روی آوردند. آنها از افراطیت حمایت کردند تاجایی که با تروریسم همراهی کردند و منزوی شدند.
 
سرانجام پس از حادثه یازدهم سپتامبر بود که یکبار دیگر نیروهای خارجی به افغانستان آمدند. قابل یاد آوری است که همه این بازی ها را خارجی ها برسر مردم افغانستان آوردنداما بازیکنان همه افغان بودند و تفنگ همیشه بر دوش خود افغانها بود.
ما به عنوان یک ملت زنده نباید چنین چیزی را اجازه می دادیم که خارجی ها با سرنوشت ما بازی کنند.
پس از حادثه یازدهم سپتامبر افغانها به این امید به نیروهای غربی خوشامد گفتند که امنیت، آرامش، توسعه و رفاه با خود به افغانستان بیاورند. اما یکبار دیگر کشورهای دخیل، زیر نام مبارزه با دهشت افگنی هریک در پی تعقیب اهداف استراتژیک خودشان برآمدند. برای رسیدن به این اهداف متأسفانه بار دیگر جنگ شروع شد.

حالا فرصتی برای صلح فراهم شده است

یازده سال بعد حالا صدای صلح بلند شده. روند صلح که در حال حاضر در مراحل اولیه اش قرار دارد، یک مرحله تازه ای را برای افغانستان نوید می می‌دهد.
به گذشته باید توجه زیاد صورت گیرد تا روند صلح کنونی شروع مرحله ای نباشد که در نهایت بجای تامین صلح واقعی گامی برای خارجی های دخیل در قضایای افغانستان برای رسیدن به اهداف بزرگ شان گردد.
آنگونه که در سه و نیم دهه گذشته بارها و بارها این واقعیت تلخ را تجربه کرده ایم.
همانگونه که سقوط آخرین دولت کمونیستی و ورود مجاهدین به کابل سبب آرامش وآزادی واقعی مردم ما نشد، به همین ترتیب اگر روند صلح کنونی مان به خوبی مدیریت نشود، می تواند سبب ضعیف تر شدن ما و خلق مشکلات تازه برای مان شود.

چرا طالبان را برادرم خواندم

اگر جنگ را خارجی ها به ما تحمیل کردند، ابتکار صلح باید در دستان خودمان باشد. در غیر آن نتیجه ای که ملت منتظرش است، هیچگاه به دست نخواهد آمد.
 
به همین دلیل من در سخت ترین شرایط طالبان را برادر خطاب کرده ام و آنها را به صلح دعوت کرده ام. به همین دلیل هم من جرگه مشورتی را در مورد صلح فراخواندم. آن جرگه شورای عالی صلح را ایجاد کرد که در آن نمایندگانی از هر قشر و فکر افغانستان حضور دارند.
اگر برای رسیدن به اهداف مان سالها جنگیدیم، باید دیگر اجازه ندهیم به نام صلح چندین سال دیگر متفرق شویم. افغانها در یازده سال گذشته قربانی های بزرگی دادند و یک نظام ساختند.
نتیجه این قربانی ها مؤسسات منتخب دولتی است. این دستاورد بزرگی برای ما است.
ابتکار ها و تلاشهای پراگنده صلح می تواند این قربانی های مان را با خطر مواجه کند. اگر همه افغانها متحدانه عمل نکنند در حقیقت به یازده سال گذشته بازگشته ایم و خدا می داند که خارجی ها در فضای مبهم ایجاد شده چه اهدافی را تعقیب خواهند کرد و ما برای چند سال دیگر قربانی آنها خواهیم شد؟
در این مرحله حساس، آینده روشن افغانها فقط در گرو اتحاد و اتفاق آنها است. پس برای داشتن آینده ای روشن و برای اینکه تلاشهای صلح مان، یک صلح واقعی را در پی داشته باشد و سبب تقویت کشورمان شود به چند نکته مهم اشاره می کنم.

نکات اصلی

۱_ نمایندگان طالبان که در مذاکرات شرکت می کنند باید اسناد معتبر تصدیق شده توسط رهبران شان را با خودداشته باشند.
۲_ در گفت و گوهای صلح، شورای عالی صلح از ملت افغانستان نمایندگی کند.
۳_ از برگزاری نشست ها و گفت و گوهای متفرقه و پراگنده گروه‌ها و شخصیت های مختلف به نام صلح باید جلوگیری شود.
۴_ به همین دلیل مذاکرات صلح در کنار ابعاد داخلی، ابعاد خارجی هم دارد که برخی از آنها منطقه ای و برخی دیگر جهانی اند. بنابراین افغانها یعنی دولت، اپوزیسیون داخلی و طالبان باید بخش داخلی را بین خود شان حل و فصل کنند و بخش خارجی اش را باید متحدانه و همصدا با خارجی ها حل کند و زمینه را بگونه ای فراهم کنند که در میان منافع متضاد خارجی‌ها ، منافع ملی خودشان را حفظ و تضمین کنند.
 
bbc

Pakistan perpetrate abuses with impunity in Balochistan and beyond

Pakistan’s human rights crisis worsened markedly in 2012 with religious minorities bearing the brunt of killings and repression. While the military continued to perpetrate abuses with impunity in Balochistan and beyond, Sunni extremists killed hundreds of Shia Muslims and the Taliban attacked schools, students, and teachers.
       
Ali Dayan Hasan, Pakistan director
 
 
(Islamabad) – Pakistan’s government has failed to act against abuses by the security and intelligence agencies, which continued to allow extremist groups to attack religious minorities, Human Rights Watch said today in its World Report 2013. The authorities did little to address attacks against journalists and human rights defenders, and committed serious abuses in counter-terrorism operations.
In its 665-page report, Human Rights Watch assessed progress on human rights during the past year in more than 90 countries, including an analysis of the aftermath of the Arab Spring.
“Pakistan’s human rights crisis worsened markedly in 2012 with religious minorities bearing the brunt of killings and repression,” said Ali Dayan Hasan, Pakistan director at Human Rights Watch. “While the military continued to perpetrate abuses with impunity in Balochistan and beyond, Sunni extremists killed hundreds of Shia Muslims and the Taliban attacked schools, students, and teachers.”
Human Rights Watch documented a sharp escalation in persecution of religious minorities in 2012. At least eight journalists were killed in Pakistan in 2012, including four in May alone. No one was held accountable in any of these cases. Media coverage of alleged abuses by state security forces and militant groups was impeded by a climate of fear, Human Rights Watch said. Journalists rarely reported on human rights abuses by the military in counterterrorism operations, and the Taliban and other armed groups regularly threatened media outlets over their coverage. Human Rights Watch recorded continued enforced disappearances and killings of suspected Baloch nationalists and militants by the military and affiliated agencies. Baloch nationalists and other militant groups also stepped up attacks on non-Baloch civilians.
In 2012, well over 400 members of the Shia Muslim population were killed in targeted attacks that took place across Pakistan. In Balochistan province over 125 were killed, most of them from the Hazara community.
The government was unable or unwilling to break the links between Pakistan’s military and intelligence agencies with extremist groups. Sunni militant groups, including those with known links to the Pakistani military, its intelligence agencies, and affiliated paramilitaries, such as the ostensibly banned Lashkar-e Jhangvi, operated openly across Pakistan, as law enforcement officials turned a blind eye to attacks. The government took no significant action to protect those under threat or to hold extremists accountable.
Suicide bombings, armed attacks, and killings by the Taliban, al Qaeda, and their affiliates continued in 2012, targeting politicians, journalists, religious minorities, and government security personnel. Militant Islamist groups attacked more than 100 schools in 2012, including students, teachers, and human rights advocates, Human Rights Watch said. The Taliban’s nearly fatal attack on Malala Yousafzai, a 15-year-old girl who had been an outspoken advocate for children’s right to education, garnered condemnation from across the world and the political spectrum in Pakistan.
The deadly attacks on minority groups show no sign of letting up in 2013, Human Rights Watch said. Lashkar-e-Jhangvi claimed responsibilityfor a January 10, 2013 double-suicide bombing in Quetta, Balochistan that killed 92 Hazara and wounded 120 more. Federal rule was imposed in the province after a four day sit-in by protesters who refused to bury the dead until government action was taken.
“Pakistan’s Shia community suffered bloody attacks in 2012, and then 2013 began with the single worst atrocity against the Hazara in Pakistan’s history,” Hasan said. “The government needs to show some backbone and act urgently to protect vulnerable communities such as the Hazara, or risk appearing indifferent or even complicit in the mass killing of its own citizens.”
Human Rights Watch urged Pakistan’s federal government and relevant provincial governments to promptly apprehend and prosecute those responsible for attacks on the Shia and others at risk. The government should direct civilian agencies and the military responsible for security to actively protect those facing attack from extremist groups, and to address the growing perception, particularly in Balochistan and Pakistan’s tribal areas, that state authorities look the other way when Shia are attacked. It should increase the number of security personnel in Shia majority areas and enclaves at high risk of attack, particularly the Hazara community in Quetta. The government should also actively investigate allegations of collusion between Sunni militant groups, military intelligence, and paramilitary forces, and hold accountable personnel found to be involved in criminal acts.
Blasphemy law convictions
Abuses under the country’s blasphemy law continued as dozens were charged in 2012. At least 16 people remained on death row and 20 were serving life sentences for blasphemy. Members of the Ahmadi religious community have been major targets for blasphemy prosecutions and subjected to specific anti-Ahmadi laws. Militant groups forced the demolition or closure of Ahmadi mosques and vandalized Ahmadi graves across Punjab province.
“Pakistan’s religious minorities endured another year of persecution, insecurity, and fear,” Hasan said. “The government’s failure to reform or repeal the blasphemy law provides extremists with legal tools to impose bigotry and perpetrate abuse.”
Counterterror abuses
State security forces routinely violated basic rights in the course of counterterrorism operations. Thousands of alleged Taliban members, rounded up in a nationwide crackdown that began in 2009 in Swat and the Federally Administered Tribal Areas (FATA), remained in military detention without charge or trial.
“The Pakistani military’s abusive counterterrorism practices are as counterproductive as they are unlawful,” Hasan said. “By committing abuses against suspected militants in Balochistan and Taliban in FATA, the military is fueling the militancy it is fighting.”
Judicial Overreach
In June 2012 Pakistan’s independent Supreme Court removed Prime Minister Yusuf Raza Gilani from office for refusing to bring criminal charges against the president, an act widely dubbed a “judicial coup.” The judiciary muzzled media criticism of itself in 2012 through threats of contempt of court proceedings. In October the high courts in Islamabad and Lahore issued orders to stop the broadcast of television programs critical of the judiciary. This bar on the media came in the aftermath of a multi-million dollar corruption scandal involving Arsalan Iftikhar, the son of the Supreme Court chief justice.
The Supreme Court continued to take apparently political actions in January 2013 by admitting for hearing a malicious petition filed against Sherry Rehman, Pakistan’s ambassador to the United States, because of her 2010 campaign to reform the country’s blasphemy law.
“Pakistan’s Supreme Court exercised its new-found independence by taking transparent political decisions,”Hasan said. “Its actions risk a backlash that could allow future governments to limit its independence in the name of good governance.”
Relations between Pakistan and the United States remained abysmal through much of 2012 over the 2011 “Salala attack.” The US carried out about 48 aerial drone strikes during 2012 on suspected al Qaeda and Taliban members near Pakistan's border with Afghanistan. These strikes resulted in claims of large numbers of civilian casualties, but lack of access to the conflict areas has prevented independent verification.

“CIA drone strikes continued to generate controversy, outrage, and civilian casualties in Pakistan,” Hasan said. “So long as the US refuses public accountability for CIA drone strikes, the agency should not be conducting them at all.”

 

The truth about Balochistan

 
 
Saturday, February 02, 2013
 
Part - I

Over the years, the ruling elite has been polluting the public mind with baseless assumptions and storylines regarding Balochistan. This leaves little room for logical debate on the province and on the appalling socio-economic and political realities that have resulted in the Baloch people’s hostility to the state system.

Despite massive media outreach and the Internet revolution, the rigid perception about Balochistan and its people remains unchanged. Facts about Baloch society and its tribal structure, as well as the outdated government-sustained tribal system in which corrupt tribal chiefs are in collusion with the establishment are rarely analysed. These tribal chiefs have played a leading role in the wholesale destruction of the Baloch society.

The establishment’s standard narrative on the crisis in Balochistan revolves around such standard assumptions as: the sardars and nawabs are the main cause of the province’s socio-economic backwardness; the Baloch uprising is foreign-funded; and Balochistan is fully empowered and governed by the locals.

No serious efforts have been made to understand Balochistan beyond the fact that the province is a mineral-rich region that produces natural gas, and is a colony populated by tribal warlords and their impoverished subjects. There is no denying that the power-hungry tribal chiefs are widely responsible for Balochistan’s woes. But these sardars derive their legitimacy from Islamabad, and are sustained by the government and the civil-military-establishment. However, while the Baloch deeply respect their tribal traditions and culture, this doesn’t hinder their participation in socio-economic development.

The first universities, schools and other centres of learning in Balochistan were established by moderate and nationalist Baloch tribal chiefs who were staunch opponents of colonial rule in the Subcontinent, particularly in Balochistan. In the early 1930s, Nawab Yousuf Aziz Magsi established the first educational institution – Jama-e-Yousufia – in Jhal Magsi. He brought revolutionary changes in Baloch society by encouraging education and opposing the sardari system, despite being a sardar himself. Being very concerned about the welfare of the Baloch youth, he widely campaigned for social and political reforms in the province.

As far back as the late 19th century and the early 20th century, the Khan of Kalat provided scholarships to young people to help them gain access to education in some of the best colleges and universities of India. He also sought the help of the British to establish schools and colleges in Balochistan.

Until 1972, Balochistan was completely ignored when it came to education and economic development. The first Baloch government, headed by Sardar Attaullah Mengal and his visionary education minister, Mir Gul Khan Nasir, gave to Balochistan a university and hundreds of schools and colleges, including a medical college. Special economic zones, including the Hub Industrial Area were a brainchild of Baloch nationlist sardars who wanted their people to be empowered.

In 1972, a resolution was moved in the Balochistan Assembly demanding that the federal government abolish the sardari and jirga systems, since the assembly itself did not have the power to legislate such radical changes. The PPP government at the time took no action in this regard. On February 14 1972, eight months later after the passage of this resolution, the National Awami Party presented the resolution in the National Assembly. On June 8, 1972, a resolution was introduced demanding “the eradication of outdated institutions such as the sardari system, the jirga system and the tribal system so that the province of Balochistan may progress socially and economically.”

In his speech Balochistan’s senior minister Mir Gul Khan Nasir told the speaker: “Four things have been pointed out as hurdles to the economic and social progress of Balochistan in this resolution. These are: the sardari, tribal and jirga systems, and all other measures by means of which the people of Balochistan have been, and are still being, exploited.”

He explained in his speech: “Sardari in the beginning wasn’t a parasitic institution, but when the sardars became agents of an imperial power, the integrity of this institution began to deteriorate. With the passage of time...some knights rose from within the ranks of the sardars...and succeeded in diminishing its influence. But despite this, we do not wish to keep this rusty skeleton of the sardari system as a monument or memorial of the past because as long as this institution remains, even as a vestige, it will keep our nation divided into various tribes and sub-tribes, which will render it impossible for us to achieve economic progress. Therefore, the main objective of presenting this resolution is to completely eradicate from the face of this earth the disease-stricken sardari system...”

In Quetta, Chief Minister Attaullah Mengal unequivocally spoke in favour of the resolution, saying, “Now that the tribal system has lost its advantages, keeping it is going to act as a hurdle in the development of the people of these tribes. And the large amounts of annual allowances being given to the royal families of the states that merged with Pakistan and the sardars are putting undue pressure on the country’s economy. Therefore, the sardari system should be abolished...and the annual allowances to former royal families should be discontinued. And all the responsibilities of the sardars need to be transferred to other institutions, just like in the other parts of the country.”

Despite the opposition of pro-establishment nawabs and jams, the Balochistan Assembly adopted the resolution with overwhelming majority. But Islamabad paid no heed to the demand. Furthermore, any socio-economic development of the Baloch bothered the regional powers, resulting in the dismissal of the first truly elected Baloch government and also in a full-fledged military operation.

To be concluded

The writer is a former senator from Balochistan. Website: www.sanabaloch.com

Email: balochbnp@gmail.com


 
 

بازداشت فعالین مدنی کُرد و ممنوع الخروج شدن تعدادی دیگر در شهر مریوان

ظهر سه شنبه ۱۰ بهمن ماه نیروهای امنیتی در شهر مریوان اقدام به بازداشت ۶ تن از فعالین مدنی کُرد بنامهای سامان محمودی ، داود قسیمی ، خالد احدی ، محمد کهنه پوشی ، سوران دانشور و زانا معینی کرده و تعداد دیگری هم به ستاد خبری اداره اطلاعات این شهر احضار شده‌اند.
شاهو محمودی یکی از فعالان منی این شهر به کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی گفت که ، نیروهای اداره‌ اطلاعات شهر مریوان سوران دانشور، فارغ التحصیل مهندسی شهرسازی، دانشجوی محروم از تحصیل و فعال دانشجویی سابق؛ خالد احمدی فارغ التحصیل رشته‌ جعرافیا و فعال مدنی؛ زانا معینی، دانشجو و فعال مدنی؛ سامان محمودی، دانشجو و فعال مدنی؛ داوود قسیمی دانشجوی رشته جغرافیا دانشگاه ارومیه و فعال مدنی و محمد کهنه‌پوشی، دانشجو و فعال مدنی را بازداشت کرده و به مکانی نامعلوم منتقل کرده‌اند.

ظهر سه شنبه ۱۰ بهمن ماه نیروهای امنیتی در شهر مریوان اقدام به بازداشت ۶ تن از فعالین مدنی کُرد بنامهای سامان محمودی ، داود قسیمی ، خالد احدی ، محمد کهنه پوشی ، سوران دانشور و زانا معینی کرده و تعداد دیگری هم به ستاد خبری اداره اطلاعات این شهر احضار شده‌اند. 
شاهو محمودی یکی از فعالان منی این شهر به کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی گفت که ، نیروهای اداره‌ اطلاعات شهر مریوان سوران دانشور، فارغ التحصیل مهندسی شهرسازی، دانشجوی محروم از تحصیل و فعال دانشجویی سابق؛ خالد احمدی فارغ التحصیل رشته‌ جعرافیا و فعال مدنی؛ زانا معینی، دانشجو و فعال مدنی؛ سامان محمودی، دانشجو و فعال مدنی؛ داوود قسیمی دانشجوی رشته جغرافیا دانشگاه ارومیه و فعال مدنی و محمد کهنه‌پوشی، دانشجو و فعال مدنی را بازداشت کرده و به مکانی نامعلوم منتقل کرده‌اند.
 
وی اضافه نمود که نیروهای امنیتی همچنین منزل تمامی این افراد را که در مکانهای مختلف بازداشت شده‌اند مورد بازرسی قرار داده و کامپیوتر و تعدادی از وسائل شخصی آنها را با خود برده‌اند. همچنین دو نفر دیگر از فعالین دانشجوی به نامهای شاهو محمودی و دانا لنج آبادی از سوی ستاد خبری اداره اطلاعات شهر مریوان احضار شده‌اند.
از طرفی دیگر اداره اطلاعات این شهر از تعداد دیگری از فعالان این شهر خواسته که فعلا حق خروج از شهر را ندارند و باید  خود را به اداره اطلاعات معرفی کنند و بطوری که تا اطلاع ثانوی تحت نظر این اداره باشند.
گفتنی است که همه این دانشجوان از فعالین مدنی و عضو اتحادیه دمکراتیک دانشجویان کرد بودند و که از جمله سوران دانشور عضو شورای مرکزی اتحادیه دموکراتیک دانشجویان کرد و دبیر کمیته هماهنگی اتحادیه، تابستان گذشته به همراه چند تن از اعضای این اتحادیه از طرف اداره اطلاعات سنندج بازداشت و پس از چندی با قرار وثیقه از زندان آزاد شد.
کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

برگرفته از: 

ایمیل رسیده

Pakistani security forces attacked across Balochistan, Two PAF personnel killed in Pasni

     <a href='http://balochwarna.com/features/articles.18/Pakistan039s-secret-dirty-war.html'>Pakistan's secret dirty war</a>   The Baloch freedom fighters claimed to have killed several Pakistani security forces personnel including two staff of Pakistan Air Force in different attack across Balochistan on Monday.

According to Balochistan national media reports at least three people, including two personnel of the Pakistan Air Force (PAF), were killed and another PAF personal was injured in Pasni, Gwadar District. The Pakistan Air Force personnel were shopping at the Zareen Markeet when armed men on motorbike opened fire on them.

Resultantly, three people, including two PAF personnel and a shopkeeper were killed, while a PAF official sustained bullet injuries. The deceased were identified as Muhammad Ibrahim from Skardu, Khurram Shahzad from Rawalpindi and the shopkeeper identified as Elahi Bukhsh, a resident of Mashkey Balochistan, while the injured was identified as Nabi Shah.

Pasni Tehsildar Shey Akbar Baloch while speaking to Daily Times said: “The law and order situation is not good in Pasni and we had asked the security personnel to inform us before visiting the city so that we could provide them security.”

Meanwhile, Gwahram Baloch, a spokesperson of the Baloch Liberation Front (B L F) has claimed responsibility for the attack on Pakistan Air Force personnel. He said Pakistani security forces were on the target of Baloch freedom fighters and warned the general public to stay away from Pakistani security forces personnel, check posts and vehicles.

“Our main target was the PAF personnel and we regret that a local shopkeeper was also killed as the result of our attack,” said Gwahram Baloch.
He further claimed that fighters from his organisation have also killed a Frontier Corps (F.C) man in Prom region of Panjgur town in Balochistan.

In a separate attack several worker of FWO (Frontier Work Organisation), a construction and military engineering branch of the Pakistani Army, have reportedly been injured in Panjgur, Balochistan.

Jiand Baloch, a spokesperson, of Baloch Liberation Army (BLA) has accepted responsibility for the attack on military’s construction company.

Mr Baloch has also warned the drug traders in Panjgur to mince their ways. “We warn the drug sellers to stop selling lethal drugs to local Baloch youth. Otherwise the Baloch sarmachar (freedom fighters) will attack them. “

A man, identified as Muhammad Jamal, was shot dead by unknown men, riding a motorbike, at Al-Faisal Chowk in Khuzdar on Monday.

BLA spokesperson Jiand Baloch claimed responsibility for gunning him down and said that he was a staff of Pakistan’s secret agencies.

Three Pakistani security forces personnel have also reportedly been killed in Soro region of Mand town in Balochistan. Baloch Republican Army (BRA) spokesperson, Sarbaaz Baloch, claimed responsibility for the attack, adding that fighters from his organisation attack a check post of Pakistani forces and injured several personnel of Frontier Corps.

Sarbaaz Baloch also claimed that BRA fighters have killed another two personnel of security forces in Baar Bozh area of Dera Bugti and Thump Balochistan respectively.

Baloch resistance organisations, fighting for the independence of Balochistan, have recently escalated their attacks against Pakistani security forces across Balochistan. 

http://balochwarna.com/xnews/articles.203/Pakistani-security-forces-attacked-across-Balochistan-Two-PAF-personnel-killed-in-Pasni.html

Pakistan: Increase in measles cases in eastern Balochistan

The number of people with measles is increasing in eastern Balochistan. A Médecins Sans Frontières (MSF) medical team in Dera Murad Jamali has treated 159 patients since late December, and there have been two measles-related deaths in health facilities supported by MSF in Jaffarabad and Nasirabad districts.

To cope with the increasing number of patients, an eight-bed isolation unit has been set up in Dera Murad Jamali hospital to treat patients who are suffering complications. Some 35 such patients have received treatment over the past two weeks. In addition, treatment kits have been distributed to places where MSF runs mobile clinics, including Mir Hassan, Usta Mohammad, Dera Allah Yar and Sobhat Pur.

“Our mobile medical teams are reaching out to communities to identify people with measles symptoms in the catchment area of health facilities that we support,” says Dr Muhammad Shoaib, MSF’s medical coordinator in Pakistan. “These people are then referred for treatment aimed at preventing complications such as respiratory infections.”

Across Pakistan, there has been an increase in the numbers of recorded measles cases over the past two months. More than 150,000 children died from measles-related complications in 2011.
“Measles is an extremely contagious illness,” says Dr Shoaib. “If not treated in time, it may result in serious medical complications and even death, especially amongst malnourished patients. In eastern Balochistan, where malnutrition rates are relatively high, chances of complications are even higher.”
Symptoms include a rash, which appears 10 to 14 days after exposure to the virus, as well as a runny nose, cough and eye infection. “We urge people to be vigilant and seek treatment if they are exhibiting symptoms,” says Dr Shoaib.

MSF has been working with the Department of Health in its hospital in Dera Murad Jamali since 2010, providing emergency obstetric care, a 24-hour delivery room, a neonatal ward, a paediatric ward, a therapeutic feeding programme and a health education programme.

MSF has been working in Pakistan since 1986, with Pakistani communities and Afghan refugees affected by armed conflict, natural disasters or who lack access to medical care. MSF teams are currently providing free emergency medical care in Kurram Agency (FATA), Khyber Pakhtunkhwa, Balochistan and Sindh provinces.

http://www.msf.org/msf/articles/2013/01/pakistan-increase-in-measles-cases-in-eastern-balochistan.cfm

Wheel-jam strike observed in Balochistan



QUETTA: A wheel-jam strike was observed in Balochistan against imposition of governor rule in the province on Friday, Geo News reported.

The strike call was given by Jamiat Ulema-i-Islam-Fazl (JUI-F) and Balochistan National Party (Awami) (BNP-A).

All the markets remained closed in Quetta and other cities while traffic remained off the roads.

The strike was observed in Quetta, Chaman, Noshki, Loralayi, Ziarat, Khuzdar, Pashin, Turbat, Muslim Bagh, Qilla Saifullah and other areas.

Heavy contingents of police and Frontier Corps were deployed in the areas to maintain peace.

http://www.thenews.com.pk/article-86300-Wheel-jam-strike-in-Balochistan-against-governor-rule

Pakistan Inducts China Into Balochistan To Counter India – Analysis By: B. Raman

February 1, 2013
Location of Balochistan in Pakistan
Location of Balochistan in Pakistan

Despite its continuing concerns over the freedom struggle of the Balochs which shows no signs of letting up, China, which originally constructed the languishing commercial port of Gwadar on the Mekran Coast of Balochistan, is reported to have agreed in principle to take over the responsibility for the operation of the port.
The 40-year-old contract awarded by the Pakistan Government in 2007 to Singapore’s PSA international for the operation of the port has been a non-starter due to disputes between the Pakistan Navy and the PSA International over the free transfer of land to the PSA international for the construction of warehouses for containers and other infrastructure facilities and over the failure of the Pakistani authorities to improve the road and rail connectivity of the port as promised in the contract.

The Pakistan Government agreed to the request of the PSA International to withdraw from the contract. Islamabad has now approved in principle the signing of a contract with the Chinese Overseas Port Holdings giving it the responsibility for operating the port.

The problems created by the Pakistan Navy in the transfer of land for the PSA International indicated a lack of enthusiasm in the Pakistan Navy for the operation of the port by a Singapore company and its preference for handing it over to the Chinese company.

In the eyes of the Pakistan Navy, the Chinese taking over the responsibility for the operation of the port will have two advantages. Firstly, the Chinese, with their reputation for the timely construction of projects, will be able to get the languishing operations revived quickly. Secondly, it could prove to be the first step towards China agreeing to a Pakistani request for upgrading the port into a naval base, available for joint use by the Pakistani and Chinese navies.

Taking over the responsibility for the operation of the port, will have strategic advantages for China. It can bring oil and gas from Saudi Arabia and Iran to Gwadar and have them transported to Xinjiang through pipelines. Secondly, it will provide a port of call for ships of China’s Indian Ocean fleet for refitting and other purposes. At present Beijing has not shown any open interest in helping Pakistan by upgrading the existing Chinese-aided commercial port into a Naval base for joint use by the two navies.

The Chinese took nearly two years to make up their mind as to whether they should get involved in the operation of the port due to the deteriorating security situation in Balochistan because of the on-going freedom struggle of the Balochs. The Balochs are opposed to a Chinese presence in Gwadar because they look upon the area as their traditional homeland over which the Pakistan Government has no right to negotiate with any foreign power. Moreover, the Balochs fear that the Chinese taking over the responsibility for the operation of the port would result in an induction of a large number of Punjabis into the Gwadar area to work.

The Pakistani authorities are hoping that the Chinese agreement to take over the operation of the port could act as a deterrent to India whom they suspect of helping the Baloch freedom-fighters.
Beijing’s agreement in principle to take over the operations of the port speaks of its confidence that they could meet any security threats from the Baloch freedom-fighters. Whether their confidence will be sustained or belied has to be seen. The Pakistan Army will not be able to assure the security of the Chinese working in Gwadar. Unless the PLA decides to post its own security contingents in Gwadar as it has done for the security of its nationals working on the upgradation of the Karakoram Highway in Gilgit-Baltistan, security for the Chinese in Gwadar will be uncertain.

What the Pakistan Government announced on January 30, is an agreement in principle for the Chinese company to take over the responsibility from the Singapore company. The details of the final agreement are still to be worked out.

There is a case regarding the security situation in Balochistan presently pending before the Pakistan Supreme Court. The Gwadar project is also linked up in the case. The Supreme Court has to agree to the Gwadar agreement with China being treated as a stand alone issue before the final agreement with China is signed. This should not pose any difficulty.


About the author:
 
 
B. Raman
 
 
B. Raman is Additional Secretary (retd), Cabinet Secretariat, Govt. of India, New Delhi, and, presently, Director, Institute For Topical Studies, Chennai and Associate, Chennai Centre For China Studies. E-mail: seventyone2@gmail.com

محرومیت از ملاقات و تلفن برای یک زندانی سیاسی بلوچ در زندان اردبیل

خبرگزاری هرانا - علی پژگل زندانی سیاسی بلوچ که به زندان مرکزی اردبیل تبعید شده است، از ۳ ماه پیش ممنوع الملاقات شده است.
 
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، علی پژگل زندانی سیاسی بلوچ که از ۳ سال پیش در زندان بسر می‌برد، از ۳ ماه پیش که به زندان مرکزی اردبیل تبعید شده، از ملاقات با خانواده و همچنین تلفن به خارج از زندان محروم گشته است.
علی پژگل که ۲۱ سال سن دارد به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به ۱۶ سال حبس در تبعید زندان اردبیل محکوم شده است و ۳ ماه پیش از زندان مرکزی زاهدان به این زندان منتقل گردید.
بررسی موارد حقوقی نقض شده در این گزارش:
• ماده ۳۷ کنوانسیون حقوق زندانیان: زندانیان باید با نظارت لازم، اجازه ارتباط برقرار کردن با خانواده و دوستان خود در فواصل زمانی معین را داشته باشند. این ارتباط می‌تواند شامل نامه نگاری و تماس تلفنی یا ملاقات حضوری در زندان باشد.
• ماده ۱۸۰ آئین‎نامه اجرایی سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور: کلیه محکومان و مته‌مان تحت نظارت کامل و طبق مقررات این آیین‏نامه مجاز به داشتن ارتباط با بستگان و آشنایان خود می‌‏باشند و این ارتباط بوسیله ملاقات و مکاتبه‏‌ها انجام می‌‏پذیرد.
 

           
                https://hra-news.org/1389-01-27-05-27-21/14847-1.html

«خاورمیانه از اولویت‌های استراتژیک آمریکا حذف می‌شود»

بنا بر پیش‌بینی ولفگانگ ایشینگر، کاهش وابستگی انرژی آمریکا به نفت خاورمیانه تاثیر چشمگیری بر معادلات امنیتی این منطقه می‌گذارد.از نظر وی حل مناقشه اتمی ایران نیازمند مذاکرات مستقیم میان تهران و واشنگتن است.
 ایشینگر که روز جمعه (اول فوریه/ ۱۳ بهمن) در مصاحبه با رادیو سراسری آلمان سخن می‌گفت، با اشاره به استفاده آمریکا از شیوه‌های جدید برای استخراج منابع نفت و گاز خود، افزود که به این ترتیب واشنگتن دیگر ضرروتی نخواهد دید که روزانه خود را به مسئله ثبات و امنیت در منطقه خلیج فارس مشغول کند. به عقیده مدیر کنفرانس امنیتی مونیخ این امر به معنای عقب‌نشینی کامل آمریکا از خاورمیانه نخواهد بود، ولی دست‌کم این منطقه را از صدر اولویت‌های سیاست خارجی آمریکا خارج خواهد کرد.

ایالات متحده از مدتی پیش می‌کوشد با شیوه "فریکینک" (استفاده از فشار هیدرولیک) گاز و نفت نهفته در لایه‌های سنگی  در عمق هزار تا ۵ هزارمتری زمین را که تا‌کنون غیرقابل دسترس بودند  آزاد و استخراج کند. این شیوه گرچه از سوی مدافعان محیط زیست مورد انتقاد شدید قرار گرفته، ولی منابع بزرگی از نفت و گاز را برای آمریکا قابل دسترس می‌کند و از نیاز این کشور به نفت و گاز خاورمیانه به شدت می‌کاهد. کاهش احتمالی بهای انرژی در دنیا نیز از پیامدهای رویکرد جدید آمریکا می‌تواند باشد.

چین پا جای پای آمریکا می‌گذارد
 
مدیر کنفرانس امنیتی مونیخ در ادامه ارزیابی خود از تحولات درسیاست انرژی آمریکا گفت که با کاهش علاقه و حضور ایالات متحده در خاورمیانه، احتمالا اروپا باید نقش فعال‌تری در این منطقه به عهده بگیرد. به عقیده ایشینگر اروپا دیگر نمی‌تواند در این تصور بماند که آمریکا از منافعش دفاع خواهد کرد:« همین حالا هم آمریکایی‌ها از ما تحرک و تلاش بیشتری را در مسائل امنیتی و نظامی جهان طلب می‌کنند و تاکید دارند که خودمان پیشقدم شویم و اگر کمکی لازم بود آمریکا هست، همان رویه‌ای که واشنگتن در بحران لیبی پیش گرفت و در حال حاضر هم در مالی دنبال می‌کند.»

ایشنگر با اشاره به نیاز روزافزون چین به منابع انرژی گفت که بعید نیست که چین به تدریج در جهان و در خاورمیانه همان نقشی را بازی کند که آمریکا در ۵۰ سال گذشته بازی کرده است:«اصلاَ عجیب نخواهد بود که چین در سال‌های آینده زمانی با پرچم خود، یعنی با تحرکات استراتژیک و نظامی خود، به فعال بزرگ منطقه بدل شود. در مورد روسیه هم شاید وضع غیر از این نباشد، به خصوص که این کشور هم از کاهش احتمالی بهای انرژی آسیب خواهد دید.»

ضرورت مذاکره مستقیم میان تهران و واشنگتن
ایشینگر در پاسخ به سئوال مربوط به مناقشه اتمی ایران گفت آنچه که در مذاکرات میان گروه ۵+۱ با ایران غایب است، مذاکرات مستقیم میان تهران و واشنگتن است. او ابراز امیدواری کرد که حضور جو بایدن در کنفرانس امنیتی مونیخ و صحبت‌های او نشانه‌ای در این راستا باشد. مدیر کنفرانس امنیتی مونیخ تاکید کرد که در مذاکرات مستقیم احتمالی میان ایران و آمریکا هر دو طرف باید با انعطاف و عقب‌نشینی به گونه‌ای که به وجهه‌اشان صدمه‌ای نخورد به توافقی بر سر اختلافشان دست یابند.

در چهل و نهمین کنفرانس امنیتی مونیخ که از بعدازظهر جمعه (اول فوریه، ۱۳ بهمن) آغاز خواهد شد سیاستمداران و کارشناسانی از سراسر جهان شرکت دارند. کنفرانس تا یکشنبه ادامه خواهد داشت و چهره‌هایی همچون جو بایدن، معاون رئیس جمهور آمریکا، علی اکبر صالحی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی  و نمایندگانی از اسرائیل و روسیه نیز شرکت خواهند داشت.

محورهای اصلی اجلاس امسال کنفرانس مونیخ را مسائلی همچون بحران در سوریه و مالی و معضلات خاورمیانه تشکیل می‌دهند.
 

Pakistan's Balochistan: Minerals, militants, and meddling

Five points to understand about Pakistan's restive Balochistan Province.
By Mahvish Ahmad, Correspondent / January 31, 2013
 
Islamabad, Pakistan
Balochistan is a key province in Pakistan that is filled with natural resources as well as a volatile mix of Afghan Taliban leaders, anti-Shiite militants, and ethnic separatists.

Why is Balochistan important?

Balochistan is Pakistan's largest province in terms of size, and its smallest in terms of population. The province has always been seen as occupying a geo-strategic position. It has the country's longest coastline, with a lucrative deep-sea port at Gwadar in the south, and a shared border with Afghanistan and Iran. Balochistan also has extensive tapped and untapped resources, including copper, gold, oil, lead, and zinc.
The province has always been seen as a strategic asset, first by the British colonial power who saw it as a buffer zone holding off Afghan and Russian forces. Today, it is a key source of gas and minerals for Pakistanis across the country, and seen as a strategic transport route.
An on-going separatist uprising and the continued presence of Islamist groups in the north has made this strategic province especially restive.

Who are Balochistan's separatists?

A section of the province's ethnic Baloch are calling for the outright independence of Balochistan, after the 2007 assassination of Akbar Bugti, the head of the Bugti tribe and a former Interior Minister in the provincial government. The demands of the separatist Baloch have prompted the deployment of thousands of Pakistani troops across the province, who have been accused of extra-judicial kidnappings, torture, and killings of Baloch activists. Baloch separatists have also been accused of carrying out attacks against members of Pakistan's powerful Punjabi ethnicity as well as Baloch who take a more pro-Pakistan line.

Who are Balochistan's Islamists?

Islamist groups hold sway in areas close to the Afghan border. The province's capital, Quetta, was once known for the notorious Quetta Shura – a congregation of top leaders within the Afghan Taliban. Sources say that the Shura disbanded in 2010, but many suspect that members of the Taliban live among Afghan refugees close to the provincial capital. Other Sunni militant groups also operate with impunity, including Lashkar-e-Jhangvi, an outfit that has taken public responsibility for deadly attacks against Balochistan's Hazaras – a primarily Shiite Muslim minority group easily identifiable because of their distinct Mongolian features. Almost 1,000 Hazaras have been killed over the last five years.

What recent political developments are important to watch?

A protest held by the Hazara community in January prompted the federal government to dismiss its provincial counterpart. After two bombs killed 130 people on Jan. 10 – most of them Hazaras – thousands sat in protest for four days, refusing to bury their dead until the government guaranteed that their community would receive necessary security. According to Islamic tradition, the dead must be buried as soon as possible – the protests were a powerful message to a provincial government that had been accused of gross negligence. The imposition of a form of direct rule in the province has, however, been met with criticism from the province's majority Baloch, who believe it is a sign of a central government once again meddling in the province's autonomy. 

What international players are involved?

The Chinese are mining in various locations throughout the province. The Arabs are known to use parts of the province for recreational hunting. Indians are accused of providing support for Baloch separatists, but there is no evidence supporting this claim. Various Western countries have provided Baloch political activists asylum, in light of the heavy hand exercised by the Pakistani security forces. This prompted US Congressman Dana Rohrabacher to introduce a bill in Congress, calling for US support for the outright independence of Balochistan. The prospect of the bill caused an uproar in Pakistan, prompting politicians to accuse the US of meddling in the country's internal affairs, but it did not go far. And the State Department has made it clear that the US respects Pakistani sovereignty when it comes to the question of Balochistan.